یک قاضی1GHAZI.PRO
@Yek_Ghazii
خانه / آرای قضایی
آرای قضایی

نمونه رای با موضوع: فسخ نکاح موضوع سند ازدواج 99/8261

🗓 1400/02/07⚖️ یک قاضی
حوزه رأیخانواده
مرحله رسیدگیبدوی
تاریخ رأی1400/02/07
شماره دادنامهثبت نشده
شماره پروندهثبت نشده
منبع عنوانعنوان پالایش‌شده
🗂

خلاصه جریان پرونده

آقای ص. ل. با وکالت ع. ز. ت. و ز. ق. س. به طرفیت خانم ز. ب. دادخواستی به خواسته فسخ نکاح موضوع سند ازدواج 99/8261 که به شماره 2344 در دفتر ثبت ازدواج 41 کلاله با تعیین مهریه یک جلد کلام اله مجید و یکصد و چهارده عدد سکه طلا تمام بهار ازادی طرح جدید که بر ذمه زوج عندالمطالبه می باشد. عقد زوجیت دائم فیمابین منعقد شده است. وکلای خواهان در متن دادخواست توضیح داده اند موکل متعاقب انقعاد عقد و انجام مراسم ازدواج و درواقع اخیرا به جهت دستیابی به مدارک و اقاریری از خوانده دعوی از این حقیقت اگاه می شود. که مشارالیها در زمان قبل از انعقاد عقد نکاح وصف دوشیزگی را از دست داده و حالیه نظر به کشف این حقیقت و اطلاع موکل نسبت به این موضوع و اینکه در تمامی مدت نیز مورد کتمان خوانده دعوی بوده است. که شرح مبسوط ان در جلسه دادرسی ارائه می گردد.

لذا با تقدیم این دادخواست حاضر ( که البته قبلا طی دادخواست دیگر مراتب از ناحیه موکل اعلام گردیده به جهت دارا بودن ایراد شکلی مسترد شده است ) مستندا به مواد 1131 و 1128 و 1130 قانون مدنی صدور حکم مبنی بر اعلام فسخ نکاح به لحاظ تدلیس تحت استدعاست در تاریخ 1400/2/7 این دادخواست به شعبه *حقوقی کلاسه ارجاع گردیده است. دادگاه وقت جهت رسیدگی تعیین نموده است.

خوانده برأی جلسه دادرسی 1400/12/22 با تقدیم لایحه ای که در برگ شانزده پرونده پیوست گردیده است. موضوع خواسته را با توجه به اینکه در شعبه *مستند به پرونده کلاسه *تحت عنوان تدلیس در ازدواج مطرح و متعاقبا با بررسی و تحقیقات صورت گرفته منتج به قرار منع تعقیب و قطعی گردیده است. توجها به ماده 18 از قانون آیین دادرسی کیفری مصوب سال 94 که به قاعده ی؟ ؟ ؟ شناخته می شود. قابلیت رسیدگی مجدد را نداشته و ندارد. ععلم و اطلاع خواهان محترم نسبت به ادعای مطروحه هنگام انعقاد عقد وجه بسا پیشتر از ان نیز وجود داشته و ایشان در کمال واقف بودن به شرأیط بنده اقدام به ازدواج نموده اند و اظهارات گواهانی که در پرونده بازپرس از انان استماع شده است. موید مطلب پیش گفته می باشد. با فرض صحت ادعای خواهان ایشان بالغ بر یک سال و اندی با اینجانب زندگی و رابطه زناشویی برقرار نموده و حتی از قبل این رابطه یک بار نیز باردار شده ام که متاسفانه به اصرار خواهان و به دلایل شخصی ایشان جنین را سقط نمودیم که تمامی این مدارک پزشکی در پرونده بازپرسی مضبوط می باشد.

عدول از اعمال حق فسخ از سوی زوج این دادخواست تلقی و چنین فرضیه ای و خواسته از جانب نامبرده فاقد وجاهت قانونی است. شرأیطی که قانونگذار در موارد فسخ نکاح پیش‌بینی کرده است. و رویه مطلوب قضایی نیز از ان تبعیت می نماید. بدین صورت می باشد. الف فقدان بکارت مسبوق به پیش از عقد باشد. ب زوج پیش از عقد اگاه از وضعیت زوجه نبوده باشد. که در صورت عدم اجتماع شرأیط زوج حق فسخ نخواهد داشت چرا که بنا به قاعده اقدام خواهان به وضعیت زوجه رضایت دارد. و عقد را با همان اوصاف واقع پذیرفته است. مضافا که از ارکان تدلیس علم به فعل تدلیس است. و اینکه خیار تدلیس نیز در زمره خیاراتی است. که اعمال ان فوریت دارد. و عدم اعمال به موقع ان یا عملی مغایر با ادعای مطروحه در مانحن فیه برقراری رابطه زناشویی ان هم به کرات موجب تحقق قاعده اقدام و سلب خیار خواهد شد اصدار تصمیم شایسته مورد استدعاست. در جلسه دادرسی 1400/12/24 که وکلای خواهان حاضر ولی خوانده حاضر نبوده است. وکلای خواهان به شرح داخواست تقدیمی خواسته خواهان را مطرح نموده اند و با توجه به لایحه زوجه که وکلا ان را ملاحظه نمودند و سپس آقای ز. ت.

وکیل خواهان گفته است. اشراف کافی و وافی بر این امر داریم که قانونگذار در خصوص این خواسته سخت گیری های خاص خود را دارا می باشد. و دادگاه محترم نیز حساسیت ویژه ای در این موضوع و این خواسته مطروحه داشته و خواهند داشت اما انچه باعث طرح دعوی حاضر گردیده است. دلایل و شواهدی است. که دقیقا حکایت از این حقیقت دارد. که خوانده محترم قبل از ازدواج فاقد وصف دوشیزگی بوده است. و به اصرار و عامدانه نیز خود را دوشیزه معرفی کرده و از این حیث حقوق شرعی و مکتسبه که برأی زوج حاصل گردیده پس از احراز و براستی ازمایی ان با دادگاه مورد تقاضا است.

که این دلایل عبارتند از 1 اظهارات و اقاریر صریح و در عین حال متثتت و متناقض زوجه محترم در مرجع قضایی و اداری محترم که وصف دوشیزگی خود را چگونه قبل از ازدواج با موکل از دست داده که در یک نوبت علت ان را زایل شدن وصف دوشیزگی را به موکل در زمان عقد اعلام داشته 2 اظهارات و شهادت پدر محترم ایشان در مرجع قضایی 3 نتیجه سونوگرافی و ازمایشگاه که حکایت از سقط جنین چندباره خوانده محترم که بر همین اساس نیز ابتدا مادر موکل از ماجرا مطلع گردیده و متعاقبا موکل را در جریان امور قرار داده و منجر به شکایت کیفری و سپس طرح دعوی حقوقی حاضر گردیده و حالیه نیز تنها توجیه خوانده محترم یا وکلای ایشان در پرونده های استنادی تنها علم و اطلاع موکل از این قضیه ضمن پذیرش اصل نداشتن وصف دوشیزگی ان هم با دلایل مختلف و متناقض بوده و می باشد. و همان گونه که دادگاه محترم استطهار دارند اولا عاقلانه نیست که موکل با پذیرش چنین امری شرأیط عقد نکاح خود را هم با قید وصف دوشیزگی و هم در نحوه برگزاری میزان مهریه انجام داده باشد.

ثانیا اثبات علم و اطلاع و با رضایت موکل هم چنان که یک ادعا به حساب می اید با مدعی ان یعنی خوانده دعوی می باشد. چرا که نه تنها موکل به شدت منکر این امر بوده بلکه در هیچ مرجع و در هیچ زمانی اقرار به علم و اطلاع نسبت به این موضوع را به عمل نیاورده است. فلذا منطبق با قانون و صلاحدید دادگاه عالی نسبت به صدور حکم به اعمال فسخ نکاح از تاریخ ابراز و اعلام اراده موکل به فسخ عقد در تاریخ تقدیمی دادخواست قبلی که مسترد گردید. می باشد. خانم ز. ق. س. نیز اظهارات وکیل محترم را با امضای گواهی و تایید نموده است. دادگاه مقرر نموده است. پرونده از بازپرسی جهت ملاحظه و کشف حقیقت مطالبه شود. در برگ 25 پرونده با حصول پرونده بازپرسی به کلاسه *خلاصه ان را بدین شرح درج نموده است. آقای ص. ل. فرزند ا. با وکالت خانم ف. ن. ز. فرزند ص. شکایتی علیه خانم ز. ب. فرزند ع. مبنی بر فریب در ازدواج ( دوشیزه معرفی نمودن خود در زمان عقد برخلاف واقع ) مطرح نموده است. بازپرس اقدام به اخذ شهادت شهود نموده است. و سپس طرفین حضار گردیده و اظهارات انان اخذ گردیده حبس متهم جهت تفهیم اتهام احضار و قرار تامین نیز صادر گردید.

