متن رأی
گزارش پرونده قبلاً به عنوان مقدمه دادنامه شماره 782 مورخ 94/10/30 این شعبه در مورد دادنامه شماره 239 مورخ 94/5/11 شعبه پنجم دادگاه عمومی سنندج درج گردیده و نیازی به تکرار نیست. خلاصه این که خانم ف. ی. در تاریخ 93/9/15 دادخواستی به طرفیت مادر و برادران و خواهران خود به خواسته مطالبه اجرت المثل کارهایی که در منزل از قبیل قالی بافی و خیاطی انجام داده تقدیم نموده و طی آن توضیح داده که اینجانب از بدو طفولیت با احساس عاطفه و تعهد اخلاقی در قبال خانواده پدرم کارهای سبک و سنگین مانند قالی بافی و خانه داری و مهمان داری و تعمیرات منزل و غیره را مانند یک مرد انجام داده ام و سایر خواهران و برادرانم از قبول مسئولیت شانه خالی کرده اند و این شرأیط باعث شد از حقوق اجتماعی و تحصیلی و ازدواج محروم شوم. پدرم حدود 17 سال قبل یک باب خانه را به عنوان حق الزحمه بمن هبه نمود و می خواست وصیت کتبی بنویسد ولی راضی نشدم. حالا پس از فوت پدرم، خانواده ام خانه مذکور را از دستم خارج کرده و فروخته اند.
خواهان یک برگ استشهادیه محلی تقدیم نموده که طی آن گواهی شده نامبرده سالها در منزل پدرش قالی بافی کرده و زحمات زیادی کشیده است شعبه پنجم دادگاه عمومی سنندج به موضوع رسیدگی و پس از مطالبه پرونده های استنادی خواهان به این نتیجه می رسد که خواهان قبلاً مشابه همین دعوی را به طرفیت همین خواندگان در شعبه چهارم دادگاه عمومی سنندج مطرح نموده و شعبه مذکور مبادرت به صدور قرار رد دعوی نموده است و این رأی در مرحله تجدیدنظر نیز تأیید شده است. بنابرأین دادگاه ختم دادرسی را اعلام و با این استدلال که در خصوص موضوع دعوی خواهان قبلاً حکم قانونی و مقتضی صادر شده فلذا موضوع از اعتبار امر مختومه برخوردار بوده و طی دادنامه شماره 239 مورخ 94/5/11 قرار رد دعوی خواهان را صادر می نماید.
پس از ابلاغ این رأی به خواهان، نامبرده مبادرت به تجدیدنظرخواهی نموده ولی علیرغم اخطاریه رفع نقص اقدامی به عمل نمی آورد و شعبه پنجم دادگاه عمومی سنندج طی دادنامه شماره 443 مورخ 94/7/27 با این توضیح که تجدیدنظرخواه در مهلت قانونی نسبت به رفع نقص اعلامی از دفتر شعبه اقدام ننموده مستنداً به تبصره 2 ماده 339 قانون آیین دادرسی مدنی قرار رد دادخواست تجدیدنظرخواهی را صادر نموده است.
خواهان به جای اینکه نسبت به دادنامه اخیر یعنی دادنامه شماره 443 مورخ 94/7/27 شعبه پنجم دادگاه عمومی سنندج اعتراض نماید ترجیح می دهد نسبت به دادنامه اولیه یعنی دادنامه شماره 239 مورخ 94/5/11 شعبه مذکور که در تاریخ 94/6/8 به وی ابلاغ گردیده ظرف مهلت مقرر اقدام به فرجامخواهی نماید پس از وصول پرونده به دیوان عالی کشور و ارجاع پرونده به این شعبه، هیأت شعبه به موضوع رسیدگی و طی دادنامه شماره 782 مورخ 94/10/30 با این استدلال که موضوع دعوی واجد اعتبار امر مختومه نگردیده زیرا قبلاً در مورد ماهیت دعوی رسیدگی و اظهارنظر نشده فلذا ضمن نقض رأی فرجام خواسته خواستار اعاده پرونده به دادگاه بدوی جهت رسیدگی ماهوی و انشاء رأی شده است. در این مرحله شعبه پنجم دادگاه عمومی سنندج وارد رسیدگی شده و طی دادنامه شماره 96 مورخ 95/2/13 بنا به استدلال مندرج در رأی حکم بر بی حقی خواهان صادر نموده است.
این رأی در تاریخ 95/3/4 به خواهان ابلاغ گردیده و نامبرده در تاریخ 95/3/25 یعنی مهلت بیست روزه تجدیدنظرخواهی لایحه فرجامخواهی خود را نسبت به دادنامه مذکور تقدیم نموده که پس از ثبت و تبادل لوایح جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع شده است.
هیأت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس از قرائت گزارش آقای مسعود کریمپور نطنزی عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رأی می دهد.