متن رأی
در تاریخ 1400/4/29 خانم ا. د. دادخواست طلاق بدلیل عسر و حرج بطرفیت همسرش آقای ح. د. و. تقدیم و اظهار داشت که در سال 1366 به عقد دائم خوانده درامده و حاصل این ازدواج چهار فرزند پسر متولد سالهای 68٫69٫74 و 82 می باشد. و با توجه به سالهای زندگی مشترک، خوانده بنای ناسازگاری گذاشته و در زندگی مشترک سوی معاشرت دارد. ، به نحوی که ادامه این زندگی برأی من غیرقابل تحمل است. در سال 1399 به دلیل ایراد ضرب و جرح عمدی که منجر به شکستگی دستم شد و حکم ان پیوست می گردد. از منزل خارج و تاکنون مراجعت ننموده ام و کراهت بسیاری از ادامه زندگی دارم. و افرادی از اشنایان شاهد بدرفتاری های خوانده بوده اند درخواست استماع شهادت ایشان را دارم. آقای و. س. به وکالت از زوج خوانده اعلام وکالت و وارد دعوی شده است. و خانم م. ف. هم به عنوان وکیل زوجه خواهان اعلام وکالت کرده اند.
خوانده دفاعا اظهار داشته که حاضر به طلاق نیستم وکیل وی ادامه داده که سوی معاشرت و ایراد ضرب و جرح را قبول ندارد. و از فرزند ا. مشترک به عنوان کسانی که در زندگی مشترک طرفین بوده اند، گواه هستند موکل حکم تمکین را گرفته و تقاضای اجرأی ان را نیز داشته ولی زوجه حاضر به بازگشت نشده و علیرغم اخذ حکم ازدواج مجدد وی موکل تاکنون اقدام به ازدواج مجدد ننموده و اصرار دارند که زوجه برگردد. و به هیچ وجه حاضر به طلاق زوجه نمی باشند. بتاریخ 1400/5/11 قرار ارجاع به داوری صادر شده و داور زوجه با اعلام اینکه از دوستان پدری زوجه بوده و چندین سال است. که این خانواده را می شناسد و بدلیل اختلافات زیاد وساطت اطرافیان فایده و نتیجه نداشته و با این اوصاف که مدت یک سال است. زوجین جدا از یکدیگر زندگی می نمایند. بنظر بنده طلاق برأی ایشان اصلح است. داور زوج که برادر وی هم هست اعلام داشت که در نهایت علیرغم تلاش ها و مساعدت اینجانب زوجه حاضر به صلح و سازش نشده ولی با توجه به فرزند ا. مشترک در سن ازدواج انها و نیاز انان به حمایت والدین و اینکه اگر زوجه قبول کند که تحت نظر پزشک مراحل درمان افسردگی خود را شروع نماید.
ادامه زندگی مشترک انان به صلاح هر دو طرف می باشد. ا. و م. د. فرزند ا. مشترک به عنوان شاهد معرفی و در دادگاه حاضر شده و اظهارات و ادعاهای مادرشان را تایید نکرده اند. قاضی محترم مشاور هم طی نظریه ای دعوی زوجه خواهان دایر بر عسر و حرج را مردود تشخیص و به صدور حکم به بطلان دعوی وی اظهارنظر کرده اند. سرانجام شعبه *به موجب دادنامه شماره *مورخ 1400/8/17 دعوی خواهان دایر بر سوی معاشرت زوج با وی ( زوجه ) را با توجه به انکار زوج خوانده و اظهار علاقه وی به همسرش ( زوجه ) و زندگی مشترک و فرزند ا. خود، مودای گواهی گواهان ( فرزند ا. ذکور مشترک )، اظهار نظر داوران منتخب زوجین، قاضی مشاور دادگاه که جملگی حاکی از عدم سوی رفتار زوج با زوجه بوده و ادامه زندگی مشترک را توصیه کرده اند، محرز و ثابت ندانسته و حکم به بطلان دعوی صادر می نماید. نسبت به رأی اصداری توسط وکیل زوجه تجدیدنظرخواهی می شود.
که پرونده به شعبه *ارجاع و مورد رسیدگی قرار می گیرد و به موجب دادنامه شماره *مورخ 1400/2/23 تجدیدنظرخواهی را موجه و مستند به ادله قابل نقض دادنامه معترض عنه ندانسته و ضمن رد تجدیدنظرخواهی، دادنامه تجدیدخواسته عینا تایید شده است. با توجه به فرجامخواهی معموله از رأی اصداری بشرح مرقوم و ثبت ان و تبادل لایحه دفاعیه پرونده به دیوانعالی کشور ارسال و جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع گردیده است. دادخواست فرجامخواهی و لایحه دفاعیه به هنگام شور قرائت می شود.
هیأت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید.
پس از قرائت گزارش آقای م. ح. م. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رأی می دهد: