خلاصه جریان پرونده
حسب اوراق و مندرجات پرونده خانم ر. غ. ج. به شرح دادخواست تقدیمی دعوی به طرفیت آقای غ. ح. پ. بخواسته طلاق مطرح و چنین توضیح داده اند ( بموجب سند ازدواج که تصویر ان پیوست دادخواست تقدیم گردیده در تاریخ 81/2/4 با خوانده ازدواج نموده و در حال حاضر قادر به ادامه زندگی مشترک نمی باشم لذا با توجه به عسر و حرج درخواست طلاق دارم. ) ص13 پرونده به شعبه *ارجاع گردیده است. با تعیین وقت دادرسی و دعوت از طرفین جلسه دادرسی در تاریخ 1400/9/7 با حضور قاضی مشاور و اصحاب دعوی تشکیل بدوا خواهان اظهار نموده ( در تاریخ 81/2/4 ( 1381 ) با مهریه سی میلیون وجه رأیج به عقد دائم خوانده درامده ام همسرم مرا اذیت می کند فحاشی می کند دیگر تحمل این زندگی را ندارم. در همان اوایل کتک می زد ولی در حال حاضر کتک نمی زند فحاشی می کند ) خوانده در مقام پاسخ اظهار نموده اند ( بنده دعوی خواهان را قبول ندارم. ایشان را اذیت نکرده ام کتک نزده ام و فحاشی نکرده ام مهریه خویش را درخواست کرد پرداخت کردم ایشان یک برادر دارد. در زندگی ما دخالت می کند و زندگی ما را خراب کرده است. بنده با طلاق ایشان مخالف هستم. . .
) ص17 16 قرار ارجاع امر به داوری صادر شده و نظریه داوران زوجین اخذ شده است. ص19 دادگاه پس از اخذ نظریه قاضی مشاور مبنی بر رد خواسته خواهان با اعلام ختم دادرسی بموجب دادنامه شماره *مورخ 1400/9/22 حکم بر بطلان دعوی خواهان صادر نموده است. ص23 دادنامه در تاریخ 1400/9/22 ابلاغ و خانم ر. غ. ج. طی دادخواست تقدیمی در مورخ 1400/10/30 در مقام فرجامخواهی نسبت به
رأی دادگاه
بدوی اعتراض نموده که پرونده به دیوان عالی کشور ارسال و به این شعبه ارجاع گردیده است.
هیأت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید.
پس از قرائت گزارش آقای س. ب. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده در خصوص دادنامه شماره *مورخ 1400/9/22 فرجام خواسته مشاوره نموده چنین رأی می دهد: