متن رأی
حسب محتویات پرونده آقای الف. ت. به وکالت از خانم الف. الف. به طرفیت آقای م. الف. خ. به خواسته صدور حکم طلاق به جهت حصول شرأیط مندرج در سند ازدواج و عسر و حرج به دادگاههای عمومی حقوقی شهرستان تبریز تقدیم که به شعبه 16 ارجاع و طی آن اعلام داشته « به دلالت سند نکاحیه. . . عقد زوجیت تحت شماره 22301 - 93/1/22. . . به صورت دائم ثبت شده است. . . زوج حین عقد ازدواج خود را مجرد معرفی نموده است. . . متأسفانه پس از اندک زمانی از سپری شدن از واقعه نکاح متوجه گردیده است که زوج با خانم دیگری به نام الف. الف. به صورت موقت مزدوج بوده است. . .
با عنایت به مراتب فوق و اینکه خوانده دعوی به نوعی موکله را تدلیس نموده و با فریب دادن موکله با عنوان تجرد. . . ازدواج دائم نموده است. . . با این اوصاف دوام زوجیت نیز موجب عسر و حرج موکله شده. . . و موضوع از مصادیق ماده 1130 قانون مدنی بوده. . . »; شعبه مرجوعالیه وقت رسیدگی تعیین و طرفین را دعوت نموده که بدین منظور جلسه دادگاه در تاریخ 93/11/1 با حضور زوجین و وکلای هرکدام تشکیل شده وکیل خواهان اظهار داشته «. . . در زمان عقد نکاح زوج خود را مجرد معرفی نموده است لکن موکل متعاقب آن متوجه شده است که ایشان دارأی همسر موقت هستند. . .
با عنایت به اینکه زوجه از این موضوع کراهت حاصل گردیده در عسر و حرج به سر می برد. . . زوجه غیر مدخوله هست. . . »; وکیل خوانده اعلام داشته « موکل اینجانب قبل از ازدواج با خواهان محترم یک نوبت ازدواج موقت داشته است که بنا به اظهار موکل قبل از ازدواج با وی درمیان گذاشته و حتی خود زوجه نیز قبلاً ازدواج ناموفقی تجربه کرده بودند. . . اولاً - در دوره زوجیت خواهان، ازدواجی اعم از دائم و موقت، موکل اینجانب انجام نداده بلکه ازدواج موقت موکل به قبل از ازدواج با خواهان بر می گردد. . . و طبق ماده 1130 قانون مدنی عسر و حرج به وجود شرأیطی را عنوان کرده که ادامه زندگی مشترک را با مشقت روبرو نماید درحالیکه در زمان زوجیت ایشان شرأیط جدیدی حاصل نشده بلکه زوجیت موقت قبلی نیز پایان پذیرفته است. »; خوانده نیز اظهار داشته « قبل از عقد با خواهان با خانم م. الف. ازدواج موقت کرده بودم که اول مهرماه 1393 مدت عقد منقضی شد. »; وکیل خواهان مجدداً اشعار داشته « خوانده محترم دعوی اقرار به وجود همسر دیگری در حین ازدواج داشته و در سند ازدواج نیز اعلام نموده است همسر دیگری ندارد به نوعی موکله را تدلیس نموده است. . .
به عبارتی صفت تجرد شرط ازدواج بوده که اساساً عقد بر آن متبانی است»; دادگاه قرار ارجاع امر به داوری صادر نموده که متعاقب آن زوجین داوران خود را معرفی و داوران طبق نظریات ابرازی اعلام داشته اند تلاش آنها در جهت اصلاح ذات البین و صلح و سازش طرفین مقدور نگردیده دادگاه با اعلام ختم رسیدگی به شرح دادنامه شماره 00565 - 94/4/31 با این استدلال که مدارک و دلائلی که موجبات عسر و حرج زندگی زوجه را فراهم نماید ارائه نشده دعوی خواهان را غیر وارد تشخیص و حکم به بطلان دعوی صادر نموده است دادنامه صادره به طرفین ابلاغ شده آقای الف. ت.
به وکالت از زوجه به رأی صادره اعتراض و با تقدیم دادخواست تجدیدنظر درخواست رسیدگی مجدد را نموده که در این مرحله پرونده به شعبه 5 دادگاه تجدیدنظر استان آذربایجان شرقی ارجاع و شعبه مرجوعالیه مذکور در وقت فوق العاده پرونده را تحت نظر قرار داده و با اعلام ختم رسیدگی به شرح دادنامه شماره 01031 - 94/7/13 تجدیدنظرخواهی را رد و با توجه به اینکه دادنامه تجدیدنظرخواسته مطابق موازین قانونی اصدار یافته آن را تأیید نموده است پس از ابلاغ دادنامه به طرفین وکیل زوجه ضمن اعتراض به رأی صادره در مهلت قانونی دادخواست فرجام تقدیم و تقاضای رسیدگی نموده که در این راستا پرونده به دیوانعالی کشور ارسال و پس از ثبت و جری تشریفات قانونی به این شعبه ارجاع گردیده است. هیئت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید.
پس از قرائت گزارش آقای مرتضی شریفی عضوممیز و اوراق پرونده در خصوص دادنامه شماره 01031 - 94/7/13 تجدیدنظرخواسته مشاوره نموده چنین رأی می دهد: