متن رأی
خانم ا. غ. ک. با وکالت آقایان ح. ی. و م. ه. م. در تاریخ 1399/6/24 به طرفیت آقای ا. ق. دادخواستی به خواسته الزام زوج به طلاق مستندا به بند 4 تبصره ماده 1130 قانون مدنی بدادگاه خانواده *تقدیم نموده است. که بدوا جهت ایجاد صلح و سازش به شورأی حل اختلاف ارسال گردیده و پس از اعاده به شعبه *ارجاع گردیده است. در جلسه مورخ 1399/8/10 دادگاه با حضور طرفین و قاضی مشاور تشکیل گردیده است.
وکیل خواهان گفته است. از زمان ازدواج به مدت یکسال و چهار ماه در یک منزل بودند که بدلیل سوی رفتار فعلا جدا از هم زندگی می کنند، خواهان: کتک کاری ایشان در نزد خانواده هم بوده است: . . . روز اخر خودشان مرا اخراج کرده بودند س چند بار مورد کتک کاری و ضرب و جرح قرار گرفتید ج هفته ای یک بار مرا کتک کاری کرده اند س چند بار به پزشکی قانونی رفتید؟ یک بار یک حکم از دادگاه شعبه 103 داریم مطابق بند *قانون مدنی است. متن پیامکها است. که نوشته است. که حکایت از ناسازگاری دارد. شاهد هم داریم. مهریه اقدام شده است، جهیزیه جداگانه اقدام می شود. زوج گفته است. بنده هیچگونه موافقتی با طلاق ندارم. حتی اگر تمام مهریه را ببخشد من طلاق نمی دهم. حکم تمکین به نفع من صادر شده است. راجع به پیامکها برائت صادر شده است. پدر ایشان با من مخالف است. دادگاه قرار ارجاع بداوری صادر کرده است.
همچنین دادگاه قرار استماع شهادت شهود صادر نموده است. داور زوج اعلام کرده است. علیرغم تلاش و تماس با طرفین تلاش او افاقه نکرده و طرفین به سازش نرسیدند. دادگاه در جلسه مورخ 1399/8/24 از دو نفر شهود زوجه تحقیق نموده است. آقای م. غ. گفته است: بنده اطلاعی که دارم. این است. که با هم اختلاف دارند یک مورد این بود که اقا عکسی از خانم واقا ( یی ) را نشان به من داد و به من گفت تا به پدر عروس بگو من چنین چیزی کشف کردم و به من بحث رابطه خانم با کس دیگری را می گفت یک بار حدود سه ماه پیش اقا امد گفت و تعریف کرد که من مغازه ان آقایی که با خانم بود را بسته ام من خودم در داخل زندگی اینها نبوده ام عکسی که به من نشان دادند یک عکس عادی بود. آقای ا. ج. شاهد دیگر گفته است. یک بار آقای ق. مرا دید گفت ایا خواهر من دیده است. که وی همسرش را کتک کاری کرده است. گفت ادعایی که خواهرم که در دادگاه قبلی شهادت داده بود دروغ گفته و اظهار داشت از خواهرم شاکی می شود. من خودم شاهد درگیری و کتک کاری نبودم. زوج در خصوص اظهارات شهود گفته است: در مورد آقای غ. من عکسها را دارم. پدر خانم همسرم را زده بود آقای ا. ج. ن.
همسایه پدر خانم من هستند در مورد خواهرش راست می گوید در پرونده کیفری شاهد شده بودند و اظهار داشته بودند ساعت یازده و نیم شب در محل سکونت خودمان در *من خانم را زده ام در حالی که وی خودش ساکن شهرستان دیگر است. من انجا برائت گرفتم. داور زوجه اعلام کرده است.
با عنایت به مذاکرات حضوری با آقای ا. ق. و خانم ا. غ. و تلاش در جهت صلح و سازش اعلام می دارم. که موفق به مصالحه و سازش میان نامبردگان نگردیده و به رغم اعلام امادگی آقای ا. ق. برأی ادامه زندگی مشترک خانم ا. غ. تحت هیچ شرأیطی حاضر به ادامه زندگی با همسرش نمی باشد. وکلای خواهان تصاویری از اثار ضرب و جرح در بدن وی و تصویر گزارش تحقیقات نیروی انتظامی از محل زندگی خوانده که گفته او به همسر اتهام ارتباط نامشروع نسبت داده و عکس وی را با فرد به بعضی نشان و گفته است. با او ارتباط دارد. و نیز وضعیت اجتماعی او را تایید ننموده و همسرش را تایید کرده اند ارائه و ضمیمه پرونده گردیده است. زوجه ضمن تقدیم لایحه 50 قطعه از 114 قطعه سکه طلای تمام بهار ازادی از مهریه خود را بذل نموده است. دادگاه با اعلام ختم رسیدگی بشرح دادنامه شماره 0971 مورخ 1399/9/19 پس از درج خلاصه ای از پرونده با اعلام اینکه شهود اطلاع کافی و عینی بر موضوع نداشته و محکومیت کیفری زوج صرف نظر از طریق اثبات موضوع که به وسیله قسامه صورت گفته است.
و محکومیت زوجه به تمکین و بالحاظ مدت زمان اندک شروع زندگی زوجین، علیرغم نظریه داور زوجه بر طلاق دلیل کافی که ادعای عسر وحرج خواهان ویا تحقق شروط ضمن عقد را اثبات کند ارائه نگردیده با استناد به قاعده فقهی الطلاق بید من اخذ بالساق دعوی خواهان را وارد و ثابت ندانسته و با رد نظر داور زوجه و ملاحظه نظر داور زوج و تایید نظر قاضی محترم مشاور واستناد به ماده 1257 قانون مدنی و 197 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی حکم به بطلان دعوی خواهان صادر نموده است. با اعتراض و تجدیدنظرخواهی وکلای زوجه شعبه *متکفل رسیدگی شده و با تعیین وقت رسیدگی اصحاب دعوی را به دادرسی دعوت نموده است. دادگاه در جلسه مورخ 1400/1/28 اظهارات زوجین و وکیل زوجه تفصیلا استماع و درج نموده است. و پس از اعلام ختم رسیدگی بشرح دادنامه شماره 8124 مورخ 1400/1/30با این استدلال یک مورد ضرب و جرح نمی تواند از مصادیق استمرار باشد. و عرف هم انرا غیر قابل تحمل نمی داند با رد تجدیدنظر خواهی دادنامه بدوی را تایید نموده است. سپس براساس فرجامخواهی وکلای زوجه پرونده بدیوانعالی کشور ارسال و باین شعبه ارجاع گردیده است.
لوایح فرجامی تکرار مطالب است. در صورت لزوم هنگام شور قرائت خواهد گردید.
هیأت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید.
پس از قرائت گزارش آقای ج. ق. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده در خصوص دادنامه شماره *فرجامخواسته مشاوره نموده و چنین رأی می دهد.