یک قاضی1GHAZI.PRO
@Yek_Ghazii
خانه / آرای قضایی
آرای قضایی

نمونه رای با موضوع: فسخ نکاح ( صدور حکم بر اعلام فسخ نکاح تنظیمی در دفتر رسمی ثبت ازدواج و طلاق شماره

🗓 1400/12/04⚖️ یک قاضی
حوزه رأیخانواده
مرحله رسیدگیتجدیدنظر
تاریخ رأی1400/12/04
شماره دادنامهثبت نشده
شماره پروندهثبت نشده
منبع عنوانعنوان پالایش‌شده
🗂

خلاصه جریان پرونده

در تاریخ 1400/12/4 آقای م. م. طی دادخواست به طرفیت خانم م. ر. به خواسته فسخ نکاح ( صدور حکم بر اعلام فسخ نکاح تنظیمی در دفتر رسمی ثبت ازدواج و طلاق شماره **در مورخه 98/9/21 به انضمام هزینه دادرسی و تعرفه خدمات قضایی و به استناد 1 تصویر مصدق سند ازدواج عادی مورخ 98/9/21 2 شناسنامه به شماره 2141949998 مورخ 48/8/4 طرح دعوا کرده است. به این شرح که وفق رونوشت سند ازدواج شماره 937 مورخه 98/9/21 تنظیمی در دفتر رسمی ازدواج شماره 220 *با خوانده محترمه ازدواج نموده ام اکنون پس از گذست مدتی اگاه گردیدم که خوانده برخلاف واقع خود را معلم معرفی نموده که به جهت اهمیت این صفت برأی بنده و بنایی بودن ان این صفت در سند نکاحیه در قسمت شغل زوجه نیز درج گردیده در حالی که فاقد این وصف بوده که نظر به اهمیت این موضوع برأی اینجانب و اینکه بنده از اساتید دانشگاه هستم در صورت اطلاع از واقعیت هرگز ازدواج صورت نمی پذیرفت لذا مستندا به ماده 1128 قانون مدنی صدور حکم مبنی بر اعلام فسخ نکاح مورد استدعاست. زوجین هیچ پرونده ای در محاکم قضایی ندارند.

پرونده های حل اختلاف ( به شورأی حل اختلاف جهت صلح و سازش ارسال گردیده است.

خوانده آقای ح. ح. ز. را وکیل رسمی خود برگزیده است. وی لایحه ای تقدیم نموده مفادا اینکه طرفین ( زوجین ) با یکدیگر ازدواج نموده اند و ازدواج مجدد هر دوی انها می باشد. ادعای زوج مبنی بر اینکه با وصف معلم بودن زوجه ازدواج نموده این چنین نبوده است. چرا که اگر چنین بود این وصف بایستی در عقدنامه درج می گردید. صفحه 9 قباله چنین شرطی نشده و با بیان اینکه شرطی نداریم با یکدیگر ازدواج نموده اند. حسب اظهارات خوانده محترم خواهان بارها عمل زناشویی انجام داده دخول صورت گرفته و به محض عقد مهریه تماما بر ذمه زوج می باشد. موضوع از مواردی است. که بر فرض محال هم شرطی داشته باشد. فوریت داشته به محض اطلاع بایستی اقامه دعوا نماید. در حالی که این موضوع سال 98 بود که تاکنون با هم زندگی مشترک داشته و چندین بار با موکله مشاجره لفظی و نیز فیزیکی داشته که برگ فوریتت های 110 نیز موید صحت ادعای موکله می باشد. که در نزد موکله است. موکله هیچ دروغی به زوج نگفته چرا که معلوم و مربی مهد کودک بوده و حالیه نیز در مدرسه مشغول فعالیت می باشد. تقاضای رد دعوی مشارالیه مورد استدعاست.

به لحاظ عدم توفیق در صلح و سازش پرونده به محکمه قضایی اعاده شده رسیدگی پرونده به شعبه *ارجاع گردیده است. در اولین جلسه رسدیگی 1401/3/1 وکیل خواهان اظهار داشته عرأیضم به شرح دادخواست تقدیمی است. با بودن بیماری کرونا مدتی زوجین تا تشکیل زندگی مشترک جدا زندگی می کردند. پس از باز شدن مدارس و دانشگاه موکل ( زوج ) پس از مطلع شدن از اینکه زوجه معلوم نمی باشد. بلافاصله اقدام به تقدیم دادخواست نموده است. لذا به استناد ماده 1128 قانون مدنی صدور حکم بر فسخ نکاح مورد استدعاست. در زند ازدواج خود را معلم قید کرده منظور متقن از زمان اطلاع می باشد. که موکل بنده پس از اطلاع اقدام به طرح دعوی فسخ نموده است. به علت بیماری کرونا و تدریس مجازی موکل دیر متوجه معلم نبودن خوانده شده است. موکل کلاس مجازی خود را در خارج از منزل تشکیل می داده و در جریان کلاس مجازی زوجه نبوده است. ( صفحه 13 ) خواهان اظهار داشته بنده برأی اولین بار در اردیبهشت 1400 دروغ همسرم را با اساتید حقوق همکارم که در دانشگاه بودند مطرح نمودم گفتند دادخواست فسخ نکاح مطرح کنید.

خوانده اظهار داشته بنده یک سال و نیم قبل از عقد نکاح با ایشان رفیق بودم ایشان کاملا از این موضوع که من مربی پیش دبستانی بودم اطلاع داشت ایشان بارها مرا به محل کارم رسانده اظهارات خواهان را قبول ندارم. ایشان به خاطر اینکه دارأی فرزند نمی شود. این دادخواست را داده است. در 98/10/13 به اتفاق هم در *رفتیم به خاطر اینکه خواستیم مسافرت و گردش کنیم ایشان می دانست من دیگر در مهد کودک تدریس نمی کنم و حدود دو روز در *بودیم. قاضی محترم مشاور به شرح صفحه 19 نظریه خود را ارائه نموده است. که به لحاظ فقد دلیل به رد دعوای خواهان اظهارنظر کرده است. سرانجام شعبه *به موجب شماره دادنامه *مورخ 1401/3/3 چنین رأی صادر کرده است: در خصوص دادخواست آقای م. م. با وکالت بعدی آقای م. ر. چ. به طرفیت خانم م. ر. با وکالت آقای ح. ح. ز. به خواسته صدور حکم بر اعلام فسخ نکاح تنظیمی در دفتر رسمی ثبت ازدواج / طلاق شماره 220/34 *در مورخه 1398/09/21 فی مابین به انضمام هزینه دادرسی و تعرفه خدمات قضایی، به این توضیح که خواهان بیان داشته. . .

حسب مفاد رو نوشت سند ازدواج شماره 937 مورخه 1398/09/21 تنظیمی در دفتررسمی ازدواج شماره 220 شهرستان *با خوانده محترمه ازدواج نموده ام اکنون پس از گذشت مدتی از تاریخ ازدواج، اگاه گردیدم که خوانده محترمه بر خلاف واقع خود را به عنوان معلم معرفی نموده که به جهت اهمیت این صفت برأی بنده و بنایی بودن ان، این صفت در سند نکاحیه در قسمت شغل زوجه نیز درج گردیده در حالیکه ایشان فاقد این وصف بوده اند که نظر به اهمیت این موضوع برأی اینجانب و اینکه بنده از اساتید دانشگاه می باشم، در صورت اطلاع از واقعیت هرگز ازدواج صورت نمی پذیرفت. بنابرأین نظر به مراتب فوق الذکر مستندا به ماده 1128 قانون مدنی صدور حکم مبنی بر اعلام فسخ نکاح مورد استدعاست.

وکیل خوانده طی لایحه ای اظهار نمود. . . . با نگرش به محتویات پرونده موکل وخواهان محترم با یکدیگر ازدواج نموده و زن و شوهر می باشندو ازدواج مجدد هر دو انها می باشد. در ادامه زوج بر اساس این دادخواست بیان داشته که موکل در زمان عقد به تاریخ 1398/9/21 با این وصف که معلم می باشد. با من ازدواج نموده و عقد بر اساس این موضوع صورت گرفته ولیکن در واقع این چنین نبوده است. و تقاضای فسخ نکاح را خواستار می باشد. همانطور که در ما نحن فیه بیان شد. در دفاع به عرض می رساند اولا این موضوع که با وصف معلم بودن عقد شکل گرفته اشتباه می باشد. و الا می بایستی در شرأیط ضمن عقد صفحه 9قباله ازدواج این موضوع به صراحت قید می گردید. در حالی که در این صفحه زوجین با بیان اینکه شرطی نداریم با یکدیگر ازدواج نمودن ثانیا حسب اظهارات موکل خوانده محترم با ایشان بارها بارها عمل زناشویی تمکین خاص انجام داده اند و به نوعی امیزش و عمل دخول صورت پذیرفته است. که بر اساس قواعد فقهی و مواد قانونی، ق مدنی به محض عقد و مجرد تمکین عام و خاص مهریه تماما بر ذمه زوج می باشد. ثالثا موضوع از موارد ی می باشد.

که بر فرض محال هم شرطی داشته باشد. فوریت داشته و به محض اطلاع بایستی طرح و اقامه گردید. در حالی که در این موضوع سال 98 تاکنون باهم زندگی مشترک داشته و چندین بار با موکل بحث و مشاجره لفظی و نیز فیزیکی داشته که برگه فوریت های 110 نیز موید صحت ادعای موکل باشد. که در نزد موکل است. رابعا موکل هیچ دروغی به زوجه نگفتیه چرا که معلم و مربی مهد کودک بود و حالیه نیز در مدرسه مشغول فعالیت می باشد. در خاتمه با عنایت به موارد معروضه تقاضای رد دعوی مشارالیه مورد استدعاست. دادگاه پس از بررسی جمیع اوراق و محتویات پرونده و با عنایت به اینکه اظهارات خواهان در جلسه رسیدگی که مندرج در پرونده می باشد. حکایت از ان دارد. که خواهان با علم به فسخ و فوریت ان، فوری اقدام به فسخ نکاح ننمود و به این ترتیب حق فسخ ساقط می شود. ( تاریخ اطلاع اردیبهشت 1400 و تاریخ طرح دادخواست اسفند1400 ) لذا دادگاه ضمن موافقت با نظر قاضی محترم مشاور دعوای خواهان را وارد ندانسته و مستندا به ماده 197 قانون آیین دادرسی مدنی حکم به بطلان دعوی خواهان صادر و اعلام می دارد.

رأی صادره حضوری و ظرف بیست روز از ابلاغ قابل تجدیدنظرخواهی در محاکم محترم تجدید نظر *می باشد. دادنامه بدوی در تاریخ 1401/3/3 به اشخاص ذی نفع ابلاغ شده است. آقای م. م. با وکالت آقای م. ر. چ. طی دادخواستی به طرفیت خانم م. ر. نسبت به دادنامه بدوی یاد شده تجدیدنظر خواهی کرده است. مفادا اینکه موکلش تاریخ اطلاع از موضوع دعوی را اشتباه ذکر کرده است. اردیبهشت 1400 ارج همه گیری ویروس کرونا بوده و مدارس و دانشگاه حسب مورد تعطیل بودند چگونه موکل می توانست در دانشگاه حضور یابد و از همکاران خود مشکل حادث شده را بیان و اطلاعاتی اخذ نماید. ؟ 1 موکل فردی غیر حقوقی بوده مطالب را بیان داشته است. 2 علم موکل به فوریت اعمال خیار از چه طریقی برأی قاضی محترم احراز شده که وجود فاصله زمانی را موجب سقوط حق فسخ موکل دانسته است؟ موکل به علت عدم اطلاعات حقوقی علم به ایجاد حق فسخ و علم به فوریت اجرأی حق فسخ را نداشته است. مربی مهد کودک معلم محسوب نمی شود. هدف نهایی موکل این بوده که همسرشان دارأی میزان تحصیلات و وجه اجتماعی به عنوان معلم بوده باشد. نه مربی مهد کودک وانگهی در صورتی که ایشان در حال حاضر معلم باشد.

ملاک زمان انعقاد عقد نکاح است. که در ان زمان ایشان معلم نبوده است. لذا نقض دادنامه بدوی را استدعا کرده است.

وکیل تجدیدنظر خوانده لایحه ای تقدیم داشته به اینکه 1 مطالب جدیدی عنوان نشده که نسبت به ان دفاع نماید. 2 در صفحه 9 قباله نیز در خصوص شروط ضمن عقد هیچ شرطی ذکر نشده و به امضای طرفین رسیده است. و نیز در عقد خارج لازم دیگری نیز به این موضوع توافق نشده است. لذا تایید دادنامه بدوی مورد استدعاست. بالاخره شعبه *در وقت فوق العاده به موجب دادنامه شماره *مورخ 1401/4/11 چنین رأی صادر کرده است. تجدیدنظرخواهی آقای م. م. با وکالت آقای م. ر. چ. ازدادنامه شماره 1 *87صادره از شعبه *که بمو جب ان حکم به بطلان دعوی خواهان به خواسته فسخ نکاح صادر گردید. به کیفیتی نیست که به ارکان واساس رأی صادره و تشخیص و استنباط دادگاه نخستین خدشه ای وارد نماید. و موجب نقض ان گردد. رأی صادره با توجه به دلایل استنادی صحیح وصایب بوده وازحیث رعایت اصول وتشریفات دادرسی فاقد ایراد واشکال موثر قانونی است. لذا اعتراض تجدیدنظرخواه با هیچیک از شقوق ماده 348 قا نون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی منطبق نمی با شد مستندا به ماده 358 قانون یاد شده ضمن رد تجدیدنظرخواهی دادنامه تجدید نظر خواسته تا یید میگردد.

این رأی باستناد ماده 368 قانون مذ کور ظرف بیست روز پس از ابلاغ قابل فرجام‌خواهی در دیوان عالی کشور می باشد. دادنامه فرجام خواسته در تاریخ 1401/4/12 به اشخاص ذی نفع ابلاغ شده است. آقای م. م. با وکالت آقای م. ر. چ. در تاریخ 1401/4/30 طی دادخواستی به طرفیت خانم م. ر. نسبت به دادنامه شماره *مورخ 1401/4/30 صادره از شعبه *فرجام‌خواهی کرده است. آقای ح. ح. ز.

وکیل خانم م. ر. نیز به عنوان فرجام خوانده لایحه خود را تقدیم داشته که دادخواست فرجام خواه و لایحه فرجام خوانده به هنگام شور قرائت می شود.

هیأت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید.

پس از قرائت گزارش آقای ع. ک. ص. س. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده در خصوص دادنامه شماره *فرجام خواسته مشاوره نموده چنین رأی می دهد

📄 این مطلب گردآوری و در «یک قاضی» بازنشر شده است.مشاهدهٔ منبعِ اصلی ↗
این مطلب را در تلگرام دنبال کنید
کانال @Yek_Ghazii — انتشارِ لحظه‌ایِ مطالب حقوقی
عضویت
این مطلب را در توییتر (ایکس) دنبال کنید
ما را در ایکس دنبال کنید — انتشارِ لحظه‌ایِ مطالب حقوقی
دنبال کنید