متن رأی
در تاریخ 1400/10/15 خانم ف. م. پ. با وکالت خانم م. ر. دادخواست طلاق به طرفیت همسرش آقای ه. ا. و. تقدیم و اظهار داشت که در تاریخ 1381/11/6 با زوج ( خوانده ) ازدواج کرده و سه فرزند مشترک دارند و حدود یک سال است. که زوجه به دلایلی که شرح ان در این دادخواست مناسب نیست، زندگی مشترک را ترک کرده و با فرزند انش و در منزل استیجاری و با نفقه ناچیزی بابت زندگی فرزند انش دریافت می کند زندگی می کند و خوانده در منزل ملکی خود ساکن است. که موکل ( زوجه ) در خرید و تجهیز ان تلاش نموده ولی در مالکیت زوج است. و زوجه به ناچار در شرأیط حاد مالی تنها و بدون حمایت همسرش زندگی می نماید. و حاضر به ادامه علقه زوجیت نمی باشد. در قبال طلاق از مهریه و نفقه اش گذشت می نماید. و لذا استدعا دارم. دستور فرمایید با بررسی لازم و با توجه به بذل مهریه حکم الزام به طلاق زوجه را صادر و اعلام فرمایید. پرونده بدوا در شورأی حل اختلاف ( شعبه *مطرح می شود. ولی به علت عدم حصول صلح و سازش به مرجع قضایی مربوطه اعاده و ارسال می شود. حسب الارجاع شعبه *وارد رسیدگی می شود. بدوا قرار ارجاع به داوری صادر می گردد.
داور زوج با توجه به بررسی و شناخت خود از زوج و مخالفت او ( زوج ) با طلاق، جدایی و طلاق انها را به صلاح ندانسته و در عین حال صدور هر گونه دستور از دادگاه را استدعا نموده است. داور زوجه با اعلام اینکه زوجه از تمام مهریه اش گذشت می نماید. و با وجود سالها رنج و زحمت و درامد معلمی بدون هیچ اندوخته ای از زندگی بیرون امده است. و تحت هیچ شرأیطی حاضر به ادامه زندگی با همسرش نیست و مشکلات بین طرفین به نحوی است. که قابل گزارش دادن نیست و نمی توان در این نظریه داوری در مورد ان صحبت کرد و لذا طلاق به مصلحت دانسته و اعلام کرده اند.
وکیل زوج دفاعا اعلام می نماید. که موکل دارأی مدارج دکتری می باشد. و فردی خانواده دوست و دارأی حسن شهرت عام و خاص می باشد. که متاسفانه به دلایل واهی ناشی از رفتار زوجه که به صورت خودسرانه و بدون هیچ گونه اختلاف و درگیری اقدام به ترک منزل و سکونت نموده و در محل خارج از زندگی مشترک همراه با سه فرزند اناث اقامت نموده و هیچ گونه ارتباطی بین موکل و فرزند ان باقی نگذاشته و علیرغم سعه صدر و صبوری او فرصت لازم را جهت تثبیت مناسبتهای خانواده فراهم نموده است. و با وساطت و پادر میانی بستگان و شهود سعی در حفظ ارکان خانواده داشته و دارد. و در راستای ایجاد صلح و سازش که نوعی تکلیف شرعی است، تقاضای تجدید جلسه و مواجهه حضوری مورد استدعاست و رضایتی برأی طلاق نیست وکیل خواهان در این جلسه اظهار داشت که قبل از ارجاع پرونده به شعبه راسا توسط مقام ارجاع، خواسته وکیل خوانده انجام شده و شعبه *تشکیل جلسه داده و با حضور زوج و به دلیل اصرار موکله به طلاق و کراهت شدید وی از همسرش پرونده به دادگاه ارجاع شده است.
و موکله به دلیل شرأیطی که شرح ان را در جلسه دادگاه مناسب نمی دانیم به هیچ عنوان حاضر به ملاقات حضوری با زوج نیست. سرانجام شعبه *به موجب دادنامه شماره *مورخ 1401/2/7 با توجه به احراز رابطه زوجیت بین زوجین، بذل کل مهریه و نفقه توسط زوجه در برابر طلاق و مصوبه شورأی عالی افتای استان *و نظر به جمیع اوضاع و احوال حاکم و کراهت زوجه از زوج و اصرار او به طلاق و عدم ارائه دلیل توسط زوج یا وکیل وی دعوی خواهان ( زوجه ) را ثابت و وارد تشخیص داده و باستناد مواد 1129 و 1130 و 1146 قانون مدنی و مواد 29 و 33 قانون حمایت خانواده مصوب سال 1391 خوانده ( زوج ) را ملزم به مطلقه نمودن زوجه می نماید. آقای س. ح. به وکالت از آقای ه. ا. و. نسبت به رأی اصداری اعتراض و تجدیدنظر می نماید. و پرونده در شعبه *ثبت و مورد رسیدگی قرار گرفته و به موجب دادنامه شماره *مورخ 1401/3/11 دادنامه تجدیدنظرخواسته مورد تایید قرار گرفته است. از رأی صادره توسط شعبه *توسط زوج خوانده با وکالت آقای س. ح. فرجامخواهی شده که پس از ثبت، تبادل لایحه و ارسال پرونده به دیوانعالی کشور، به منظور رسیدگی به این شعبه ارجاع شده است.
دادخواست فرجامی و لایحه جوابیه در موقع شور قرائت می شود.
هیأت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید.
پس از قرائت گزارش آقای م. ح. م. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رأی می دهد: