خلاصه جریان پرونده
در این پرونده آقای ح. ا. به وکالت از س. س. در مورخه 97/10/25 با تقدیم دادخواست به خواسته صدور حکم طلاق به علت تخلف زوج از شرأیط ضمن عقد و عدم پرداخت نفقه به طرفیت آقای ا. ی. طرح دعوی نموده و اعلام کرده موکل در 90/11/7 با خوانده با 112 سکه مهریه ازدواج نموده است. پیوست دادخواست 1- دادنامه مورخه 96/11/21 شعبه اول دادگاه شهرستان زاوه که به موجب ان زوج به پرداخت نفقه جاریه زوجه محکوم شده است. که طی دادنامه مورخه 97/1/23 شعبه *قطعیت یافته است. 2- مطابق گزارش اصلاحی مورخه 97/5/17 شعبه *نیز مقرر شده زوج نفقه فرزند را از 97/1/1 پرداخت نماید. گزارش سازمان *11 ص 19 حاکیست که خانم س. س. در 96/5/3 به سازمان *مراجعه و اعلام کرده همسرش او را در *از منزل بیرون و رها نموده و دختر 4 ساله را از وی گرفته و طلاهای شخصی و گوشی همراه و لباسهای شخصی وی را نیز نداده و با فحاشی به او و پدر و مادرش از خانه بیرون کرده است. و صورتجلسه نیروی انتظامی ص 20 پرونده در *حاکیست که خانم س. به سازمان *مراجعه و اعلام کرده طبق حکم تمکین قرار شده با شوهرش زندگی کند.
لیکن بعد از خروج از دادگاه او و فرزند ش را از خودرو پیاده و رها نموده است. به موجب دادنامه مورخه 97/5/1 شعبه *قرار رد دعوی آقای ا. ی. دائر بر تمکین زوجه صادر شده است. دادگاه ( شعبه *) در 97/11/6 تشکیل جلسه داده است.
وکیل خواهان با اشاره به صدور حکم نفقه و عدم پرداخت ان که بیش از شش ماه است. شرط را محقق دانسته است.
خوانده گفته طبق اجرأییه *در 97/7/4 مبلغ 54/170/000 ریال را به دادگاه واریز نمودم و بعد از ان هر ماه 4/500/000 ریال بابت نفقه خانم و نفقه فرزند را ماهیانه 1/500/000 ریال پرداخت کردم. اما ایشان تمکین نداشته است. دادگاه قرار ارجاع به داوری صادر نموده است. داور زوجه بشرح برگ 38 پرونده نظر به عدم سازش و جدایی داده است. داور زوج اعلام کرده زوجه باید تمکین نماید. شعبه *به موجب دادنامه شماره 1243 مورخه 97/11/9 با عدم تحقق تخلف از شرط حکم بر بطلان دعوی زوجه صادر نموده است. آقای ح. ا. به وکالت از س. س. نسبت به دادنامه اعتراض نموده است. شعبه *در مورخه 98/3/19 تشکیل جلسه داده است. و صرفا گزارشی از پرونده تهیه نموده و با ختم دادرسی به موجب دادنامه شماره *مورخه 98/3/25 دادنامه بدوی را تایید نموده است، آقای ح. ا. به وکالت از س. س. نسبت به دادنامه اعتراض و فرجامخواهی نموده که متن کامل لایحه تقدیمی ایشان و پاسخ فرجامخوانده در زمان شور قرائت می گردد.
هیأت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردیده پس از قرائت گزارش آقای س. م. ت. عضوممیز و ملاحظه اوراق پرونده در خصوص دادنامه شماره 00 */3/25 فرجام خواسته مشاوره نموده چنین رأی می دهد: رأی شعبه فرجامخواهی خانم س. س. س. با وکالت ح. ا. نسبت به دادنامه شماره *مورخه 98/3/25 صادره از خخ. که به موجب ان با تایید دادنامه بدوی صادره از شعبه *حکم بر بطلان دعوی فرجامخواه صادر گردیده وارد و موجه میباشد. زیرا 1- وکیل فرجامخواه در لایحه تقدیمی ( ص 21 ) اولین جلسه دادرسی دادگاه بدوی عسر و حرج موکل را نیز مورد خواسته قرار داده است. و در اعتراض به دادنامه بدوی ( ص 47 ) و فرجامخواهی به عدم رسیدگی به عسر و حرج اعتراض نموده است. 2- زوج به پرداخت نفقه زوجه و فرزند محکوم گردیده و پس از صدور اجرأییه مدتها بعد با الزام اقدام به پرداخت نفقه نموده است. اگرچه ممکن است. از جهت تحقق شرط ضمن عقد این موضوع قابل دفاع باشد. لیکن قطعا زوجه را که باید برأی دریافت نفقه به محاکم مراجعه و پس از مدتها حکم قطعی دریافت نموده و پس از اجرأییه و الزام زوج نفقه گذشته خود را دریافت نماید. ایشان را دچار عسر و حرج شدید می نماید.
3- صورتجلسه مورخه 97/6/3 ( ص 20 ) نیروی انتظامی حکایت از این دارد. که زوجه برأی اجرأی حکم تمکین اقدام نموده لیکن همسرش او و فرزند ش را از خودرو پیاده و رها نموده است. 4 – نظریه داوران تعیین شده حکایت از عدم سازش زوجین برأی ادامه زندگی مشترک دارد. لیکن دادگاه موظف بوده مطابق ماده 27 قانون حمایت خانواده در رد نظریه داوران مستدلا اعلام نظر نماید. که دادنامه از این جهت نیز دچار نقص است. لذا با توجه به مراتب ذکر شده و نقایص اعلامی و ضرورت رسیدگی به دعوی عسر و حرج فرجامخواه که در مرحله بدوی نیز از ان غفلت شده مستندا به بند 5 ماده 371 و بند الف ماده 401 قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه فرجامخواسته را نقض و پرونده جهت رسیدگی مجدد به دادگاه صادر کننده رأی منقوض ارجاع می گردد. / با نقض دادنامه و اعاده پرونده دادگاه تجدیدنظر پرونده جهت اظهار نظر دادگاه بدوی در خصوص عسر و حرج زوجه به دادگاه مذکور ارسال نموده است. شعبه *در 99/4/14 تشکیل جلسه داده است.
وکیل خواهان گفته خواسته به شرح دادخواست می باشد. و لوایح نیز در پرونده ارائه شده است. موکله برأی دریافت نفقه جاریه خود و فرزند مجبور شده به محاکم مراجعه نماید. و پس از دریافت حکم قطعی و صدور اجرأییه و الزام زوج هم موفق به دریافت نشده و موکل دچار عسر و حرج شدید بوده موکل برأی اجرأی حکم تمکین اقدام نموده لیکن زوج از پذیرش وی امتناع نموده و بیش از سه سال است. در منزل پدرش زندگی می کند. زوجه گفته به لحاظ عسر و حرج سه سال است. جدا زندگی می کنیم. ایشان گفتند تو را دوست ندارم. نفقه را بعد از دو مرتبه حکم جلب پرداخت کرد. بعد از اجرأی حکم تمکین و رفتن به منزل مشترک بعد از 5 دقیقه شروع به فحاشی کرد. بعد من و دخترم را از ماشین پرت کرد به بیرون. زوج پاسخ داده: قبول ندارم. اصلا ماشینی در کار نبوده مامور اجرأی احکام ایشان را به منزل برد و من رفتم دعوی تمکین را مسترد کردم برگشتم نبود. مجددا دعوی تمکین مطرح شد که حکم صادر شده و قطعی نشده است. حاضر به تمکین نیست.
وکیل خواهان گفته بعد از رأی دیوان ایشان رفته درخواست تمکین داده که صوری است. دادگاه به موجب دادنامه شماره *مورخه 99/5/15 با رأی تکمیلی بدون هر گونه استدلالی حکم به رد دعوی عسر و حرج صادر نموده است. آقای ح. ا. به و کالت از س. س. نسبت به دادنامه اعتراض نموده است. و شعبه *به موجب دادنامه شماره *مورخه 99/6/24 دادنامه بدوی را از جهت رد دعوی عسر و حرج تایید نموده است. آقای ح. ا. به وکالت از س. س. از دادنامه فرجامخواهی نموده که متن لایحه تقدیمی ایشان و پاسخ فرجامخوانده در زمان شور قرائت می گردد.
هیأت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید.
پس از قرائت گزارش آقای س. ت. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده در خصوص دادنامه شماره *99/6/24 فرجامخواسته مشاوره نموده چنین رأی می دهد: رأی شعبه فرجامخواهی آقای ح. ا. به وکالت از س. س. س. نسبت به دادنامه شماره *مورخه 99/6/24 صادره از خخ. که به موجب ان با تایید دادنامه بدوی صادره از شعبه *حکم به رد دعوی فرجامخواه از جهت درخواست صدور حکم طلاق به لحاظ عسر و حرج صادر گردیده وارد و موجه میباشد. زیرا اولا زوجین بیش از سه سال است. که مفارقت جسمانی دارند و زوجه با فرزند مشترک در منزل پدرش زندگی می نماید. ثانیا اینکه زوج در زمان مفارقت جسمانی نه دعوی تمکین داشته و نه نفقه همسر و فرزند را پرداخت نموده و زوجه مجبور شده برأی دریافت نفقه خود و فرزند به محاکم مراجعه و زوج را محکوم به پرداخت نفقه نماید. پس از صدور اجرأییه و حکم جلب زوجه موفق شده نفقه معوقه خود و فرزند ش را دریافت نماید. قطعا برأی زوجه مفارقت جسمانی چندساله با فرزند و دریافت نفقه خود با الزام زوج توسط محاکم ایشان را دچار عسر و حرج می نماید.
ثالثا اینکه بعد از محکومیت زوج به پرداخت نفقه درخواست تمکین نموده زوجه اماده تمکین و به منزل زوج رفته است. لیکن متعاقبا زوج ایشان و فرزند ش را رها نموده است. صورتجلسه مورخه 97/6/3 ص 20 پرونده توسط نیروی انتظامی تهیه شده در تایید ادعای زوجه می باشد. رابعا اینکه داوران نیز نظر بر عدم امکان سازش زوجین داده اند و دادگاههای بدوی و تجدیدنظر علیرغم تذکر در دادنامه قبلی در راستای ماده 27 قانون حمایت خانواده هیچگونه استدلالی در رد نظریه داوران نداشته اند مفاد دادنامه بدوی و تجدیدنظر فاقد هر گونه استدلالی در رد ذکر شده که در لوایح تقدیمی وکیل فرجامخواه امده می باشد. لذا با استناد به بند2 ماده 371 و بند ج ماده 401 قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه فرجامخواسته را نقض و پرونده را جهت رسیدگی مجدد به دادگاه همعرض دادگاه صادر کننده رأی منقوض ارجاع می نماید. با نقض دادنامه و ارجاع به شعبه همعرض شعبه *در مورخه 99/12/12 تشکیل جلسه داده است. زوجه اظهارداشته در سال 89 عقد کردیم در سال 91 زندگی مشترک تشکیل شد، 5 سال زندگی داشتیم و سه سال است. جدا زندگی می کنیم و یک فرزند 7 ساله داریم.
زمانیکه که با هم بودیم هم نفقه نمی داد بد دهنی میکرد. یک روز گفت من از تو متنفر هستم. و مرا از منزل بیرون کرد. من به سازمان *رفتم و اطلاع دادم. که شوهرم مرا بیرون کرده سازمان *صورتجلسه کرد و به شوهرم زنگ زد جواب نداد خودم برگشتم منزل مشترک کسی در را باز نکرد بعد رفتم منزل پدرم. افرادی واسطه شدند اشتی بشود. شوهرم نپذیرفت مجبور شدم تقاضای نفقه کردم. محکوم شد و اجرأییه صادر شد جلب گرفتم. بعد از جلب یکسال بعد نفقه را پرداخت کرد. الان هم حاضرم زندگی کنم. ولی فحاشی می کند و زندگی سخت است. سال 97 اجرأی احکام به من زنگ زد که برو زندگی کن من رفتم و دخترم همراهم بود با شوهرم سوار ماشین شدیم که به منزل برویم. 4 یا 5 کیلومتر که رد شدیم مرا با دخترم بیرون انداخت و من به دادگاه و اجرأی احکام رفتم و جریان را گفتم به سازمان *هم رفتم. سازمان *هم به اجرأی احکام زنگ زد. و مجبور شدم به منزل پدرم بروم. خیلی مرا اذیت می کند زوج پاسخ داده: در سال 96 منزل مشترک را ترک نموده عروسی خواهرم بوده گفت سرویس طلا می خواهم گفتم ندارم. گفت چرا برادرت خریده است. خیلی فحاشی می کرد بد زبان بود.
خودش را لخت کرد گفت اگر طلا نخری جلوی مردم با همین وضعیت ابروی ترا می برم. رفتم منزل برادرم دو سه روز گذشته وقتی برگشتم دیدم منزل نیست و رفته منزل پدرش اینکه می گوید در زمان اختلاف برگشته مورد قبول نیست. نفقه را بعد از اجرأییه پرداختم. بعد درخواست تمکین دادم. گفت تمکین می کنم پرونده مختومه شد و حکم صادر نشد با هم و مامور رفتیم منزل وخانم داخل امد گفت برو دادخواست تمکین را مسترد کن وقتی برگشتم نبود. به دادگاه مراجعه کردم. با خانم تماس گرفتم جواب نداد. گزارش سازمان *97/6/30 است. واسترداد تمکین 97/5/1 بوده والان حاضرم با خانم زندگی کنم منزل دارم.
وکیل زوجه محکومیت زوج به پرداخت نفقه و بیرون انداختن زوجه را دلیل عسر و حرج اعلام نموده است. و اینکه سه سال است. زوجه جدا زندگی می کند. شعبه *به موجب دادنامه شماره *99/12/14 عسر و حرج را محقق ندانسته و دادنامه بدوی را تایید و رأی اصراری صادر نموده است. آقای ح. ا. به وکالت از زوجه فرجامخواهی نموده و مجددا به محکومیت زوج به پرداخت نفقه زوجه و فرزند مشترک و پرداخت ان بعد از صدور حکم جلب و صورتجلسه نیروی انتظامی در مورخه 96/5/30 و *که زوجه مراجعه نموده و اظهار داشته همسرش او را از منزل و اتوموبیل بیرون انداخته و مفارقت جسمانی سه ساله زوجین اشاره و نقض دادنامه را خواسته است. فرجامخوانده نیز در لایحه خود به عدم تمکین زوجه و پرداخت نفقه بعد از اجرأییه اشاره نموده و اعلام کرده گزارشات سازمان *را قبول ندارد. که متن کامل لوایح ایشان در زمان شور قرائت می گردد.
هیأت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید.
پس از قرائت گزارش آقای س. م. ت. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده در خصوص دادنامه شماره 00 */12/14 فرجامخواسته مشاوره نموده و چنین رأی می دهد.