متن رأی
در تاریخ 1400/3/18 آقایان م. س. س. و ن. ن. ب. از طرف آقای س. م. بطرفیت خانم س. ا. م. و خانم ح. ش. د دادخواستی بخواسته صدور حکم بر نفی ولد و نفی نسب تقدیم نموده و در متن دادخواست توضیح داده اند که موکل در تاریخ 1381/11/15 ازدواج نموده و حاصل این ازدواج یک فرزند دختر بنام س. ا. م. متولد 1394/10/20 که تقریبا 5 سال و نیم می باشد. که در اثر اختلاف موکل با همسر خویش بنابر اظهارات موکل بر اثر فساد اخلاقی در تاریخ 1399/11/27 از همدیگر جدا میشوند و در تاریخ 1400/3/2 موکل با توجه به فساد اخلاقی زن نسبت به فرزند خود بدبین میشود. و احساس می کند که فرزند دختر متعلق به خود موکل نمی باشد. که در تاریخ 1400/3/5 اقدام به ازمایش دی، ان، ای در ازمایشگاه نورژن مینماید. که نتیجه مثبت اعلام میشود. و به ایشان میگویند که این دختر متعلق به ایشان نیست که با مراجعه به اینجانبان و اعطای وکالت درخواست مینماید. که در خصوص این موضوع دادخواست نفی ولد را مطرح نماییم لذا از انجاییکه موکل در تاریخ 1400/3/2 نسبت به موضوع شک مینماید. و در تاریخ 1400/3/5 اقدام به ازمایش دی ان ای مینماید. و نتیجه مثبت میگردد.
لذا تقاضای استعلام از ان مرجع و یا ارسال موکل و خوانده که فعلا فرزند ایشان می باشد. و حضانت و نگهداری وی نیز بر عهده ایشان می باشد. به پزشکی قانونی جهت کشف حقیقت صدور حکم نفی ولد مورد استدعاست. دادخواست مطروح حسب الارجاع در شعبه *ثبت و مورد رسیدگی قرار میگیرد در جلسه رسیدگی مورخ 1400/4/12 خواهان و ا. از وکلای وی و نیز ا. از خواندگان که فرزند خواهان بوده حضور یافته اند.
خوانده دیگر و وکیل دیگر خواهان حضور نیافته اند و لایحه ای تقدیم ننموده اند وکیل حاضر خواهان همان خواسته و مطالب مندرج در دادخواست را بیان نموده و اضافه کرده که خواسته خود را از نفی نسب به نفی ولد تغییر میدهم و موکل فاقد شاهد می باشد. و *حاضر به تحویل نتیجه ازمایش نشده و فقط بطور شفاهی اعلام نموده اند که فرزند فعلی موکل متعلق به وی نبوده است. تقاضای الزام ازمایشگاه یاد شده را به ارسال جواب ازمایش صورت گرفته به دادگاه دارم.
خواهان در مقام ادای توضیح اظهار داشت دخترم در تاریخ 94/10/20 متولد شده و چون همسرم مشکل اخلاقی داشته در اواخر سال 99 او را طلاق دادم و در اوایل خرداد ماه ازمایش دادم چون شک کردم. من و دخترم ازمایش dna دادم و گفتند این دختر شما نمی باشد. و از قبل از حمل تا تولد و تا تاریخ طلاق من و همسرم زندگی میکردیم. سپس دادگاه ختم دادرسی را اعلام و پس از اظهار عقیده قاضی مشاور بموجب دادنامه شماره *مورخ 1400/4/15 پس از ذکر خواسته خواهان با اعلام اینکه ولد موضوع نفی نسب س. ا. م. متولد 94/10/20 و خواهان از تولد فرزند ش مطلع بوده و مدعی است. که پس از طلاق دادن همسرش خانم ح. ش. د به او گفته این دختر متعلق به من و به شما ربطی ندارد. و خواهان در مورد فرزند مشترک بدبین شده و طبق ماده 1162 قانون مدنی دعوی نفی ولد پس از انقضای دو ماه از تاریخ اطلاع یافتن شوهر از تولد فرزند مسموع نخواهد بود و با عنایت به قاعده فراش ( الولد للفراش. . . ) و لحاظ نظر موافق قاضی مشاور دعوی خواهان را وارد ندانسته و حکم به رد دعوی خواهان صادر نموده است.
پس از ابلاغ رأی صادره احد از وکلای خواهان در مهلت قانونی با تقدیم دادخواست نسبت به ان تجدیدنظرخواهی نموده که پس از طی تشریفات قانونی و وصول پرونده بمرجع تجدیدنظر *وضوع رسیدگی و طی دادنامه شماره *مورخ 1400/6/13 اعتراض تجدیدنظرخواه را غیرموجه تشخیص و با اصلاح دادنامه تجدیدنظرخواسته از حیث حکم به قرار عدم استماع دعوی دادنامه معترض عنه را با اصلاح بعمل امده تایید نموده است. دادنامه اخیرالذکر در مهلت قانونی از سوی خواهان بدوی ( تجدیدنظرخواه ) با تقدیم دادخواست مورد فرجامخواهی قرا گرفته که پس از طی تشریفات قانونی و وصول پرونده به دیوان عالی کشور جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع گردیده است.
هیأت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید.
پس از قرائت گزارش آقای ح. ع. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رأی می دهد: