خلاصه جریان پرونده
در تاریخ 1399/9/3 آقای ح. ا. ک. به وکالت از طرف ح. ا. مبادرت به طرح دعوایی به خواسته ابطال نظریه مورخ 1378/6/17 کمیسیون ماده دو ایین نامه اجرأیی قانون ابطال اسناد و فروش رقبات اب و اراضی موقوفه در مورد پلاک های 360 و 365 اصلی واقع در بخش دو *به طرفیت د. ن. و سازمان *می نماید. و در شرح خواسته اورده است. پلاک های 360 و 365 اصلی بخش دو *ازجمله اراضی جنگلی جلگه ای قطعه ج ب 7 است. که بلحاظ اجرأی مقررات ماده 56 قانون حفاظت و بهره برداری ملی اعلام و به قطعات ده هکتاری تقسیم و به اعتبار ملی شدن جهت ان ها سند مالکیت بنام دولت با نمایندگی سازمان جنگل ها و مراتع صادر و به افراد مختلف واگذار شده است. چون مقدار 117 سهم از *360 اصلی و در رژیم سابق به تیمسار ق. ب. واگذار شده و پس از استقرار نظام جمهوری اسلامی و مصادره اموال ق. ب. از سوی سازمان *به اعتبار وضعیت موکل به موکل واگذار و به نام وی سند مالکیت رسمی صادر گردید. اما خوانده به صورت غیرقانونی پلاک های 365 و 360 که مورد دعوی موکل جزیی از *360 اصلی می باشد.
در کمیسیون ماده 2 ایین نامه اجرأیی قانون ابطال اسناد فروش رقبات اب و اراضی موقوفه مطرح و در شرأیطی که به صراحت قانونی مرقوم صلاحیت قانونی کمیسیون مزبور تنها اعلام نظر در مورخ در مورد جواز شرعی فروش یا تبدیل رقبات بوده و در اصل وقفیت صلاحیتی ندارد. مع الوصف من غیرحق موقوفه را احراز و سند موکل را باطل و ضمن اخذ سند به نام موقوفه برابر ارأی شماره 990351 و 990844 صادره از شعبات دوم دادگاه عمومی حقوقی *اباد و شعبه *حکم خلع ید علیه موکل صادر می گردد. نظربه اینکه طبق ماده 57 قانون مدنی واقف بایستی مالک موضوع وقف باشد. که مصداق ندارد. و صرف نظر از این که وقف نامه ای ابراز نگردیده و دلایلی اصولا برابر تبصره 6 الحاقی 1380/12/19 ارائه نشده و اینکه اراضی ملی نمی تواند موضوع وقف قرار گیرد تقاضای صدور حکم به شرح خواسته را خواستار شده است. پرونده به شعبه *ارجاع می شود. در راستای دستور قاضی شعبه وقف رسیدگی به تاریخ 1399/10/9 تعیین می شود. در جلسه دادگاه خواهان و وکیل وی و متولی موقوفه بنام ح. د. و وکیل وی به نام م. ا. حاضر می شوند وکیل خواهان مجددا خواسته خود را مطرح می نماید.
وکیل خوانده به سمت خواهان ایراد دارد. و بیان می دارد.
خواهان در اقامه دعوی ذی نفع نبوده و لزوما می بایست دلایل ذی نفع بودن خود را ارائه دهد و در ادامه توضیح داده است.
خواهان به عنوان معترض ثالث به دادنامه صادره از شعبه *اعتراض ثالث نموده که دادگاه مذکور وی را ذی سمت ندانسته و صراحتا اشاره شده بدون اذن ملک را در اختیار گرفته و دعوی ایشان رد شده است. و مهمتر اینکه برابر دادنامه صادره از شعبه *انقلاب حکم بر محکومیت سازمان *صادر و در شعبه *ی و جلگه ای می باشد. و در پاسخ به دفاعیات وکیل خوانده بیان می دارد. که دعوی اعتراض ثالث به جهت اینکه بطرفیت سازمان *اقامه شده بود منتهی به قرار عدم استماع دعوی گردید. مجددا این دعوی نزد شعبه *استان مطرح و درحال رسیدگی می باشد. درادامه قاضی شعبه قرار ارجاع امر به کارشناسی صادر و ج. ع. را بعنوان کارشناس انتخاب تا کارشناس با ملاحظه اسناد و معاینه دقیق محل اظهارنظر نماید. ایا محل اختلاف قسمتی از *360 اصلی می باشد. یا خیر؟ ایا پلاک یادشده ( محل تصرف ) جزی منابع ملی بوده که به افراد واگذار شده یا خیر؟ با تاخیر کارشناس در ارائه ی نظریه مشارالیه است. عزل و ض. ش. به عنوان کارشناس انتخاب می گردد. نامبرده در تاریخ 1400/1/12 نظریه خود را ارائه و به موجب نظریه تقدیمی اعلام می دارد.
با توجه به توضیحات ابرازی از اسناد مالکیت ثبتی و گزارشات ثبتی و سوابق مالکیتی *365 اصلی از اراضی جنگلی و جلگه ای منابع ملی بوده که پس از اگهی تشخیص تحت پلاک های متعددی در راستای ماده 32 قانون حفاظت و بهره برداری در قالب اراضی جنگلی و جلگه ای موسوم به قطعات ده هکتاری به تعداد 42 قطعه ده هکتاری به اشخاص واگذار و منجر به صدور اسناد متعددی با رعایت مواد 36 و 41 قانون حفاظت گردید. من جمله 176سهم مشاع از پلاک مذکور به مساحت 17600 مترمربع بنا به اسناد رسمی ذکرشده با بهای معین و مشخص و بموجب سند رسمی غیرمنقول به شماره 73427 تنظیمی در دفتر خانه شماره یک *در تاریخ 1374/3/29 با ذکر این که ملک فوق از اراضی جنگلی و جلگه ای بوده و با رعایت مواد 36 و 41 قانون حفاظت به شخص خواهان واگذار و انتقال قطعی به نام وی صورت گرفته است. نظریه متداعیین ابلاغ می شود.
وکیل موقوفه در فرجه مقرر قانونی به نظریه معترض و تقاضای ارجاع امر به هیأت سه نفره را خواستار می شود. قاضی شعبه با ارجاع امر به هیأت سه نفره آقایان م. م. غ. - ح. ح. م. و ن. م. ک. را به عنوان کارشناس انتخاب هییت مذکور در تاریخ 1400/3/6 نظریه خود را ارائه و بموجب نظریه تقدیمی بیان می دارند پس از بررسی اسناد و مدارک ارائه شده از سوی طرفین و تطبیق ان با طبیعت مشخص شد کل مورد تنازع بخشی از *اصلی در راستای ماده 32 قانون حفاظت و بهره برداری در قالب اراضی جنگلی و جلگه ای موسوم به قطعات ده هکتاری به تعداد 42 قطعه در هکتاری تفکیک شده و به اشخاص متعدد واگذار شده است. طبق متن دفترچه مالکیت این ملک به نام م. د. به ثبت رسیده است. و در بخش مربوط به ملک اورده شده است. شش دانگ یک قطعه زمین اراضی جنگلی و جلگه ای به مساحت 89602/50 مترمربع به شماره 50 *به موجب گواهی شماره 14395 ملی تشخیص که بموجب حکم شعبه *و شعبه *به نام سازمان *گردیده است. و در حال حاضر در تملک موقوفه می باشد. نظریه ابلاغ می شود. قاضی شعبه در تاریخ 1400/3/25 با اعلام ختم رسیدگی مبادرت به صدور دادنامه شماره *می نماید.
و بموجب ان با این استدلال که م. د. ن. با تمسک به رأی خارج از صلاحیت کمیسیون ماده دو ادعای وقف بودن کل *را نمودند درحالی که مرجع تشخیص وقفیت تنها محاکم دادگستری هستند و کمیسیون مذکور نمی توانست بر خلاف قواعد امره ملک اشخاص را موقوفه اعلام نماید. از سویی در پرونده دلیلی بر موقوفه بودن این پلاک وجود ندارد. و وکلای م. د. ن. جهت اثبات وقف به دادنامه هایی اشاره می کنند که در مقام اثبات وقفیت صادر نشده است. بلکه در مقام استدلال به وقف بودن این پلاک اشاره شده که دلیل وقفیت تلقی نمی گردد.
از طرفی کمیسیون ماده ایین نامه اجرأیی قانون ابطال اسناد فروش رقبات صلاحیت تشخیص وقف بودن ملک را نداشته بلکه صلاحیت ان ها راجع است. به مشروع یا نامشروع بودن فروش ملک وقفی به تعبیر دیگر ارجایی که بر وقف بودن ملکی اختلاف وجود ندارد. و این ملک به فروش برسد کمیسیون مزبور بر ان نظارت دارد. نه اینکه ملکی را وقفی اعلام نماید. حکم بر ابطال نظریه مورخ 1378/6/18 کمیسیون ماده 2 ایین نامه اجرأیی نسبت به 117 سهم از *صادر و در مورد خوانده ردیف دوم به جهت عدم توجه دعوی قرار رد دعوی صادر می کند با ابلاغ دادنامه در موعد مقرر توسط م. د. ن. تقاضای تجدیدنظرخواهی بعمل می اید پرونده پس از تبادل لوایح و ارسال به مرجع تجدیدنظر به شعبه *ارجاع می شود. شعبه مرجوعالیه در تاریخ 1400/8/9ضمن رددرخواست تجدیدنظرخواهی بعمل امده دادنامه معترض عنه را برابر دادنامه شماره *عینا تایید و استوار می نماید. سپس در مورخ1400/9/3 مبادرت به صدور رأی اصلاحی نموده و به موجب دادنامه شماره *رأی سابق الصدور را قابل فرجامخواهی در دیوان عالی کشور اعلام می دارد. با ابلاغ این دادنامه م. د. ن.
در تاریخ 1400/9/29 مبادرت به تقدیم دادخواست فرجامخواهی می نماید. که پس از تبادل لوایح پرونده به دیوان عالی کشور ارسال و در دستور کار این شعبه قرار گرفت عضو ممیز گزارش پرونده را تهیه مفاد لایحه را برأی هییت شعبه قرائت و پس از انجام مشاوره به شرح ذیل اتخاذ تصمیم می نماید. و به سمت امضای کننده قرارداد وکالت بعنوان متولی ( بنام ح. د. ) ایراد وارد و جهت رفع نقص به مرجع صادر کننده رأی شعبه *ارسال که فرجام خواه دلیل سمت خود را ارائه نموده و به مفاد دادنامه شماره *مورخ 1399/6/15 شعبه *استناد می نماید. النهایه هیأت شعبه وارد شور شده و با اعلام ختم رسیدگی مبادرت به صدور رأی می نماید.