متن رأی
در این پرونده آقای و. ش. ل. دادخواست صدور گواهی عدم امکان سازش به طرفیت خانم م. تقدیم شعبه *نموده و اظهار داشته در تاریخ 78/6/1 با خوانده ازدواج نمودم دو فرزند مشترک داریم با توجه به بروز اختلاف و عدم سازش فیمابین از دادگاه تقاضای صدور گواهی عدم امکان سازش دارم. حقوق مالی زوجه اعم از مهریه و نفقه و اجرت المثل ایام زندگی مشترک کارسازی شده است. زوج تصویر سند رسمی ابرأی مهریه و نحله و سایر حقوق قانونی را که برابر سند 39941 مورخ 97/4/20 دفتر 91 شهرستان *ثبت رسیده را ارائه داده که پیوست می باشد. دادگاه در تاریخ 97/8/13 تشکیل جلسه داده و طرفین را جهت دادرسی دعوت نموده است.
خواهان دادخواست خود را بشرح دادخواست تقدیمی بیان نموده و از دادگاه تقاضای صدور رأی جهت طلاق دارد.
خوانده در جلسه دادگاه حاضر شده و دفاعی ننموده است. دادگاه قرار داوری صادر نموده و نظریه داوران را جلب کرده است. زوج در لایحه خود اضافه نموده به موجب سند رسمی استنادی زوجه کلیه حقوق مالی اعم از مهریه، نفقه و نحله را ابرأی نموده است. دادگاه مجددا در تاریخ 98/8/27 تشکیل جلسه داده و طرفین را دعوت نموده و خواهان درخواست خود را تکرار نموده و خوانده اظهار داشته من با درخواست طلاق زوج موافقت ندارم. بیست سال با هم زندگی کرده ایم بخشش و ابرأی را قبول ندارم. چون در زندان بودم مرا با دست بند برده اند چون در وضع ناجوری بودم و تهدید شده بودم و مرا وادار کردند. لذا با توجه به اینکه به زندگی و بچه هایم علاقه مندم تقاضای رد طلاق را دارم. درنهایت دادگاه در تاریخ 99/6/5 مبادرت به صدور گواهی عدم امکان سازش و صدور حکم به رد دعوای ابطال سند رسمی ابرأی شماره *مورخ 97/4/20 نموده است. زوجه برابر لایحه مورخ 99/6/25 به دادگاه اعلام داشته اینجانبه نسبت به رأی صادره شماره 0666 اعتراضی نداشته خواهشمند است.
نسبت به اعمال و مراحل قانونی بعدی دستور مقتضی مبذول دارید ولی متعاقب ان زوجه بشرح لایحه وکیل خود که عمدتا تکرار مطالب و اظهارات خود در فرأیند دادرسی است. نسبت به رأی صادره دادخواست تجدیدنظر تقدیم داشته که پرونده جهت رسیدگی به شعبه *ارجاع شده و دادگاه مذکور در تاریخ 99/9/24 مبادرت به صدور رأی به تایید دادنامه تجدیدنظرخواسته نسبت به هر دو مورد نموده است. متعاقب ان زوجه نسبت به رأی صادره مذکور بشرح لایحه خود معترض بوده و از دیوان عالی کشور تقاضای فرجامخواهی نموده که پرونده جهت رسیدگی به شعبه *ارجاع شده که در نوبت رسیدگی هیأت شعبه به موضوع رسیدگی و طی دادنامه شماره 1061 مورخ 2/12/1399 به شرح زیر انشای رأی نموده است.
در خصوص دادخواست فرجامخواهی خانم م. ر. پ. با وکالت آقای س. ا. ش. نسبت به رأی شماره *مورخ 99/9/24 شعبه *متضمن صدور حکم به رد دعوی ابطال سند رسمی شماره *مورخ 97/4/20 دفترخانه اسناد رسمی شماره 91 *و صدور گواهی عدم امکان سازش برحسب درخواست زوج با توجه به محتویات پرونده اولا نظر باینکه حکم مبنی بر رد دعوی ابطال سند رسمی فوق الذکر که شعبه *در مقام تجدیدنظرخواهی انرا مورد تایید قرار داده و قطعیت یافته از شمول ارأی قابل فرجام مصرح در ماده 368 قانون آیین دادرسی مدنی خارج بوده و قابلیت فرجامخواهی و طرح در دیوان عالی کشور را ندارد. لذا مستندا به ماده 415 قانون آیین دادرسی مدنی قرار رد فرجامخواهی فرجامخواه در این قسمت صادر می گردد. ثانیا فرجامخواهی در مورد صدور گواهی عدم امکان سازش که عمدتا در مورد حقوق مالی زوجه فرجامخواه طرح گردیده در مورد نحله و تنصیف دارأیی زوج بر اساس شرط ضمن عقد نکاح وارد است. زیرا اولا سند رسمی استنادی شماره 39941 مورخ 97/4/20 دفترخانه شماره 91 شهرستان *که مورد استناد زوج در ابرأی حقوق مالی ناشی از زوجیت توسط زوجه قرار گرفته است.
ناظر به حقوق استقرار یافته در ذمه زوج در زمان تنظیم سند مورخ 97/4/20 می باشد. به عبارت دیگر حقوقی که زمان تنظیم سند بر ذمه زوج مستقر نبوده و در اینده ممکن است. استقرار یابد را شامل نمی شود. زیرا اسقاط حقوقی که ناظر به اینده است. مشمول قاعده اسقاط مالم یجب و یا مالم یجد بوده و قابلیت اسقاط ندارد. ثالثا نظر به اینکه شرط تحقق و تعلیق حق نحله و اعمال تنصیف دارأیی و هم چنین نفقه ایام عده باعتبار رجعی بودن نوع طلاق با صدور گواهی عدم امکان سازش و اجرأی صیغه طلاق توسط زوج به عهده وی مستقر می گردد. لذا حقوق مربوطه به نحله و تنصیف دارأیی و نفه ایام عده موضوعا از شمول سند رسمی ابرأی استنادی مذکور خارج بوده از این رو ضرورت دارد. دادگاه ضمن بررسی مجدد نسبت به دفاعیات فرجامخواه در لایحه فرجامخواهی و تحقیق و بررسی و شناسایی اموال بدست امده در زمان زوجیت توسط زوج و تقویم انها و تعیین میزان نحله و نفقه ایام عده با جلب نظریه کارشناسان مربوطه برابر ماده 29 قانون حمایت خانواده رأی مقتضی اصدار نمایید علی هذا رأی فرجامخواسته در این قسمت با توجه به نواقص تحقیقاتی مذکور قابلیت ابرام ندارد.
و مستندا به مواد 371 و 401 قانون آیین دادرسی مدنی رأی فرجامخواسته را نقض کرده و پرونده را جهت رسیدگی مجدد در راستای مطالب گفته شده و صدور رأی مقتضی به شعبه *ارجاع می نماید. . سپس پرونده جهت رفع نقص در موارد ذکر شده ای رأی صادره این شعبه دیوان عالی کشور مورخه 99/12/2 ناظر به نحوه تعیین تکلیف تنصیف دارأیی و نحله و نفقه ایام عده زوجه پرونده را به شعبه *ارجاع و ارسال داشته و دادگاه مذکور جهت رسیدگی دستور وقت دادرسی صادر نموده و در تاریخ 1400/4/2 طرفین را دعوت نموده است. دادگاه برابر صورت جلسه مورخه 1400/4/2 از طرفین تحقیق نموده و متعاقب ان وضعیت مالکیت زوج نسبت به اموال غیرمنقول و اتومبیل و موجودی بانکی را از اداره ثبت اسناد و املاک و پلیس راهور و بانک های مربوطه استعلام نموده که در برابر جواب مورخه 1400/4/6 از اداره ثبت اسناد و املاک استان *و جواب مورخه 1400/5/11 پلیس راهور زوج مالکیت اموال غیر منقول و اتومبیل ندارد. ولی برابر جواب واصله از بانک های مورد استعلام زوج مبالغی به عنوان موجود در اختیار داشته که سابقه پیوست پرونده گردیده است.
