یک قاضی1GHAZI.PRO
@Yek_Ghazii
خانه / آرای قضایی
آرای قضایی

نمونه رای با موضوع: طلاق بدرخواست زوجه بلحاظ عسروحرج

🗓 1400/04/02⚖️ یک قاضی
حوزه رأیخانواده
مرحله رسیدگیبدوی
تاریخ رأی1400/04/02
شماره دادنامه*/6/30
شماره پروندهثبت نشده
منبع عنواناستخراج از متن
🗂

خلاصه جریان پرونده

حسب محتویات پرونده خانم ف. ی. فرزند م. ( خواهان ) درتاریخ 98/9/4 دادخواستی را بطرفیت آقای م. ج. فرزند ع. به خواسته طلاق بدرخواست زوجه بلحاظ عسروحرج تقدیم دادگستری شهرستان *نموده است. که جهت رسیدگی به شعبه نهم دادگاه خانواده ارجاع گردیده است.

خواهان در توضیح خواسته خود اعلام نموده است: در سال 94 به عقد شرعی و قانونی دائمی خوانده درامده است. اما هم اکنون به دلیل عسر و حرج ادامه زندگی مشترک با زوج برأیش ممکن نیست. شهودی دارم. که عنداللزوم تعرفه خواهند شد. علاوه بر این همسرم دارأی سوی معاشرت میباشد. و مدت طولانی است. که مفارقت جسمانی داریم و برعلیه یکدیگر مبادرت به تشکیل پرونده های متعدد نمودیم علاوه بر ان بلحاظ کراهت از زوج و بلاتکلیفی طولانی حاضر به بذل حقوق مالی در قبال طلاق میباشم. ( ص 12 ) اولین جلسه رسیدگی در تاریخ 98/9/18 با حضور خواهان و وکیل ایشان و وکیل خوانده تشکیل گردیده است.

خواهان خطاب بدادگاه اعلام نمود: یکسال و نیم است. که ( از سال 94 ) با یکدیگر زندگی مشترک داشتیم، ایشان شغلی نداشت مرتب با دوستانش به سر میبرد در صورت اعتراض من پرخاشگری میکرد به من و خانواده ام فحاشی میکرد و دست روی من بلند میکرد، وسایل جهیزیه را می شکاند، هر روز زندگی من مثل جهنم بود، همه ی حق و حقوق خود را می بخشم تا از این زندگی نجات پیدا کنم، حدود سه سال است. که جدا از هم هستیم ( ص 17 ) وکیل خواهان نیز اظهار داشت: زوجین فاقد فرزند مشترک هستند، زوج دارأی اختلال شخصیتی است، وسایل منزل را بارها خرد نموده است، بدبین و شکاک است، بارها زوجه را کتک کاری نموده است. حتی بر روی پدر زوجه هم دست بلند کرده است. در این مورد شاهد دارد. علاوه بر این استشهادیه هم تقدیم میشود. تقاضای استماع شهادت شهود را دارم.

همچنین تقاضای معرفی زوج به پزشکی قانونی را دارم. ، موکله در عسر و حرج است. حاضر است. بلحاظ فرار از این زندگی جهنمی تمام حقوق مالی خود ( مهریه و. . . ) بجز جهیزیه را ببخشد ( ص 17-18 ) وکیل خوانده نیز اعلام نموده است: موکل بنده جوانی سالم و پاک است، زوجه به اقرار خودش اعلام نمود منزل مشترک را ترک نموده است. در صورتیکه وظیفه شرعی او تمکین است. اما همچنان ناشزه است. ضرب و شتم و شکستن وسایل صرفا ادعاست، موکل حاضر است. منزلی متعارف برأی زوجه تهیه نماید. و قادر به در امد زایی برأی زندگی مشترک است، حاضرم شهود مربوطه را معرفی نمایم. موکل حاضر به طلاق همسرش نیست. ( ص 20 ) دادگاه قرار ارجاع امر بداوری را صادر و اعلام نموده است. ( ص 24 ) داور زوجه در نظریه تقدیمی خود اعلام نموده است: از نظر اینجانب باتوجه به اختلافات شدید طرفین و مفارقت جسمانی طولانی و بذل حقوق مالی توسط زوجه طلاق به مصلحت است. ( ص 30 ) داور زوج نیز در نظریه مورخه 98/11/1 اعلام نموده است: اصلاح ذات البین میسر نشده است. زوجه تمامی حقوق مالی خود را در قبال طلاق بذل می نماید.

( ص 34 ) دادگاه زوج را به پزشکی قانونی معرفی نموده و پرونده در وقت احتیاطی قرار گرفته است. ( ص40 ) سه نفر از شهود تعرفه شده توسط زوجه حاضر و بر اختلافات و فحاشی و درگیری زوج نسبت به زوجه شهادت دادند. ( ص 41 الی 45 ) دو نفر از شهود تعرفه شده توسط زوج نیز در دادگاه حاضر و از نظر شخصیتی زوج را مورد تایید قرار داده اند ( ص 46 الی 48 ) پاسخ پزشکی قانونی منعکس در صفحه 55 پرونده بشرح ذیل میباشد. : از نامبرده ( زوج ) معاینه بعمل امده در حال حاضر مبتلا به ویژگی خاص شخصیتی با علایم خود محوری میباشد. ( ص 55 ) زوج به نظریه پزشکی قانونی اعتراض نموده که این اعتراض از سوی دادگاه رد گردیده است. ( ص 58 ) قاضی محترم مشاور نیز در نظریه مورخه 99/4/5 نظر خود را بر پذیرش خواسته خواهان اعلام نموده است. ( ص 59 ) دادگاه در تاریخ 99/4/5 ختم رسیدگی را اعلام نموده و بشرح ذیل مبادرت بصدور رأی نموده است: در خصوص خواسته خواهان مبنی بر طلاق بلحاظ عسر و حرج ( سوی معاشرت زوج ) باتوجه به دادخواست تقدیمی، عدم توفیق داوران و مرکز مشاوره خانواده در مقام صلح و سازش، شهادت شهود تعرفه شده که موید سوی معاشرت زوج میباشد.

و نظریه اداره پزشکی قانونی که با اوضاع و احوال تحقق و معلوم و قضیه منطبق میباشد. مبنی برأینکه زوج در حال حاضر مبتلا به ویژگیهای خاص شخصیتی با علایم خود محوری میباشد. و همچنین باتوجه به بذل کلیه حقوق مالی ناشی از زوجیت توسط زوجه در برابر طلاق که بلحاظ عسر و حرج میباشد. خواسته خواهان را وارد و ثابت دانسته و مستندا به ماده 1130 قانون مدنی حکم به الزام خوانده به مطلقه نمودن خواهان به لحاظ عسر و حرج ( سوی معاشرت زوج ) صادر و اعلام میگردد. ( ص 63 ) از رأی صادره توسط زوج و وکیل ایشان تجدیدنظرخواهی شده است. در لایحه تجدیدنظرخواهی خطاب بدادگاه اعلام شده است. 1- زوج فاقد سابقه و مودب و پاک است. و در سلامت عقل و روح و روان است. 2- خانواده زوجه هر بار به عناوین مختلف طرح دعوی و در صدد ازار زوج میباشند. 3- شهود زوجه مطالب را نقل قول نمودند و شاهد نبودند. 4- دادگاه اعتراض موکل به نظریه پزشکی قانونی را مورد توجه قرار نداده و ان را رد نموده است. 5- مفارقت جسمانی طولانی مدت زوجین در اثر عدم تمکین زوجه بوده لذا تقاضای صدور حکم بر بی حقی تجدیدنظر خوانده را دارم.

( ص 69 الی 73 ) پرونده بدادگاههای تجدیدنظر *ارسال و به شعبه *جهت رسیدگی ارجاع گردیده است. ( ص 79 ) زوج در جلسه مورخ 99/6/29 دادگاه تجدیدنظر اعلام نمود: در طول زندگی مشترک دوبار درگیری لفظی داشتیم و حتی یک سیلی به همسرم نزدم. ( ص 84 ) همسرم به من می گفت تو چرا سرکار نمیروی و اعتیاد داری، زوجه در پاسخ اظهار داشت از ایشان متنفرم و نمی توانم ایشان را تحمل نمایم از دست ایشان کلافه هستم دلیل اصلا من برأی طلاق سوی رفتار و معاشرت و اختلال شخصیتی زوج و کراهت شدید من میباشد. ( ص86 ) از دست ایشان می خواهم بمیرم مرا نجات دهید. دادگاه در تاریخ 99/6/30 ختم رسیدگی را اعلام نموده و بشرح ذیل مبادرت بصدور رأی نموده است: . . . اولا زوجه هیچ حکمی دال بر محکومیت زوج به ایراد ضرب و جرح عمدی ارائه ننموده است. ثانیا شهود تعرفه شده بر کتک کاری شهادت ندادند و بعضا هم نقل قول از زوجه کرده اند ثالثا زوجه محکوم به تمکین شده است. و نظر داور زوجه هم مستند به دلیل موجهی نیست و رد میگردد.

رابعا: نظریه پزشکی قانونی نیز که زوج را مبتلا به ویژگیهای خاص خود محوری داشته دلیل عسر و حرج زوجه نیست بنابرأین عسر و حرج زوجه بنظر هیأت دادگاه ثابت نیست و دادنامه تجدیدنظر خواسته منطبق با موازین قانونی صادر نگردیده است. باستناد ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی و ماده 1257 قانون مدنی ضمن نقض دادنامه تجدیدنظرخواسته حکم به بطلان دعوی خواهان بدوی صادر و اعلام میگردد. ( ص 90 ) از رأی صادره فرجامخواهی گردیده است. ( توسط زوجه ) و پرونده در این راستا بدیوانعالی کشور ارسال و جهت رسیدگی به شعبه پانزدهم دیوانعالی ارجاع شده است.

هیأت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید.

پس از قرائت گزارش آقای ح. ح. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده در خصوص دادنامه شماره */6/30 فرجامخواسته مشاوره نموده و چنین رأی می دهد. رأی شعبه فرجامخواهی خانم ف. ی. فرزند م. با وکالت آقای ع. ک. نسبت به دادنامه شماره *مورخ 99/6/30 صادره از شعبه *متضمن نقض دادنامه شماره *مورخ 99/4/5 صادره از شعبه *که بموجب ان حکم به بطلان دعوی زوجه به خواسته الزام زوج به طلاق به لحاظ فقد دلیل صادر شده است. باتوجه به ایرادات ذیل مالا درخور پذیرش میباشد. : 1- مفارقت جسمانی قریب چهارساله از زندگی قریب به شش ساله زوجین که با توجه به نظریه بعضی از فقهای بزرگوار شش ماه مفارقت جسمانی یک زن جوان از همسرش مصداق بارز عسرو حرج محسوب میگردد. زوجه در مراحل مختلف دادرسی و همچنین لوایح تقدیمی اعلام نموده است، بلحاظ سوی معاشرت زوج و بدلیل کراهتی که از وی دارد. هرگز حاضر نیست به زندگی که به تعبیر او جهنم است. برگردد. و باتوجه به اینکه علاقه زوجین به یکدیگر امری است. قلبی و ایجاد مودت با بایدها ممکن نمیگردد.

دادگاه محترم تجدیدنظر می بایست با اختیارات حاصله از قاعده پر ارج عسر و حرج که دست دادگاهها را در جهت حل مشکلات زنان باز گذاشته و هدف قانونگذار از وضع این ماده و تبصره ان خصوصا بند اخر تبصره ان جبران فقدان اختیاراتی است. که زنان در امر طلاق با ان روبرو میباشند بهره برداری می نمود. 2- سوی معاشرت زوج نسبت به زوجه که علاوه بر شهادت شهود تعرفه شده در جلسه دادرسی در مرحله فرجامخواهی نیز شش نفر از همسایگان و مطلعین با امضای استشهادیه ای با درج شماره تلفن و کد ملی خود این مساله راگواهی نموده اند. 3 *پرونده های متعدد علیه یکدیگر 4- بذل کلیه حقوق مالی ناشی از زوجیت که معادل ان حدود پنج میلیارد تومان میباشد. توسط زوجه در برابر طلاق که حکایت از ان دارد. زوجه از زوج کراهت داشته و طبق گفته ایشان فقط می خواهد از این زندگی که در واقع موجبات عسر و حرج وی را فراهم نموده است. نجات یابد. 5- نظریه پزشکی قانونی مبنی بر اینکه زوج در حال حاضر مبتلا به ویژگیهای خاص شخصیتی با علایم خود محوری است.

6- عدم توفیق داوران و مرکز مشاوره خانواده در ایجاد صلح و سازش و اصلاح ذات البین 7- نظریه قاضی محترم مشاور در پذیرش دعوی زوجه و اظهارنظر ایشان مبنی بر صدور حکم طلاق. ( ص 20 ) 9- اظهارات زوجه مبنی بر شکاک و بدبین بودن زوج و شکستن وسایل منزل و درگیر شدن با خانواده زوجه منجمله پدر ایشان و ایجاد درگیری در محل سکونت خانواده زوجه براساس گزارش مورخ 97/9/24 نیروی انتظامی همه و همه بیانگر ان است. که اینگونه اعمال با فلسفه یک زندگی مشترک منافات داشته و بمنزله فراموشی تعهداتی است. که زوجین باید به ان پایبند باشند میباشد. ، موارد فوق الذکر نشان دهنده ان است. که زوجه تحت فشارهای مختلف روحی و جسمی قرار گرفته و طلاق عاطفی بین انان محقق گردیده است، جا دارد. که دادگاه محترم به این نکته مهم توجه نماید. که یک رابطه بد را نباید انچنان طولانی نمود که خدای نکرده با اسیب های احتمالی که ممکن است. یک همسر جوان را تهدید نماید. به پایان رسد، علیهذا ضمن توجه دادن دادگاه محترم به مجموع علل و عوامل مذکور، رأی صادره در وضعیت حاضر قابلیت تایید ندارد.

