یک قاضی1GHAZI.PRO
@Yek_Ghazii
خانه / آرای قضایی
آرای قضایی

نمونه رای با موضوع: مورد استدعاست. عنداللزوم ارجاع امر به پزشکی قانونی واستعلام از پزشک زوجه و استماع شهادت شهود را دارم

🗓 1399/02/10⚖️ یک قاضی
حوزه رأیخانواده
مرحله رسیدگیفرجام‌خواهی
تاریخ رأی1399/02/10
شماره دادنامه983
شماره پروندهثبت نشده
منبع عنوانعنوان پالایش‌شده
📄

متن رأی

در تاریخ 1399/2/10خانم ن. م. ث. بوکالت از طرف آقای م. ن. بطرفیت خانم س. ق. دادخواستی بخواسته تنفیذ فسخ نکاح بعلت فقدان وصف سلامت و هم چنین استرداد هدایای تقدیمی فعلا مقوم به دو میلیون تومان بانضمام کلیه خسارات وارده از جمله برگزاری مراسم عقد و هزینه دادرسی و حق الوکاله وکیل مقوم بمبلغ بیست و یک میلیون ریال تقدیم و در متن دادخواست توضیح داده که موکل طبق سند نکاحیه پیوست در تاریخ 1398/6/2 با خوانده ازدواج دائم نموده است. موکل حسب اظهار مدتی است. که متوجه شده زوجه دارأی مشکلات اساسی زنانگی و غیر ان می باشد. درحالیکه در عقد نکاح اصل بر صحت و سلامت زوجین بوده و ازدواج فوق بر این مبنا واقع گردیده است. و زوجه و خانواده اش عدم سلامت جسمی خود را از زوج و خانواده ایشان پوشیده و مستور داشته اند. حسب اظهارنامه ارسالی مراتب فسخ نکاح با رعایت فوریت اعمال حق فسخ به اطلاع زوجه رسیده است. فلذا باستناد مواد 1128و 1131قانون مدنی صور حکم به تنفیذ فسخ نکاح و استرداد کلیه هدایای تحویل به خوانده بانضمام جمیع خسارات وارده بشرح ستون خواسته مورد استدعاست.

عنداللزوم ارجاع امر به پزشکی قانونی واستعلام از پزشک زوجه و استماع شهادت شهود را دارم. دادخواست مطروح حسب الارجاع در شعبه *ثبت و مورد رسیدگی قرار می گیرد در جلسه رسیدگی مورخ 1399/3/20که با حضور وکیل خواهان و نیز خوانده تشکیل گردیده وکیل زوج اظهار داشت زوجین در سال1398ازدواج نموده اند و در دوران عقد می باشند و زندگی مشترک نداشته اند خواسته بنده فسخ نکاح بجهت عدم بلوغ جنسی و جسمی زوجه است. و زوجه از نظر جسمی سینه ندارد. و عادت ماهیانه هم نمی شود. و میل جنسی هم ندارد. موکل حدود4ماه بعد از ازدواج متوجه شده که زوجه عادت ماهیانه نمیشود. و چون سینه هم نداشته به این نتیجه رسیده است. که زوجه مشکل جسمی وجنسی دارد. وموکل برأی زوجه اظهارنامه فرستاده برأی فسخ نکاح که فوریت امررا رعایت کرده باشد. و خواسته موکل درقسمت استرداد اموال شامل سه عدد النگو ویک گردن بند و گوشواره و یک حلقه بوده و هم چنین موکل برأی زوجه مراسم عقد گرفته و دو میلیون تومان هزینه نموده است. که تقاضای استرداد طلاها و هزینه عقد را دارم. زوجه دفاعا اظهار داشت بنده مشکل جنسی و جسمی ندارم. وادعای زوج را قبول ندارم.

