متن رأی
در این پرونده خانم ر. د. با وکالت گ. ا. ط. اصل دادخواست طلاق به طرفیت آقای ع. د. ح. خ. تقدیم شعبه *نموده و اظهار داشته در تاریخ 83/12/15 با خوانده ازدواج نمودم خوانده اعتیاد شدید به مواد مخدر دارد. در 20 بهمن ماه 97 زوج مرا از منزل اخراج نموده و در منزل پدرم فرزند مشترک دختر 13 ساله زندگی می کند و تمامی مخارج زندگی من و فرزند مشترک را پدرم می دهد در این مدت در بلاتکلیفی بسر می برم به نحوی که ادامه زندگی مشترک با وی غیرممکن و با مشقت می باشد. از دادگاه باستناد ماده 1129 و 1130 قانون مدنی تقاضای طلاق نموده است. دادگاه در تاریخ 99/5/5 تشکیل جلسه داده و طرفین را جهت رسیدگی دعوت نموده است.
وکیل خواهان درخواست موکله را بشرح دادخواست تقدیمی بازگو نموده و از دادگاه به دلیل عسر و حرج موکله تقاضای طلاق دارد.
خوانده اظهار داشته نفقه زوجه را طبق رسید به مبلغ پنج میلیون و ششصد هزار تومان در تاریخ 99/5/5 پرداخت کرده ام هیچ گونه اعتیادی ندارم. دادگاه وضعیت محکومیت زوج نسبت به نفقه را از شورأی حل اختلاف استعلام نموده و دستور معرفی زوج به پزشکی قانونی جهت ازمایش اعتیاد صادر کرده و دستور انجام تحقیقات محلی را در مورد صحت و سقم اعتیاد زوج صادر نموده است. مرجع انتظامی گزارش نتیجه تحقیقات محلی را ارائه نموده و نتیجه تحقیقات دلالت بر صحت ادعای زوجه دارد. نتیجه ازمایش اعتیاد پزشکی منفی اعلام گردیده است. دادگاه قرار داوری صادر نموده و نظریه داوران را جلب کرده است.
وکیل زوجه طی لایحه مورخ 99/6/2 اعلام نموده جمع محکومیت نفقه زوج 81256006 ریال بوده که زوج 56000000 ریال از انرا پرداخت نموده است. دادگاه مجددا زوج را جهت ازمایش اعتیاد با روشهای دقیق تر به پزشکی قانونی معرفی نموده است. که امکان پذیر در ان مرکز نبوده است. تصویر رأی مردود اعلام شدن دادخواست الزام زوجه به تمکین پیوست پرونده می باشد. زوجه پدر و مادر و فرزند مشترک را جهت استماع شهادت انان به دادگاه معرفی نموده که دادگاه برابر صورت جلسه مورخ 99/8/17 استماع شهادت نموده و شاهدان ادعای اعتیاد زوج به مواد مخدر و اختلاف زوجین را تایید کرده اند درنهایت دادگاه در تاریخ 99/10/7 مبادرت به صدور رأی به طلاق بلحاظ احراز عسر و حرج زوجه و احراز شرأیط اعمال وکالت در طلاق نموده است. زوجه از کل مهریه صد و هشتاد میلیون تومان بیست میلیون را دریافت می دارد. و مابقی را در قبال طلاق بذل نموده است. سپس زوج بشرح لایحه خود که عمدتا تکرار مطالب و اظهارات خود در فرأیند دادرسی است.
نسبت به رأی صادره مذکور دادخواست تجدیدنظرخواهی تقدیم داشته که پرونده جهت رسیدگی به شعبه *ارجاع شده و دادگاه مذکور نیز در تاریخ 99/12/9 مبادرت به صدور رأی به تایید دادنامه تجدیدنظرخواسته نموده است. متعاقب ان زوج نسبت به رأی صادره مذکور معترض است. و از دیوان عالی کشور تقاضای فرجامخواهی نموده که پرونده جهت رسیدگی به شعبه *ارجاع شده و مطرح رسیدگی می باشد.
هیأت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید.
پس از قرائت گزارش آقای ح. م. ه. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده در خصوص دادنامه شماره *فرجام خواسته مشاوره نموده چنین رأی می دهد: