متن رأی
در تاریخ 1399/12/25 خانم س. ع. ا. بطرفیت همسرش آقای ع. خ. دادخواستی بخواسته صدور حکم طلاق بلحاظ ازدواج مجدد زوج بدون رضایت زوجه و باستناد بند 12 از شروط ضمن عقد نکاح تقدیم نموده که حسب الارجاع در شعبه *ثبت و مورد رسیدگی قرار میگیرد در جلسه رسیدگی مورخ 1400/2/19 خوانده حضور نیافته و لایحه ای تقدیم ننموده لیکن خواهان حضور یافته و اظهار داشت خوانده همسر شرعی و قانونی اینجانب می باشد. و حدود 16 سال است. که با هم زن و شوهر هستیم و حدود دو سال است. که بدلیل اختلافات زیاد جدا از هم زندگی میکنیم. زوج با من سوی رفتار داشته و بعد از امدن من به *زن دیگری بدون اجازه من عقد نموده و در خانه من با او زندگی می کند و گزارش مرجع انتظامی در این خصوص در اجرأی احکام خانواده موجود است. و رونوشت ان را تقدیم مینمایم و شهودی هم دارم. و به دادگاه معرفی میکنیم در مورد مهریه و نفقه ام سابقا حکم صادر شده است. و فقط یک سکه از مهریه ام را در قبال طلاق به زوج بذل مینمایم. دو فرزند مشترک به نام های ا. 14 ساله و ع. 7 ساله داریم که در مورد حضانت و ملاقات انها جداگانه حکم صادر شده است.
و با توجه به حصول بند 12 عقدنامه درخواست اعمال وکالت در طلاق را دارم. دادگاه قرار ارجاع امر بداوری صادر نموده و در این اثنا آقای س. م. ا.
وکیل پایه یک دادگستری با تقدیم وکالتنامه از جانب خوانده ( زوج ) اعلام وکالت نموده است. داوران منتخب زوجین هر یک نظریه کتبی خود را که حاکی از عدم حصول سازش بین طرفین بوده تقدیم داشته اند. دادگاه قرار استماع شهادت شهود خواهان را صادر و در جلسه مورخ 1400/4/7 که با حضور خواهان و وکیل خوانده تشکیل گردیده زوجه ( خواهان ) اظهار داشت من حدود دو سال است. که بدلیل اختلاف با شوهرم در *است. و برج 9 سال 99 برأی حضانت فرزند صغیرم به درب منزل به همراه یک خانم و برادرزاده و یک مامور انتظامی رفتیم بعد از دق الباب یک خانم امد و درب را باز کرده بود پرسیدم شما کی هستید گفت که من همسر آقای ع. خ. هستم و یک سال است. که با او زندگی میکنم و به مامور انتظامی گفتم صورتجلسه کند ایشان هم نوشته است. که خانمی درب را باز کرد ولی جمله او را ننوشته است. و خانم ا. م. همراه من بوده و نیز خواهرزاده ام هم همراه ما بود که شهودم حضور دارند و درخواست استماع شهادت خانم ا. م. را دارم.
و زوج دادخواست ازدواج مجدد داده ولی من در دادگاه اعلام به امادگی جهت بازگشت به زندگی مشترک نمودم و زوج به دادگاه نیامد و دادخواست ازدواج مجدد او رد شده است. دادگاه بشرح برگ تحقیق ( ص 46 ) از شاهد تعرفه شده زوجه استماع گواهی بعمل اورده و گواه صحت اظهارات زوجه بشرح منعکس در صورتمجلس را تصدیق و گواهی نمودند وکیل خوانده دفاعا اظهار داشت اولا – خواهان فقط یک شاهد خانم برأی ادعای خود معرفی نموده که حسب اظهار خواهان و شاهدش تنها اظهارات یک خانم در *مبنی بر ازدواج با خوانده می باشد. که این موضوع تماما مورد انکار موکل بنده واقع شده است. ثانیا- حسب استشهادیه پیوست سه نفر شاهد مرد شهادت میدهند که موکل بنده برأی پرستاری فرزند ان خردسالش یک پرستار استخدام نموده است. و اصلا ازدواج ننموده است. و منکر ازدواج مجدد می باشد. ثالثا – موکل درخواست ازدواج مجدد را مسترد نموده که رأی ان و استشهادیه به پیوست می باشد. رابعا- موکل در اواخر سال 99 طی یک اظهارنامه مراتب درخواست مراجعت زوجه بمنزل مشترک را به اطلاع زوجه رسانده است. و از وی تقاضای مراجعت و ادامه زندگی مشترک را نموده است.
