یک قاضی1GHAZI.PRO
@Yek_Ghazii
خانه / آرای قضایی
آرای قضایی

نمونه رای با موضوع: صدور حکم به احراز شرأیط اعمال وکالت در طلاق جهت اجرأی صیغه طلاق خلع به استناد بند 2

🗓 1398/12/04⚖️ یک قاضی
حوزه رأیخانواده
مرحله رسیدگیفرجام‌خواهی
تاریخ رأی1398/12/04
شماره دادنامه2180
شماره پروندهثبت نشده
منبع عنوانعنوان پالایش‌شده
📄

متن رأی

در تاریخ 1398/12/4 آقای م. ن. ب. لت از طرف خانم م. ب. ل. ه. ه به طرفیت آقای د. ت. ن. ا. دادخواستی به خواسته صدور حکم به احراز شرأیط اعمال وکالت در طلاق جهت اجرأی صیغه طلاق خلع به استناد بند 2 از شرأیط ضمن العقد تقدیم و به پیوست دادخواست تصویر چهار فقره دادنامه کیفری و حقوقی متضمن محکومیت زوج به پرداخت دیات معینه بلحاظ ایراد ضرب و جرح عمدی نسبت به زوجه و رد دعوی تمکین زوج در دو مرحله بلحاظ خوف ضرر بدنی برأی زوجه و هم چنین تصویر گواهی سازمان *و رونوشت سند ازدواج را ارائه نموده است. دادخواست مطروح حسب الارجاع در شعبه *ثبت و مورد رسیدگی قرار می گیرد در جلسه رسیدگی مورخ 1399/3/20 که با حضور زوجین و وکیل خواهان تشکیل گردیده وکیل خواهان اظهار داشت خواسته بشرح دادخواست تقدیمی است.

خوانده در طول زندگی مشترک سوی رفتار مستمر داشته و موکل بارها از خوانده کتک خورده و وسایل منزل تخریب شده است. و نهایتا در مرحله پایان که کتک خورده به سازمان *مراجعه و گواهی میگیرد و رأی محکومیت قطعی علیه زوج صادر شده است. و هم چنین دادخواست تمکین زوج با احراز ایراد ضرب عمدی شدید و خوب بدنی برأی زوجه مردود می شود. و خوانده سه بار دعوی تمکین داشته که به همین استناد رد شده است. موکل در این دعوی راجع به حقوق مالی او ادعایی ندارد. و جداگانه طرح دعوی شده یا می شود. و فرزند مشترک دختر سه ساله دارند و 5 مثقال طلا برأی طلاق بذل می نماید.

خوانده اظهار داشت در طول زندگی مشترک مشکلی که منجر به درگیری فیزیکی باشد. نداشته بجز یک مورد درگیری خانوادگی که بین من و خانواده همسر رخ داده است. و در این درگیری هم من و هم همسرم دچار اسیب جسمی گردیده ایم که دیه ان پرداخت شد و بصورت مستمر درگیری رخ نداده است. و تاریخ نزاع طبق نظر سازمان *برأی 96/7/19 می باشد. که بعد از ان تاریخ تا مورخ 96/10/19 که فرزند به دنیا امد به مدت سه ماه زندگی مشترک بعد از درگیری داشتیم که در تاریخ 96/11/1 همسرم توسط خانواده اش به اصرار برأی مراقبت بعد از زایمان به منزل پدری خود رجوع نمودند و دیگر از بازگشت امتناع می نماید. و در پرونده *دعوی تمکین در تاریخ 98/12/22 به دلیل متناسب نبودن منزل رد شد و هم چنین همسرم طبق پیامهایی که کپی ان موجود است. از بنده درخواست رفتن به مشاوره و زندگی مشترک را نمودند در هر صورت بنده خواهان را طلاق نمی دهم.

خواهان اظهار داشت بنده پیام ها را نفرستادم و قبول ندارم. و شاید خودش فرستاده است. و خوانده از هکرهای معروف هستند و یکی از دلایلی که بنده از وی جدا شدم اینستکه خوانده همیشه در خانه بود و مرتب با گوشی تلفن سر و کار داشت و تصاویر و عکس های مستهجن را بررسی می نمود و با توجه به اینکه خوانده در هشت ماهگی بنده را مورد ضرب قرار داد فرزند زودتر به دنیا امد و پس از ترخیص از بیمارستان اجازه نداد بروم منزل پدر و مادرم و مادرم صبح ها می امد و کارها را انجام می داد و البته یک روز من منزل ایشان بودم بنده یک مرتبه او را محکوم نمودم و یک مرتبه هم شکایت کردم و رضایت دادم خوانده مجددا اظهار داشت باید ثابت شود. من هکر هستم و من شاهد دارم. 4 ماه در منزل من بود و من از شکایت تخریب تبریه شدم و ایشان رضایتی نداشت وکیل خواهان اظهار داشت دفاع خوانده بر خلاف ارأی قطعی است. و پیام ها قابل استناد نیست و موکل قبل از زایمان زندگی مشترک داشته ولی به دلیل تعهد خوانده بوده است. و زمانی که سوی رفتار تکرار می شود. موکل حاضر به ادامه زندگی نمی شود.

و تا زمان وضع حمل در منزل خوانده بوده و پس از وضع حمل وسایل منزل را تخریب می نماید. و شهود است. سپس دادگاه قرار استماع شهادت شهود خوانده را صادر نموده و هم چنین جهت ایجاد صلح و سازش بین طرفین قرار ارجاع امر به داوری صادر کرده است. و در جلسه دادرسی مورخ 1399/4/23 دادگاه از سه نفر شاهد معرفی شده از سوی زوجه خواهان که پدر و دایی خواهان و عموی مادر خواهان ( زوجه ) بوده در اوراق 39 الی 42 پرونده استماع گواهی بعمل اورده و سپس خوانده اظهار داشت اظهارات شهود را قبول ندارم. و طی شش ماه زندگی مشترک کلا با خانواده همسرم رابطه مناسب نداشتیم و هیچ فامیلی از انها به منزل ما رفت و امد نداشتند و تنها یک مرتبه درگیری پیدا نموده و دیه را داده ام و استمراری وجود نداشته است.

وکیل زوجه اظهار داشت به اصرار موکل با توجه به اینکه ادعا دارد. بعد از ازدواج متوجه شده زوج در کودکی بیش فعال بوده و چندین بار اقدام به اتش زدن خودرو دایی خود و حبس معلم هایش و پایش را به درخت بسته و خودش را انداخته بود لذا تقاضای ارجاع امر به سازمان *را دارم. سپس دادگاه زوج را جهت بررسی موضوع معنونه در معیت خواهان به سازمان *معرفی نموده است. و هم چنین متعاقبا به درخواست زوج، زوجه را جهت بررسی سلامت روانی وی به سازمان *معرفی نموده است. در نظریه مورخ 1399/8/22 کمیسیون سازمان *اصفهان ( ص 55 ) درباره زوج اعلام شده که نامبرده در حال حاضر روانپریش نیست. اختلال عمده روانپزشکی ندارد. مسایل فیمابین زوجین ناشی از ضعف مهارت های ارتباطی و فقدان تفاهم با یکدیگر می باشد. و هم چنین *طی نظریه مورخ 1399/8/24 ( ص 56 ) درباره زوجه اعلام نموده که نامبرده در حال حاضر اختلال عمده روانپزشکی همراه با علایم روانپریشی ندارد.

داور منتخب زوجه و داور منصوب زوج هر یک نظریه کتبی خود را که حاکی از عدم حصول سازش بین طرفین بوده تقدیم داشته اند سرانجام دادگاه ختم رسیدگی را اعلام و پس از اظهار عقیده قاضی مشاور بموجب دادنامه شماره 2180 مورخ 1399/11/30 پس از ذکر خواسته خواهان و توضیحات وکیل ایشان و مدافعات خوانده و اعلام احراز وجود علقه زوجیت دائم بین طرفین با اعلام اینکه تاریخ اصدار دادنامه های مربوط به محکومیت زوج از بابت توهین و ایراد ضرب و نیز رد دعوی الزام زوجه به تمکین مربوط به دو سال قبل بوده و با توجه به مفاد بند 2 از شروط ضمن عقد و قیود مصرح در ان و اینکه تشخیص عنوان کلی سوی رفتار و سوی معاشرت مقصود در سند نکاحیه با لحاظ اینکه طرفین از افراد جامعه کنونی و عرف حاضر می باشند امری عرفی تلقی و باید در نزد عقلا و در نزد عرف اعمال و رفتار حکایت از سوی رفتار و سوی معاشرت و هم چنین برأی نوع وی غیرقابل تحمل باشد. و با توجه به اینکه استمراری در بین نبوده و برأی سالهای گذشته می باشد. و از سویی طرح دعوی حاضر پس از دو سال از اصدار دادنامه کیفری می باشد.

لذا تحقق شرط استنادی را منتفی تشخیص و بلحاظ عدم احراز تحقق شرط استنادی و منتفی بودن موضوع اعمال وکالت ناشی از ان و خروج موضوع از شمول ماده 1119 قانون مدنی بلحاظ نظریه قاضی مشاور حکم بر بطلان دعوی خواهان صادر نموده است. پس از ابلاغ رأی صادره وکیل خواهان ( زوجه ) در مهلت قانونی نسبت به ان تجدیدنظرخواهی نموده که پس از طی تشریفات قانونی و وصول پرونده بمرجع تجدیدنظر *وضوع رسیدگی و طی دادنامه شماره *مورخ 1400/1/24 با اعلام اینکه از سال 97 تاکنون دلیلی بر سوی رفتار از سوی زوجه ارائه نگردیده و شرط دوم از شروط ضمن عقد نکاح ناظر بر سوی رفتار مستمر می باشد. در حدی که ادامه زندگی مشترک را غیرممکن سازد لذا اعتراض وکیل تجدیدنظرخواه را غیرموجه و دادنامه تجدیدنظرخواسته را فاقد ایراد و اشکال موثر قانونی تشخیص و باستناد ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی ضمن رد اعتراض معترض دادنامه تجدیدنظرخواسته را تایید نموده است.

وکیل زوجه پس از ابلاغ دادنامه اخیرالذکر در مهلت قانونی با تقدیم دادخواست نسبت به ان فرجام‌خواهی نموده که پس از تبادل لایحه و وصول پرونده به دیوان عالی کشور جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع گردیده است. دادخواست فرجامی و لایحه جوابیه به هنگام شور قرائت می گردد.

هیأت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید.

پس از قرائت گزارش آقای ح. ع. ع. ممیز و ملاحظه اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رأی می دهد:

📄 این مطلب گردآوری و در «یک قاضی» بازنشر شده است.مشاهدهٔ منبعِ اصلی ↗
این مطلب را در تلگرام دنبال کنید
کانال @Yek_Ghazii — انتشارِ لحظه‌ایِ مطالب حقوقی
عضویت
این مطلب را در توییتر (ایکس) دنبال کنید
ما را در ایکس دنبال کنید — انتشارِ لحظه‌ایِ مطالب حقوقی
دنبال کنید