خلاصه جریان پرونده
به حکایت محتویات پرونده خانم م. ت. در تاریخ 1399/2/16 به طرفیت آقای ک. پ. دادخواستی بخواسته طلاق بدلیل عسر وحرج و جدایی بیش از 3 سال و کراهت زوجه بدادگستری *تقدیم و توضیح داده است. که طبق سند نکاحیه پیوستی همسر شرعی و قانونی خوانده بوده و به مدت بیش از 17 سال زندگی مشترک داشته اند و حاصل زندگی مشترکمان فرزند دختری بود که براثر اختلافات شدید که بیشتر از سوی خوانده صورت می گرفت از خود سلب حیات کرد و همین امر باعث تنفر زوجین از یکدیگر شد. لذا باتوجه به اینکه مدت بیش از 3 سال است. که جدا از هم زندگی می کنیم و نامبرده از پرداخت نفقه و دیگر حقوق مالی اینجانب خودداری می کند و بعد از 3 سال تقاضای تقسیط نفقه نموده و قصد دارد. بصورت قسطی پرداخت نماید. لذا 10 عدد سکه، نحله واجرت المثل ایام زوجیت را پس از هفده سال زندگی مشترک بذل می نمایم. رسیدگی به شعبه *غرب ارجاع گردیده است. در جلسه مورخ 1399/2/31 وکیل خواهان خواسته را تکرار کرده و گفته است. حسب اظهارات موکل همسرشان داروهای روانگردان مصرف می کند ضمن اینکه چند مورد رأی تمکین صادر گردیده است. که هر بار موکل حاضر به تمکین بوده است.
اما شرأیط تمکین وجود نداشته است. البته رأی در خصوص نفقه و مهریه صادر شده است. که نفقه را پرداخت می کند. زوجه گفته است. 10 سکه از مهریه نفقه و نحله واجرت المثل را در قبال طلاق بذل می کنم نیز جهیزیه خود را بذل میکنم زوج در مقام دفاع گفته است. بنده به هیچوجه داروی روانگردان مصرف نمی کنم و هیچگونه بیماری روانی نیز ندارم. این خانم جهیزیه را بدون اذن دادگاه برده است. و به همین منظور شرأیط تمکین فراهم نشده است. که در واقع 3 برابر سند نکاحیه برده است. و بعد از فوت دخترم جدای از یکدیگر زندگی می کنیم. دادگاه پس از استماع مجدد اظهارات طرفین در جلسه مورخ 1399/5/5 قرار ارجاع امر به داوری صادر کرده است. داور زوجه با اشاره به مشاهدات خود در خصوص مشکلات زوجین ادامه زندگی برأی زوجه با زوج را غیر قابل اجرا دانسته و پیشنهاد طلاق اعلام کرده است. بدلیل عدم اعلام نظر داور زوج از طرف او دادگاه انتخاب داور نموده است. که داور مذکور با اعلام عدم دسترسی به زوج صرفا اظهارات وخواسته زوجه را منعکس نموده است. زوجه با تقدیم لایحه میزان بذل مهریه را به 74 عدد سکه افزایش داده است.
قاضی مشاور دادگاه خانواده صدور حکم طلاق زوجه را پیشنهاد کرده است. دادگاه پس از اعلام ختم رسیدگی به شرح دادنامه شماره 0854 مورخ 1399/6/31 پس از درج مقدمه و خلاصه پرونده توجها به نظریه داوران که حکایت از عدم توفیق و سازش داشته و مثمر ثمر نبودن تلاش و مساعی دادگاه در جهت سازش میان زوجین و باتوجه به نظر قاضی مشاور که موافق با نظر حاکم دادگاه بوده عسر و حرج زوجه را محرز دانسته و باستناد مواد 1130 قانون مدنی 24 تا 33 قانون حمایت خانواده حکم به الزام به مطلقه نمودن زوجه خود بنام م. ت. با شرأیط مندرج در ذیل دادنامه صادر نموده است. با تجدیدنظر خواهی وکیل زوج شعبه هیجدهم دادگاه تجدیدنظر استان *متکفل رسیدگی به پرونده گردیده است. این با عنایت به فلسفه داوری دائر تشکیل جلسات مشترک جهت سازش با صدور مجدد قرار ارجاع به داوری به وکیل زوج ابلاغ کرده تا نسبت به معرفی داور از طرف زوج اقدام نمایند. داور زوج عدم رضایت وی به طلاق همسرش را اعلام کرده است. داور زوجه مجددا ادامه زندگی را برأی زوجه غیر ممکن دانسته و پیشنهاد طلاق اعلام نموده است.
دادگاه ختم رسیدگی را اعلام و بموجب دادنامه شماره 1290 مورخ 1399/11/8 با اشاره به محکومیت زوجه به تمکین و حاضر به تمکین نشدن او و اینکه نفقه زوجه طبق گزارش اصلاحی در حال پرداخت است. و عدم قبول بذل قسمتی از مهریه از سوی زوج موجبات عسر و حرج زوجه را فراهم تشخیص نداده با نقض دادنامه بدوی حکم به بطلان دعوی خواهان بدوی صادر نموده است. سپس براساس فرجامخواهی زوجه پرونده بدیوانعالی کشور ارسال و جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع گردیده است.
هیأت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید.
پس از قرائت گزارش آقای ج. ق. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده در خصوص دادنامه شماره*فرجامخواسته مشاوره نموده و چنین رأی می دهد.