خامسا - حسب تامین دلیل صورت گرفته که به شعبه *مدنی ارائه و به پیوست پرونده حاضر می باشد. منزل تهیه شده توسط موکل مهیای زندگی مشترک می باشد. و زوجه مکلف به تمکین است. مضافا اینکه تا حال چندین نفر از سوی زوج واسطه شده و با زوجه صحبت کرده اند که ایشان به زندگی مشترک برگردد. که تاکنون چنین اتفاقی نیفتاده است. بنابرأین چون خواهان دلیل و مدرکی برأی ادعای خویش ارائه ننموده است. لذا تقاضای صدور حکم بر بطلان دعوی خواهان مورد استدعاست.
خواهان در پایان اظهارات شاهد دیگر خود را که برادرزاده ام بوده و به شهر رفته هفته اینده به دادگاه میاورم و دادگاه در جلسه مورخ 1400/4/27 از شاهد دیگر خواهان بنام ا. خ. در برگ 58 پرونده استماع گواهی بعمل اورده و صحت اظهارات زوجه و مراتب ادعایی او را تایید نموده است. و سپس وکیل زوج همان مطالب جلسه قبل را بیان نموده و ادعای زوجه مبنی بر ازدواج مجدد زوج را تکذیب نموده است.
سرانجام دادگاه ختم رسیدگی را اعلام و پس از اظهار عقیده قاضی مشاور بموجب دادنامه شماره *مورخ 1400/4/28 پس از ذکر خواسته خواهان و اعلام احراز وجود علقه زوجیت دائم بین طرفین و اظهارات تفصیلی شهود سرانجام با توجه به مودای شهادت شهود و گزارش مرجع انتظامی مندرج در پرونده تحقق بند 12 از شروط مندرج در عقدنامه را محرز تشخیص و با غیرموجه دانستن دفاعیات وکیل زوج و اصرار شدید خواهان بر جدایی و موثر واقع نشدن مساعی دادگاه و تلاش داوران در اصلاح ذات البین دعوی خواهان را وارد تشخیص و باستناد مواد قانونی منعکس در رأی از قانون مدنی و قانون حمایت خانواده مصوب سال 1391 و بند 12 از شروط مندرج در عقدنامه ضمن احراز حصول شرأیط اعمال وکالت زوجه مطابق سند نکاحیه حکم به تجویز طلاق با اعمال وکالت توسط زوجه فیمابین زوجین صادر و نوع طلاق را بلحاظ بذل یک سکه از مهریه از سوی زوجه در قبال طلاق، باین خلعی وعده انرا سه طهر اعلام و مدت اعتبار رأی صادره را سه ماه پس از قطعیت دادنامه اعلام و توضیح داده که زوجین دو فرزند مشترک به نام های ا. 14 ساله و ع.
7 ساله دارند که به اقرار زوجه در خصوص حضانت و ملاقات انها سابقا رأی صادر شده و این دادگاه مواجه با تکلیفی نیست. پس از ابلاغ رأی صادره زوج در مهلت قانونی با تقدیم دادخواست نسبت به ان تجدیدنظرخواهی نموده که پس از تبادل لایحه و وصول پرونده بمرجع تجدیدنظر *وضوع رسیدگی و طی دادنامه شماره *مورخ 1400/6/9 دادنامه تجدیدنظرخواسته را بر اساس دلایل و مدارک موجود در پرونده موافق موازین قانونی و اعتراض تجدیدنظرخواه را غیرموجه تشخیص و ضمن رد تجدیدنظرخواهی تجدیدنظرخواه دادنامه تجدیدنظرخواسته را تایید نموده است. دادنامه اخیرالذکر در تاریخ 1400/6/9 به زوج ابلاغ شد و نامبرده در تاریخ 1400/6/27 با تقدیم دادخواست نسبت به ان فرجامخواهی نموده که پس از تبادل لایحه و وصول پرونده به دیوان عالی کشور جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع گردیده است. دادخواست فرجامی و لایحه جوابیه به هنگام شور قرائت میگردد.
هیأت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید.
پس از قرائت گزارش آقای ح. ع. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رأی می دهد: