متن رأی
در تاریخ 1399/7/5 خانم ک. گ. با وکالت آقای ع. ر. دادخواست طلاق به سبب عسر و حرج شدید بطرفیت همسرش آقای م. ج. تقدیم داشته در شرح دادخواست خود اعلام و اظهار کرده که موکل وی در تاریخ 1397/4/1 به عقد دائم خوانده درامده است. ولی زندگی مشترک زیر یک سقف را اغاز نکرده ولکن قریب به دو سال است. که زوجین در اختلاف شدید بسر می برند و پرونده های متعددی علیه همدیگر در محاکم طرح و اقامه کرده اند و لذا به علت شدت اختلافات امکان ادامه زندگی مشترک میسور و مقدور نیست و موکل بلحاظ مصایب و مشکلات عدیده مالی، روحی و روانی در عسر و حرج به معنای واقعی به سر می برد. لذا مستندا به مواد 1129 و 1130 قانون مدنی و بند 1 تبصره همان ماده تقاضای طلاق مورد استدعاست.
وکیل خواهان ( زوجه ) در جلسه مورخ 1399/12/18 بیان داشت خواسته بشرح دادخواست می باشد. و مهریه زوجه 114 سکه طلای بهار ازادی است. که تعداد 7 قطعه ان را دریافت کرده و مابقی مهریه و تمامی حقوق مالی خویش را در قبال طلاق به زوج بذل می کند و حسب ارأی متعدد دیوان عالی کشور، بذل مهریه و کلیه حقوق مالی زوجه دال بر عسر و حرج زوجه است. و زوجه در بلاتکلیفی بسر می برد و تقاضای صدور حکم بر طلاق زوجه مورد استدعاست. زوج خوانده در این جلسه بیان داشت با طلاق مخالفم، همسرم را دوست دارم. شغل دارم. خانه ای از خودم ندارم. 7 تا سکه بابت مهریه داده ام. قرار ارجاع به داوری صادر شده و پس از تعیین داور، داور زوجه اعلام کرده که ادامه زندگی مشترک زوجین را به دلیل بلاتکلیف بودن زوجه به مدت 2/5 سال و عسر و حرج واقعی زوجه، مقدور نمی داند و زوجه 7 سکه از مهریه اش را دریافت کرده و مابقی ان را که 107 قطعه می باشد. در ازای طلاق به زوج بذل می نماید. و نسبت به سایر حقوق مالی خود نیز ادعایی ندارد. داور زوج هم پس از بررسی و مذاکره لازم اعلام می نماید. که زوج کارمند می باشند و خوشختانه هیچ مشکلی ندارد.
و جدایی انها شایسته نیست و خوب است. که مشترک در جلسه ای در دادگاه حضور یابند نسبت به صلح و سازش زوجین اقدام شود.
وکیل خواهان در جلسه مورخ 1400/7/20 اظهار داشت بعد از چند ماه از عقد دائم زوجین در سال 1397، اختلاف انها شروع شده و دعاوی متعددی ( حقوقی و خانوادگی ) علیه یکدیگر مطرح کرده اند و زوجه به مدت 4 سال است. که بلاتکلیف می باشد. و به معنای واقعی در عسر و حرج می باشد. و بنظر می رسد که قصد زوج بلاتکلیف قرار دادن زوجه باشد. زوجه حاضر است. در قبال طلاق کلیه حقوق مالی خود از قبیل مهریه، نفقه و. . . خویش را در قبال اجرأی صیغه طلاق بذل کند. شعبه *پس از انجام اقدامات لازم، به موجب دادنامه به شماره *مورخ 1400/7/21 با استدلال اینکه خواهان دلایل قانع کننده ای برأی اثبات ادعای خود ارائه ننموده و هیچ دلیلی هم مبنی بر رضایت زوج در مورد صدور گواهی عدم امکان سازش در پرونده وجود ندارد. و با توجه به قاعده فقهی الطلاق بید من اخذ بالساق که حق طلاق در اختیار مرد می باشد. و زوج مخالف طلاق همسرش است. دعوی خواهان را وارد تشخیص نداده و حکم به بطلان دعوی صادر نموده است.
متعاقب تجدیدنظرخواهی از حکم اصداری از دادگاه بدوی ( بشرح مرقوم ) شعبه *حسب الارجاع وارد رسیدگی شده و به موجب دادنامه شماره *مورخ 1400/10/26 با توجه به مخالفت مستمر زوج با طلاق و توجها به لزوم حفظ کیان خانواده و جلوگیری از متلاشی شدن انها و اینکه زوجه بخشی از مهریه را وصول کرده است. و از سوی زوجه ادله و محکمه پسندی که دوام زوجیت را مخاطره امیز و ادامه زندگی مشترک را در حدود متعارف غیرممکن سازد، ارائه و ابراز نشده است. دادنامه تجدیدنظرخواسته را مطابق قانون و دلایل موجود در پرونده تشخیص و ضمن رد تجدیدنظرخواهی، دادنامه تجدیدنظرخواسته را تایید نموده است. با فرجامخواهی از رأی صادره و به شرح فوق، پس از تبادل لایحه جوابیه و ارسال پرونده به دیوانعالی کشور، جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع گردیده است. دادخواست فرجامی و لایحه جوابیه در جلسه مورد شور و بررسی قرار می گیرد.
هیأت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید.
پس از قرائت گزارش آقای م. ح. م. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رأی می دهد: