خلاصه جریان پرونده
آقای ن. گ. در تاریخ 1399/10/2 به طرفیت همسرش خانم م. م. ل. دادخواستی بخواسته صدور گواهی عدم امکان سازش به مجتمع *ارائه نموده است. که جهت رسیدگی به شعبه *ارجاع گردیده است. در جلسه مورخ 99/10/17 دادگاه خواهان پس از توضیح خواسته گفته است: حاضرم حقوق مالی ایشان را اعم از مهریه، اجرت المثل یا نحله طبق نظر دادگاه پرداخت کنم و ایشان و من نصف اموال را امضا نکرده ایم.
خوانده ضمن مخالفت با طلاق گفته است. زوج می بایست حقوق مالی وی را نقدا پرداخت و چون مهریه اش 14 سکه طلا تمام بهار ازادی است. از دادگاه خواسته است. نحله ای معین کند که بتواند با ان زندگی را ادامه دهد. جهیزیه و نفقه در صورت استحقاق جداگانه اقدام می نمایم دادگاه قرار ارجاع امر بداوری صادر کرده است. داور زوج نظر به صدور حکم طلاق اعلام کرده است. داور زوجه اعلام کرده است. نامبردگان البته به اصرار زوج نمی توانند ادامه زندگی دهند ولی زوجه بخاطر 35 سال زندگی و وجود بچه ها داماد و نوه اصراری به طلاق ندارد. دادگاه ختم رسیدگی را اعلام و بشرح دادنامه شماره 1838 مورخ 1399/10/30 با استناد به قاعده فقهی الطلاق بید من اخذ بالساق و ماده1133 قانون مدنی و مواد 24 و 26 و 29 و 34 قانون حمایت خانواده به زوج اجازه داده است. با پرداخت مهریه مندرج در سند نکاحیه و پرداخت مبلغ نهصد میلیون تومان بابت نحله با مراجعه به یکی از دفاتر رسمی طلاق همسر خود را مطلقه نماید. زوج در خصوص محکومیت خود به پرداخت نحله نسبت با این دادنامه تجدیدنظر خواهی نموده است.
شعبه شصتم دادگاه تجدیدنظر استان شعبه *که به موجب دادنامه شماره 3781 مورخ 1399/12/16 باغیر متعارف اعلام کردن نحله تعیین و اصلاح مبلغ ان به سیصد میلیون تومان ضمن رد تجدیدنظر خواهی دادنامه تجدیدنظر خواسته را تایید نموده است. سپس براساس فرجامخواهی هر دو نفر زوج و زوجه پرونده بدیوانعالی کشور ارسال و به این شعبه ارجاع گردیده است.
هیأت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید.
پس از قرائت گزارش آقای ج. ق. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده در خصوص دادنامه شماره3781 1399/12/16 فرجامخواسته مشاوره نموده و چنین رأی می دهد.