یک قاضی1GHAZI.PRO
@Yek_Ghazii
خانه / آرای قضایی
آرای قضایی

نمونه رای با موضوع: خواهان و توضیحات بعدی ایشان و مدافعات

🗓 1399/11/13⚖️ یک قاضی
حوزه رأیخانواده
مرحله رسیدگیفرجام‌خواهی
تاریخ رأی1399/11/13
شماره دادنامهثبت نشده
شماره پروندهثبت نشده
منبع عنوانعنوان عمومی
🗂

خلاصه جریان پرونده

در تاریخ 1399/11/13 آقای ع. ح. بطرفیت همسرش خانم م. ز. دادخواستی بخواسته صدور گواهی عدم امکان سازش جهت اجرأی صیغه طلاق تقدیم نموده که حسب الارجاع در شعبه *ثبت و مورد رسیدگی قرار میگیرد در جلسه رسیدگی مورخ 1399/11/28 که با حضور زوجین تشکیل گردیده خواهان اظهار داشت در سال 1372 با مهریه 14 عدد سکه بهار ازادی و یک سفر حج تمتع با خوانده ازدواج نمودیم متاسفانه خوانده ناسازگاری داشته و توهین می کند و به پدر و مادرم که فوت کرده اند توهین مینماید. و درب خانه خودم را به روی من بسته است. و در حال حاضر در نزد دیگران به صورت میهمان زندگی می کنم و چندین بار دادخواست تمکین دادم با زیرکی در مرجع قضایی اعلام امادگی می کند و دو فرزند یکی بنام ف. متولد سال 1384 و دیگر بنام م. اها متولد 1388/3/27 داریم که در کنار مادرشان می باشند لذا تقاضای صدور گواهی عدم امکان سازش جهت اجرأی صیغه طلاق دارم. زوجه ( خوانده ) اظهار داشت قبول دارم. در صورتی که حق و حقوق من پرداخت شود. مرا طلاق دهد. زوج اظهار داشت حاضرم حق و حقوق وی را پرداخت نمایم.

سپس دادگاه قرار ارجاع امر بداوری صادر نموده و زوجه طی لایحه تقدیمی ضمن اعلام مخالفت خود با طلاق اعلام داشته در صورت وقوع طلاق نصف دارأیی زوج را که شرط ضمن عقد می باشد. و به امضای هر دو رسیده میخواهم. داوران منتخب زوجین هر یک نظریه کتبی خود را که حاکی از عدم حصول سازش بین طرفین بوده تقدیم داشته اند. سپس دادگاه جهت تعیین میزان اجرت المثل ایام زندگی مشترک و نفقات زوجه موضوع را به کارشناسی ارجاع نموده و کارشناس منتخب دادگاه بشرح نظریه کتبی تقدیمی میزان اجرت المثل ایام زوجیت زوجه را جمعا بمبلغ هفتاد میلیون تومان و نفقه ایام عده زوجه را جمعابمبلغ دو میلیون و پانصد هزار تومان و نفقه زوجه در سال 1399 را ماهیانه ششصد و پنجاه هزار تومان و از تاریخ 99/9/14 لغایت پایان سال جمعا بملغ دو میلیون و سیصد هزار تومان تعیین و اعلام نموده است.

زوجه به نظریه کارشناس اعتراض نموده و دادگاه موضوع را به هیأت سه نفره کارشناسان ارجاع نموده و متعاقب ان زوجه طی لایحه تقدیمی از اعتراض خود به نظریه کارشناس صرفنظر نموده و سپس دادگاه ختم رسیدگی را اعلام و پس از اظهار عقیده قاضی مشاور بموجب دادنامه شماره *مورخ 1400/2/13 پس از ذکر خواسته خواهان و توضیحات بعدی ایشان و مدافعات خوانده و اقدامات قضایی انجام شده با اعلام اینکه مساعی دادگاه و داوران در ایجاد صلح و سازش بین طرفین موثر واقع نشده لذا با لحاظ نظریه قاضی مشاور و باستناد موادی از قانون حمایت خانواده و قانون مدنی بشرح منعکس در رأی گواهی عدم امکان سازش جهت اجرأی صیغه طلاق صادر و زوج را مکلف نموده که قبل از اجرأی طلاق مهریه مافی القباله و اجرت المثل ایام زندگی مشترک زوجه بمبلغ هفتاد میلیون تومان و نفقه ایام عده از قرار ماهیانه مبلغ هشتصد و پنجاه هزار تومان و نفقه معوقه زوجه مربوط به سال 1399 طبق نظر کارشناس از قرار ماهیانه مبلغ ششصد و پنجاه هزار تومان به زوجه پرداخت و جهیزیه زوجه را مسترد دارد. و در مورد نصف دارأیی زوج از طرف زوجه درخواست مطرح نشده و اگر قصد مطالبه انرا داشته باشد.

می تواند جداگانه طرح دعوی نماید. و حضانت فرزند ان را بر اساس توافق طرفین به زوج واگذار و برأی زوجه بنحو مقرر حق ملاقات با فرزند ان تعیین نموده است. و مدت اعتبار گواهی صادره را سه ماه اعلام داشته است. پس از ابلاغ رأی صادره زوج در مهلت قانونی با تقدیم دادخواست نسبت به ان تجدیدنظرخواهی نموده و عمده اعتراض او در موردعدم تنصیف دارأیی زوج می باشد. که پس از طی تشریفات قانونی و وصول پرونده بمرجع تجدیدنظر شعبه *وضوع رسیدگی و طی دادنامه شماره *مورخ 1399/4/5 پس ازذکر تجدیدنظرخواهی تجدیدنظرخواه و مورد اعتراض نامبرده با اعلام اینکه در خصوص نصف اموال که مورد اعتراض تجدینظرخواه قرار گرفته نظر باینکه در زمان رسیدگی، زوجه نسبت به ان خواسته ای نداشته و لیست اموالی که در زمان زوجیت بدست امده ارائه نداده است. و از طرفی در دادنامه تجدیدنظرخواسته قید شده که بطور جداگانه قابل مطالبه می باشد. فلذا نسبت به این قسمت از رأی بدوی ایراد و نقص وارد نمی باشد. مضافا تجدیدنظرخواه نسبت به اصل موضوع ( گواهی عدم امکان سازش ) معترض نمی باشد.

بنابرأین اعتراض تجدیدنظرخواه را غیرموجه و دادنامه تجدیدنظرخواسته را موافق مقررات قانونی و فاقد ایراد و اشکال موثر تشخیص و باستناد ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی ضمن رد تجدیدنظرخواهی، دادنامه تجدیدنظرخواسته را تایید نموده است. دادنامه اخیرالذکر در تاریخ 1400/4/14 به زوجه ابلاغ شد و نامبرده در تاریخ 1400/4/22 با تقدیم دادخواست نسبت به ان فرجامخواهی نموده که پس از تبادل لایحه و وصول پرونده به دیوان عالی کشور جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع گردیده که در نوبت رسیدگی هیأت شعبه به موضوع رسیدگی و طی دادنامه شماره *مورخ 3/7/1400 به شرح زیر انشای رأی نموده است.

📜

رأی دادگاه

خانم م. ز. نسبت به دادنامه شماره *مورخ 1400/4/5 شعبه *متضمن تایید دادنامه شماره *مورخ 1400/2/13 صادره از شعبه *که بموجب ان به درخواست زوج ( فرجامخوانده ) گواهی عدم امکان سازش جهت اجرأی صیغه طلاق با لحاظ حقوق مالی متعلق به زوجه اصدار یافته است. فرجامخواهی نموده و عمده اعتراض او ضمن اعلام مخالفت با طلاق خویش در مورد عدم تنصیف دارأیی زوج می باشد. که هر چند اعتراض نامبرده نسبت به اصل و اساس حکم از حیث صدور گواهی عدم امکان سازش که در اجرأی مقررات ماده 1133 قانون مدنی اصدار یافته وجاهت قانونی نداشته و موثر در مقام نمی باشد. لیکن اعتراض فرجامخواه در مورد عدم تنصیف دارأیی زوج مالا وارد و موجه است. زیرا زوجه فرجامخواه در مرحله بدوی در جلسه اول دادرسی در صورت وقوع طلاق کلیه حق و حقوق قانونی خود را که تنصیف دارأیی زوج نیز جزی ان محسوب بوده مطالبه نموده و بعد از جلسه دادرسی هم طی لایحه مورخ 1399/12/4 صریحا نصف دارأیی زوج را در صورت پذیرش درخواست نامبرده مطالبه داشته است.

و دادگاه بدوی بدون توجه به این امر اعلام داشته که از طرف زوجه درخواست تنصیف دارأیی بعمل نیامده و چنانچه قصد مطالبه ان را داشته باشد. می تواند با طرح دعوی جداگانه نسبت به مطالبه ان اقدام نماید. درحالیکه در اجرأی ماده 29 قانون حمایت خانواده مصوب سال 1391 تعیین تکلیف در این خصوص که از جمله حقوق قانونی ناشی از زوجیت زوجه محسوب بوده از سوی دادگاه ضرورت قانونی داشته و اقتضا داشته که دادگاه بدوا در خصوص کمیت و کیفیت اموال و دارأیی موجود زوج بدست امده در ایام زوجیت از زوجه اخذ توضیح بعمل اورده و سپس ضمن تحقیق و بررسی کافی در خصوص ان سرانجام در مورد حقوق زوجه از بابت تا نصف دارأیی زوج اتخاذ تصمیم و تعیین تکلیف نماید. و اقدام دادگاه به احاله موضوع به طرح دعوی جداگانه جهت مطالبه ان توجیه قانونی نداشته و با مقررات قانونی مغایرت دارد. و چون عمده اعتراض زوجه در مرحله تجدیدنظر در مورد عدم تنصیف دارأیی زوج بوده و در دادخواست فرجامی هم اموالی از زوج تعرفه نموده است.

لذا اقتضا داشته که دادگاه محترم ضمن اخذ توضیح از زوجه در مورد شناسایی اموال و دارأیی مشمول شرط تنصیف متعلق به زوج تحقیقات و بررسی های لازم معمول و سرانجام در مورد تنصیف دارأیی زوج اتخاذ تصمیم و تعیین تکلیف نموده و سپس نسبت به صدور رأی شایسته اقدام نماید. بنابرأین دادنامه فرجامخواسته که بدون توجه بمراتب مرقوم انشای گردیده بعلت نقص تحقیق قابلیت ابرام نداشته مستندا به بند 5 ماده 371 و بند الف ماده 401 قانون آیین دادرسی مدنی ضمن نقض کامل ان رسیدگی مجدد به همان دادگاه محترم صادرکننده رأی منقوض ارجاع میگردد. تا پس از تکمیل تحقیق و رسیدگی نسبت به صدور رأی مقتضی اقدام نماید. پس از اعاده و وصول پرونده بمرجع تجدیدنظر شعبه *حسب الارجاع وارد رسیدگی شده و در جلسه رسیدگی مورخ 1400/8/19 که بمنظور اخذ توضیح از طرفین در خصوص اموال و دارأیی زوج با حضور زوجین و وکیل زوجه تشکیل گردیده زوج اظهار داشت من کماکان برخواسته خود باقی هستم از سال 72 که ازدواج کرده ایم اموالی که بدست اورده ام عبارتست از یک واحد اپارتمان در *که فعلا ساکن هستم و یک واحد اپارتمان در *داریم به نشانی * sd س 87 دارم.

و مقداری طلاجات دارم. که همه دست خانم هست وکیل زوجه اظهار داشت یکباب واحد مسکونی واقع در *و یک ماشین 206 و یک باغ واقع در *و لازم به ذکر است. که موکل مبلغ دو دانگ منزل *را که زوج بنام وی زده است. پرداخت نموده و هبه ای نبوده است. از طرف زوج و هم چنین منزل واقع در *را با شراکت موکل خریداری نموده است. و قرار بر این بود که سه دانگ سهم ایشان را به اسم بزند که از این کار امتناع نموده است. زوج مجددا اظهار داشت اینجانب باغ ندارم. بلکه همسرم در *باغ دارد. سرانجام دادگاه ختم رسیدگی را اعلام و بموجب دادنامه شماره *مورخ 1400/8/22 پس از ذکر سیر مراحل دادرسی با اعلام اینکه در مورخ 1400/8/19 با حضور طرفین نسبت به موضوع یعنی شرط تا نصف دارأیی زوج تحقیق و بررسی بعمل امد و اموالی را که در ایام زوجیت بدست امده بود معلوم و مشخص گردید. و تجدیدنظرخوانده فی الحال دارأی یکباب خانه مسکونی در *می باشد. که طرفین با فرزند ان مشترک در ان ساکن هستند و مالک یکباب اپارتمان در *با مشخصات مندرج در پرونده می باشد. که دو دانگ ان بنام زوجه ( تجدیدنظرخواه ) می باشد.

و دارأی یکدستگاه خودرو 206 هستند و بغیر از این سه قلم اموال دیگری برأی زوج شناسایی نگردید. و نظر باینکه دادگاه نخستین در خصوص حقوق زوجه اقدام نموده و در مورد نفقه معوقه، حال، زمان عده و مهریه و اجرت المثل ایام زوجیت و. . . تعیین تکلیف نموده و اجرأی طلاق را منوط به پرداخت حقوق زوجه نموده است. و تجدیدنظرخواه نیز نسبت به اصل موضوع و حقوق تعیین شده معترض نبوده فقط نسبت به شرط تا نصف دارأیی زوج معترض می باشد. بنابرأین نسبت به این قسمت از دادنامه بدوی که اعلام شده در مورد نصف دارأیی زوج از طرف زوجه درخواست مطرح شده و اگر قصد مطالبه تا نصف دارأیی زوج داشته باشد. می تواند جداگانه طرح دعوی نماید. اعتراض و ایراد زوجه تجدیدنظرخواه وارد می باشد. و در راستای بند الف مندرج در عقدنامه و مستندا به ماده 29 قانون حمایت خانواده ان قسمت از دادنامه بدوی را بدین توضیح اصلاح و تغییر داده است. که تجدیدنظرخوانده ( زوج ) مکلف و ملزم هست که قبل از اجرأی صیغه طلاق چهار دانگ از یکباب اپارتمان واقع در *را بنام تجدیدنظرخواه ( زوجه ) منتقل نماید.

بنابرأین و با اصلاح و تغییر بعمل امده در مورد نصف دارأیی زوج اعتراض تجدیدنظرخواه را غیرموجه و دادنامه تجدیدنظرخواسته فاقد ایراد و اشکال موثر تشخیص و ضمن رد تجدیدنظرخواهی تجدیدنظرخواه باستناد ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه تجدیدنظرخواسته را تایید نموده است. دادنامه اخیرالذکر در تاریخ 1400/8/29 به طرفین ابلاغ شد و زوج در تاریخ 1400/9/18 با تقدیم دادخواست نسبت به ان فرجام‌خواهی نموده که پس از تبادل لایحه و وصول پرونده به دیوان عالی کشور جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع گردیده است. دادخواست فرجامی و لایحه جوابیه به هنگام شور قرائت میگردد.

هیأت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید.

پس از قرائت گزارش آقای ح. ع. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رأی می دهد:

📄 این مطلب گردآوری و در «یک قاضی» بازنشر شده است.مشاهدهٔ منبعِ اصلی ↗
این مطلب را در تلگرام دنبال کنید
کانال @Yek_Ghazii — انتشارِ لحظه‌ایِ مطالب حقوقی
عضویت
این مطلب را در توییتر (ایکس) دنبال کنید
ما را در ایکس دنبال کنید — انتشارِ لحظه‌ایِ مطالب حقوقی
دنبال کنید