و به جهت نقص و با استناد به بند 5 از ماده 371 قانون آیین دادرسی مدنی نقض میگردد. و رسیدگی بعدی به استناد بند الف ماده 401 قانون مارالذکر به همان شعبه صادر کننده رأی منقوض محول میگردد. تا با بررسی همه جانبه و گسترده و شخصی بودن مصادیق عسر و حرج و فلسفه وضع ان توسط قانونگذار و همچنین نهی شاعر مقدس به کالمعلقه نمودن زنان و ایات شریفه: فارقوهن بالمعروف سراحا جمیلا تسریح با حسان و قاعده فقهی لاضرر و جلوگیری از اسیب های احتمالی بیشتر اینده رسیدگی و رأی مقتضی را صادر فرمایند. پس از گزارش مورخ 99/10/30 عضو ممیز این شعبه پرونده بلحاظ نقص در دادنامه صادره از سوی شعبه *به مرجع مربوطه اعاده تا باتوجه به ایرادات ذکر شده رسیدگی و رأی مقتضی را صادر فرمایند. ( 109 ) شعبه مرجوع‌الیه پس از وصول پرونده بلحاظ و ضرورت اخذ توضیح از زوجین وقت رسیدگی تعیین و تاکید گردیده است. در جلسه رسیدگی وکلا بهمراه موکلین خود حضور یابند. ( 113 ) در جلسه 1400/3/22 زوج تقاضای تجدید وقت رسیدگی نموده که این تقاضا جهت ایجاد صلح و سازش مورد موافقت دادگاه و وکیل زوجه قرار گرفته است.

( 116 ) جلسه بعدی در تاریخ 1400/3/31 باحضور زوجین و وکلای انها تشکیل گردیده است. زوج در این جلسه اعلام نموده است: از سال 1396 تاکنون عملا جدای از یکدیگر زندگی می کنم فرزند مشترک نداریم تقاضای فرصت سه ماهه دارم. تا اگر سازش نشد همسرم را طلاق بدهم و حاضرم وکالت در طلاق بدهم زوجه در پاسخ اظهار داشت: اگر همسرم امروز به من وکالت در طلاق بدهد من با فرصت سه ماهه موافقم و یک ثانیه هم به منزل شوهرم بر نمیگردم. فقط طلاق میخواهم، تمام مهریه را حاضرم در برابر طلاق به شوهرم ببخشم فقط جهیزیه خود را میخواهم هیچ ادعای مالی دیگری هم ندارم.

وکیل زوجه نیز اظهارداشت: مطابق استدلال قضات محترم دیوانعالی کشور در 9 بند عسر و حرج موکله محرز است. رأی دادگاه بدوی مطابق قانون است. تقاضای رد تجدیدنظرخواهی و تایید دادنامه تجدیدنظرخواسته را دارم. زوج سپس اظهار داشت: من امروز وکالت نمی دهم اگر بخواهم وکالت بدهم باید در فرصت سه ماهه به منزل من بیاید و زندگی کند ( 120 ) دادگاه تجدیدنظر درتاریخ 1400/4/2 ختم رسیدگی را اعلام بشرح ذیل مبادرت بصدور رأی نموده است: تجدیدنظرخواهی آقای م. ج. فرزند ع. نسبت به دادنامه شماره *مورخ 99/4/5 صادره از شعبه *که بموجب ان حکم به الزام تجدیدنظر خواه به مطلقه نمودن تجدیدنظرخوانده بلحاظ عسر و حرج با شرأیط مندرج در دادنامه صادر شده است.

نظر به اینکه ایراد و اعتراض موجه و موثری که موجب نقض رأی تجدیدنظر خواسته گردد. بعمل نیامده است. و دادنامه تجدیدنظر خواسته مطابق موازین قانونی صادرگردیده است. بنابرأین ضمن رد تجدیدنظر خواهی وی به استناد ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه تجدیدنظرخواسته استوار میگردد. ( 125 ) زوج و وکیل ایشان از رأی صادره فرجامخواهی نموده و پرونده در این راستا به دیوانعالی کشور ارسال و جهت رسیدگی و باتوجه به سبق ارجاع به شعبه پانزدهم دیوان ارجاع گردیده است.

هیأت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید.

پس از قرائت گزارش آقای دکتر ح. ح. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده در خصوص دادنامه شماره *1400/4/2 فرجامخواسته مشاوره نموده و چنین رأی می دهد.

📄 این مطلب گردآوری و در «یک قاضی» بازنشر شده است.مشاهدهٔ منبعِ اصلی ↗
این مطلب را در تلگرام دنبال کنید
کانال @Yek_Ghazii — انتشارِ لحظه‌ایِ مطالب حقوقی
عضویت
این مطلب را در توییتر (ایکس) دنبال کنید
ما را در ایکس دنبال کنید — انتشارِ لحظه‌ایِ مطالب حقوقی
دنبال کنید