خلاصه جریان پرونده
حسب محتویات پرونده خانم ف. ش. ف. فرزند ح. در تاریخ 98/7/21 دادخواستی را بطرفیت آقای م. ج. ش. فرزند ع. بخواسته طلاق به درخواست زوجه تقدیم *نموده که بدوا جهت ایجاد صلح و سازش به شعبه 2202 شورأی حل اختلاف ارجاع گردیده است.
خواهان در توضیح خواسته خود اعلام نموده است: در سال 94 به عقد خوانده در امده بعد از دو سال بدلیل عدم پرداخت نفقه و بد رفتاری و خصوصیات اخلاقی ناپسند و غیر قابل تحمل جدای از یکدیگر زندگی می کنیم. باتوجه به کراهت شدید از خوانده و فحاشی و پرخاشگریهای ایشان در عسر و حرج قرار دارم. و با بذل سیزده سکه بهار ازادی از مهری تقاضای صدور حکم طلاق را دارم. ( 14 ) شورأی حل اختلاف بدلیل عدم موفقیت در اصلاح ذات البین پرونده را به مجتمع خانواده شماره یک اعاده نموده و جهت رسیدگی به شعبه *ارجاع شده است. ( 23 ) به حکایت از صفحه 30 پرونده زوج طی اظهار نامه ای به زوجه اعلام نموده است. که باتوجه به اینکه ادامه تحصیل بدون اجازه ایشان صورت گرفته از ادامه ان خودداری نمایند. ( 30 ) وکیل خواهان در لایحه تقدیمی دلایل عسر وحرج زوجه را بشرح ذیل اعلام نموده است: 1- عدم پرداخت نفقه 2- منع ادامه تحصیل 3- توهین و فحاشی4- عدم رعایت مسایل بهداشتی و در نتیجه بیماری مقاربتی زوج که مدارک پزشکی موید ان است. ( 32 الی 34 ) در جلسه 98/9/10 که در وقت مقرر و با حضور وکیل خواهان و شخص خوانده تشکیل گردیده است.
وکیل خواهان اعلام نمود خواسته بشرح لایحه تقدیمی است، مهریه موکل 313 عدد سکه بهار ازادی است. مدت دو سال است. جدا از هم زندگی میکنند بیماری مقاربتی زوجه طبق نظر پزشک معالج از همسرش گرفته شده است.
خوانده در پاسخ اعلام نمود هیچیک از اظهارات وکیل زوجه را قبول ندارم. و بیماری مقاربتی هم ندارم. در مورد منع تحصیل فقط اظهار نامه فرستادم ( 35-36 ) دادگاه قرار ارجاع امر بداوری را صادر و اعلام نموده است. ( 37 ) خانواده زوجه اعلام نمود جلسه ای جهت ایجاد سازش با حضور زوجه وخانواده وی تشکیل گردید. مقرر گردید. زوجه نتیجه نهایی را اعلام نمایند. داور زوج نیز اعلام نمود: نظر اینجانب نسبت به جدایی زوجین منفی میباشد. ( 43-44 ) دو نفر از شهود تعرفه شده از سوی زوجه در دادگاه حاضر و اعلام نمودند زوجین با هم اختلاف دارندومدت کوتاهی با هم زندگی کردند. اما در خصوص علت اختلاف اطلاعی نداریم. ( 47-48 ) طبق نظر پزشک زنان و زایمان که در صفحه 57 پرونده منعکس گردیده است. احتمال دارد. بیماری مقاربتی از سوی زوج به زوجه انتقال داده شده باشد. ( 57 ) دادگاه زوج را به پزشکی قانونی معرفی و پاسخ پزشکی قانونی بشرح ذیل اعلام گردیده است: زوج در حال حاضر ابتلای به بیماری مقاربتی ندارد. ( 62 ) طبق نظر داور زوجه منعکس در صفحه 70 پرونده زوجه حاضر به ادامه زندگی با زوج نیست و طلاق می خواهد.
دادگاه در تاریخ 99/5/28 ختم رسیدگی را اعلام نموده و بشرح ذیل مبادرت بصدور رأی نموده است: . . . مودای گواهی گواهان تعرفه شده بگونه ای نیست که سوی معاشرت و سوی رفتار خوانده را ب
رأی دادگاه
ثابت نماید. لذا موجبات اقناع وجدان قضایی را فراهم ننموده و گواهی پزشکی هم حاکی از عدم ابتلای زوج به بیماری مقاربتی میباشد. لذا باتوجه به فقد دلیل اثباتی مستندا به ماده 1257 قانون مدنی حکم به بطلان دعوی خواهان صادر و اعلام میگردد. ( 75 ) زوجه و وکیل ایشان از رأی صادره تجدیدنظرخواهی نموده و پرونده به دادگاههای تجدیدنظر استان شعبه *ارسال و جهت رسیدگی به شعبه *ارجاع گردیده است. این دادگاه نیز در تاریخ 99/8/26 تشکیل جلسه داده و باتوجه به اینکه تجدیدنظرخواه هیچگونه دلیلی در رابطه با سوی معاشرت زوج و عدم پرداخت نفقه و نیز بیماری مقاربتی وی ارائه ننموده است. ضمن رد اعتراض معترض مستندا بماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه معترض عنه را عینا تایید و ابرام نموده است. ( 91 ) زوجه از رأی صادره فرجامخواهی نموده و در لایحه تقدیمی خود اعلام نموده است. بدلیل کراهت شدید نسبت به زوج حاضر است. 290 عدد سکه طلا بهار ازادی و سایر حقوق مالی همانند نفقه و اجرت المثل و همچنین جهیزیه را بذل نموده و تقاضای صدور حکم طلاق دارد.
( 102 ) پرونده در این راستا به دیوانعالی کشور ارسال و جهت رسیدگی به شعبه پانزدهم دیوان ارجاع گردیده است.
هیأت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید.
پس از قرائت گزارش آقای ح. ح. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده در خصوص دادنامه شماره *مورخ 99/8/24 فرجامخواسته مشاوره نموده و چنین رأی می دهد.