خلاصه جریان پرونده
بر اساس محتویات پرونده خانم ف. خواه با وکالت وکیل مرقوم در تاریخ 1398/10/14 به طرفیت آقای ف.
خوانده دادخواستی به خواسته اثبات زوجیت و الزام به ثبت ان به دادگاههای خانواده اهواز تقدیم نموده است. که جهت رسیدگی به شعبه هفتم ارجاع گردیده است.
وکیل خواهان در توضیح خواسته اعلام نموده است. موکل با حضور شاهد در تاریخ 98/04/27 با جاری شدن عقد شرعی به نکاح دائم خوانده با مهریه 50 عدد سکه تمام بهار ازادی و یک شاخه گل و یک جلد کلام اله مجید درامده است. اما در حال حاضر خوانده رابطه زوجیت را انکار می نماید. . . . لذا با توجه به موارد اشعاری و مستندا به شهادت شهود صدور حکم بر اثبات رابطه زوجیت و الزام خوانده به ثبت ان. . . مورد استدعاست. دادگاه با تعیین وقت رسیدگی طرفین را به دادرسی دعوت نموده است. در جلسه مورخ 1398/11/19 وکیل خواهان خواسته را بشرح خواسته تکرار نموده است. و شرأیطی را بعنوان شرط ضمن العقد ذکر کرده است.
خوانده گفته این کل این ادعا خلاف واقع و دروغ محض است. من همکار این خانم بودم و من مدیر خدمات *بودم و من قبل از اینکه پستم را تحویل بگیرم به کارکنان گفتم نیروهای پیمانکار بروند در بخشی که نیروهای رسمی را جایگزین کنم درب عابر بانک بودم می خواستم پول دربیاورم این خانم رسید به من گفت دو تا بچه دارم. و من را جابجا نکن و من زنم را طلاق داده بودم و امار من را گرفت بعد خانم ح. به من گفت خانه ای برأیم پیدا کن. بعد می امد مرا تهدید می کرد که من ارتباطمان را می گویم. بعد گفت یک ماشین برأیم بخر و من اشنا داشتم و یک 206 برأیش پیدا کردم. بعد گفت من رانندگی بلد نیستم ان را بگذار توی پارکینگ خانه خودت بعد از مدتی به او گفتم یا بیا ماشین را بگیر یا پولش را بگیر بعد من استعفا دادم ولی او تهدید کرد که اگر استعفا بدهی چنین و چنان بعد از مدتی از من شکایت کرد که من پول او را برده ام تبریه شدم چند تا پرونده درست کرد و من تبریه شدم بعد می خواستم ازدواج کنم دیدم از *است.
وکیل خواهان گفته است. دلایلمان بر عقد اقرار خوانده بر اینکه گفت اگر ارتباطی بوده از هر دوی ما بوده و اشتباه کردیم و دیگر مزاحم من نشو.
خوانده گفته است: بله ارتباط عاطفی بود.
وکیل خوانده طی لایحه تقدیمی مورخ 98/11/28 مشخصات دو نفر را بعنوان شهود حاضر در جلسه عقد اعلام نموده است. دادگاه دستور داده است. وقت رسیدگی تعیین گردد. طرفین دعوت شوند خواهان شهودش را حاضر کند. در جلسه مورخ 99/02/07 دادگاه خواهان تاریخ وقوع عقد جزییات موضوع مشخصات شهود، کیفیت دعوت و ورود انان به منزل خوانده مشخصات منزل و نحوه جلوس عاقد و هر یک از شهود را بیان نموده است. نحوه و کیفیت پذیرأیی و ترتیب خروج شهود و عاقد را نیز توضیح داده است.
خوانده گفته است. در ان تاریخ برأی زایمان خواهرش در *بوده است.
خواهان گفته یک نفر از شهود را حاضر کرده و شهود دیگر حاضر نشده اند شاهد حاضر نیز به حضور خود در جلسه عقد و حضور سایر شهود و اجرأی عقد شهادت داده است. و در بیان بعضی جزییات گفته است. بیاد ندارم. قاضی مشاور بعلت عدم ارائه دلایل و کافی عقیده بر صدور حکم بر رد دعوی خواهان اعلام کرده است. دادگاه پس از اعلام ختم رسیدگی بموجب دادنامه شماره 0144 مورخ 1399/02/31 پس از درج مقدمه بشرح زیر اقدام بصدور رأی نموده است: . . . دادگاه از شاهد او اخذ شهات نمود صرف نظر از اینکه در پاسخ به سوالات دادگاه از جزییات موضوع اظهارات وی با اظهارات خواهان اختلاف داشت با لحاظ انکه عدالت وی که شرط قبول شهادت ب
رأی دادگاه
احراز نگردید. دادگاه خواسته وی را قابل اجابت ندانسته و لذا مستندا به ماده 1257 قانون مدنی حکم بر بطلان خواسته وی صادر می نماید. با اعتراض وکیل خواهان نسبت به این دادنامه شعبه *بموجب دادنامه فرجام خواسته ضمن رد تجدیدنظر خواهی دادنامه بدوی را تایید نموده است. سپس بر اساس فرجامخواهی وکیل خواهان بدوی پرونده به دیوان عالی کشور ارسال و به این شعبه ارجاع گردیده است.
هیأت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید.
پس از قرائت گزارش آقای ج. ق. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده در خصوص دادنامه شماره 0729 1399/04/18 فرجام خواسته مشاوره نموده چنین رأی می دهد: رأی شعبه دادنامه صادره از شعبه *بدلیل نقص تحقیقات قابل تایید و ابرام نمی باشد. زیرا خواهان اسامی و مشخصات 4 نفر را بعنوان شاهد به دادگاه اعلام نموده است. در صورت امتناع شهود دادگاه موظف است. با احضاریه رسمی و در صورت استنکاف حتی جلب انان را به دادرسی دعوت نماید. اظهارات شاهد حاضر شده نیز بجز در بعضی جزییات در کلیات موضوع با اظهارات خواهان تطابق دارد. شخص خوانده به وجود ارتباط خود با خوانده ولو تعبیر به ارتباط عاطفی نموده است. اقرار دارد. و توضیحات او در نحوه ارتباط نیز کاشف از ارتباطاتی فراتر از معمول می باشد. بنای علیهذا باستناد بند 5 ماده 371 و شق الف ماده 401 ضمن نقض دادنامه فرجام خواسته رسیدگی مجدد را به دادگاه محترم صادر کننده دادنامه منقوض ارجاع می نماید. پس از اعاده پرونده شعبه *در تاریخ 1399/12/11 جهت رسیدگی تشکیل جلسه داده است.
خواهان ( خانم ز. ح. ) گفته است. در مورخه 97/4/27 ساعت 3 بعد از ظهر در خانه ایشان ( خوانده ) مراسم عقد به صورت عادی جاری شد بنده همکار ایشان بودم من در *کار می کنم ( کارگر خدماتی هستم ) و ایشان مسئول خدمات بود که باهام ارتباط برقرار کرد و درخواست ازدواج به من داد من قبلا ازدواج کرده بودم و دو دختر دارم. عاقد را خودش اورد در خانه خودش صیغه عقد دائم جاری شد و مهریه ام به تعداد 50 سکه تمام بهار ازادی معین گردید. بعد از ان با هم زفاف کردیم در خانه خودش ارتباط زناشویی داشتیم خانه اش در *می باشد. همسایه ها ما را می دیدند که ارتباط داشتیم و دوستانم در جریان هستند. چرا ازدواج رسمی نکردی ج- به ایشان گفتم وی گفت صبر کن تا سال پدرم را بگیریم و مهریه همسر سابق را بدهم عقد توسط یک روحانی سید جاری شد خودش اورده بود او را نمی شناسم خوانده گفته است: قبول ندارم.
که با ایشان ازدواج کردم و هیچ عقدی با ایشان انجام ندادم من در مورخه 97/4/13 به *ابلاغ خوردم و مشغول شدم مدیر خدمات بیمارستان شدم و ایشان کارگر بخش ازمایشگاه بودند در مورخه 97/5/1 ایشان را درب عابر بانک دیدم و قبل از ان ایشان را ندیده بودم س ایا با ایشان ارتباط داشتید؟ ج فقط برأی ماشین 206 به من گفت یک ماشین برأیم بخر به بنگاه دار گفتم ماشین را به ایشان بده که که قرارداد را نوشتند مبلغ 2 میلیون تومان بابت ماشین از خودم کارت کشیدم انهم بخاطر دلسوزی و مبلغ 50 میلیون تومان ایشان کارت کشیدند از من شکایت کرد که پولم راخورده است. چون ماشین پیش من بود و در پارکینگ من بود گفت رانندگی بلد نیستم ماشین پیش من باشد. س چرا بیمه را بنام خودت انجام دادی؟ ج چون ماشین پیش من بود و بیمه اش تمام شده بود بیمه را بنام خودم کردم و ارتباط با ایشان نداشتیم ایشان را خانه نبردم خانه من نیامد فقط برأی ماشین اش پارکینگ من امده است.
خواهان نشانه هایی از بدن خوانده گفته است.
خوانده گفته است. من در بیمارستان نشسته بودم در اتاق بودم که برأی دوستانم تعریف می کردم که خودش هم بود و نشانه کمرم را ازمایش داده بودم به دکتر گفته بودم در این جلسه دو نفر شاهد یک نفر خانم و یک نفر اقا مشاهدات خود را از جلسه جاری شدن عقد توسط یک روحانی سید و میزان مهریه تعیین شده بیان کرده اند. دادگاه ختم رسیدگی را اعلام و بشرح دادنامه شماره 3385 مورخ 1399/12/16 باتوجه به اظهارات خواهان و وکیل وی و نیز اظهارات خوانده در این دادگاه و در جلسه دادگاه بدوی در مورد ارتباط وی با خواهان و اقرار وی به اینکه با خواهان ارتباط عاطفی داشته و با ملاحظه اظهارت شهود در این دادگاه و در دادگاه بدوی در مورد نحوه اجرأی صیغه عقد دائم طرفین و بیان جزییات اجرأی عقد با مهریه 50 سکه و دفاعیات بی وجه خوانده در مورد ارتباط با خواهان و نشانه هایی که خواهان در بدن خوانده بیان نموده است. رابطه زوجیت بین طرفین را محرز دانسته و با نقض دادنامه بدوی حکم به اثبات واقعه ازدواج دائم بین طرفین و الزام خوانده به ثبت ان با مهریه 50 سکه تمام بهار ازادی صادر واعلام نموده است.
سپس براساس فرجامخواهی وکیل خوانده پرونده بدیوانعالی کشور ارسال و جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع گردیده است.
وکیل محکوم علیه اعلام کرده خواهان بینه شرعی در خصوص مدعی به اقامه ننموده است. اقرار خوانده به ارتباط عاطفی اقرار به زوجیت نیست. اعلام نشانه از بدن خوانده نمی تواند دلیل اثبات زوجیت باشد.
هیأت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید.
پس از قرائت گزارش آقای ج. ق. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده در خصوص دادنامه شماره 3385 1399/12/16 فرجامخواسته مشاوره نموده و چنین رأی می دهد.