یک قاضی1GHAZI.PRO
@Yek_Ghazii
خانه / آرای قضایی
آرای قضایی

نمونه رای با موضوع: اش رد شده و نصف مهریه را در ازای اجرأی صیغه طلاق بذل میکنم

🗓 1400/04/15⚖️ یک قاضی
حوزه رأیخانواده
مرحله رسیدگیفرجام‌خواهی
تاریخ رأی1400/04/15
شماره دادنامه1358
شماره پروندهثبت نشده
منبع عنوانعنوان پالایش‌شده
📄

متن رأی

در تاریخ 1400/4/15 خانم ف. ا. بطرفیت همسرش آقای م. م. ت. دادخواستی بخواست صدور حکم طلاق بعلت عسر و حرج ناشی از سوی رفتار زوج بنحو اذیت و ازار و ضرب و شتم و توهین و بدرفتاری و پرخاشگری های مکرر و تهمت و افترا و نیز عدم پرداخت نفقه و هم چنین تخلف نامبرده از شروط ضمن عقد نکاح باستناد تصویر چهار فقره دادنامه متضمن محکومیت حقوقی زوج به پرداخت نفقه معوقه از تاریخ 1398/11/20 لغایت پایان دیماه 1399 و نفقه جاریه در حق زوجه و نیز محکومیت کیفری نامبرده به پرداخت دیات معینه باتهام ایراد ضرب و جرح عمدی نسبت به زوجه و هم چنین صدور قرار جلب به دادرسی ایشان باتهام توهین نسبت به زوجه و نیز رد دعوی مشارالیه بخواسته الزام زوجه به تمکین تقدیم نموده که بدوا جهت ایجاد صلح و سازش بین طرفین به شعبه *ارجاع گردید. و شورا سرانجام بلحاظ عدم حصول سازش بین طرفین پرونده را به دادگستری شهرستان *ارسال نموده که حسب الارجاع در شعبه *ثبت و مورد رسیدگی قرار میگیرد دادگاه در وقت فوق العاده قرار ارجاع امر بداوری صادر نموده و آقای م. ح.

وکیل پایه یک دادگستری با تقدیم وکالتنامه از جانب زوجه اعلام وکالت نموده است. داوران زوجین باتفاق نظریه کتبی خود را که حاکی از عدم حصول سازش بین طرفین بوده تقدیم داشته اند در جلسه رسیدگی مورخ 1400/5/23 که با حضور زوجین تشکیل گردیده خواهان ( زوجه ) اظهار داشت بلحاظ عسر و حرج درخواست طلاق دارم. ایشان محکوم به پرداخت دیه شده و در پرونده ضرب و جرح نسبت به من محکوم شده و سود رفتار دارد. و به پرداخت نفقه هم محکوم گردیده و در حال حاضر نفقه جاری را نمی پردازد و معوق را اعسار زده و از هفت میلیون تومان مبلغ یک میلیون و نیم پرداخت کرده و در پرونده تمکین هم بدلیل همین ضرب و جرح خواسته اش رد شده و نصف مهریه را در ازای اجرأی صیغه طلاق بذل میکنم خوانده ( زوج ) اظهار داشت با طلاق مخالفم چون دو بچه داریم و خودش و پدرش امدند جلوی در داد و بیداد کردند. و شکایت کردیم و همسایه ها شهادت ندادند و به جایی نرسیدیم نفقه هم تازه مشخص شده و کارگر هستم.

خواهان اظهار داشت از بهمن 98 جدا هستیم که از ان تاریخ خودش و پدرش من را زدند.

خوانده گفته است. من او را نزدم این دعوایی بود که با خانواده من بوده نه من و من نبودم و شکایت پدر من هم هست که ان شب امدند جلوی در خانه ما.

خواهان میگوید ایراد ضرب شوهرم دقیقا جلوی در بوده که بین درب من را انداخته بودند و من را لگد میزدند پدرش به گوش مادرم کشیده زد بچه ها الان پیش همسرم هستند م. 6 ساله و د. 3 ساله داریم که همسرم گفت بچه ها را به تو نمی دهیم. راجع به مهریه قبلا رأی صادر شد ولی راجع به اجرت المثل رأی صادر نشده است. و جهیزیه دست خودم است. سرانجام دادگاه پس از اظهار عقیده قاضی مشاور ختم دادرسی را اعلام و بموجب دادنامه شماره *مورخ 1400/6/6 پس از ذکر خواسته خواهان با اعلام اینکه ایراد ضرب حسب اقرار نامبرده یک درگیری با حضور خانواده های دو طرف در جلو درب منزل بوده و این منصرف از وضعی است. که زوجه بیم ایراد ضرب زوج در منزل را داشته باشد. و در مورد نفقه هم حکم جلبی ارائه نشده و زوجه در منزل زوج زندگی نمی کند و از سال 1398 تاکنون فرزند ان خود را ملاقات نکرده و حتی دادخواستی در این خصوص نداده و این نشاندهنده این است. که زوجه تمایل و علاقه ای به حفظ خانواده نداشته است. و بعلاوه دلیل قابل توجهی برأی طلاق ارائه نکرده و هم چنان نیمی از مهریه اش را مطالبه دارد. که اماره و قرینه ای برأین است. که عسر و حرج شدیدی ندارد.

لذا دعوی خواهان را غیروارد تشخیص و حکم بر بطلان دعوی خواهان صادر نموده است. پس از ابلاغ رأی صادره زوجه در مهلت قانونی با تقدیم دادخواست نسبت به ان تجدیدنظر خواهی نموده که پس از طی تشریفات قانونی و وصول پرونده بمرجع تجدیدنظر *وضوع رسیدگی و طی دادنامه شماره *مورخ 1400/7/25 و با استدلال منعکس در ان اعتراض تجدیدنظرخواه را غیرموجه و دادنامه تجدیدنظر خواسته را فاقد ایراد و اشکال موثر قانونی تشخیص و ضمن رد تجدیدنظر خواهی تجدیدنظر خواه باستناد ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه تجدیدنظر خواسته را تایید نموده است. دادنامه اخیرالذکر در تاریخ 1400/7/25 به طرفین ابلاغ شد و زوجه در تاریخ 1400/8/4 با تقدیم دادخواست نسبت به ان فرجام‌خواهی نموده که پس از تبادل لایحه و وصول پرونده به دیوان عالی کشور جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع گردیده که در نوبت رسیدگی هیأت شعبه به موضوع رسیدگی و طی دادنامه شماره *مورخ 4/11/1400 به شرح زیر انشای رأی نموده است. فرجام‌خواهی خانم ف. ا.

نسبت به دادنامه شماره *مورخ 1400/7/25 شعبه *متضمن تایید دادنامه شماره *مورخ 1400/6/6 صادره از شعبه *که بموجب ان بلحاظ عدم احراز عسر و حرج زوجه در تداوم زوجیت حکم بر بطلان دعوی طلاق خواهان ( فرجام خواه ) صادر گردیده است. با توجه به جامع اوراق پرونده مالا وارد و موجه است. زیرا زوجه فرجام خواه بشرح دادخواست اولیه و توضیحات بعدی در جلسه دادرسی بعلت عسر و حرج ناشی از سوی اخلاق و سوی رفتار مستمر زوج بنحو ایراد ضرب و شتم و اذیت و ازار و توهین و تهمت و افترا و هم چنین عدم پرداخت نفقه صدور حکم طلاق را خواستار گردیده و محتویات پرونده و پیوست ان دلالت برأین دارد.

که فیمابین زوجین اختلاف شدیدی وجود داشته و بعلت همین اختلاف از بهمن ماه سال 1398 تاکنون جدا از هم زندگی مینمایند و ابرازی زوجه حاکی از انستکه اختلاف طرفین به خانواده انان کشیده شده و موجب درگیری و برخورد فیزیکی بین مادر زوجه و پدر زوج وهم چنین برخورد فیزیکی بین زوج و زوجه شده که در نهایت زوج و پدرش بموجب دادنامه شماره *صادره از شعبه *هریک به پرداخت دیات معینه در حق زوجه و مادرش گردیده اند و هم چنین در خصوص اتهام زوج مبنی بر توهین نسبت به زوجه بموجب قرار شماره *مورخ 1400/3/31 صادره از شعبه *قرار جلب به دادرسی ایشان صادر شده و بعلاوه دعوی زوج مبنی بر الزام زوجه به تمکین دادنامه شماره *صادره از شعبه *بعلت مظنه ضرر برأی زوجه محکوم به بطلان اعلام گردیده و نیز بموجب دادنامه شماره 1358 مورخ 1399/12/26 صادره از شعبه *به پرداخت نفقه معوقه از تاریخ 1398/11/20 تا پایان دیماه 1399 و پرداخت نفقه جاریه در حق زوجه محکوم گردیده است.

و در طول مدت اختلاف و افتراق جسمانی نه تنها از ناحیه زوج اقدام مفید وموثری جهت رفع کدورت و حل و فصل اختلافات و ترغیب و تشویق زوجه به مراجعت به زندگی مشترک بعمل نیامده بلکه با سوی رفتار و اقدامات خود عملا موجب تشدید اختلاف فیمابین گردیده و زمینه هر گونه صلح و سازش را منتفی ساخته و وضعیتی را برأی زوجه بوجود اورده که زوجه بلحاظ غیرقابل تحمل بودن این وضعیت برأی او مبادرت به تقدیم دادخواست طلاق نماید. وحتی برأی رهایی خویش از این وضعیت حاضر شده که نصف کل مهریه مافی القباله خود به تعداد چهارصد و پنجاه سکه تمام بهار ازادی را در قبال طلاق به زوج بذل نموده که می تواند خود قرینه بر استیصال و عسر و حرج وی در استمرار زوجیت بوده باشد.

از این رو جهت روشن شدن موضوع واحراز واقعیت امر اقتضا داشته که دادگاه محترم اولا- پرونده های حقوقی و کیفری موضوع دادنامه های فوق الاشعار و همچنین پرونده اجرأیی مرتبط با حکم نفقه صادره را از مراجع ذیربط مطالبه و پس از وصول خلاصه مفید هریک از انها را در صورتمجلس منعکس و تصویر اوراق موثر هریک از این پرونده ها را استخراج و ضمیمه رونده تحت امر نموده و قطعیت ارأی صادره و سرانجام هریک از پرونده ها را بررسی و معلوم نموده و در پرونده تمکین بررسی شود. که ایا از ناحیه زوجه در مقام اثبات سوی رفتار زوج علاوه بر دادنامه متضمن محکومیت زوج به پرداخت دیات معینه بلحاظ ایراد صدمه بدنی عمدی ادله دیگری بر اثبات سوی رفتار زوج اقامه و ابراز شده است. یا خیر و در صورت مثبت یودن پاسخ این دلایل استنادی معلوم و در صوتمجلس درج شود.

و هم چنین در پرونده اجرأیی مربوط به نفقه چگونگی اقدامات اجرأیی حکم نفقه صادره بررسی و دقیقا معلوم گردیده که در چه تاریخی اجرأییه صادر و به زوج محکوم علیه ابلاغ شده و متعاقب ان از ناحیه زوح تا تاریخ دادخواست طلاق از طرف زوجه ( 1400/4/15 ) چه اقداماتی جهت پرداخت نفقه موضوع اجرأییه بعمل امده است. یا خیر و اساسا ایا نامبرده نفقه مورد حکم استحقاقی زوجه را تا تاریخ تقدیم دادخواست به نحو کامل پرداخت نموده است. یا خیر و درصورت عدم پرداخت کامل ان، نفقه مورد حکم استحقاقی زوجه در زمان تقدیم دادخواست طلاق به میزان و بابت چند ماه پرداخت نشده است. و هم چنین ایا بعد از تقدیم دادخواست طلاق نفقه جاریه زوجه طبق دادنامه صادره تاکنون از سوی زوج پرداخت شده است. یا خیر. ثانیا – با استفاده از اختیار حاصله از ماده 199 قانون آیین دادرسی مدنی از طریق مددکار دادگستری یا بهر طریق دیگری که مورد وثوق دادگاه محترم بوده باشد.

در محل سکونت مشترک زوجین در خصوص چگونگی اخلاق و رفتار و عملکرد زوج نسبت به زوجه در ایام زندگی مشترک وعلت ومنشای اختلاف طرفین و افتراق جسمانی انان و مدت ان از همسایگان و مجاورین و مطلعین و معتمدین محل بنحو جامع و کامل تحقیق بعمل اورده و چنانچه از ناحیه زوجه گواهانی به دادگاه تعرفه شوند در جلسه دادرسی وفق مقررات از انان در خصوص موارد و موضوعات فوق الذکر بنحو مستوفی تحقیق و استماع گواهی بعمل اورده و انگاه پس از انجام تحقیقات مذکور و انجام هر اقدام دیگری که به تشخیص دادگاه در مقدرات دعوی مطروحه موثر بوده باشد. سرانجام براساس نتیجه محصله نسبت به صدور رأی مقتضی اقدام نماید. بنابرأین دادنامه فرجام خواسته در وضعیت فعلی بعلت نقص تحقیقات قابلیت ابرام نداشته لهذا مستندا به بند 5 ماده 371 و بند الف ماده 401 قانون آیین دادرسی مدنی ضمن نقض ان رسیدگی مجدد به همان دادگاه محترم صادرکننده رأی منقوض ارجاع میگردد. تا پس از تکمیل تحقیقات بشرح مرقوم در فوق نسبت به صدور رأی شایسته اقدام نماید.

پس از اعاده پرونده شعبه *حسب الارجاع وارد رسیدگی مجدد شده و پرونده های استنادی زوجه را از مراجع ذیربط مطالبه نموده و در جلسه دادرسی مورخ 1400/12/17 که با حضور زوجین و وکیل زوج تشکیل گردیده از سه نفر شاهد تعرفه شده از ناحیه زوجه که پدر و مادر و شوهر خواهر او می باشند در اوراق 101 و 102 و 103 پرونده استماع گواهی بعمل اورده و گواهان به اتفاق وجود اختلاف شدید بین زوجین و سوی رفتار و مستمر زوج نسبت به زوجه بنحو ایراد صدمه بدنی عمدی که حتی موجب سردرد و میگرن و دیسک کمر زوجه گردیده را تایید و تصدیق نموده اند و سپس دادگاه اظهارات زوجین و وکیل زوج را که همان مطالب بیان شده در مراحل دادرسی بوده در صورتمجلس منعکس نموده است. سپس دادگاه بمرجع انتظامی ماموریت داده که در محل سکونت زوج از ساکنان و همسایگان و مدیر مجتمع در مورد اختلافات و درگیری های میان زوجین و وضعیت اخلاقی و رفتاری زوج نسبت به زوجه و علت و منشا اختلافات زوجین و مدت ان تحقیق و نتیجه را اعلام نماید.

دادگاه پس از وصول پرونده کلاسه *مربوط به دعوی الزام زوجه به تمکین و پرونده کلاسه *مربوط به دعوی مطالبه نفقه از سوی زوجه و پرونده کلاسه *از شعبه *خلاصه هر یک از پرونده های مذکور را در صورتمجلس مورخ 1400/12/21 منعکس نموده و در گزارش مورخ 1400/12/18 مامور انتظامی اعلام گردیده که جهت انجام تحقیقات چند مرحله به ادرس اعلامی مراجعه گردیده و پس از دق الباب واحدهای *می باشد. ولی بنظر میرسد که در انجا سکونت ندارد. و جهت سرکشی به اینجا رفت و امد دارد. و هیچ گونه اطلاعات دیگری از همسرش خانم ا. و اختلافات زوجین و اخلاق و رفتار نامبردگان نداشته است. شعبه *در پاسخ به استعلام دادگاه طی جوابیه مورخ 1401/3/10 اعلام داشته که محکوم له خانم ف. ا. نفقه موضوع دادنامه به شماره 358 را به طور کامل دریافت نموده اند و پرونده امر در تاریخ 1400/8/11 مختومه و بایگانی گردیده است.

سرانجام دادگاه ختم رسیدگی را اعلام و بموجب دادنامه شماره *مورخ 1401/3/18 با این استدلال که درخواست طلاق از سوی زوجه به لحاظ سوی رفتار زوج به حدیکه موجب عسر و حرج و کراهت شدید و منجر به اختلافات طولانی و مفارقت جسمانی فیمابین را در پی داشته است، بوده و به حکایت اوراق پرونده و اظهارات طرفین در این دادگاه بین طرفین اختلاف شدید وجود دارد. و از سال 1398 بعلت همین اختلاف جدا از هم زندگی می نمایند و ادامه این اختلاف به خانواده انان سرأیت نموده و موجب درگیری و برخورد فیزیکی بین مادر زوجه و پدر زوج و هم چنین برخورد فیزیکی بین زوج و زوجه شده و هر یک به پرداخت دیات معنیه در حق زوجه و مادرش گردیده اند و مشارالیه بموجب دادنامه شماره 1358 مورخ 1399/12/26 صادره از شعبه *به پرداخت نفقه از تاریخ 1398/11/20 و پرداخت نفقه جاریه در حق همسرش محکوم شده است. هر چند حسب استعلام بعمل امده از اجرأی احکام شعبه *خر محکوم به تادیه و محکوم لها نفقه موضوع دادنامه را دریافت نموده است.

معذالک وضعیت موجود اعم از سوی رفتار، افتراق جسمانی، عدم پرداخت بموقع نفقه و درگیری و برخورد فیزیکی فیمابین در خانواده های انان شرأیط غیرقابل تحمل را برأی خواهان بوجود اورده است. و پرونده های متعدد حقوقی و کیفری فیمابین موید این حقیقت است. نیز اظهارات گواهان که از نزدیکان زوجه بوده اند من حیث المجموع سوی رفتار زوج و شرأیط نامناسب و نامساعد حاکم بر زندگی مشترک نامبردگان را تایید نموده اند و خواهان اصرار به طلاق دارند و عسر و حرج و کراهت بوجود امده را علت اصرار به طلاق خود عنوان نموده اند و در این راستا برأی رهایی خود از این شرأیط در این مرحله از رسیدگی حاضر شده مقدار پانصد مثقال نقره و 250 عدد سکه از مهریه اش را در قبال طلاق بذل نماید. که این خود می تواند قرینه ای بر وقوع عسر و حرج وی در استمرار زوجیت بوده باشد. و هیچ چشم اندازی هم برأی رفع اختلاف و کدورت و حل و فصل قضیه و حصول سازش مشاهده نمیشود.

لذا اعتراض تجدیدنظرخواه را وارد تشخیص و ضمن نقض دادنامه تجدیدنظرخواسته باستناد ماده 1130 قانون مدنی و قاعده فقهی لاحرج حکم به الزام خوانده به طلاق همسرش صادر نموده و نوع طلاق را باین و مدت اعتبار حکم صادره را شش ماه از تاریخ ابلاغ رأی فرجامی یا انقضای مهلت فرجام‌خواهی اعلام نموده و مقرر داشته که در صورت امتناع خوانده از حضور در دفترخانه و اجرأی طلاق سردفتر طلاق به نمایندگی دادگاه نسبت به اجرأی طلاق اقدام خواهد نمود و زوجه تعداد پانصد مثقال نقره و تعداد 250 قطعه سکه بهار ازادی از مهریه ما فی القباله اش را بذل نموده و مابقی مهریه اش قابل وصول است. و ادعای دیگری راجع به مسایل مالی و حقوقی مطرح نشده و حضانت فرزند ان با پدر خواهد بود و حق ملاقات فرزند ان برأی مادر محفوظ است. زمان و مکان و مدت ملاقات با توافق خودشان تعیین خواهد شد. دادنامه اخیرالذکر در تاریخ 1401/3/22 به وکیل زوج ابلاغ شد و نامبرده در تاریخ 1401/4/9 با تقدیم دادخواست نسبت به ان فرجام‌خواهی نموده که پس از تبادل لایحه و وصول پرونده به دیوان عالی کشور جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع گردیده است.

دادخواست فرجامی و لایحه جوابیه به هنگام شور قرائت می گردد.

هیأت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید.

پس از قرائت گزارش آقای ح. ع. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رأی می دهد:

📄 این مطلب گردآوری و در «یک قاضی» بازنشر شده است.مشاهدهٔ منبعِ اصلی ↗
این مطلب را در تلگرام دنبال کنید
کانال @Yek_Ghazii — انتشارِ لحظه‌ایِ مطالب حقوقی
عضویت
این مطلب را در توییتر (ایکس) دنبال کنید
ما را در ایکس دنبال کنید — انتشارِ لحظه‌ایِ مطالب حقوقی
دنبال کنید