متن رأی
مندرجات اوراق پرونده قضایی پیش رو، حکایت از این دارد که: در تاریخ 1393/5/25، خانم س. م. ، دادخواستی با وکالت آقای الف. الف. ، وکیل پایه یک دادگستری، به طرفیت آقایان 1- م. س. 2- س. م. ، سر دفتر طلاق شماره. . . اردبیل، به خواسته صدور حکم بر ابطلال طلاق نامه عادی مورخ 1393/5/19 و جبران خسارات دادرسی به دادگستری شهرستان اردبیل تقدیم داشته که ریاست کل دادگاههای عمومی و انقلاب آن شهر، بدواً دادخواست و ضمایم آن را به منظور انجام مذاکرات اصلاحی و صلح و سازش میان طرفین به شورأی حل اختلاف شهرستان اردبیل ارسال می دارد. در شورأی حل اختلاف، علیرغم برگزاری دو جلسه با حضور وکیل خواهان که در یکی از دو جلسه مزبور نیز فقط خوانده ردیف اول حضور داشته، توفیقی در سازش فیمابین طرفین نداشته و به این جهت، پرونده را به دادگستری اعاده نموده که رسیدگی به موضوع در تاریخ 1393/6/8 به شعبه دهم دادگاه عمومی خانواده شهرستان اردبیل ارجاع گردیده و پرونده امر با ثبت به کلاسه بایگانی 931059 در مدار رسیدگی قرار گرفته است.
وکیل خواهان به شرح دادخواست تقدیمی توضیح داده است که موکل این جانب، برابر عقدنامه مورخ 1393/5/16 با تعیین صداقیه هشت صد سکه طلای بهار آزادی به عقد ازدواج دائمی خوانده ردیف اول در آمده است که بنا به اظهار موکل و خانواده اش مشارالیها را به دفترخانه ازدواج و طلاق دعوت و در راستای ثبت ازدواج، اقدام به اخذ امضا از موکل شده است که به علت ناخوانا بودن متن و عدم اعلام متن نامه، متعاقباً کاشف به عمل آمده است که موضوع، طلاق نامه و بذل مهریه بوده است. علیهذا با عنایت به این که ثبت و اجرأی طلاق بدون رعایت قواعد آمره قانونی مقرر در ماده 56 قانون حمایت خانواده و قبل از صدور گواهی عدم امکان سازش از طرف دادگاه غیر قانونی می باشد و وجود دلایل دیگری که در محضر دادگاه عرض خواهد شد صدور حکم بر ابطال طلاق نامه عادی مورخ 1393/5/19 همراه با خسارات دادرسی مورد استدعا می باشد. به ضمیمه دادخواست تقدیمی، افزون بر وکالت نامه وکیل خواهان، تصاویر غیر مصدق عقدنامه عادی 1393/5/16وطلاق نامه عادی موضوع دعوی (در تصویرناخوانای ابرازی طلاق نامه، تاریخ تنظیم آن مشاهده نگردید.
عضو ممیز) و تصاویر مصدق شناسنامه و کارت شناسایی ملی خواهان ارائه گردیده است. نخستین جلسه رسیدگی دادگاه به تاریخ 1393/9/5 با حضور وکیل خواهان و خوانده ردیف دوم برگزار گردیده است.
خواهان و خوانده ردیف اول در دادگاه حاضر نشده اند.
خوانده ردیف، لایحه ای به دادگاه ارسال داشته است. آقای م. ش.
وکیل پایه یک دادگستری با ارائه وکالت نامه، خود را به وکالت از طرف خوانده ردیف اول معرفی نموده و در دادگاه نیز حضور یافته است وکیل خواهان هم لایحه ای به دادگاه تقدیم داشته است.
وکیل خواهان در این جلسه اظهار داشته خواسته ام به شرح دادخواست و لایحه تقدیمی است و فعلا حرف دیگری ندارم وکیل خواهان در لایحه تقدیمی مفاداً و به خلاصه اظهار داشته است که طلاق فی ما بین موکله و همسرش خوانده ردیف اول، به نحو قانونی اجرا شده و در این خصوص به قواعد آمره قانونی و شرعی مربوط به طلاق توجهی نشده است. طلاق عملی حقوقی است که انجام آن منوط به تشریفات خاص است و طلاق در صورتی صحیح است که شرأیط خاص در زن موجود باشد (ماده 1140 قانون مدنی ) و پیش از وقوع و اجرأی طلاق باید از دادگاه حکم گرفته شود. در ماده 27 قانون حمایت خانواده که از قواعد آمره قانونی است آمده است که به جز طلاق توافقی، دادگاه باید به منظور ایجاد صلح و سازش، موضوع را به داوری ارجاع کند. صدور حکم طلاق بدون ارجاع امر به داوری ارجاع کند. صدور حکم طلاق بدون ارجاع امر موجب نقض دادنامه بدوی می باشد چون که چنین حکمی خلاف قانون و شرع است و به طریق اولی، اجرأی طلاق توسط اشخاص ثالث هم غیر قانونی بوده و اعتبار نخواهد داشت.
به موجب ماده 1133 قانون مدنی مرد می تواند با رعایت شرأیط مقرر در قانون با مراجعه به دادگاه تقاضای طلاق همسرش را بنماید فلذا مراجعه خوانده ردیف اول به خوانده ردیف دوم به جای مراجعه به دادگاه، بر خلاف قانون آمره فوق می باشد. در ماده 1134 قانون مدنی اشاره شده به این که اجرأی صیغه طلاق باید در حضور لا اقل 2 نفر مرد عادل که طلاق را بشنوند واقع گردد در حالی که در پرونده حاضر وحین اجرأی صیغه طلاق، شهود در جلسه اجرأی صیغه طلاق حضور نداشته اند وشهود امضاء کننده طلاق نامه، پدر های طرفین دعوی بوده اند که ساعت ها قبل از اجرأی صیغه طلاق محضر را ترک کرده بودند. در ماده 38 قانون حمایت خانواده در طلاق رجعی صیغه طلاق مطابق مقررات مربوط جاری و مراتب در حضور 2 شاهد صورتجلسه می شود و در صورت تحقق رجوع، صورتجلسه طلاق ابطال می شود که علیرغم رجوع موکل به مهریه در موعد مقرر قانونی برابر اظهار نامه شماره 4759 مورخ 93/7/19 اقدامی از طرفین دعوی به عمل نیامده است.
برابر ماده 31 قانون فوق الذکر ارائه گواهی پزشک ذی صلاح در مورد وجود جنین یا عدم آن در زوجه برأی ثبت طلاق الزامی است که متاسفانه در اجرأی صیغه طلاق مورد توجه قرار نگرفته است. بر طبق ماده 56 قانون حمایت خانواده، ثبت ازدواج یا اعلام بطلان نکاح یا طلاق بدون حکم دادگاه را دارأی مجازات قانونی اعلام داشته که در پرونده حاضر هم اتفاق افتاده است که مراتب شکایت موکل در دادگاه ویژه روحانیت در جریان رسیدگی است. النهایه بنابه مراتب مرقوم و دادخواست تقدیمی طلاق نامه عادی مورخ 93/5/19 در خور ابطال قانونی می باشد که صدور حکم مقتضی برابر خواسته همراه با خسارات دادرسی مورد استدعا می باشد.
وکیل خوانده ردیف اول (زوج ) در جلسه رسیدگی فوق الذکر اظهار داشته است که موضوع از نظر شکلی دارأی اشکال می باشد که برابر مقررات قانون آیین دادرسی مدنی خواهان مکلف است در جلسه اول دادرسی کل مستندات اصلی خود را تقدیم نماید لذا تقاضامندم با توجه به این که خانم خواهان آن را امضا نموده است و قطعاً بایستی اصل اسناد ارائه گردد اصل مدارک از خواهان خواسته شود تا وارد ماهیت دعوی گردم. .
وکیل زوجه خواهان مجدداً اظهار داشته است که عرض شود نسخه در دست موکل که 2 برگ می باشد دارأی مهر اصلی حاج آقا م. و امضای اصلی وی قابلیت استناد دارد لذا با توجه به نحوه اخذ سفید امضا توسط عوامل دفتری جهت تحویل شناسنامه در واقع، هیچ گونه سندی به موکل داده نشده است و متعاقباً فقط 2 برگ حاوی عقدنامه عادی و طلاق نامه تحویل موکل شده است و از مضمون توضیحات خوانده ردیف دوم احراز می شود که سند منتسب به مشارالیها می باشد و شاهد یا اخذ کننده امضا از موکل به عنوان شاهد جهت اخذ توضیح نحوه اخذ سفید امضا موثر خواهد بود.
خوانده ردیف دوم که دردادخواست تقدیمی، سر دفتر طلاق شماره. . . اردبیل معرفی شده، در جلسه رسیدگی فوق الذکر اظهار داشته که بعد از ظهر 93/5/19 خواهان و مادر وی به دفتر خانه مراجعه کرده اند و من نبودم بلکه منشی های من بنام د. ش. و م. خ. بوده و طبق نقل قول وی پس از قرائت طلاق نامه و تمام متن آن خواهان آن را با امضا و اثر انگشت تایید کرده اند. همان طلاق نامه که خواهان ارائه داده اند و مستند دعوی می باشد. متن طلاق نامه را آقای د. مرقوم کرده اند. در همان روز 93/5/19 من در دفتر خانه نبودم و خواهان و خوانده ردیف اول به آقای ش. د. وکالت در طلاق داده بودند و آقای د. نیز به یکی از روحانیون وکالت داده تا صیغه طلاق را فیمابین طرفین جاری سازد که البته من آن روحانی را نمی شناسم و با شرأیطی که طرفین در طلاق نامه عادی قید کرده و امضاء نموده بودند. فردای روز 93/5/19 پدر و مادر خواهان به دفتر خانه من رجوع و طلاق نامه را خواستند و چون باز من در دفتر خانه نبودم آقای د. روحانی جاری کننده طلاق را پیدا نکرده و فقط طلاق نامه را که خودش قید کرده بود نمی دانم اصل یا کپی ان را آقای د.
به پدر ومادر خواهان تحویل داده است و من از صورتجلسه طلاق و صیغه طلاق و چگونگی آن اطلاعی ندارم و هر چه قید گردیده آن را آقای ش. د. قید نموده و هر عملی نیز صورت گرفته باشد توسط آقای د. صورت گرفته است و من بیشتر از این از موضوع اطلاعی ندارم. من نه طلاق نامه را ثبت کرده ام و نه از آن اطلاعی دارم و در دفترخانه من نیز این طلاق نامه ثبت نشده است من فتوکپی طلاق نامه را نیز برابر اصل نکرده ام بلکه آن را نیز آقای د. برابر اصل کرده است. حالا چگونه خودش می داند.
وکیل خواهان مجدداً اظهار داشته است اصل طلاق نامه وجود دارد ولی آن را منتسب به آقای م. می کنند منتسب به آقای ح. م. نمی باشد. ظاهراً در اثنای رسیدگی، شخص خواهان و خوانده ردیف اول نیز در دادگاه حضور یافته اند. زوجه خواهان اظهار داشته که این جانب قبول دارم که در تاریخ 93/5/19 به دفتر خانه رسمی آقای ح. م. مراجعه کرده ام برأی دریافت شناسنامه ام و شناسنامه ام را خوانده ردیف اول به دفتر خانه برده بود تا عقد دائم این جانب با خودش را به ثبت برساند. در دفتر خانه یک نفر آقا بود که نمی شناسم ولی اگر چهره اش را ببینم می شناسم. یک برگ کاغذ جلوی من گذاشت و گفت این را امضا کن من نیز آن را با امضا و اثر انگشت گواهی کردم و از محتویات آن من اطلاعی ندارم. اصلاً من نوشته را ندیدم من دانشجو ترم پنج معماری شهرسازی هستم و پس از امضا و اثر انگشت که به کاغذ زدم شناسنامه ام را گرفتم و مرا فوری از دفترخانه بیرون ساختند. دادگاه از خواهان پرسیده است شما که متن نامه را امضاء و اثر انگشت زدید چرا بدون این که آن متن را ببینید یا بخوانید این کار را کرده اید؟ و خواهان پاسخ داده است چون من در شرأیط بدی قرار گرفته بودم.
دادگاه مجدداً پرسیده است آیا شما دلیل و مدرک دارید که شناسنامه ات در اختیار خوانده ردیف اول بوده؟ و خواهان گفته است بلی شهود دارم ومن زمان تحویل شناسنامه& nbsp; به خوانده ردیف اول در مجلس نبودم ولی فیلم ما هست که این عمل صورت گرفته است.
خوانده ردیف اول اظهار داشته که وقت رفتن به آزمایشگاه شناسنامه در اختیار من بود. من به تنهایی به دفتر خانه دیگری جهت ثبت ازدواجمان رفته بودم و نامه را گرفتم تا به آزمایش برویم و بعد از نتیجه آزمایش آن را به آقای ن. دادیم تا صیغه عقد نکاح را خواند [بخواند]. من شناسنامه به دفتر خانه نبردم بلکه آقای م. پدر خواهان با پدرم تماس تلفنی گرفت و پدرم شناسنامه را برداشت و رفت و بیشتر از این نیز من اطلاعی ندارم و آقای م. و پدر خواهان بعد از آن را می دانند. دادگاه مرجوعالیه، با توجه به اتمام وقت رسیدگی و تداخل اوقات رسیدگی به پرونده حاضر با پرونده بعدی آن روز رسیدگی دستور تجدید جلسه دادرسی به منظور ادامه رسیدگی و استماع شهادت شهود صادر کرده است. زوج خوانده ردیف اول، در لایحه دفاعیه ای که خود شخصاً برأی جلسه اول رسیدگی به دادگاه تقدیم داشته آورده است که این جانب م. س. س. دانشجوی دکتری و مدرس مهندسی برق دانشگاه کردستان به اطلاع آن مقام عالی می رساند که در مورخه 93/5/16 صیغه شرعی محرمیت جهت آشنایی توسط حجت الاسلام آقای ن.
روحانی محله آبروان اردبیل به طریق سنتی جاری گردید تا پس از یک ماه یعنی در سالروز ولادت اما م رضا (ع) عقد رسمی صورت گیرد. پس از دوروز در مورخه 93/5/19 حدود ساعت 11 صبح آقای م. باپدرم تماس گرفتند که جهت ابطال صیغه محرمیت به یکی از دفتر خانه ها برویم و ما نیز پس از ایشان در دفتر خانه حاضر شدیم و متصدیان دفتر خانه در حضور ما طلاق نامه عادی را تنظیم نموده و متن و موضوع آن را توضیح داده و خواندند و ما نیز بعد از اطلاع کامل، تمامی مطالب آن را تایید و امضا نمودیم. جلسه بعدی رسیدگی به تاریخ 1393/12/12 تشکیل می شود. وکلای خواهان وخوانده ردیف اول، شخص خوانده ردیف دوم و خواهان در دادگاه حضور یافته اند.
وکیل خوانده ردیف اول در این جلسه اظهار داشته بنده دو نفر شاهد ماجرا برأی ادای شهادت در دادگاه حاضر نموده ام تقاضای استماع شهادت شهود را دارم.
وکیل خواهان اظهار داشته با توجه به این که قواعد آمره قانونی و شرعی برابر لایحه تقدیمی در جلسه قبلی ارائه شده است لذا مورد از مواردی نمی باشد که با شهادت شهود قابل احراز و استنباط باشد لذا اخذ اظهارات شهود در ماهیت دعوی تاثیر و موضوعیت ندارد.
خوانده ردیف دوم در این جلسه اظهار داشته اجاره بدهید پدر خوانده ردیف اول ماجرا را به طور کامل توضیح دهد. وکلای طرفین موافقت خویش را در این خصوص اعلام نموده اند. آن گاه پدر زوج ( خوانده ردیف اول ) اظهار داشته که با توجه به این که قبلاً صیغه نامه تنظیم شده بوده است. با توجه به این که پدر زوجه به هر دلیل یا دلایلی زوجه حاضر به ادامه زندگی نبوده و تنظیم دفترچه سند رسمی ازدواج که همین دفتر چه اعتبار و ارزش به زوجیت طرفین می دهد از من خواستند به دفتر خانه بروم و پدر زوجه از این جانب خواست که صیغه نامه را ابطال نماییم و پی گیری قضایای دیگر نشویم و با توجه به این که شناسنامه در ید من بود شناسنامه مرا تحویل آقای م. داده ام و اقدامات بعدی انجام پذیرفت. سپس وکیل خواهان در خصوص اظهارات پدر زوج اظهار داشته به نظر می رسد طلاق نامه از قبل آماده شده بوده است چون دو یا سه روز بعد از عقد دائمی گذشته بوده است موکل و پدرش را جهت تحویل شناسنامه و تنظیم سند رسمی ازدواج به دفتر خانه دعوت نموده بودند که بعداً کاشف به عمل آمده است که این عملیات تنظیمی در دفتر خانه همان طلاق نامه بوده است.
دادگاه مرجوعالیه در همین مرحله، قبل از استماع اظهارات شهود خوانده ردیف اول، از آقای ش. د. که به عنوان مطلع در دادگاه حضور پیدا کرده بوده، تحقیق به عمل آورده است. نامبرده که ظاهراً از کارکنان دفتر خانه شماره. . . طلاق بوده، اظهار داشته است واقعیت این است که حدود سه روز قبل، ابوین زوجین اظهار داشتند که حدود سه روز قبل که زوجین اقدام به جاری ساختن عقد دائمی زوجیت نموده اند اظهار داشتند که زوجین قصد جدایی دارند من صراحتاً گفتم که زوجین باید حضور داشته باشند. در پاسخ، ابوین آنان اظهار داشتند که چون زوجین با هم اختلاف دارند راضی به ملاقات همدیگر نیستند. در همان لحظه زوج وارد دفتر خانه شد. در واقع، سه نفر حضور داشتند زوج به همراه ابوین زوجین، بنده یک صورتجلسه طلاق عادی تنظیم کردم که کپی آن نیز موجود هست و تقدیم می نمایم. بعد از تنظیم صورتجلسه ابتدا آن را برأی زوج آقای م. س. قرائت کردم. سپس هر سه نفر آن را امضا نموده و بعد از آنان یعنی ابوین نیز به عنوان شهود آن را امضاء کرده اند. البته زوجه نیز بعد از ظهر در دفتر خانه حضور پیدا کرده و بقیه ماجرا را ایشان می داند. دادگاه سپس از آقای م. خ.
در همان جلسه به عنوان مطلع دوم خواسته که در مورد ماجرا توضیح دهد. نامبرده اظهار داشته که ابوین زوجین قبل از ظهر در دفتر خانه آقای م. حضور پیدا کرده اند ابتدا حتی آقای ع. س. (پدر زوج ) گریه کرد بنده ( قاضی محترم دادگاه در ادامه همین صورتجلسه آورده است که: مطلع سپس دادگاه را به عنوان این که چرا پدر زوجه در دادگاه حضور پیدا نکرده است دادگاه را مورد ماخوذه قرار داده با حالت بدور از آداب جلسه دادگاه، رئیس محکمه را مورد خطاب قرار داده که چرا پدر زوجه حضور ندارند؟ عضو ممیز) مطلع نامبرده در ادامه مطالب خود، اظهارداشته که آقای د. در حال نوشتن نیز مطالب را به آنان قرائت می نمود سپس هر سه نفر صورتجلسه تنظیمی را امضاء نموده اند و در ادامه ماجرا بعد از ظهر همان روز چون زوجین قصد نداشتند با همدیگر ملاقاتی داشته باشند و همدیگر را ببینند زوجه به اتفاق مادرش در دفتر خانه حضور پیدا کرده اند. این جانب صورتجلسه را تحویل زوجه دادم و قرائت کرد. سپس من صراحتاً به زوجه اظهار داشتم آیا از همدیگر مطالباتی دارید یا نه و در پاسخ، زوجه اظهار داشت که مهریه را بذل نموده ام و هیچ گونه مطالباتی از همدیگر نداریم.
حتی عنوان کردم که طلا و غیره به عنوان مطالبه دارید یا نه پاسخ داد که هیچ چیزی مطالبه ندارم. سپس به آقای د. زنگ زدم و قبل از این که صیغه طلاق جاری شود اززوجه خواستم که آیا اجازه طلاق می دهید یا نه؟ نامبرده زوجه اجازه داد در همان لحظه از طریق تلفن به آقای د. گفتم که اجازه داد و ایشان نیز طلاق را جاری ساخت و فردای آن روز نیزاز ایشان سئوال کردم که ایشان جواب داد که بلی صیغه طلاق را جاری ساختم. در این هنگام وکیل خواهان از آقای خ. (مطلع پرسیده است آیا حاضر به اتیان سوگند به قرآن در مورد این که در حضور موکل این جانب تلفنی با آقای د. صحبت کرده و اجازه زوجه را به ایشان گفته و دوم این که آیا متن صورتجلسه که کاملاً ناخوانا هست را به موکله این جانب تفهیم نموده اید هستید؟ و مطلع (آقای خ. ) پاسخ داده است بنده سرباز امام زمان (عج ) هستم و در برابر پیشگاه پرودگار متعال مسئولیت داریم. هیچ نسبتی به اینها ندارم حاضر به اتیان سوگند هستم تا واقعیت کشف شود.
وکیل خوانده ردیف اول اظهار داشته از محضر دادگاه استدعا دارم که اظهارات شهود را نیز اخذ کنید البته اظهارات آنان همان است که این دو نفر به عنوان مطلع توضیح دادند. آن گاه دادگاه به طور جداگانه اظهارات شهود ;را استماع نموده، اما علی الظاهر و با توجه به عبارت پایانی صورت مجلس دادگاه، اظهارات شهود را به لحاظ اتمام وقت جلسه دادرسی در اوراق تحقیق درج ومنعکس نموده ودستور تجدید جلسه رسیدگی را صادر کرده است. ( در برگ اول صورتجلسه تنظیمی رسیدگی مورخ 93/12/12 دادگاه آمده است: «سپس دادگاه مبادرت به اخذ اظهارات شهود به طور جداگانه (منفرداً و در برگ جداگانه می نماید"، اما اوراق تحقیق از شهود که در این جلسه انجام شده باشد مشاهده نشد. نکته دیگر آن که مشخصات تفصیلی هویتی دو فرد مطلع (آقایان د. و خ. ) نیز در صورتجلسه دادگاه درج نگردیده و اساساً اظهارات آنان در اوراق مستقل تحقیق از گواه یا مطلع درج نشده و صرفاً در متن صورتجلسه تنظیمی دادگاه منعکس گردیده است. عضو ممیز). جلسه بعدی رسیدگی به تاریخ 1394/1/31 برگزار شده است.
در این جلسه، خواهان، پدر و وکیل وی، خوانده ردیف دوم و وکیل خوانده ردیف اول حضور یافته اند. دادگاه از یک نفر شاهد تعرفه شده از سوی خوانده ردیف اول (زوج ) تحقیق به عمل آورده، شهادت او را استماع و اظهاراتش را در برگ تحقیق منعکس نموده است. گواه مزبور به نام ع. صحت 60 ساله در شهادت خود اظهار داشته است که بنده به عنوان دایی زوج و با در نظر گرفتن خداوند متعال در محضر دادگاه شهادت می دهم که زوجین در منزلی که بنده شخصاً حضور داشتم صیغه عقد دائم جاری شد و این که در آن جلسه چه اتفاقی افتاد فیمابین، بنده مشخصاً در جلسه عقد خوانی که در منزل زوجه صورت پذیرفت و اجرا شد حضور داشتم صیغه عقد جاری شد و این که فردای آن روز چه اتفاقی افتاد نمی دانم ولی شنیده ام که از همدیگر جدا شده اند و با رضایت طرفین صیغه طلاق جاری شده است.
وکیل خواهان لایحه ای به دادگاه تقدیم داشته و طی آن اعلام نموده که با عنایت به این که اولاً امضای طلاق نامه توسط آقای م. تکذیب شده و مهر وی هم توسط اشخاص ثالث مورد استفاده قرار گرفته است و مهم تر این که صیغه طلاق توسط شخص آقای م. اجرا نشده است لذا نتیجه حاصل و شرأیط ابطال فراهم می باشد و صرف نظر از اجرأی احتمالی صیغه طلاق و. . . توسط اشخاص ثالث به طریق غیر قانونی بر خلاف قانون و فاقد هر گونه آثار قانونی می باشد لذا تقاضای صدور حکم مقتضی را دارم.
وکیل خواهان در جلسه رسیدگی فوق الذکر اظهار داشته که با توجه به این که سند عادی طلاق نامه از جهت امضا و مهر و غیره منتسب به شخص حاج آقا م. نیست ناگزیر از طرح دعوی بر علیه ایشان نیز بودیم و در رابطه با محکومیت ایشان ماهیچ گونه ادعایی نداریم و خواسته ما صرفاً ابطال طلاق نامه عادی است که شرأیط نیز به نظر این جانب فراهم بوده است.
خوانده ردیف دوم در این جلسه اظهار داشته واقعیت این است که من زوجه را اصلاً ندیده بودم صورتجلسه را امضاء ننموده ام و مهر نیز نزده ام صرفاً آقای د. ، مهر را برداشته و بدون سوء نیت که البته مهر خودش بوده است از آن استفاده نموده است و آن طوری که بنده اطلاع دارم با هماهنگی یک نفر سر دفتر محترم آقای الف. و خارج از دفتر خانه، صیغه طلاق جاری شده است فلذا بنده هیچ مسئولیتی ندارم. در این اثنا، خوانده ردیف اول به همراه آقای د. (کارمند دفتر خانه طلاق47) در دادگاه حضور یافته اند. دادگاه از آقای د. که او را منشی خوانده ردیف دوم معرفی نموده پرسیده است آیا صیغه طلاق را جاری ساخته اید یا نه؟ و نحوه اجرأی صیغه طلاق و این که با حضورچه کسی یا کسانی و با حضور زوجین بوده است یا نه توضیح دهید. فرد نامبرده جواباً با اتیان سوگند به قرآن مجید اظهار داشته قبل از حضور زوجین، ابوین زوجین در دفتر خانه حضور پیدا کرده اند و خواستار جدایی زوجین از همدیگر بدون حضور آنان شدند.
سپس زوج احتمالاً هنوز ابوین از دفتر خانه خارج نشده بودند در دفتر خانه حضور پیدا کرد و بنده صورتجلسه طلاق عادی را برأی زوج قرائت نمودم زوج قدری مکدر خاطر شد. بنده عرض کردم که اگر امکان دارد اصلاً این کار صورت نپذیرد. سپس صورتجلسه را امضا نموده و اظهار داشت زوجه بعد از ظهور حضور پیدا می کند البته قبل از زوج نیز ابوین زوجین صورتجلسه را امضا کرده بودند. سپس بعد از ظهر بنده حضور نداشتم به شهرستان گرمی رفته ام و آقای خ. که خودش نیز روحانی هست ایشان حضور داشت. سپس آقای خ. با این جانب تماس تلفنی برقرار نموده و اظهار داشت زوجه امضا کرده و جناب عالی را به عنوان وکیل انتخاب نموده و بنده نیز در شهرستان گرمی در حضور عدلین صیغه طلاق را جاری ساختم و احتیاطاً برأی این که کار به طور صحیح باشد به آقای الف. زنگ زدم ایشان نیز صیغه طلاق را جاری ساخت.
وکیل خوانده ردیف اول پس از استماع اظهارات فرد مطلع، اظهار داشته در خصوص عقد هیچ گونه ایرادی وارد نیست و عقد نکاح به طور صحیح صورت پذیرفته است و طرفین نیز قبول دارند با توجه به این که زوجه و خانواده ایشان به هر دلایلی حاضر به این ازدواج نبودند و حتی بنا به اظهارات آقای د. موکل در حالی که ناراحت بوده آن را منظور طلاق نامه را امضا کرده است و اما در خصوص این که آیا صیغه طلاق به نحو صحیح صورت گرفته یا نه اولاً با توجه به این که شخصی که صیغه طلاق را جاری کرده است دارأی صلاحیت بوده و ازاین حیث ایرادی وارد نیست که اظهارات آقای خ. که روحانی نیز بودند با اتیان سوگند موضوع را روشن نمودند و در این جلسه آقای د.
نیز جزئیات را تشریح نمودند مطالبی را در خصوص نحوه اجرأی صیغه طلاق و حتی برأی جلوگیری از ایجاد هر گونه شبهه دیگر با روحانی دیگری تماس گرفته و چون وکالت داشته بر همین اساس عمل کرده است و در خصوص این که آیا بدون اجازه دادگاه می توان صیغه طلاق جاری کرد یا خیر بین علما اختلاف نظر هست آن چه که معروف است و با عدل و منطق سازگار تراست چون جری تشریفات عقد تحقق نیافته است وصرفاً صیغه محرمیت عناصر تشکیل دهنده فکری و قانونی ازدواج انجام نگرفته است و در دفتر خانه نیز به ثبت نرسیده است لذا به نظر می رسد که صیغه طلاق جاری شده، محمل و وجاهت قانونی داشته و خللی بر آن وارد نیست. نکته آخر این که تکیه بر این مورد دارم که این جاری شدن صیغه طلاق از سوی خانواده و خود زوجه بوده که اصرار بر آن داشتند لذا دادگاه محترم در این خصوص اتخاذ تصمیم خواهد نمود.
