متن رأی
حسب محتویات پرونده آقای م. م. ق. فرزند غ. در تاریخ 98/4/22 دادخواستی را بطرفیت خانم ا. ر. د. فرزند ح. بخواسته صدور گواهی عدم امکان سازش تقدیم دادگستری شهرستان *نموده که جهت رسیدگی به شعبه چهارم دادگاه خانواده ارجاع گردیده است.
خواهان در توضیح خواسته خود اعلام نموده است: در سال 97 با خوانده ازدواج نمودم در حال حاضر قادر به ادامه زندگی مشترک نمی باشم تقاضای طلاق دارم. ( 9 ) در اولین جلسه رسیدگی ( 98/6/11 ) طرفین با وصف ابلاغ حاضر نگردیدند و قاضی مشاور دادگاه بدلیل انکه زوجه محل سکونت خود را *اعلام نموده است. بصلاحیت دادگاه خانواده *اظهار نظر نموده است. ( 15 ) دادگاه نیز قرار عدم صلاحیت صادر و اعلام نموده است. ( 16 ) دادگاه خانواده *شهر اظهارنظر نموده و پرونده به ان مرجع ارسال گردیده است. ( 21 ) و جهت رسیدگی به شعبه *ارجاع شده است. این شعبه در تاریخ 98/11/2 و پس از استماع اظهارات خوانده و وکیل خواهان قرار ارجاع امر به داوری را صادر واعلام می نماید. در جلسه مورخه 98/11/2 وکیل خواهان اعلام نموده است: زوجه هنوز باکره است. لذا استحقاق نصف مهریه را دارد. و چون زندگی مشترک را شروع نکرده اند اجرت المثل به ایشان تعلق نمیگرد ضمنا زوج به دلیل سوی رفتار زوجه میخواهد ایشان را طلاق دهد. و در مورد نفقه هم چون در خوابگاه دانشجویی با هم بودند نفقه ایشان را داده است.
( 47-46 ) گواهی پزشک مربوطه حکایت از غیر مدخوله بودن زوجه دارد. ( 50 ) کارشناسی نفقه و اجرت المثل بشرح صفحه 61 پرونده اجرت المثل را مبلغ *( برأی مدت 11 ماه و 19 روز ) و نفقه معوقه را نیز جمعا بمبلغ 6000/000 ( شش میلیون ریال ) تعیین نموده است. گواهی ثبت اسناد *حاکی از ان است. که بنام زوج در بانک جامع اطلاعات املاک این استان مالکیتی ثبت نگردیده است. ( 114 ) داور زوجه در نظریه تقدیمی اعلام نموده بعید بنظر میرسد که زندگی مشترک به سامان برسد. ( 97 ) داور زوج نیز عدم توفیق خود را در اصلاح ذات البین اعلام نموده است. ( 102 ) براساس مدارک موجود در صفحات 129 و 133 پرونده زوج دارأی یکباب اپارتمان و نیز یکدستگاه اتومبیل سیستم سایپا مدل 91 میباشد. صفحه 136 الی 172 پرونده بیانگر صورت وضعیت حسابهای مالی زوج میباشد. دادگاه در تاریخ 99/5/16 مجددا تشکیل جلسه داده در این جلسه خواهان خواسته خود را تکرار نموده و تاکید نمود باتوجه به باکره بودن زوجه مهریه ایشان نصف و جهیزیه مسترد خواهد شد و اجرت المثل و نفقه را نیز طبق نظر کارشناسی پرداخت می نمایم.
در خصوص تنصیف اموال کلیه اموالم مربوط به قبل از وقوع عقد است. و اموال دیگر مورد اشاره نیز موروثی است.
خوانده نیز اعلام نمود تمایلی به طلاق ندارد. تقاضا بشرح لایحه تقدیمی است. و اگر خواهان قصد طلاق دارد. باید حقوق مرا بپردازد. ( 174 ) قاضی محترم مشاور بشرح صفحه 199 پرونده نظر خود را به صدور گواهی عدم امکان سازش اعلام نموده است. دادگاه در تاریخ 99/5/30 ختم رسیدگی را اعلام و بشرح ذیل مبادرت بصدور رأی نموده است: . . . باتوجه به نظر مرکز مشاوره خانواده و اصرار زوج به طلاق و نیز عدم توفیق دادگاه و داوران در اصلاح ذات البین و قاعده فقهی الطلاق بید من اخذ بالساق و مستندا به مواد 1155 و 1145 و 1133 و 1092 قانون مدنی و مواد *قانون حمایت خانواده گواهی عدم امکان سازش زوجین مترافعین را صادر واعلام می نماید.
در خصوص حقوق مالی باتوجه به باکره بودن زوجه نیمی از مهریه به او تعلق میگرد و در مورد نفقه شش میلیون ریال و اجرت المثل به مبلغ بیست و سه میلیون و هشتصد وهفتاد هزار ریال که طبق نظر کارشناسی تعیین شده و مصون از اعتراض میباشد. باتوجه به اینکه دارأیی تحصیل شده مربوط به قبل از عقد است. مساله تنصیف اموال منتفی است، مبلغ یکصد میلیون ریال توسط دادگاه تعیین و زوج موظف است. ان را به زوجه پرداخت نماید. ( 203-204 ) رأی صادره مورد اعتراض زوج و زوجه قرار گرفته و پرونده بدادگاههای تجدیدنظر *ارسال و جهت رسیدگی به شعبه *ارجاع شده است. زوجه به شرط تنصیف معترض و زوج نیز به مبلغ تعیین شده از سوی دادگاه و همچنین برخی از اقلام جهیزیه اعتراض نموده که متعلق به ایشان است، دادگاه تجدیدنظر در تاریخ 99/9/24 ختم رسیدگی را اعلام نموده و بشرح ذیل مبادرت بصدور رأی نموده است. . . . اگر چه زوجه غیر مدخوله است. اما در دوران دانشجویی حدود یکسال با زوج زندگی نموده است. و چون زوج دلیلی برأی طلاق ارائه نداده است. استحقاق مبلغ تعیین شده از سوی دادگاه را دارد.
اعتراض زوجه نیز در خصوص شرط تنصیف وارد نیست و در مورد اجرت المثل نیز باتوجه به اینکه در دادخواست تجدیدنظرخواهی به ان اعتراض نشده است. دادگاه با تکلیفی مواجه نیست لذا ایرادی به رأی صادره از سوی دادگاه بدوی وارد نیست و باستناد ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه تجدیدنظر خواسته با رد اعتراض طرفین تایید میگردد. ( 232 ) از رأی صادره توسط زوجه فرجامخواهی گردیده و پرونده در این راستا به دیوانعالی کشور ارسال و جهت رسیدگی به شعبه 15 دیوان ارجاع شده است.
هیأت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید.
پس از قرائت گزارش آقای دکتر ح. ح. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده در خصوص دادنامه شماره*99/9/24 فرجامخواسته مشاوره نموده و چنین رأی می دهد.