سپس دادگاه تجدیدنظر در تاریخ 1400/8/24 مبادرت به صدور رأی به اصلاح و تایید دادنامه تجدیدنظر خواسته مبنی بر گواهی عدم امکان سازش نموده است. متعاقبا زوجه به شرح لایحه وکیل خود که عمدتا ناظر به نحوه تعیین تکلیف دادگاه تجدیدنظر به عدم اظهارنظر راجع به سایر اموال غیرمنقول که تعرفه شده به استناد شرط ضمن عقد نکاح در مورد تنصیف دارأیی است. نسبت به رأی فرجامخواسته معترض است. واز دیوان عالی کشور تقاضای فرجامخواهی نموده است.
همچنین زوج به شرح لایحه وکیل خود نسبت به رأی صادره موصوف که عمدتا ناظر به نحوه تعیین تکلیف حقوقی مالی زوجه است. معترض است. و از دیوان عالی کشور تقاضای نقض رأی فرجام خواسته را نموده است. که پرونده جهت رسیدگی به شعبه *ارجاع که در نوبت رسیدگی هیأت شعبه به موضوع رسیدگی وطی دادنامه شماره *00/12/4بشرح زیر انشای رأی نموده است.
در خصوص دادخواست فرجامخواهی آقای و. ش. ل. یا وکالت آقای ع. ز. ک. و متقابلا فرجامخواهی خانم م. ر. ص. سازمان *با وکالت آقای س. ا. ش. نسبت به رأی شماره *مورخه 1400/8/24 شعبه *متضمن اصلاح و تایید دادنامه شماره 0666 مورخه 99/6/5 شعبه *مبنی بر صدور گواهی عدم امکان سازش به درخواست زوج با توجه به محتویات پرونده فرجامخواهی زوجه نسبت به رأی صادره مذکور وارد است. زیرا حسب پاسخ استعلام به عمل امده از اداره ثبت اسناد و املاک استان *وارده به شماره 2006 مورخه 1400/4/6 ( ص 228 ) زوج دارأی املاک غیرمنقول متعددی بوده و این در صورتی است. که دادگاه تجدیدنظر استان *صرفا پاسخ استعلام واصله از بانک هارا ملاک قرار داده و فقط موجودی زوج در بانکها را در رأی فرجام خواسته جهت اعمال شرط نا نصف دارأیی موردنظر و لحاظ حکم قرار داده است. و در مورد اینکه زوجه نسبت به اموال غیرمنقول معرفی شده از سوی اداره ثبت اسناد و املاک استان *ایا برابر شرط ضمن عقد مبنی بر تنصیف دارأیی حقی دارد. یا خیر نفیا یا اثباتا هیچ گونه اظهارنظر مستدل و مستندی بعمل نیاورده است. لذا پرونده از جهت مذکور نقص تحقیقاتی دارد.
لذا جهت رسیدگی و امعان نظر قرار دادن دارأیی های غیرمنقول تعرفه شده و محاسبه ان در راستای اعمال شرط تنصیف دارأیی رأی فرجام خواسته رابطور کامل مستندا به مواد 371 و 401 قانون آیین دادرسی مدنی نقض کرده و پرونده را جهت رسیدگی مجدد به شعبه *ارجاع می نماید. و در خصوص فرجامخواهی زوج نسبت به رأی صادره فرجام خواسته نظر به نقض دادنامه فرجام خواسته و منتفی شدن موضوع دادخواست فرجامخواهی و بلحاظ سالبه به انتفای موضوع در ان مستندا به ملاک ماده 415 قانون آیین دادرسی مدنی قرار رد درخواست فرجامخواهی صادر می گردد. سپس پرونده جهت رفع نقص اعلامی در رأی این شعبه دیوان عالی کشور به شعبه *ارجاع و ارسال گردید. و دادگاه مذکور نیز در تاریخ 1401/1/24 مبادرت به صدور رأی به رد درخواست فرجامخواهی و اصلاح و تایید دادنامه تجدیدنظرخواسته نموده است. متعاقبا زوجین بشرح لوایح وکلای خود نسبت به رأی صادره مذکور معترض هستند و از دیوان عالی کشور تقاضای فرجامخواهی نمودند که پرونده جهت رسیدگی به شعبه *ارجاع شده و مطرح رسیدگی می باشد.
هیأت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید.
پس از قرائت گزارش آقای ح. م. ه. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده در خصوص دادنامه شماره *فرجام خواسته مشاوره نموده چنین رأی می دهد: