خلاصه جریان پرونده
خانم ج. ص. در تاریخ 98/10/14 به شرح دادخواست تقدیمی دعوی به طرفیت آقای م. ز. بخواسته طلاق مطرح و اختصارا چنین توضیح داده اند اینجانب وفق سند ازدواج پیوستی در مورخه 91/5/14 به عقد دایم خوانده درامده ام لیکن نامبرده از ابتدای امر بنای ناسازگاری گذاشته و موجبات تلخ نمودن ایام زندگی مشترک را فراهم نموده و در اقدامی یک جانبه اقدام به ترک زندگی مشترک نموده است. وفق دادنامه صادره از شعبه 112 دادگاه کیفری دو اصفهان که به تایید شعبه 29 دادگاه تجدیدنظر استان نیز رسیده خوانده محکوم به تحمل حبس از باب جرم ترک انفاق گردیده است. لذا مستندا به بندهای 1 و 2 و 4 و 8 و 9 شروط مندرج در سند نکاحیه و به دلیل عسر و حرج تقاضای صدور حکم مبنی بر طلاق را دارم. ص 13 پرونده به شعبه اول دادگاه خانواده اصفهان ارجاع می گردد. جلسه دادرسی در تاریخ 98/10/23 با حضور خواهان و وکیل خوانده تشکیل که بدوا خواهان اظهار نموده است. خواسته به شرح دادخواست تقدیمی است.
و در سال 93 عروسی گرفته و زندگی مشترک را شروع نموده فقط مدت 35 روز با هم زندگی کردیم سر ناسازگاری را گذاشت با هم رفته بودیم یک مهمانی مرا در ان مهمانی گذاشت و رفت دنبال من نیامد من خودم برگشتم رفتم درب منزل ایشان مرا راه نداد گفت من زن نمی خواهم پدرش هم گفت من عروس نمی خواهم شاهد دارم.
وکیل خوانده در پاسخ اعلام نموده در مورد استنکاف از پرداخت نفقه علیرغم صدور حکم تمکین و قطعیت ان زوجه از تمکین از شوهرش امتناع نموده اما موکل کل نفقه را پرداخت نموده است. که فیش انرا ارأیه می دهم در مورد سویمعاشرت دلیل ارأیه نشده است. در مورد جنون موکل بیمار نمی باشد. و حاضر به معرفی پزشکی قانونی است. و در مورد بند 8 خواهان خود منزل مشترک را ترک نموده است. و اقدام به بردن جهیزیه خود نموده اند ص 18 – 17 قرار ارجاع امر به داوری صادر شده است. در ضمن زوج به پزشکی قانونی معرفی گردیده است. و ارجاع موضوع به مشاوره خانواده نیز نتیجه ای در بر نداشته ص 28 در جلسه مورخه 98/11/6 از شهود تعرفه شده خواهان با حضور خواهان و خوانده تحقیق و اظهارات انان در صورتجلسه منعکس گردیده است. که بموجب ان ادعای زوجه را تایید نموده اند نظریه پزشکی قانونی واصل و بموجب ان اعلام گردیده از م. ز. معاینه روانپزشکی بعمل امده و سوابق پزشکی موجود نیز ملاحظه گردید. در حال حاضر اختلال عمده روانی همراه با روانپریشی ندارد.
در ارزیابی شخصیتی علایمی از قبیل سخت گیری – انعطاف ناپذیری – تمایل زیاد به کنترل اطرافیان و بی اعتمادی دارد. این علایم اگرچه در زندگی مشترک ایجاد اشکال کرده ولی در حدی نبوده که زندگی را برأی زوجه غیر قابل تحمل نموده باشد. ص 51 داوران تعرفه و نظریه انان اخذ گردیده ص 55 – 50. جلسه بعدی دادرسی در تاریخ 99/4/10 با حضور طرفین تشکیل که پس از استماع اظهارات خواهان که تکرار مطالب سابق بوده خوانده اظهار داشته به هیچ وجه حاضر به طلاق نیستم سپس وکیل خوانده بیان نموده ( چنانچه خواهان کل مهریه و دو دانگ منزل مسکونی را ببخشد و سکه هایی را که گرفته است. برگرداند موکل حاضر به طلاق خواهان خواهد بود ) زوجه در ادامه اضافه نموده با توجه به کراهتی که از شوهرم دارم. حاضرم به غیر از سیزده عدد سکه بهار ازادی که گرفته ام همه مهریه ام را بذل کنم و دو دانگ منزل مسکونی را نیز مسترد می نمایم ص 59. . . . مجددا جلسه دادرسی در تاریخ 99/5/5 با حضور طرفین تشکیل خواهان اظهار نموده به توافق نرسیدیم حاضر به انصراف از خواسته خود نیستم و با توجه به کراهتی که از شوهرم دارم. حاضرم منزل مسکونی که در مهریه من است.
به نام من سند رسمی خورده است. به خوانده برگردانم و 110 مثقال طلای مهریه خودم را بذل می کنم و دویست عدد سکه بهار ازادی مهریه من است. که 150 عدد سکه را نیز بذل می کنم چون 13 عدد سکه را تا کنون گرفته ام درخواست 37 عدد سکه دیگر را دارم. ) وکیل خوانده بیان نموده با توجه به اینکه دادخواست خواهان مبنی به طلاق با توجه به شرأیط ضمن عقد بوده در صورتیکه هیچیک از شرأیط عقد محقق نشده است. با توجه به صدور حکم تمکین و مراجعات مکرر موکل مشارالیها حاضر به بازگشت نمی باشد. و هم چنین مبالغی بابت نفقه به حساب خواهان واریز نموده است ص 63 – 62 دادگاه پس از اخذ نظر قاضی مشاور با اعلام ختم دادرسی بموجب دادنامه شماره 534 مورخه 99/5/8 به شرح زیر مبادرت به صدور رأی می نماید.
در خصوص دادخواست تقدیمی خانم ن. ص. فرزند ع. به طرفیت آقای م. ز. فرزند م. با وکالت آقای ع. ا. ح. به خواسته طلاق به درخواست زوجه به دلیل عسر و حرج و تحقق شروط 1 و 2 و 4 و 8 و 9 سند ازدواج پیوست دادخواست از توجه به محتویات پرونده وجود رابطه و علقه زوجیت فی مابین محرز است. دادگاه با توجه به دادخواست تقدیمی خواهان و اظهارات وی به شرح صورت جلسه مورخ 98/10/12 این دادگاه و با توجه به اظهارات گواهان خواهان به شرح صورت جلسه مورخ 98/11/6این دادگاه وهمچنین اظهارات خوانده و وکیل وی بشرح صورت جلسه مورخ 99/4/10 این دادگاه مبنی بر اینکه چنانچه خواهان کل مهریه خود رابذل کند حاضر است. او را طلاق دهد که فی المجموع دلالت برعدم تمایل قلبی خوانده وخانواده وی نسبت به ادامه زندگی مشترک خواهان و خوانده می نماید. و با توجه به نظریه پزشکی مورخ 98/12/7 پزشکی قانونی مبنی بر اینکه خوانده دارأی شخصیتی با علام سختگیری، انعطاف ناپذیری و تمایل زیاد کنترل اطرافیان و بی اعتمادی می باشد. و با توجه به اظهارات گواهان خواهان بشرح صورتجلسه مورخ 98/11/6 که دلالت بر سویرفتار خوانده و خانواده نسبت به خواهان می نماید.
