خلاصه جریان پرونده
آقای م. ر. ا. به طرفیت خانم ز. ح. به خواسته فسخ نکاح موضوع سند ازدواج 4680 مورخ 99/4/5 دفترخانه ازدواج شماره 54 و طلاق شماره سه *به علت کتمان سابقه ازدواج به انضمام کلیه خسارات دادرسی و تعرفه خدمات قضایی در شعبه *مطرح نموده است. در متن داخواست خواهان گفته است. به عنوان ولی دم مرحوم م. ر. ا. به استحضار می رسانم مرحوم در مورخه 99/4/5 به موجب سند نکاحیه 4680 صادره از دفترخانه ازدواج شماره 54 با خانم ز. ح. فرزند ا. عقد ازدواج دائمی نموده است. حسب دلایل و مذکور خصوصا گواهی گواهان و درخواست استعلام از اداره ثبت اسناد و ثبت احوال خوانده قبل از ازدواج با زوج ازدواج دیگری داشته و ان را کتمان کرده است. حسب گواهی فوت صادره از اداره ثبت احوال و اوراق و محتویات پرونده کلاسه *فرزند م در تاریخ 1400/6/30 در حادثه تصادف رانندگی به دلیل واژگونی خودرو فوت نموده اند علیهذا با عنایت به مراتب مذکور و اوراق پرونده چون در حقیقت خوانده دارأی سابقه قبلی ازدواج بوده است. فسخ نکاح فیمابین برابر خواسته مطروحه و پرداخت خسارات دادرسی و تعرفه خدمات قضایی را از محضر محترم دادگاه استدعا دارم.
دادگاه مرجوعالیه شعبه *با تعیین وقت و دعوت طرفین لایحه ای از خانم و. ا.
وکیل خوانده با تقدیم لایحه ای که در برگ 16 پرونده پیوست نشده است. گفته است. سابقه طلاق ازدواج قبلی موکل با مرحوم که 92/12/5 بوده و در تاریخ 99/4/5 عقد ازدواج موکل با مرحوم م. ر. ا. برقرار شده است.
خواهان به دلیل عدم پرداخت مهریه موکل که از ماترک مرحوم اقدام به مطالبه نموده است. علیه موکل که یادگار و ابروی مرحوم پسرش می باشد. این اقدام را مطرح نموده است. و با توجه به اینکه مرحوم فامیل موکل بوده و از گذشته همدیگر اطلاع داشته اند طرح این دعوی را قابل قبول ندانسته است. در لایحه دیگری که در برگ 20 پرونده پیوست شده است. نیز وکیل خانم ز. ح. تقدیم نموده است. توضیح داده است. موکل در مورخه 92/5/12 طلاق گرفته است. نوع طلاق طبق طلاق نامه پیوست ( تصویر ان ) باین غیر مدخوله می باشد. و هفت سال بعد موکل با مرحوم م. ا. ازدواج کرده است. مرحوم م. ا. با همسر خود هیچگونه اختلاف خانوادگی نداشته اند و دادخواست فسخ نکاح تقدیم نکرده است. که قابلیت انتقال به ورثه باشد. فسخ نکاح ایقاع است. و تحقق ان نیاز به صدور حکم قضایی با توجه به فوت زوج ندارد. و این دعوا قابل انتقال به ورثه نیست صدور حکم شایسته مورد استدعاست. در جلسه مورخ 1401/2/24 خواهان و وکیل خوانده حضور داشته اند خواهان خواسته خود را به شرح داخواست تقدیمی اعلام نموده است.
وکیل خوانده گفته است. دفاع اینجانب به شرح لایحه تقدیمی است.
خواهان در ادامه گفته است. من هیچ اطلاعی از ازدواج اول خوانده نداشتم دادگاه در تاریخ 1401/2/28 پس از بررسی اوراق پرونده و ختم دادرسی طی دادنامه *رأی خود را به این شرح صادر نموده است.
در خصوص دادخواست آقای م. ر. ا. فرزند ا. به طرفیت خانم ز. ح. فرزند ا. با وکالت خانم و. ا. پ. به خواسته صدور حکم مبنی بر فسخ نکاح موضوع سند ازدواج شماره 4680 مورخ 99/4/5 به علت کتمان ازدواج سابق با این توضیح که خواهان اظهار داشته به عنوان ولی مرحوم م. ر. ا. به استحضار می رساند که مرحوم در مورخه 99/4/5 به موجب کپی مصدق سند نکاحیه پیوست پرونده با خوانده ازدواج دائم می نماید. و فرزند م در مورخه 1400/6/30 در حادثه تصادف فوت می نماید. و با توجه به اینکه در سند نکاحیه به دوشیزه بودن خوانده اشاره شده است. این در حالی است. که خانم ح. بنا به گواهی گواهان قبل از ازدواج با فرزند م ازدواج دیگری داشته که ان را کتمان نموده است. لذا نظر به مراتب تقاضای صدور حکم طبق ستون خواسته مورد استدعاست.
وکیل خوانده در مقام دفاع اظهار داشته مرحوم م. ا. با همسر خود هیچگونه اختلافی نداشته و دادخواست فسخ نکاح مطرح نکرده که قابلیت انتقال به ورثه باشد. دادگاه با بررسی محتویات پرونده نظر به اینکه فلسخ نکاح ایقاع می باشد. و اعلام و اراده انشای از طرف صاحب حق فسخ لازم و ضروری است. حال اینکه دلیل مبنی بر اعلام اراده از سوی صاحب حق ( مرحوم م. ر. ا. ) در پرونده موجود نمی باشد. بنابرأین نظر به مراتب دعوی خواهان را غیر موجه تشخیص داد و مستندا به ماده 197 قانون آیین دادرسی مدنی حکم بر بطلان دعوی صادر و اعلام می گردد. رأی صادره حضوری و قابل تجدیدنظر خواهی اعلام شده است. از این رأی آقای م. ر. ا. تجدیدنظر خواهی نموده است. که مفاد مندرجات برگ 34٫35٫36 پرونده که در مقام تجدیدنظر خواهی مطالب و اعتراض وی درج گردیده است. حاکی است. وی با تکرار مطالبی که در داخواست بدوی مطرح نموده و ازدواج اول زوجه را که در سال 92 منجر به طلاق خلعی غیر مدخوله او شده است. به عنوان دلیل بی توجهی دادگاه به دلایلی که موجبات فلسخ عقد ازدواج مرحوم پسرش م. ر. ا. و خانم ز. ح.
زوجین موضوع عقدنامه 4680 صادره از دفترخانه *که حدود یک سال قبل فوت فرزند ش در اثر تصادف واقع شده است. دانسته و چون خانم ز. ح. ازدواج قبلی خود را از مرحوم فرزند ش کتمان نموده است. رأی تجدیدنظر خواسته را که بدون تحقیق از گواهان و استعلام از ادارات ثبت احوال و ثبت اسناد صادر شده است. قابل نقض دانسته لذا درخواست رسیدگی مجدد و صدور رأی شایسته توسط قضات دادگاه تجدیدنظر را استدعا نموده است. پس از تشریفات تبادل لوایح و ارجاع پرونده به محاکم تجدیدنظر استان *به شعبه دوم تجدیدنظر پرونده ارجاع گردیده است. هیأت محترم شعبه مذکور در تاریخ 1401/6/7 در وقت فوق العاده با بررسی اوراق پرونده و ختم دادرسی طی دادنامه *مورخ 1401/6/8 رأی خود را به تایید رأی تجدیدنظر خواسته با وصف اینکه اعتراض خاص و موجهی عنوان نشده است. و بر رأی تجدیدنظر خواسته از حیث مبانی استدلال و رعایت تشریفات دادرسی ایراد و اشکالی وارد نگردیده با رد تجدیدنظر خواهی مستندا به ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی تایید می نماید. از این رأی آقای م. ر. ا. فرجامخواهی نموده است.
که هنگام شور متن دادخواست وی ( ص 49 الی 52 ) با گزارش پرونده توسط عضو ممیز قرائت می شود.
هیأت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید.
پس از قرائت گزارش آقای ع. ن. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده در خصوص دادنامه شماره *فرجام خواسته مشاوره نموده چنین رأی می دهد