متن رأی
در تاریخ 1400/9/3 آقای ص. ا. و. به وکالت از طرف آقای ع. م. بطرفیت خانم ا. ش. ص. ا. دادخواستی به خواسته صدور گواهی عدم امکان سازش جهت اجرأی صیغه طلاق بعلت اختلافات حاصله و سوی رفتار خوانده تقدیم نموده که حسب الارجاع در شعبه *ثبت و مورد رسیدگی قرار می گیرد. در جلسه رسیدگی مورخ 1400/10/1 که با حضور زوجین و وکیل زوج تشکیل گردیده وکیل خواهان اظهار داشت قبلا دادخواستی با همین خواسته در همین شعبه مطرح گردید. و منتهی به دادنامه شماره *مورخ 1400/1/22 گردید. و در مرجع تجدیدنظر تایید شده و به علت فراموشی مدت سه ماهه منقضی و امکان ثبت طلاق فراهم نگردید. بنابرأین تقاضای رسیدگی و صدور گواهی عدم امکان سازش مورد استدعاست. ضمنا در خصوص نقل و انتقال ادعایی زوجه به هیچ عنوان صحت نداشته و کذب محض است. تمام اموال و دارأیی موکل در دادنامه قبلی عنوان شده است. و خوانده نسبت به این اموال هیچ ادعایی نداشته و مورد تایید ایشان بوده است. حسب اظهار موکل به هیچ وجه ادامه زندگی مشترک ممکن نبوده و با کراهت تمام طرفین به زندگی صرفا در یک خانه بودن و هم خانه بودن را ادامه می دهند.
خوانده ( زوجه ) اظهار داشت من مخالف طلاق هستم چون یک فرزند مشترک داریم و اگر خواهان قصد طلاق دارد. باید مهریه مرا به طور کامل پرداخت نماید. نفقه توسط خواهان تامین شده است. اجرت المثل را تقاضا دارم. چون در طول زندگی مشترک کارهایی را که وظیفه من نبوده است. انجام دادم ولی همسرم به من دستور انجام کارها را نمی داد و من خودم دوست داشتم کارها را انجام بدهم. دارأی لیست جهیزیه هستم و انرا می خواهم و نصف اموال را مطالبه دارم. و یایسه نمی باشم و نفقه ایام عده را می خواهم و حضانت فرزند مشترک به نام ا. ا تا سن هفت سالگی را خواستارم و نفقه وی باید توسط زوج پرداخت شود. و در مورد ملاقات فرزند با پدرش مشکلی ندارم.
وکیل خواهان اظهار داشت در مورد نفقه فرزند کارشناسی انجام شود. تا میزان ان معلوم گردد. و در خصوص ملاقات فرزند توافقی اقدام می نماییم دادگاه قرار ارجاع امر به داوری صادر نموده و هم چنین جهت تعیین میزان نفقه ایام عده زوجه موضوع را به کارشناس ارجاع نموده است. داوران منتخب زوجین هر یک نظریه کتبی خود را که حاکی از عدم حصول سازش بین طرفین بوده تقدیم داشته اند. کارشناس منتخب دادگاه به شرح نظریه کتبی تقدیم نفقه ایام عده زوجه را جمعا مبلغ چهارمیلیون و هشتصد هزار تومان و نفقه ماهیانه فرزند مشترک 5/5 ساله را در سال 1400 مبلغ یک میلیون و سیصد هزار تومان تعیین و اعلام نموده است. دادگاه جهت شناسایی اموال زوج مراتب را از اداره ثبت اسناد و املاک وپلیس راهور استعلام نمود و در پاسخ های واصله اعلام گردیده که در بانک اطلاعات املاک سازمان ثبت هیچ مالکیتی به نام آقای ع. م. و همچنین در سامانه شماره گذاری وسیله نقلیه ای به نام آقای ع. م. مشاهده نشده و ثبت نگردیده است.
سرانجام دادگاه ختم رسیدگی را اعلام و به موجب دادنامه *مورخ 1400/11/24 پس از ذکر خواسته خواهان و اعلام احراز وجود علقه زوجیت دائم بین طرفین و خلاصه ای از اظهارات وکیل خواهان و مدافعات خوانده با اعلام اینکه مساعی داوران جهت اصلاح ذات البین و انصراف زوج از طلاق موثر واقع نگردیده لذا با توجه قاعده فقهی الطلاق بید من اخذ بالسلاق و باستناد ماده 1133 قانون مدنی و مواد 24 و 27٫29٫34٫35٫37 و 38 قانون حمایت خانواده گواهی عدم امکان سازش جهت اجرأی صیغه طلاق از نوع رجعی و ثبت رسمی ان صادر و در اجرأی ماده 29 قانون حمایت خانواده زوج را مکلف نموده که مهریه مافی القباله و مبلغ چهار میلیون و هشتصد هزار تومان بابت نفقه ایام عده و ماهیانه مبلغ یک میلیون و سیصد هزار تومان در سال 1400 بعنوان نفقه فرزند مشترک به زوجه پرداخت و نیز جهیزیه زوجه را طبق لیست سیاهه مسترد دارد. و توضیح داده که در خصوص نفقه ایام گذشته با توجه به اظهارات زوجه دادگاه با بلاتکلیفی مواجه نمی باشد. و در خصوص اجرت المثل ایام زوجیت با توجه به اینکه زوجه با رضایت خود کارهای منزل را انجام می داده است. و بدون دستور زوج بوده است.
لذا زوجه مستحق اجرت المثل نمی باشد. و در خصوص تنصیف دارأیی با توجه به استعلامات صورت گرفته دادگاه با بلاتکلیفی مواجه نمی باشد. در ضمن حضانت فرزند تا سن هفت سالگی با زوجه می باشد. و ملاقات فرزند با توافق خواهد بود و زوجه حسب اظهار باردار نمی باشد. اعتبار رأی صادره سه ماه از تاریخ قطعیت می باشد. پس از ابلاغ رأی صادره زوجه در مهلت قانونی با تقدیم دادخواست نسبت به ان تجدیدنظرخواهی نموده که پس از تبادل لایحه و وصول پرونده به مرجع تجدیدنظر استان شعبه *حسب الارجاع در وقت فوق العاده به موضوع رسیگی و طی دادامه شماره *مورخ 1401/1/11 اعتراض تجدیدنظرخواه را غیروارد تشخیص و ضن رد ان به استناد ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه تجدیدنظرخواسته را تایید نموده است. دادنامه اخیرالذکر در تاریخ 1401/1/15 به زوج ابلاغ شد و نامبرده در تاریخ 1401/2/4 با تقدیم دادخواست نسبت به ان فرجامخواهی نموده که پس از تبادل لایحه و وصول پرونده به دیوان عالی کشور جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع گردیده است. دادخواست فرجامی و لایحه جوابیه به هنگام شور قرائت می گردد.
هیأت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید.
پس از قرائت گزارش آقای ح. ع. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رأی می دهد: