یک قاضی1GHAZI.PRO
@Yek_Ghazii
خانه / آرای قضایی
آرای قضایی

نمونه رای با موضوع: الزام زوجه به بازگشت به زندگی مشترک و تمکین

🗓 1399/06/24⚖️ یک قاضی
حوزه رأیخانواده
مرحله رسیدگیفرجام‌خواهی
تاریخ رأی1399/06/24
شماره دادنامهثبت نشده
شماره پروندهثبت نشده
منبع عنواناستخراج از متن
📄

متن رأی

1- در تاریخ 1399/06/24 آقای ه. پ. به وکالت از طرف خانم ز. د. به طرفیت آقای ی. س. دادخواستی به خواسته صدور حکم بر الزام زوج به طلاق خواهان به لحاظ عسروحرج ناشی از حدوث اختلاف و تنش های به وجودامده بین زوجین و مفارقت جسمانی ان به مدت حدود ده سال و تشکیل پرونده های حقوقی متعدد علیه یکدیگر در طول این مدت و عدم امکان سازش بین طرفین تقدیم نموده است. 2- در تاریخ 1399/08/25 آقای ی. س. به طرفیت همسرش خانم ز. د. دادخواست به عنوان تقابل به خواسته الزام زوجه به بازگشت به زندگی مشترک و تمکین تقدیم نموده است. 3 - هر دو دادخواست مذکور حسب الارجاع در شعبه *ثبت و تواما مورد رسیدگی قرار می گیرد خانم ف. س.

وکیل پایه یک دادگستری با تقدیم وکالت نامه از جانب زوج اعلام وکالت نموده است. در جلسه رسیدگی مورخ 1399/09/01 که با حضور زوجین و وکلای انان تقدیم گردیده زوج و وکیل وی هر یک لایحه ای تقدیم داشته اند که پیوست پرونده گردیده است. در این جلسه وکیل زوج اظهار داشت مدافعات بشرح لایحه تقدیمی است.

وکیل زوجه اظهار داشت خواسته موکل الزام زوج به طلاق به علت عسروحرج شدید ناشی از مفارقت جسمانی طولانی مدت با بذل کلیه حقوق مالی و مهریه به تعداد 121 قطعه سکه بهار ازادی در صورت جاری شدن صیغه طلاق می باشد. موکل در تاریخ 87/3/20 به عقد نکاح خوانده ( زوج ) درامده و در سال 88 زندگی مشترک را شروع نمودند که عمر زندگی مشترک انان به بیش از دو سال طول نکشید که به علت رفتارها و سوی معاشرت زوج موجب حدوث اختلاف بین طرفین گردیده که تشکیل پرونده های کیفری و حقوقی متعدد از سال 89 تاکنون موید اختلاف و انزجار شدید موکل طی ده سال گذشته به گواهی شهود که در صورت لزوم حاضر به ادای شهادت می باشند و کراهت شدید از همسرش جدای از وی زندگی و در منزل پدرش سکونت داشته و با فوت پدرش در دو سال گذشته موکل بنده در بلاتکلیفی مطلق به سر می برد و با توجه به این که اهداف ازدواج ارامش یافتن زوجین و تامین نیازهای روحی و جسمی طرفین می باشد. که در این ازدواج مفقود است. و ادامه این وضع از شدیدترین مصادیق عسروحرج می باشد. و موکل با بذل کلیه حقوق مالی همچنین تعداد 121 قطعه سکه بهار ازادی از مهریه در حق زوج خواستار طلاق می باشد.

لذا صدور حکم به الزام زوج به طلاق وفق ماده 1130 قانون مدنی مورد استدعاست.

وکیل زوج در لایحه دفاعیه تقدیمی اعلام داشته مفارقت جسمانی ناشی از اقدام خود زوجه بوده که باید ضرر ان را خود تحمل نماید. سابقا سه بار دعوی طلاق زوجه محکوم به بطلان اعلام شده و شکایت کیفری زوجه مبنی بر ترک انفاق منتهی به صدور حکم بر برائت موکل گردیده و دعوی حقوقی ایشان مبنی بر مطالبه نفقه معوقه محکوم به بطلان اعلام شده است. مضافا موکل به دفعات مختلف وجوه مختلفی به حساب زوجه واریز نموده و جهت خرید البسه و نیازهای شخصی خواهان و همچنین درمان پزشکی وی هزینه های زیادی را متحمل شده است. و چون وجود پرونده های مختلف و طرح دعاوی واهی از سوی خواهان و به درازا کشیده شدن سال های تردد در دادگاه به واسطه اقدامات من غیرحق و بلا وجه خواهان از مصادیق عسروحرج برأی خواهان ( زوجه ) نخواهد بود لذا قضاوت عادلانه و اتخاذ تصمیم مقتضی مورد استدعاست. دادگاه قرار ارجاع امر به داوری صادر نموده و زوجین را جهت انجام داوری به موسسه داوری معرفی نموده است.

