یک قاضی1GHAZI.PRO
@Yek_Ghazii
خانه / آرای قضایی
آرای قضایی

نمونه رای با موضوع: نموده است. متعاقبا زوج نسبت به رأی صادره مذکور معترض است. و بشرح لایحه وکیل خود از دیوان

🗓 1399/08/21⚖️ یک قاضی
حوزه رأیخانواده
مرحله رسیدگیفرجام‌خواهی
تاریخ رأی1399/08/21
شماره دادنامه*00/2/19
شماره پروندهثبت نشده
منبع عنوانعنوان عمومی
📄

متن رأی

در این پرونده خانم ط. ر. دادخواست طلاق به طرفیت آقای م. غ. تقدیم شعبه *نموده و اظهار داشته در تاریخ 94/5/18 با خوانده ازدواج نمودم به دلیل عسر و حرج قادر به ادامه زندگی مشترک با خوانده نمی باشم از دادگاه تقاضای طلاق دارم. توضیح داده مدت سه سال است. که به دلیل بروز اختلاف از یکدیگر جدا زندگی می کنیم من خانه پدرم زندگی می کنم در طول این مدت هیچ گونه نفقه ای به من پرداخت ننموده است. هیچ گونه مسئولیتی در قبال اینجانبه احساس نمی کند دادگاه در تاریخ 99/4/23 تشکیل جلسه داده و طرفین را دعوت به دادرسی نموده است.

خواهان حاضر شده و درخواست خود را بشرح دادخواست تقدیمی بیان داشته در مورد مهریه قبلا اقدام نمودم نفقه ام را اقدام نمودم نمی دانم چرا رد شده است.

خوانده حاضر نشده و دفاعی ننموده است. دادگاه قرار داوری صادر نموده و نظریه داوران را جلب کرده است. زوج در لایحه خود اظهار داشته من قطعه زمینی به 150 متر در *بانضمام مبلغ 45000000 تومان به وی دادم و مقداری هم طلا که سر زندگی خود باز گردد. ولی بازنگشت چنانچه که تمایل به بازگشت نیست همه انها را در حق وی بذل می کنم ولی من حاضر به زندگی با زوجه هستم ولی ایشان از بازگشت امتناع می نماید. سپس دادگاه قرار استماع شهادت شهود صادر نموده و اظهارات شاهدان را برابر صورت جلسه مورخ 99/6/25 استماع نموده شهود فی الجمله ادعای ترک زندگی توسط زوج و عدم پرداخت نفقه به زوجه را مورد تایید قرار داده اند زوج آقای ع. ا. را به عنوان وکیل به دادگاه معرفی نموده و در لایحه دفاعیه خود اظهار داشته در سال 95 موکل و زوجه زندگی مشترک را شروع نمودند ولی پس از گذشت مدتی از زندگی مشترک زوجه به دلیل بروز اختلاف زندگی مشترک را ترک نموده که با وساطت بزرگان حاضر به بازگشت نشده است. ناچارا دادخواست الزام زوجه به تمکین تقدیم داشته که زوجه برابر حکم دادگاه محکوم شده است.

و پیروی ان دادخواست ازدواج مجدد داد که در این مورد هم رأی اجازه صادر شده است. با این وجود زوجه ادعای عسر و حرج نموده است. زیرا زوجه موظف بوده نسبت به ارأی تمکین و تجویز ازدواج مجدد به زندگی مشترک برگردد. و زندگی کند ولی علی‌رغم ان تمکین ننموده است. لذا از دادگاه تقاضای تصمیم شایسته دارم. موکل حاضر است. با زوجه زندگی مشترک را ادامه دهد ضمنا تصویر ارأی الزام زوجه به تمکین و تجویز ازدواج مجدد پیوست پرونده است. درنهایت دادگاه در 99/8/21 مبادرت به صدور رأی به طلاق بلحاظ احراز عسر و حرج صادر نموده است. سپس زوج نسبت به رأی صادره مذکور دادخواست فرجامخواهی تقدیم داشته و اظهار نموده زوجه پس از سه سال که از زندگی مشترک گذشته بود زندگی مشترک را ترک نموده است. موکل بارها وی را دعوت به بازگشت نمود دادخواست الزام به تمکین تقدیم داشت که زوجه محکوم شد ولی علی‌رغم اماده بودن منزل و امکانات زندگی از بازگشت امتناع نموده است. لذا از دیوان عالی کشور تقاضای رسیدگی و نقض رأی صادره را نموده است.

که پرونده جهت رسیدگی به شعبه *ارجاع شده که در نوبت رسیدگی هیأت شعبه به موضوع رسیدگی وطی تصمیم شماره *بشرح زیر اتخاذ تصمیم نموده است. محتویات پرونده حاکی از انستکه آقای ع. ا. بوکالت از طرف آقای م. غ. نسبت به دادنامه حضوری شماره 1612 – 99 مورخ 1399/8/21 صادره از شعبه *متضمن الزام فرجامخواه به مطلقه نمودن زوجه خانم ط. ر. فرجامخواهی نموده است. از انجاییکه حسب مدلول ماده 367 قانون آیین دادرسی مدنی ارأی قابل فرجام صادره از دادگاههای بدوی صرفا در صورتیکه بعلت عدم درخواست تجدیدنظر به قطعیت رسیده باشد. قابلیت فرجامخواهی را خواهد داشت و درمانحن فیه محتویات پرونده دلالتی بر ابلاغ دادنامه فرجامخواسته به وکیل واجد الاختیار زوج فرجامخواه که در دادرسی مرحله بدوی دخالت و شرکت داشته ندارد. و دادنامه مذکور از طریق سامانه ابلاغ الکترونیکی فقط به زوجین به نحو واقعی ابلاغ گردیده است.

( ص 62 ) و چون وفق مقررات ماده 45 و مفاد ماده 46 قانون آیین دادرسی مدنی ابلاغ دادنامه فرجامخواسته به وکیل زوج فرجامخواه ضرورت قانونی داشته و تاریخ ابلاغ دادنامه به نامبرده قانونا مبدا احتساب مهلت تجدیدنظر و فرجام بوده و تاریخ ابلاغ دادنامه به اصیل یعنی زوج در خصوص مورد موثر در مقام نخواهد بود و بدین لحاظ دادنامه فرجامخواسته هنوز از سوی وکیل زوج قابلیت تجدیدنظرخواهی را داشته و بلحاظ عدم قطعیت ان قانونا قابلیت فرجامخواهی را نخواهد داشت و از طرفی هم وکیل زوج قبل از ابلاغ دادنامه معترض عنه و انقضای مهلت تجدیدنظر و یا بدون اسقاط حق تجدیدنظرخواهی مبادرت به تقدیم دادخواست فرجامی نموده است. لذا جهت حفظ حقوق احتمالی زوج، با تلقی دادخواست فرجامی تقدیمی به دادخواست تجدیدنظر، در رسیدگی به این دادخواست و اعتراض مطروحه این شعبه دیوان مواجه با تکلیفی نبوده و رسیدگی به ان در صلاحیت مرجع تجدیدنظر *خواهد بود لهذا پرونده به دادگاه محترم صادرکننده رأی معترض عنه اعاده میگردد. تا جهت اقدام قانونی و رسیدگی به دادخواست تقدیمی و اعتراض مطروحه به مرجع تجدیدنظر *ارسال دارند. مقرر میدارد.

پرونده پس از کسر از موجودی بمرجع ذیربط اعاده گردد. سپس پرونده جهت رسیدگی به دادخواست تجدیدنظر خواهی به شعبه *ارجاع شده و دادگاه مذکور نیز در تاریخ 1400/1/5 مبادرت به صدور رأی به رد درخواست تجدیدنظر خواهی و تایید دادنامه تجدیدنظر خواسته نموده است. متعاقبا زوج نسبت به رأی صادره مذکور معترض است. و بشرح لایحه وکیل خود از دیوان عالی کشور تقاضای فرجامخواهی نموده که پرونده جهت رسیدگی به شعبه *ارجاع که درنوبت رسیدگی هیأت شعبه به موضوع رسیدگی وطی دادنامه شماره *00/2/19بشرح زیر انشای رأی نموده است.

در خصوص دادخواست فرجامخواهی آقای م. غ. با وکالت آقای ع. ا. نسبت به رأی شماره *مورخه 1400/1/15 شعبه *متضمن تایید دادنامه تجدیدنظر خواسته شماره *مورخه 99/8/21 شعبه *مبنی بر صدور حکم طلاق بلحاظ عسر و حرج زوجه با توجه به محتویات پرونده فرجامخواهی وارد است. زیرا اولا زوجه علت طرح دعوی طلاق را ترک زندگی توسط زوج به مدت بیش از چهارسال به علت بروز اختلاف و عدم تعهد در طول زندگی مشترک و عدم تهیه مسکن و امکانات مربوطه و عدم پرداخت نفقه اعلام نموده و اظهار داشته است. اصلا معلوم نیست زوج در این مدت کجا زندگی می کند برج 11 سال 97 که او را دیده ام دیگر زوج را ندیده ام لذا از دادگاه به علت عسر و حرج و اینکه قادر به ادامه زندگی با زوج نمی باشم تقاضای طلاق نموده است. ثانیا زوج در مقام دفاع اظهار داشته در سال 95 زندگی مشترک را با زوجه شروع نمودیم ولی پس از گذشت مدتی از زندگی مشترک زوجه به دلیل بروز اختلاف زندگی مشترک را ترک نموده که با وساطت بزرگان حاضر به مراجعه نشد ناچارا دادخواست الزام زوجه به تمکین تقدیم دادگاه نمودم که زوجه علی‌رغم ان حاضر به مراجعه و تمکین نگردیده است.

لذا از دادگاه به علت اینکه دلیلی بر طلاق ارائه ننموده تقاضای رد دعوی طلاق را نموده است. ثالثا با عنایت به مراتب مذکور اولا انچه که مسلم است. زوجین بیش از چهار سال است. که به دلیل بروز اختلاف از یکدیگر جدا زندگی می کنند و رابطه زناشویی نداشته اند ثانیا نظر به اینکه زوج مدعی است. دادخواست الزام زوجه به تمکین تقدیم نمود و زوجه علی‌رغم محکومیت حاضر به مراجعه و تمکین نگردیده واز طرف دیگر زوجه مدعی است. اساسا زوج تعهدی به تهیه مسکن و امکانات زندگی مشترک از همان اول نداشته و حاضر نبوده مسکن و امکانات زندگی فراهم نماید. لذا در این مدت به علت سوی رفتار زوج در بلاتکلیفی بسر برده ام در نتیجه ضرورت دارد. دادگاه ابتدا پرونده استنادی تمکین و هم چنین پرونده اجرأیی مربوطه را از دادگاه صادر کننده رأی درخواست نموده ضمن تهیه گزارش از ان پرونده ها رفع ابهام شود. ایا زوج در خواسته به مراجعه زوجه به زندگی مشترک از ابتدا بروز اختلاف تا کنون جدی بوده و در طول مدت اختلاف اقدامات مفید و موثری در جهت ترغیب زوجه به بازگشت به زندگی مشترک نموده است.

یا اینکه زوج رأی محکومیت الزام زوجه به تمکین را مستمسک و توجیه کننده سوی اقدامات خود در قبال زوجه و بلاتکلیفی وی قرار داده و در طول مدت بیش از چهار سال زوجه را در عسر و حرج قرار داده است. بموازات ان از طریق واحد مددکار اجتماعی در مورد علت بروز اختلاف زوجین و صحت و سقم ادعای زوجه از بستگان و همسایگان محل سکونت زوجین تحقیقات لازم معمول گردیده نتیجه به دادگاه گزارش گردد. ثالثا زوجه برابر صورتجلسه دادگاه مورخه 99/6/25 به دادگاه اعلام نموده حاضرم نیمی از مهریه ام را در قبال طلاق بذل نمایم ولی برابر لایحه مورخه 99/8/20 اعلام نموده فقط 14 عدد سکه بهار ازادی از مهریه را حاضرم بذل نمایم در این مورد نیز رفع ابهام گردد. علی هذا رأی فرجام خواسته قابلیت ابرام ندارد. و مستندا به مواد 371 و 396 قانون آیین دادرسی مدنی رأی فرجامخواسته را نقض کرده و پرونده را جهت رسیدگی مجدد در راستای نواقص اعلام شده به شعبه *ارجاع می نماید. سپس پرونده جهت رفع نقص تحقیقاتی و رسیدگی مجدد به شعبه *ارجاع و ارسال گردید. دادگاه مذکور جهت تحقیق از طرفین و شاهدان زوجه وقت رسیدگی تعیین کرده است.

دادگاه در تاریخ 1400/3/20 جلسه تشکیل داده است. طرفین در جلسه دادگاه حاضر شدند و اظهارات خود را بازگو نمودند و جواب سوالات و ابهامات مورد نظر دادگاه از طرفین در صورت جلسه مذکور منعکس گردیده است. از دو نفر شاهدان تعرفه شده استماع شهادت گردیده است. زوجه در لایحه مورخ 1400/3/20 بیان داشته اینجانبه فقط 14 عدد سکه بهار ازادی از مهریه ام را در قبال طلاق حاضرم به زوج بذل نمایم و به علت عسر و حرج تقاضای رسیدگی و طلاق دارم. که زوج برابر صورت جلسه مورخ فوق الذکر مخالفت خود را با درخواست طلاق زوجه بازگو و تکرار نموده است. سپس دادگاه در تاریخ 1400/4/21 مبادرت به صدور رأی به نقض دادنامه تجدیدنظرخواسته و صدور حکم به بطلان دعوی طلاق بلحاظ عدم احراز عسر و حرج زوجه نموده است. متعاقبا زوجه بشرح لایحه خود نسبت به رأی صادره مذکور معترض است. و از دیوان عالی کشور تقاضای فرجامخواهی کرده که پرونده جهت رسیدگی به شعبه *ارجاع شده و مطرح رسیدگی می باشد.

هیأت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید.

پس از قرائت گزارش آقای ح. م. ه. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده در خصوص دادنامه شماره *فرجام خواسته مشاوره نموده چنین رأی می دهد:

📄 این مطلب گردآوری و در «یک قاضی» بازنشر شده است.مشاهدهٔ منبعِ اصلی ↗
این مطلب را در تلگرام دنبال کنید
کانال @Yek_Ghazii — انتشارِ لحظه‌ایِ مطالب حقوقی
عضویت
این مطلب را در توییتر (ایکس) دنبال کنید
ما را در ایکس دنبال کنید — انتشارِ لحظه‌ایِ مطالب حقوقی
دنبال کنید