یک قاضی1GHAZI.PRO
@Yek_Ghazii
خانه / آرای قضایی
آرای قضایی

نمونه رای با موضوع: صدور گواهی عدم امکان سازش برای طلاق

🗓 1393/04/08⚖️ یک قاضی
حوزه رأیخانواده
مرحله رسیدگیتجدیدنظر
تاریخ رأی1393/04/08
شماره دادنامه1161
شماره پروندهثبت نشده
منبع عنوانعنوان پالایش‌شده
🗂

خلاصه جریان پرونده

در تاریخ 1393/4/8 آقای م. م. با وکالت آقای الف. ک. پ. س.

وکیل پایه یک مرکز امور حقوقی قوه قضائیه باستناد تصاویر مصدق سند ازدواج شماره. . . - مورخ 1364/11/4 دفتر ازدواج شماره. . . حوزه ثبتی تهران و شناسنامه دادخواستی به خواسته صدور گواهی عدم امکان سازش برأی طلاق به طرفیت خانم ب. الف. تقدیم و وکیل خواهان توضیح می دهد زوجین طبق سند رسمی ازدواج همسر دائمی هستند و در سال 1364 ازدواج واقع شده است به علت اختلافات زندگی مشترک به طور تداوم ادامه زندگی مقدور نمی باشد و مهریه زوجه پرداخت شده و موکل مبلغ دویست میلیون ریال به خوانده پرداخت کرده است لذا با تقدیم دادخواست تقاضای رسیدگی و صدور حکم وفق خواسته را خواستارم. پرونده برأی رسیدگی به شعبه بیست و هشتم دادگاه عمومی حقوقی کرج ارجاع می شود خانم س. ج. با تقدیم وکالتنامه خود را وکیل زوجه معرفی می کند. دادگاه در تاریخ 93/6/5 با حضور زوج و وکیل زوج تشکیل جلسه می دهد، خواهان خواسته خود را بیان می کند وکیل زوجه اظهار می دارد موکل طلاق نمی خواهد، اگر زوج اصرار به طلاق دارد باید تمام حقوق مالی او را پرداخت کند دادگاه قرار ارجاع امر به داوری را صادر می کند.

داوران زوجین در تاریخ های 93/6/13 و 93/6/22 نظرات خود را تقدیم دادگاه می کنند. دادگاه در تاریخ 1393/11/19 با حضور وکلای طرفین تشکیل جلسه می دهد وکیل خواهان اظهار می دارد مهریه زوجه پس از رسیدگی به لحاظ (رسید وصول مهریه) قرار عدم استماع دعوا صادر شده است و نفقه و اجرت المثل پرداخت نشده است وکیل زوجه اظهار می دارد موکل کلیه حقوق خود را می خواهد و مهریه را هم طلب دارد و میخواهد. دادگاه برأی تعیین نفقه از تاریخ عقد 1364/10/4 و اجرت المثل قرار ارجاع امر به کارشناسی را صادر و اعلام میدارد. کارشناس منتخب در تاریخ 1394/1/23 میزان اجرت المثل ایام زندگی مشترک را به مبلغ بیست و چهار میلیون تومان تعیین می کند و ادامه آن کل نفقه زوجه از تاریخ 1364/11/4 تا 1393/10/19 مبلغ بیست و چهار میلیون و دویست و هفتاد هزار تومان تعیین می کند و نفقه او را از تاریخ 1394/1/1 تا صدور حکم ماهانه به مبلغ 320/000/ تومان برآورد می کند. خانم س. ج. در تاریخ 1394/2/13 از وکالت خانم ب. الف. استعفاء می کند و آقایان ع. ر. ز. و الف. ح. (( الف. ح. )) خود را با تقدیم وکالتنامه خود را وکیل زوجه معرفی می کنند. آقای الف ک. پ.

وکیل زوج طی لایحه مورخ 1394/3/16 استعفاء خود را تقدیم دادگاه می کند. حسب تصویر مصدق رأی شماره 1161 مورخ 1393/9/18 شعبه پنجم دادگاه تجدیدنظر استان البرز در خصوص تجدیدنظرخواهی خانم ب. الف. با وکالت سارا جزائری نسبت به رأی شماره 739 - مورخ 1393/3/19 شعبه 28 دادگاه عمومی حقوقی کرج که بموجب آن رأی به بیحقی دعوای مطالبه مهریه صادر شده است. به موضوع رسیدگی و با توجه به رسید دریافت مهریه از سوی زوجه و اینکه از سوی زوجه دلیلی بر بی اعتباری آن و سفید امضاء بودن آن اقامه نشده است لذا با انطباق تجدیدنظرخواهی با مواد 2 و 348 و 358 قانون آئین دادرسی مدنی ضمن نقض دادنامه در وضعیت فعلی قرار عدم استماع (دعوی) را صادر و اعلام می دارد دادگاه در تاریخ 1394/4/7 با حضور خواهان و وکلای خونده و حضور قاضی محترم مشاور تشکیل جلسه داده و زوج اظهار می دارد طلاق همسرم را می خواهم و مهریه او را پرداخت کردم و نسبت به نظریه کارشناس اعتراض دارم وکلای خوانده اظهار می دارند که زوج مهریه زوجه را پرداخت نکرده است و باید به نرخ روز محاسبه شود و طرفین فرزند صغیر ندارند و زوجه یائسه است و نسبت به جهیزیه ادعائی ندارد.

دادگاه پایان رسیدگی را اعلام و طی رأی شماره 533 مورخ 1394/4/7 با شرح دعوای زوج علیه زوجه و درج اظهارات طرفین و وکلای آنها و احراز رابطه زوجیت فیمابین اصحاب دعوا و نظرات داوران دعوای زوج را وارد دانسته و با توجه به نظریه قاضی محترم مشاوره دادگاه باستناد مواد 26- 27- 29- 31 و 34 قانون حمایت خانواده و مواد 8- 10 و 12 قانون حمایت خانواده سال 1353 و ماده 1133 قانون مدنی، گواهی عدم امکان سازش را صادر و بعلت اعتبار گواهی را از تاریخ ابلاغ رأی قطعی 3 ماه اعلام می کند و زوجه یائسه است و خواهان می تواند به یکی از دفاتر طلاق مراجعه نسبت به ثبت طلاق اقدام کند و نوع طلاق بائن از نوع یائسه است - زوجه حسب نظریه کارشناس مستحق نفقه به مبلغ 24 میلیون تومان و اجرت المثل به مبلغ 24 میلیون تومان می باشد و اعتراض زوج نسبت به نظریه کارشناس بلادلیل می باشد و رد می گردد و زوج باید مهریه زوجه را از سال 1364 بمبلغ 300/ هزار تومان به نرخ روز پرداخت کند و زوجین فرزند صغیر ندارند و در مورد نصف مال با توجه به وضعیت زوج و اینکه نامبرده یک باب منزل متوسط و یک دستگاه اتومبیل دارد و با توجه به تعیین اجرت المثل باستناد ماده 197 قانون آئین دادرسی مدنی حکم به بیحقی خواهان را صادر و اعلام می دارد.

آقای س. د. با تقدیم وکالتنامه خود را وکیل زوج معرفی می کند پس از ابلاغ رأی زوج با وکالت آقای س. درّ وری نسبت به آن تجدیدنظرخواهی می کند. شعبه سوم دادگاه تجدیدنظر استان البرز به موضوع رسیدگی و در تاریخ 94/10/13 با حضور وکلای طرفین و اصحاب دعوا تشکیل جلسه می دهد وکیل زوج اظهار داشته طبق لایحه تقدیمی، مهریه زوجه پرداخت شده است و نسبت به اجرت المثل زوجه استحقاق دریافت آنرا ندارد.

وکیل زوجه اظهار می دارد مهریه حق زوجه است و دادگاه نخستین با بررسی انجام داده مبادرت به صدور حکم نموده است و اجرت المثل هم حق زوجه است و او در انجام کار خانه قصد تبرع نداشته است و با انجام کارنشاسی میزان آن تعیین شده است و تقاضای بررسی امر را دارم و میزان نفقه هم طبق نظر کارشناس تعیین شده است.

وکیل زوج اظهار میدارد در مورد مهریه رأی صادر شده است و در مورد نفقه باید عرض کنم زوجه در منزل شوهرش زندگی می کرده است چگونه می توان باور کرد که زوجه نفقه نگرفته است و ایشان بدون اعتراض به زندگی ادامه می داده است و مبلغ 800/000/ تومان بابت نفقه می داده است و در این مدت زن بدون اعتراض در منزل شوهرش کار کرده است و اعتراضی نداشته است ولی الآن نسبت به آن تقاضای مطالبه وجه می کند. دادگاه پایان رسیدگی را اعلام و طی رأی شماره 1268- 1394/10/20 استدلال می کند در مورد نفقه زوجه اظهار داشته از جهت تهیه البسه و عدم تأمین هزینه های بهداشتی درمان بوده که در پرونده نامبرده دلیلی ابراز نکرده است و در مورد اجرت المثل ایام زندگی مشترک با توجه به تبصره ذیل ماده 336 قانون مدنی و جمله (( و ب

📜

رأی دادگاه

نیز اثبات شود )) تصریح شده که منوط به اثبات امر می باشد که انجام کارهای انجام شده که از سوی زوجه مدعی شده می بایست به دستور زوج صورت گرفته باشد در حالیکه دلیلی در این مورد از سوی زوجه اقامه نشده است و زوج در این خصوص انکار دارد و با توجه به اظهارات طرفین اصل نیست تبرع زوجه در انجام امور زندگی مشترک بوده است مگر اینکه خلاف آن اثبات شود و براساس الزام و اجبار و دستور یا تقاضای زوج، زوجه مبادرت به انجام کارهای منزل می نموده و قصد تبرع نداشته است.

در نتیجه استحقاق زوجه نسبت به مطالبه اجرت المثل نیز ثابت نیست و در مورد مهریه با توجه به رأی شعبه پنجم دادگاه تجدیدنظر استن البرز و عدم استماع دعوای مطالبه مهریه با وجود سند عادی که مفاد آن دریافت کل مهریه بوده و بی اعتباری آن به اثبات نرسیده است اعلام گردیده است و مادام تغییری در وضعیت ذکر شده حاصل نشود زوج به پرداخت مهریه موجه نبوده است بنابرأین با ملحوظ نمودن جهات مورد اشاره دادنامه معترض عنه را از این حیث که تجدیدنظرخواه را ملزم به پرداخت مهریه و نفقه و اجرت المثل بشرح منعکس در دادنامه یاد شده نموده در خور نقض است مع الوصف با عنایت به اینکه براساس ماده 29 قانون حمایت خانواده مصوب 1391/12/1 مشارالیها مستحق دریافت بابت نحله و اختصاص قسمتی از دارائی زوج مطابق شرط الف ضمن العقد وفق ماده 1119 قانون مدنی که تعیین آن به نظر دادگاه است و باستناد مواد 197 و 358 قانون آئین دادرسی مدنی دادنامه تجدیدنظرخواسته را که متضمن الزام تجدیدنظرخواه به پرداخت مهریه و نفقه و اجرت المثل در حق زوجه بوده، نقض و با اختیار حاصله از ماده 29 قانون حمایت خانواده و ماده 16 آئین نامه مربوطه ضمن حذف موارد مذکور از دادنامه و اصلاح آن به اضافه نمودن مبلغ پنجاه میلیون ریال به عنوان نحله و اختصاص مبلغ دویست میلیون ریال از دارائی زوج با در نظر گرفتن دارأیی وی که وجود دارد مورد انکار قرار نگرفته است به عنوان معادل قسمتی از دارائی زوج به دادنامه موصوف و ملزم داشتن وی به پرداخت آن در حق زوجه دادنامه تجدیدنظرخواسته را با اصلاح بعمل آمده از حیث نتیجه تأیید می نماید.

رأی در تاریخ 1394/11/4 به وکلای زوجه ابلاغ و آنان از طرف زوجه در تاریخ 1394/11/21 نسبت به آن فرجامخواهی می کنند که پرونده پس از تبادل لوایح به دیوانعالی کشور ارسال و برأی رسیدگی به این شعبه ارجاع میشود لوایح طرفین در زمان قرائت گزارش و شور مطالعه خواهد گردید.

هیأت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید، پس از قرائت گزارش آقای قدرت اله طیبی عضو ممیز و اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رأی می دهد:

📄 این مطلب گردآوری و در «یک قاضی» بازنشر شده است.مشاهدهٔ منبعِ اصلی ↗
این مطلب را در تلگرام دنبال کنید
کانال @Yek_Ghazii — انتشارِ لحظه‌ایِ مطالب حقوقی
عضویت
این مطلب را در توییتر (ایکس) دنبال کنید
ما را در ایکس دنبال کنید — انتشارِ لحظه‌ایِ مطالب حقوقی
دنبال کنید