که متهم نیز شهودی در رد ادعای خواهان معرفی نموده که اظهارات انان اخذ و نهایتا در تاریخ 1400/9/28 قرار منع تعقیب متهم به جهت عدم کفایت ادله با توجه به اظهارات شهود متهم مبنی بر اطلاع شاکی از دوشیزه نبودن زوجه صادر گردیده که رأی صادره به جهت عدم اعتراض قطعی گردیده است. پرونده مذکور بیش از این حکایتی ندارد. با اعاده پرونده تصویر اوراق مورد نظر نیز پیوست گردیده است. دادگاه در تاریخ 1401/3/31 پس از اعلام ختم دادرسی طی دادنامه *رأی خود را ضمن مقدمه ای که از موضوع دادخواست زوج ( خواهان توسط وکلای او ) و اظهارات انان در جلسه دادرسی و مدافعات زوجه که ضمن انکار موضوع در دفاع از خود گفته موضوع یک بار در شعبه *رسیدگی شد که دادگاه اقدام به مطالبه ان نمود که وصول ان خلاصه پرونده را منعکس نموده که نهایتا در تاریخ 1400/9/28 در ان پرونده قرار منع تعقیب متهم به جهت عدم کفایت ادله با توجه به اظهارات شهود متهم مبنی بر اطلاع شاکی از دوشیزه نبودن زوجه صادر گردید. که رأی صادره به جهت عدم اعتراض قطعی گردیده است.

با توجه به اینکه مطابق ماده 18 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 92 و اصلاحی 1394 هرگاه رأی قطعی کیفری موثر در ماهیت بر حقوقی باشد. برأی دادگاهی که به امر حقوقی یا ضرر و زیان رسیدگی می کند. لازم الاتباع است. با توجه به اینکه در خصوص موضوع مورد ادعای خواهان دادگاه کیفری به جهت عدم کفایت دلیل اثباتی بر وقوع عمل انتسابی توسط خوانده قرار منع تعقیب متهم ان پرونده صادر نموده است. بنابرأین موضوع مورد ادعای خواهان با عنایت به اینکه در پرونده کیفری به اثبات نرسیده است. و رأی مرجع کیفری نیز کاملا موثر در موضوع این پرونده می باشد. لذا این دادگاه دعوی خواهان را غیر ثابت تشخیص مستندا به ماده 1257 از قانون مدنی حکم به بطلان دعوی مطروحه صادر و اعلام می نماید. از این رأی وکلای زوج تجدیدنظر خواهی نموده اند عمده اعتراض انان به رأی بدوی این است. که موکل به هیچ عنوان از مدخوله بودن زوجه اطلاع نداشته و نیز به او گفته نشده است. و به اظهارات متعارض و متناقض زوجه و پدرش در این خصوص استناد گردیده است.

و نقض رأی صادره را خواستار شده اند پس از تشریفات تبادل لوایح و ارسال پرونده به محاکم تجدیدنظر *و ارجاع پرونده به شعبه *هیأت شعبه در وقت فوق العاده مورخ 1401/6/8 پس از بررسی اوراق پرونده با اعلام ختم دادرسی طی دادنامه *رأی خود را با درج قسمتی از مندرجات تصویر اوراق پرونده بازپرسی که حاکی است. حسب مودای اظهارات گواهان زوج قبل از عقد از وضعیت زوجه اطلاع داشته حتی خانواده او در مراسمات خواستگاری به جهت اطلاع از وضعیت زوجه حضور نیافته اند و نهایتا شکایت طی قرار شماره 1 *136 منجر به منع تعقیب شده و این قرار به جهت عدم اعتراض قطعی شده است. و استناد دادگاه بدوی به ماده 18 قانون آیین دادرسی کیفری که رعایت ان برأی دادگاه حقوقی الزام اور بوده دادگاه بر این اساس به استناد ماده 358 و بند الف ماده 368 قانون آیین دادرسی مدنی با رد تجدیدنظر خواهی وکلای زوج رأی تجدیدنظر خواسته را عینا تایید می نماید. اکنون از این رأی وکلای آقای ص. ل. فرجام‌خواهی نموده اند که متن دادخواست فرجامی که در برگ 68 پرونده پیوست گردیده است. هنگام شور با گزارش فوق از پرونده قرائت می شود.

هیأت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید.

پس از قرائت گزارش آقای ع. ن. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده در خصوص دادنامه شماره *فرجام خواسته مشاوره نموده چنین رأی می دهد

📄 این مطلب گردآوری و در «یک قاضی» بازنشر شده است.مشاهدهٔ منبعِ اصلی ↗
این مطلب را در تلگرام دنبال کنید
کانال @Yek_Ghazii — انتشارِ لحظه‌ایِ مطالب حقوقی
عضویت
این مطلب را در توییتر (ایکس) دنبال کنید
ما را در ایکس دنبال کنید — انتشارِ لحظه‌ایِ مطالب حقوقی
دنبال کنید