یک قاضی1GHAZI.PRO
@Yek_Ghazii
خانه / آرای قضایی
آرای قضایی

نمونه رای با موضوع: خواهان با اعلام اینکه مساعی دادگاه و تلاش داوران در اصلاح ذات البین و انصراف زوج از طلاق

🗓 1399/10/16⚖️ یک قاضی
حوزه رأیخانواده
مرحله رسیدگیفرجام‌خواهی
تاریخ رأی1399/10/16
شماره دادنامه0739
شماره پروندهثبت نشده
منبع عنوانعنوان پالایش‌شده
📄

متن رأی

در تاریخ 1399/10/16 خانم س. ر. ن. بوکالت از طرف آقای د. ا. ب. و بطرفیت خانم م. ط. دادخواستی بخواسته صدور گواهی عدم امکان سازش جهت اجرأی صیغه طلاق بدلیل عدم تفاهم اخلاقی فیمابین زوجین تقدیم نموده که بدوا جهت ایجاد صلح و سازش بین زوجین به شعبه *ارجاع گردید. و شورا پس از تشکیل جلسات و استماع توضیحات وکیل خواهان سرانجام بلحاظ عدم حصول سازش بین طرفین پرونده را به دادگستری شهرستان *ارسال نموده که حسب الارجاع در شعبه *حقوقی ثبت و مورد رسیدگی قرار میگیرد. آقای ه. م.

وکیل پایه یک و مشاور حقوقی با تقدیم وکالتنامه از جانب زوج اعلام وکالت نموده است. در جلسه مورخ 1400/2/4 که با حضور وکلای طرفین تشکیل گردیده وکیل خواهان اظهار داشت با توجه به اختیارات حاصله از ماده 1133 قانون مدنی و قاعده فقهی ( الطلاق بید من اخذ بالساق ) مرد می تواند هر زمان که خواست همسرش را طلاق دهد لذا تقاضای صدور حکم طلاق را دارم.

وکیل خوانده اظهار داشت با توجه به تقدیم دادخواست طلاق از جانب زوج و با توجه به اینکه زوجین دارأی اموال مشترکی از جمله یکباب ساختمان مسکونی که حسب اظهارات زوجه مشترک بین زوجین بوده و هم چنین مطالبه اجرت المثل ایام زوجیت که باید پرداخت گردد. و تقاضای ارجاع ان به کارشناس را دارم. اتخاذ تصمیم شایسته مورد استدعاست وکیل خواهان اظهار داشت هیچ ملک یا ساختمانی بنام زوج نمی باشد. تقاضای رد درخواست ایشان را دارم. سپس دادگاه قرار ارجاع امر بداوری صادر نموده و داوران منتخب زوجین هر یک نظریه کتبی خود را که حاکی از عدم حصول سازش بین طرفین بوده تقدیم داشته اند.

وکیل خواهان طی لایحه مورخ 1400/3/8 ضمن ارائه تصویر دادنامه شماره 0739 مورخ 1398/6/2 صادره از شعبه *متضمن محکومیت زوجه به تمکین از زوج اعلام داشته موکل در حال حاضر هیچ مالی به طور رسمی بنامش نمی باشد. و در فرض وجود هر گونه مالی بنام موکل چون زوجه ناشزه متخلف از وظایف همسری بوده لذا نمی تواند مدعی تنصیف اموال باشد. دادگاه جهت تعیین میزان نفقه و اجرت المثل ایام زوجیت زوجه موضوع را بکارشناس ارجاع نموده و کارشناس منتخب دادگاه بشرح نظریه کتبی تقدیمی در برگ 38 پرونده میزان اجرت المثل را از تاریخ 1374/5/24 لغایت *جمعا بمبلغ دویست و نود و یک میلیون و پانصد و نود و پنج هزار ریال تعیین نموده است. نظریه کارشناس بطرفین ابلاغ شد اعتراضی نسبت به ان در پرونده مشهود نیست سپس دادگاه نتیجه پرونده نفقه را از اجرأی احکام مدنی شعبه *استعلام نمود که در گواهی مورخ 1400/4/27 اجرأی احکام اعلام شده که زوج نفقه زوجه تا تاریخ عدم تمکین ( 1398/7/30 ) و نفقه فرزند ان تا تاریخ 1400/7/15 را پرداخت نموده است. سپس دادگاه سوابق مالکیت زوج را از اداره راهنمایی و رانندگی و نیز از اداره ثبت اسناد و املاک *استعلام نمود.

در جوابیه مورخ 1400/6/2 پلیس راهور اعلام شده که زوج فاقد هرگونه وسیله نقلیه می باشد. مرکز پزشکی قانونی شهرستان *طی گواهی مورخ 1400/6/16 نتیجه ازمایش بارداری زوجه را منفی اعلام نموده است. سرانجام دادگاه ختم رسیدگی اعلام و بموجب دادنامه شماره *مورخ 1400/7/8 پس از ذکر خواسته خواهان با اعلام اینکه مساعی دادگاه و تلاش داوران در اصلاح ذات البین و انصراف زوج از طلاق به نتیجه نرسیده و زوج اصرار بر طلاق دارد. لذا با استناد ماده 1133 قانون مدنی و ماده 24 قانون حمایت خانواده گواهی عدم امکان سازش جهت اجرأی صیغه طلاق از نوع رجعی صادر و زوج را مکلف نموده مبلغ 291/595/000 ریال بابت اجرت المثل ایام زوجیت در حق زوجه پرداخت نماید. و توضیح داده که زوجه مهریه و جهیزیه را بصورت جداگانه مطالبه نموده و با عنایت به صدور حکم تمکین زوج در خصوص نفقه تکلیفی در پرداخت ندارد. و در خصوص تنصیف اموال با عنایت به عدم لیست اموال از سوی زوجه و استعلامات بعمل امده دادگاه با تکلیفی مواجه نیست و با عنایت به کبیر بودن فرزند ان مشترک دادگاه در خصوص حضانت و ملاقات انان تکلیفی ندارد. نوع طلاق رجعی است.

و مدت اعتبار گواهی عدم امکان سازش صادره سه ماه از تاریخ رأی قطعی یا قطعی شدن رأی است.

وکیل زوجه در مهلت قانونی با تقدیم دادخواست نسبت دادنامه صادره تجدیدنظر خواهی نموده و عمده اعتراض وی در مورد عدم تنصیف دارأیی زوج بوده و مدعی است. که مبایعه نامه یکباب ساختمان مسکونی بتاریخ 1385/5/20 صوری بوده و این ساختمان بین طرفین مشترک بوده و تا سالهای 98 و 99 در ان سکونت داشته اند که پس از تبادل لایحه و وصول پرونده بمرجع تجدیدنظر *وضوع رسیدگی و طی دادنامه شماره *مورخ 1400/8/9 اعتراض تجدیدنظر خواه را غیرموجه تشخیص و باستناد ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی ضمن رد اعتراض تجدیدنظرخواه دادنامه تجدیدنظر خواسته را تایید نموده است. دادنامه اخیرالذکر در تاریخ 1400/8/10 به وکیل زوجه ابلاغ شد و نامبرده در تاریخ 1400/8/25 با تقدیم دادخواست نسبت به ان فرجام‌خواهی نموده که پس از تبادل لایحه و وصول پرونده به دیوان عالی کشور جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع گردیده است. دادخواست فرجامی و لایحه جوابیه به هنگام شور قرائت میگردد.

هیأت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید.

پس از قرائت گزارش آقای ح. ع. عضوممیز و ملاحظه اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رأی می دهد:

📄 این مطلب گردآوری و در «یک قاضی» بازنشر شده است.مشاهدهٔ منبعِ اصلی ↗
این مطلب را در تلگرام دنبال کنید
کانال @Yek_Ghazii — انتشارِ لحظه‌ایِ مطالب حقوقی
عضویت
این مطلب را در توییتر (ایکس) دنبال کنید
ما را در ایکس دنبال کنید — انتشارِ لحظه‌ایِ مطالب حقوقی
دنبال کنید