متن رأی
خانم ل. ج. پ. در تاریخ 1399/7/7 به طرفیت همسرش آقای م. ح. دادخواستی بخواسته صدور حکم بر الزام زوج به طلاق به لحاظ تحقق عسر و حرج بدادگاههای عمومی حقوقی *تقدیم نموده و در توضیح خواسته اعلام کرده است: به استناد سند ازدواج پیوست همسر شرعی و قانونی خوانده است، بالغ بر شش سال است. که عقد نکاح انجام و وظایف ما در مقابل یکدیگر اغاز شده است. فرزند مشترکی نداریم. مدت مدیدی است. که زوج بنای ناسازگاری را گذاشته و به انحای مختلف موجبات ازار و اذیت روحی و جسمی بنده را فراهم نموده و متاسفانه در ارتباطات اجتماعی بسیار شکاک و بدبین است. انقدر ازار و اذیتهای روحی و جسمی خوانده بالا گرفته است. که واقعا ادامه زندگی مشترک برأی اینجانبه با رنج و مشقت فراوان همراه است. ناچارا از سال 1395 تاکنون در خانه پدرم و جدای از زوج به زندگی خود ادامه می دهم و تمامی هزینه های زندگی بنده توسط پدرم تامین و پرداخت می شود. چون ادامه وضع موجب و دوام زوجیت موصوف موجب عسر و حرج شدید بنده شده است. . . . لذا درخواست صدور حکم بر محکومیت زوج به طلاق و ثبت انرا دارم. رسیدگی به شعبه *ارجاع گردیده است.
در جلسه مورخ 99/7/22 دادگاه خاواهان ضمن تکرار خواسته گفته است. خودش مرا از خانه بیرون کرده است.
خوانده گفته است. خودش از خانه بیرون رفت رأی تمکین هم گرفتم ولی ایشان حاضر به تمکین نشده است. من همسرم را دوست دارم. و حاضر نیستم که ایشان را طلاق دهم.
خواهان گفته است. حاضر به تمکین نشده است. من همسرم را دوست دارم. و حاضر نیستم که ایشان را طلاق دهم.
خواهان گفته است. حاضرم در ازای اجرأی صیغه طلاق کلیه حقوق مالی خویش را بذل نمایم خوانده گفته است. خیر من چندین بار دنبال او رفتم ولی پدر و مادرم را بیرون کردند. و حتی چندین بار هم خودم را بیرون کردند. دادگاه قرا ارجاع امر بداوری صادر کرده است. داور زوج اعلام کرده است. باتوجه به شناخت کاملی که از زوجین دارد. و صحبتها و راهنماییهایی که با انان داشته است. آقای م. ح. تمایل به دامه زندگی با زوجه را دارد. ولی زوجه با توجه به محکومیت به تمکین تمایلی نسبت به ادامه زندگی اشتراکی با آقای م. ح. را ندارد. و زوجه هیچگونه دلایل قانونی از خود ارائه نداده داور زوجه اعلام نموده است. تلاشهای اینجانب منجر به سازش نشد. در جلسه مورخ 99/8/17 زوجه گفته است. من 5 سال است. که بلاتکلیف هستم بچه نداریم و کلیه حقوق مالی خویش را بذل می کنم. . . زوج گفته است: من هیچ ایراد واشکالی ندارم. خانواده همسرم از روز اول با من مشکل داشتند و هرچه که همسرم می گوید تحت تاثیر مادرش است. تا شش ماه اول که جدا بودیم به صورت پنهانی نزد من می امد الان هم مادرش به او می گوید طلاق بگیر.
خواهان گفته است. شوهرم بد دل و بدبین هست و حتی دادخواست منع اشتغال داده بود وهیچ جا اجازه نمی داد که من بروم حتی منزل اقوام هم اجازه نیم دهد. شو. هرم می گفت که فقط باید نزد پدر و مادر خودم بیایی و ایشان حدود یکسال با خانواده من قهر بود و مرا جلوی درب خانه پدرم پیاده می کرد و بعد هم جلوی درب مرا به خانه می برد من به هیچ وجه نمی توانم به زندگی مشترک برگردم و در این مدت هم پدر و مادرش را به دنبال من نفرستاد زوج گفته است. پدر و مادرم دنبال او رفتند که اجازه ندادند انها وارد خانه انها شوند. دادگاه ختم رسیدگی را اعلام و بشرح دادنامه شماره 1449مورخ 1399/8/24 با اشاره به عدم تاثیر تلاش و مساعی دادگاه و دوران در اصلاح ذات البین و اشاره به بذل کلیه حقوق مالی در قبال طلاق از سوی زوجه ( خواهان ) و احراز عسر و حرج زوجه خواسته وی را وارد دانسته و مستندا به ماده 1130 قانون مدنی حکم بر الزام زوج به طلاق زوجه با شرأیط مندرج در ذیل دادنامه صادر و اعلام نموده است.
با اعتراض زوج نسبت به این دادنامه شعبه *متکفل رسیدگی شده و به شرح دادنامه فرجامخواسته ضمن رد تجدیدنظر خواهی زوج دادنامه بدوی را تایید نموده است. سپس براساس فرجامخواهی زوج پرونده بدیوانعالی کشور ارسال و جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع گردیده است. فرجامخواه دعوی خواهان را بلادلیل اعلام نموده است.
هیأت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید.
پس از قرائت گزارش آقای ج. ق. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده در خصوص دادنامه شماره 3165 1399/12/11 فرجامخواسته مشاوره نموده و چنین رأی می دهد.