ضمن اینکه بعد از عقد با هم همخوابگی داشته ایم و زوج بدن من را دیده است. و زوج دنبال بهانه است. و در خصوص طلاها هم قبول دارم. که وی طلاهای مذکوررا برأی من خریداری کرده و در اختیار من است. و مبلغ سیزده میلیون تومان برأی من طلا خریداری نموده وعقد کرده ایم و زوج یک مراسم عقدکنون گرفت و مخارج ان را هم خودش پرداخت نمود واز مهمانها هم پول جمع کرد ضرر که نکرد هیچ بلکه سود هم نمود. سپس دادگاه زوجه را جهت بررسی وتشخیص سلامت جنسی وجسمی و اینکه ایا عادت ماهیانه دارد. یا خیر به پزشکی قانونی اسفرأین معرفی نموده و در جوابیه مورخ 1399/5/22پزشکی قانونی *اعلام گردیده که حسب معاینه بعمل امده و رویت مشاوره تخصصی درحال حاضر اختلالی احراز نگردید. نیاز به معاینه مجدد ندارد.

سپس دادگاه دروقت فوق العاده ختم رسیدگی را اعلام و بموجب دادنامه شماره 983 مورخ1399/5/25 پس از ذکر خواسته خواهان و توضیحات وکیل ایشان و مدافعات خوانده با اعلام اینکه اولا با عنایت باینکه حسب اظهارات وکیل خواهان مبنی بر اینکه در برج 6سال 1398 با همدیگر ازدواج نموده و 4ماه بعد از عقد متوجه بیماری خوانده شده و دادخواست فسخ را در تاریخ 1399/2/11 تقدیم نموده درحالیکه خیار فسخ فوری بوده و چنانچه هر یک از طرفین که حق فسخ دارند فورا اقدام ننماید. حق ایشان ساقط میگردد. و ثانیا حسب گواهی پزشکی قانونی خوانده هیچگونه اختلالی در وی احراز نگردیده لذا دعوی خواهان را غیر وارد تشخیص و حکم به بطلان دعوی خواهان صادر نموده است. پس از ابلاغ رأی صادره وکیل خواهان ( زوج ) در مهلت قانونی نسبت به ان تجدیدنظرخواهی نموده که پس از تبادل لایحه و وصول پرونده بمرجع تجدیدنظر *، شعبه *وضوع رسیدگی و طی دادنامه شماره *مورخ1399/7/7 با اعلام اینکه استدلال دادگاه بدوی قانونی بوده وتجدیدنظرخواه رعایت فوریت درطرح دعوی فسخ نکاح را ننموده و با گذشت بیش از 9ماه از ازدواج با تجدیدنظرخوانده دعوی فسخ نکاح را مطرح نموده است.

لذا اعتراض تجدیدنظرخواه را غیر موجه و دادنامه تجدیدنظرخواسته را مطابق مقررات قانونی تشخیص و باستناد ماده358 قانون ایین ددرسی در امور مدنی با رد تجدیدنظرخواهی دادنامه تجدیدنظرخواسته را تایید نموده است. دادنامه اخیرالذکر در تاریخ 1399/7/8 به وکیل زوج ابلاغ شدو نامبرده در تاریخ 1399/7/23 با تقدیم دادخواست و لایحه فرجامی نسبت به ان فرجامخواهی نموده که پس از انجام تشریفات قانونی و وصول پرونده به دیوان عالی کشور جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع گردیده که در نوبت رسیدگی هیأت شعبه به موضوع رسیدگی و طی دادنلمه شماره 978 مورخ 1/11/1399 به شرح زیر انشای رأی نموده است. فرجامخواهی وکیل فرجامخواه آقای م. ن. نسبت به دادنامه شماره *مورخ1399/7/7شعبه *متضمن تایید ان قسمت از دادنامه بدوی شماره *صادره از شعبه *که بموجب ان دعوی تنفیذ فسخ نکاح زوج فرجامخواه بلحاظ عدم رعایت فوریت عرفی در اعمال خیار فسخ محکوم به بطلان اعلام گردیده است. با توجه به جامع اوراق پرونده مالا وارد و موجه است.

زیرا وکیل خواهان ( زوج ) بشرح دادخواست ابتدایی و توضیحات در جلسه اول دادرسی با اشاره باینکه زوجه فرجامخوانده بعلت عدم بلوغ جنسی و جسمی و عدم تمایل جنسی و عدم رشد سینه ها و عدم عادت ماهیانه بهنگام عقد نکاح فاقد سلامت جسمی که عرفا وصف مقصود زوج محسوب و عقد نکاح بر مبنای ان واقع گردیده بوده و این عیوب را بهنگام عقد از زوج و خانواده اش مخفی و پنهان نگهداشته است. و زوج پس از اطلاع از ان با ارسال اظهارنامه مراتب فسخ نکاح را به اطلاع زوجه رسانیده است. صدور حکم بر تنفیذ فسخ نکاح فیمابین زوجین را خواستار گردیده و دادگاه بدوی پس از رسیدگی بموجب دادنامه صادره و با استدلال منعکس در ان بلحاظ عدم رعایت فوریت عرفی موضوع ماده1131قانون مدنی حکم بر بطلان دعوی خواهان بدوی ( فرجامخواه ) صادر نموده و مرجع محترم تجدیدنظر هم بموجب دادنامه فرجامخواسته دادنامه فوق الذکر را تایید نموده است. درحالیکه اولا عیوب انتسابی به زوجه از عیوب پنهانی بوده و تشخیص صحت یا عدم صحت ان امر فنی و تخصصی محسوب و صرفا در صلاحیت پزشک متخصص ذیصلاح بوده و مادامیکه صحت این عیوب باثبات نرسیده باشد.

اساسا حق فسخ برأی زوج ( فرجامخواه ) ثابت و محرز نبوده تا اعمال ان در فوریت عرفی موقعیت قانونی داشته باشد. و از طرفی هم پس از اثبات و احراز صحت عیوب انتسابی به زوجه این عیوب در صورتی موجد حق فسخ برأی زوج خواهد بود که زوجه بعلت این عیوب جسمی خود فاقد سلامت که عرفا وصف مقصود درازدواج محسوب بوده بهنگام عقد بوده باشد. مضافا اینکه در تشخیص فوریت اعمال خیار مطابق ماده1131قانون مدنی علم به حق فسخ و فوریت ان ملاک قانونی بوده است. بنابرأین رد دعوی خواهان صرفا بعلت عدم رعایت فوریت عرفی در اعمال فسخ نکاح و بدون احراز حق فسخ برأی خواهان و علم نامبرده به حق فسخ و فوریت ان توجیه قانونی نداشته و اقتضا داشته که دادگاه بدوا در خصوص علت فسخ بیان شده و وجود حق فسخ نکاح برأی زوج و علم نامبرده به حق فسخ و فوریت ان بررسی و تحقیقات لازم معمول و سرانجام بر اساس نتیجه محصله نسبت به صدور رأی مقتضی اقدام نماید. ثانیا دادگاه محترم بدوی زوجه فرجامخوانده را جهت بررسی سلامت جسمی و جنسی و اینکه عادت ماهیانه دارد.

یا خیر به پزشکی قانونی *معرفی نموده و پس از وصول جوابیه پزشکی قانونی بدون ابلاغ نظریه پزشکی قانونی به طرفین دعوی بلافاصله در وقت فوق العاده مبادرت به صدور رأی نموده است. درحالکیه نظریه پزشکی قانونی مصداق نظریه کارشناس را داشته و ضرورت قانونی داشته که دادگاه محترم در اجرأی ماده260 قانون آیین دادرسی در امور مدنی نظریه پزشکی قانونی را به طرفین دعوی ابلاغ و در صورت وصول اعتراض در مهلت قانونی به اعتراض مطروحه رسیدگی و نسبت به ان اتخاذ تصمیم نماید. و چون وکیل خواهان در لایحه تجدیدنظرخواهی به نظریه کارشناس یعنی به نظریه پزشکی قانونی اعتراض و ارجاع امر به کمیسیون تخصصی پزشکی قانونی را خواستار گردیده لذا اقتضا داشته که دادگاه محترم تجدیدنظر در مقام توجه و رسیدگی به اعتراض مطروحه موضوع را به کمیسیون تخصصی پزشکی قانونی ارجاع و نظریه کمیسیون مذکور را اخذ و پس از انجام اقدامات ضروری و قانونی دیگر نسبت به صدور رأی مقتضی اقدام نماید.

بنا بمراتب اشعاری دادنامه فرجامخواسته که بدون توجه بمراتب مرقوم در فوق اصدار یافته بعلت نقص تحقیق و رسیدگی قابلیت ابرام نداشته لهذا مستندا به بند 5 ماده371 و بند الف ماده401 قانون آیین دادرسی مدنی ضمن نقض ان رسیدگی مجدد به همان دادگاه محترم صادر کننده رأی منقوض ارجاع می گردد. تا پس از انجام تحقیقات و رسیدگی های لازم بشرح مرقوم در فوق نسبت به صدور رأی شایسته اقدام نماید. پس از اعاده و وصول پرونده به مرجع تجدیدنظر استان *، شعبه *حسب الارجاع وارد رسیدگی شده و در مقام رفع نقص و تکمیل تحقیقات زوجه را جهت معاینه جسمی در خصوص طبیعی بودن رشد اندام یا غیرطبیعی بودن ان و نیز معاینه جنسی و غیره به کمیسیون پزشکی قانونی شهرستان *معرفی نموده و در جوابیه مورخ 1400/3/1 پزشکی قانونی اعلام گردیده از صاحب عکس الصاقی معاینه بعمل امد. مدارک و بررسی شدند. در معاینه بعمل امده در حال حاضر دارأی علایم عادت ماهیانه است. و هم چنین پارگی پرده بکارت در ساعت 6 اناتومیک مشاهده گردید. و من حیث المجموع واجد دستگاه تناسلی زنانه طبیعی است.

لیکن حسب بررسی های انجام شده درجات خفیفی از عدم رشد متناسب پستان با سایر صفات ثانویه جنسی مشاهده گردید. و هم چنین لازم بذکر است. نامبرده دارأی درجاتی از اختلال هورمونی به نفع کم کاری غده هیپوفیز است. که در صورت درمان دارویی قابل درمان است. متعاقب ان دادگاه در وقت فوق العاده ختم رسیدگی را اعلام و بموجب دادنامه شماره *مورخ 1400/3/5 با اعلام اینکه استدلال دادگاه بدوی قانونی بوده و در فرض وجود عیب و موجبات فسخ نکاح تجدیدنظرخواه رعایت فوریت در طرح دعوی فسخ نکاح را ننموده و با گذشت بیش از نه ماه از ازدواج با تجدیدنظرخوانده دعوی فسخ نکاح را مطرح نموده و با توجه به نظریه پزشکی قانونی که دلالت بر سلامت زوجه دارد. لذا اعتراض تجدیدنظرخواه را غیرموجه و دادنامه تجدیدنظرخواسته را موافق مقررات قانونی تشخیص و ضمن رد تجدیدنظرخواهی تجدیدنظرخواه باستناد ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه تجدیدنظرخواسته را تایید نموده است.

دادنامه اخیرالذکر در تاریخ 1400/3/6 به وکیل زوج ابلاغ شد و نامبرده در تاریخ 1400/3/25 با تقدیم دادخواست و لایحه فرجامی نسبت به ان فرجامخواهی نموده که پس از تبادل لایحه و وصول پرونده به دیوان عالی کشور جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع گردیده است. لوایح طرفین به هنگام شور قرائت میگردد.

هیأت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید.

پس از قرائت گزارش آقای ح. ع. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رأی می دهد:

📄 این مطلب گردآوری و در «یک قاضی» بازنشر شده است.مشاهدهٔ منبعِ اصلی ↗
این مطلب را در تلگرام دنبال کنید
کانال @Yek_Ghazii — انتشارِ لحظه‌ایِ مطالب حقوقی
عضویت
این مطلب را در توییتر (ایکس) دنبال کنید
ما را در ایکس دنبال کنید — انتشارِ لحظه‌ایِ مطالب حقوقی
دنبال کنید