و این رفتار غیر اخلاقی انان موجب وجود کراهت شدید خواهان نسبت به خوانده شده است. به گونه ای که خواهان از بابت کراهت خود از خوانده حاضر به بذل بخش عظیمی از مهریه خود شده است. واینکه به موجب اخرین تصمیم خواهان به شرح صورت جلسه مورخ 99/5/5 اظهار نموده از بابت کراهتی که از خوانده دارد. از مهریه خود که شامل دویست عددسکه بهار ازادی و110مثقال طلا ودودانگ منزل مسکونی است. و حاضر است. از110مثقال طلا و 150عددسکه بهار ازادی ودودانگ منزل مسکونی صرف نظر نموده و به خوانده بذل نماید. و خواهان پنجاه عدد سکه بهار ازادی شده است. و نظر به اینکه تلاش و مساعی این دادگاه و داوران در اصلاح ذات البین موثر واقع نگردیده و خواهان به دلیل کراهت شدید خود از خوانده اصرار به انحلال نکاح و طلاق از خوانده دارد. و نظر به اینکه با وصف کراهت شدید خواهان از خوانده و عدم اجابت به خواسته خواهان درأین پرونده از موجبات وقوع خواهان در عسر و حرج شدید است. و بنا به قاعده فقهی لاضرر و نفی جرح دادگاه دعوی خواهان را مقرون به واقع دانسته و ادامه زندگی خواهان با خوانده از مصادیق بارز عسر و حرج شدید از برأی خواهان است.
و با توجه به اظهار نظر قاضی محترم مشاور و موافقت با دادگاه با خواسته خواهان دادگاه به استناد ماده 1130 قانون مدنی و مواد 25 و 26 و 27 و 28 قانون حمایت خانواده مصوب 1391 حکم به الزام خوانده به طلاق خواهان صادر و اعلام می نماید. در صورت امتناع خوانده ازطریق خواهان سردفتر محترم طلاق به نیابت از دادگاه به این امر اقدام می نماید. و این طلاق ازنوع خلع باین است. وعده ان سه طهرپس ازوقوع طلاق است. واحراز سایر شرأیط جهت اجرأی صیغه طلاق بر عهده سردفتر طلاق است. وخوانده ادعایی در خصوص سایر حقوق مالی خود از نفقه معوقه و اجرت المثل ایام زوجیت ندارد. مدت اعتبار این حکم شش ماه پس از قطعیت این دادنامه می باشد. و این دادنامه ظرف بیست روز پس از ابلاغ قابل اعتراض در محاکم محترم تجدیدنظر *و سپس ظرف بیست روز قابل فرجامخواهی در دیوان عالی محترم کشور است. / با تجدیدنظرخواهی وکیل زوج پرونده به شعبه 29 دادگاه تجدیدنظر استان ارجاع که بموجب دادنامه شماره 1114 مورخه 99/6/30 ضمن رد تجدیدنظرخواهی تجدیدنظرخواه و با اصلاح نوع طلاق به طلاق باین قضایی دادنامه تجدیدنظر خواسته را تایید می نماید.
ص 91 دادنامه در تاریخ 99/7/1 ابلاغ و آقایان م. ع. ش. و ا. م. ش. به وکالت از آقای م. ز. طی دادخواست تقدیمی در مورخه 99/7/19 در مقام فرجامخواهی نسبت به رأی دادگاه تجدیدنظر استان اعتراض و اجمالا بیان نموده اند خواهان دلیلی از باب عسر و حرج اعلام و ارأیه ننموده است. با توجه به وجود دادنامه قطعی محکومیت به تمکین برأی زوجه و عدم تمایل زوجه به زندگی مشترک و گواهی مامور محترم اجرا و صدور حکم از باب طلاق با حفظ بخشی از مهریه در تعارض کامل با دادنامه های صادره قبلی می باشد. دادگاه تجدیدنظر بدون رسیدگی به موضوع و تشکیل جلسه حضوری اقدام به صدور رأی بدون استدلال قضایی نموده است مشروح لایحه وکلای فرجام خواه و پاسخ فرجام خوانده در جلسه شور قرأیت می گردد.
هیأت شعبه در تاریخ بالا تشکیل پس از قرأیت گزارش آقای م. ا. عضوممیز و ملاحظه اوراق پرونده در خصوص دادنامه شماره 1114 مورخه 99/6/30 فرجام خواسته مشاوره نموده چنین رأی می دهد