متن رأی
حسب محتویات پرونده خانم م. ر. فرزند ا. ( خواهان ) در تاریخ 99/7/21 دادخواستی را بطرفیت آقای ب. پ. ی. ا. فرزند ر. ( خوانده ) تقدیم سازمان *نموده است. که جهت رسیدگی به شعبه اول دادگاه خانواده این دادگستری ارجاع گردیده است.
خواهان در توضیح خواسته خود اعلام نموده است: خوانده همسر قانونی و شرعی اینجانب میباشد. در سال 94 با یکدیگر ازدواج نمودیم در حال حاضر قادر به ادامه زندگی مشترک نیستم نامه های مرکز مشاوره موید این امر است. باتوجه به محقق شدن بند 1 ( عدم پرداخت نفقه بمدت دو سال و محکومیت ایشان از سوی شعبه *) و بند 2 و 8 سند نکاحیه تقاضای طلاق دارم. ( 12 ) خواهان طی لایحه ای خطاب بدادگاه اعلام نموده است: 1- باکره میباشم و هنوز در دوران عقد بسر میبریم. 2- خوانده ساکن *از سال 94 که مرا عقد نمود مرا بحال خود رها نموده و حتی تماس تلفنی هم ندارد. 3- بدلیل ترک نفقه در شورأی حل اختلاف محکوم شده است. و علیرغم صدور حکم جلب نفقه را نپرداخته است. 4- بعد از گذشت حدود 5 سال در عسر و حرج هستم، شهود هم شهادت میدهند. ( 15 ) وکیل زوج در دفاع از موکل خود اعلام نموده درست است. که زوج محکوم به پرداخت نفقه شده است. اما زمانی بعنوان دلیل عسر و حرج میتوان از ان استفاده نمود که الزام زوج به پرداخت نفقه امکانپذیر نباشد. درحالیکه زوجه هیچ اقدامی مانند حکم جلب و یا توقیف اموال زوج و حتی تشکیل پرونده اجرأیی ننموده است.
با این حال زوج تاکنون 116/000/000 ریال از نفقه زوجه را پرداخت نموده است. ( 21 ) دادگاه در تاریخ 99/8/18 و با حضور خواهان تشکیل گردیده است، خواهان اعلام نموده است. که 5 سال است. همسر این اقا هستم و حدود دو سال است. که مرا رها کرده و رفته هیچ خبری از من نمی گیرد، دست بزن دارد. تعادل اعصاب ندارد. به ایشان گفته برأی شروع زندگی مشترک به *بیاید ایشان گفت مهریه ات را ببخش تا بیایم. بعد از ان مادر ایشان به محل کار من امده و مرا تهدید کردند. که در این رابطه شاهد هم دارم. طلاها و تلفن همراه مرا هم به دلیل خرید خانه فروخته است. و بعد گفت که قرض بالا اوردم.
وکیل خوانده نیز اظهار داشت: الزام به تمکین بدلیل استفاده زوجه از حق حبس رد شده است. و از سال 98 رابطه انها دچار مشکل شده است. موکل برأی اثبات حسن نیت کل نفقه معوقه را پرداخت نموده است. ( 22 دادگاه قرار ارجاع امر به داوری را صادر و اعلام نموده است. داور زوجه در نظریه مورخه 99/9/3 اعلام نموده است: باتوجه به بی مسئولیتی زوج نظر بر جدایی دارم. ( 26 ) زوجه در لایحه مورخه 99/10/2 اعلام نموده است: همسرم بخاطر عدم تحقق بند یک سند نکاح نفقه را پرداخت نموده است. اما پس از ان تاکنون نفقه ای پرداخت ننموده است. لذا همچنان در عسر و حرج بسر میبرم و بند یک محقق است. ( 30 ) طبق نامه شورأی حل اختلاف زوج محکوم به 126/000/000 ریال نفقه گردید. که مبلغ 116 میلیون ریال ان را تاکنون ( 99/10/2 ) پرداخت نموده ضمنا در مورد نفقه توقیف اموال و توقیف حساب صورت گرفته است. ( 31 ) داور زوج در نظریه تقدیمی اعلام نموده است: زوج قصد طلاق همسرش را ندارد. ( 33 ) وکیل زوج در تاریخ 99/10/8 اعلام نموده است. که زوج در یوم جاری باقیمانده 10 میلیون ریال نفقه را نیز پرداخت نموده است.
( 37 ) در دومین جلسه رسیدگی نیز مطالب قبلی از سوی خواهان و خوانده اعلام گردیده و دادگاه در تاریخ 1400/2/7 ختم رسیدگی را اعلام نموده و بشرح ذیل مبادرت بصدور رأی نموده است: . . . باتوجه به اینکه خواهان ( زوجه ) در توجیه خواسته خود ترک نفقه را مطرح نموده است. و باتوجه به گواهی اجرأی احکام شورأی حل اختلاف مبنی بر پرداخت تمامی نفقات معوقه زوجه، مورد مقتضی اعلام شده است. و از طرفی زوج مخالف خواسته زوجه میباشد. لذا وکالت خواهان در راستای بند ب سند نکاحیه جهت امر طلاق محقق نگردیده و مستندا به ماده 1257 و 1119 قانون مدنی دعوای خواهان را غیر وارد تشخیص و حکم به رد ان صادر و اعلام میگردد. ( 44 ) زوجه به رأی صادره اعتراض و پرونده بدادگاههای تجدیدنظر *ارسال و جهت رسیدگی به شعبه *ارجاع می گردد. این شعبه نیز در تاریخ 1400/3/25 ختم رسیدگی را اعلام و باتوجه به اینکه اعتراض بنحوی نیست که براساس رأی صادره خللی دارد. ساخته و سبب نقض ان گردد. و تجدیدنظر خواهی انطباقی با جهات مندرج در ماده 348 قانون آیین دادرسی مدنی ندارد.
لذا دادگاه مستندا به ماده 358 قانون مذکور ضمن رد تجدیدنظر خواهی رأی معترض عنه را تایید و ابرام می نماید. ( 58 ) از رأی صادره توسط زوجه فرجامخواهی شده و پرونده در این راستا بدیوانعالی کشور ارسال و جهت رسیدگی به شعبه *ن عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده در خصوص دادنامه شماره *مورخ 1400/3/25 فرجامخواسته مشاوره نموده و چنین رأی می دهد.