و متعاقبا موسسه داوری حقوقی فرشته عدالت کورش طی گزارش مورخ 99/10/11 اعلام نموده با عنایت به مذاکرات متعدد صورت گرفته و با تلاش فراوان متاسفانه بین زوجین سازش صورت نگرفته است. در جلسه مورخ 99/10/23 که با حضور زوجین تشکیل گردیده زوجه اظهار داشت به خدا به پیر به پیغمبر نمی خواهم با این مرد زندگی کنم ده سال جدا از همدیگر زندگی می کنیم این مرد نتوانسته کمترین مقدمات زندگی مشترک را فراهم کند و هیچ التزامی به زندگی ندارد. و هرگز چیری از ایشان نخواستم و مهریه را خودش داده است. و نمی توانم ایشان را تحمل کنم خود را می کشم زوج اظهار داشت من خانه ندارم. یک وانت دارم. و مقداری سرمایه در بورس دارم. گواهینامه ندارم. هرچه خرج کند من می دهم خانه از خودم ندارم. ولی اندازه همین اتاق دادگاه داخل حیاط پدرم جای زندگی دارم. و اگر زنم برگردد. خانه برأیش اجاره می کنم من خودم رو می کشم. دادگاه به *نیابت داده که از اپارتمان تعرفه شده از سوی زوج معاینه به عمل اورده که ایا برأی زندگی مناسب می باشد. یا خیر و این که ایا اجاره نامه تنظیمی بین زوج و موجر اجاره نامه واقعی می باشد.

یا خیر از بنگاه تنظیم کننده اجاره نامه و همسایگان تحقیق به عمل اورده و سپس اوراق محصله را ارسال فرمایند دادرس شعبه *اجرأی مفاد نیابت را به کلانتری 153 *محول نموده که متعاقبا مامور کلانتری در گزارش مورخ 99/11/6 پس از بازدید از اپارتمان تعرفه شده در ادرس اعلامی مشخصات ان و وسایل موجود در این اپارتمان را در گزارش تنظیمی منعکس و پس از تماس تلفنی با موجر به نقل از موجر اعلام داشته که شاکی ( ی. س. ) مدت 4- 5 ماه است. ایشان مستاجر من است. به دستور دادرس شعبه گزارش مرجع انتظامی به دادگاه معطی نیابت ارسال گردید.

وکیل زوجه طی لایحه مورخ 1400/04/19 اعلام داشته که موکل تاکنون 29 سکه طلا از مهریه خود را دریافت داشته و حاضر است. در قبال اجرأی صیغه طلاق و کلیه حق و حقوق دریافت نشده خود ازجمله مابقی مهریه ونیز اجرت المثل و غیره را در حق خوانده ببخشد سرانجام دادگاه به موجب دادنامه شماره *مورخ 1400/4/20 در مورد دعوی اصلی پس از ذکر خواسته زوجه خواهان و توضیحات ایشان و مدافعات خوانده و احراز وجود علقه زوجیت دائم بین طرفین با اعلام این که حسب گزارش موسسه داوری سازش بین طرفین حاصل نشده و زوجین بیش از ده سال دارأی مفارقت جسمانی بوده و در طول این مدت پرونده های متعددی علیه یکدیگر تشکیل داده اند و در این مدت هیچ گونه تفاهمی جهت ادامه زندگی مشترک بین طرفین حاصل نشده که بیانگر عدم وجود رابطه عاطفی دوطرفه و صحیح بین طرفین و نیز مثبت وجود تنفر شدید زوج نسبت به زوجه می باشد.

که ادامه این وضعیت و بلاتکلیفی دو طرف موجب ضرر و زیان بیشتر خواهد شد لذا عسروحرج زوجه را در ادامه زندگی محرز تشخیص و به استناد مواد 1321 و 1323 و 1324 و 1130 قانون مدنی و مواد 4 و 24 قانون حمایت خانواده مصوب سال 1391 ضمن صدور گواهی عدم امکان سازش حکم بر الزام زوج به مطلقه نمودن خواهان صادر و نوع طلاق را با توجه به بذل مابقی مهریه به تعداد 121 قطعه سکه تمام بهار ازادی از سوی زوجه به شوهرش در قبال طلاق باین خلعی اعلام و توضیح داده که زوجین فاقد فرزند مشترک می باشند و در صورت امتناع زوج از حضور در دفتر ثبت طلاق و اجرأی صیغه طلاق دفترخانه به نمایندگی از دادگاه مبادرت به اجرأی صیغه طلاق می نماید. و در خصوص دعوی تقابل زوج به خواسته الزام زوجه به تمکین با استدلال منعکس در رأی حکم بر بی حقی زوج خواهان صادر نموده است.

وکیل زوج در مهلت قانونی با تقدیم دادخواست نسبت به دادنامه صادره تجدیدنظرخواهی نموده که پس از تبادل لایحه و وصول پرونده به مرجع تجدیدنظر استان *حسب الارجاع در وقت فوق العاده به موضوع رسیدگی و طی دادنامه شماره *مورخ 1400/06/21 با استدلال منعکس در ان اعتراض تجدیدنظرخواه را غیرموجه و دادنامه تجدیدنظر خواسته را مستند و مستدل و موافق موازین قانونی و فاقد ایراد و اشکال موثر تشخیص و با استناد ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی ضمن رد اعتراض تجدیدنظرخواه دادنامه تجدیدنظر خواسته را تایید نموده است. دادنامه اخیرالذکر در تاریخ 1400/06/28 به وکیل زوج ابلاغ شد و زوج شخصا در تاریخ 1400/07/12 با تقدیم دادخواست نسبت به ان فرجام‌خواهی نموده که پس از طی تشریفات قانونی و وصول پرونده به دیوان عالی کشور جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع گردیده است. دادخواست فرجامی به هنگام شور قرائت می گردد. هییت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید.

پس از قرائت گزارش آقای ح. ع. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رأی می دهد:

📄 این مطلب گردآوری و در «یک قاضی» بازنشر شده است.مشاهدهٔ منبعِ اصلی ↗
این مطلب را در تلگرام دنبال کنید
کانال @Yek_Ghazii — انتشارِ لحظه‌ایِ مطالب حقوقی
عضویت
این مطلب را در توییتر (ایکس) دنبال کنید
ما را در ایکس دنبال کنید — انتشارِ لحظه‌ایِ مطالب حقوقی
دنبال کنید