وکیل خواهان مجدداً اظهار داشته که اولاً عقدنامه که در پرونده پیوست است دقیقاً عقدنامه دائمی ذکر شده است و با صدور طلاق غیر قانونی فرصتی برأی الزام به ثبت ازدواج از ناحیه زوجه فراهم نشده است و آثار تبعی طلاق از قبیل بکارت که در این بخش نیز شبهه ای در خصوص موکل وجود دارد وجود حمل وعده و سایر آثار قانونی از الزامات قانونی ثبت ازدواج و طلاق در نظر گرفته شده است که در پرونده حاضر نادیده گرفته شده است و در رابطه با ناراحتی زوج از اجرأی صیغه طلاق پیامک ارسالی ایشان به موکل که فعلاً نیز موجود می باشد حاکی از آن است که من نمی توانم شما را خوشبخت نمایم بنابرأین طلاق از ناحیه زوج و اراده وی بوده است و پیامک های موکل حکایت از ناراضی بودن و التماس وی مبنی بر این که چند روز هست با هم زندگی مشترک را شروع کرده ایم و این نشانه اتخاذ تصمیم یک طرفه و از ناحیه زوج بوده است و موکل هیچ نقشی در مورد طلاق ندارد و در خصوص اظهارات آقای د. راجع به آقای الف. ، سر دفتر محترم دیگر دفتر خانه دیگر در صورت صلاحدید اظهارات وی نیز اخذ شود.
دادگاه از خواهان (زوجه ) پرسیده است آیا شما در دفتر خانه حضور پیدا کرده اید یا نه و برأی چه امری و با چه کسی در دفتر خانه حضور پیدا کرده اید؟ و خواهان پاسخ داده است بنده بعد از ظهر همان روز به اتفاق مادرم در دفتر خانه حضور پیدا کرده ام البته برأی ثبت ازدواج که پدرم قبل از ظهر حضور پیدا کرده بود و تحویل شناسنامه. دادگاه مجدداً پرسیده است آیا شما کسی را وکیل جهت اجرأی صیغه طلاق انتخاب کرده بودید یا نه و خواهان پاسخ داده است بعد از ظهر که من حضور پیدا کرده ام اولاً: یک نفر شخصی حضور داشت نه روحانی و ثانیاً: از این جانب امضا اخذ نمود و بنده شناسنامه خود را تحویل گرفتم و به اتفاق مادرم از دفتر خانه خارج شدیم.
خوانده ردیف اول (زوج ) نیز در جلسه اظهار داشته است بنده قبل از ظهر نزدیک ظهر در دفتر خانه حضور پیدا کرده ام و آقایان خ. و د. نیز حضور داشتند. صورتجلسه صیغه طلاق را قرائت کردند والبته قبلاً با ابوی زوجه هماهنگی بعمل امده بود و پس از قرائت صورتجلسه صیغه طلاق را امضا نموده و بعد از آن نیز صیغه طلاق را به همان نحوی که آقایان توضیح داده اند جاری شده بود. پدر زوجه خواهان هم در این جلسه اظهار داشته که بعد از جاری شدن صیغه عقد دائم چند روز بعد زوج، با دخترم تماس تلفنی بر قرار نموده و اظهار داشته که چون خواب پریشان دیده ام زندگی مشترک ما به نفع هیچ کدام نیست من از این ماجرا خبر دارم. بعد از این ماجرا آقای ع. س. با این جانب تماس تلفنی بر قرار نموده و اظهار داشت فردا بیایید به دفتر خانه آقای م. شناسنامه زوجه را تحویل بگیرید بنده هم مراجعت نمودم به دفتر خانه، آقای د. که به دروغ نیز در محضر شما قسم یاد کرد از هر دو نفر ما یعنی ابوین زوجین امضا را اخذ کرده و اظهار داشت بعد از اخذ امضاء زوجین شناسنامه ها را تحویل خواهم داد.
پدر زوجه خواهان در پاسخ به سئوال دادگاه مبنی بر این که شما سئوال نکردید که این امضای این جانب برأی چه امری هست و حرفی از ازدواج و طلاق به عمل آمده یا نه اظهار داشته است که در این خصوص هیچ سئوالی مطرح نشده و سفید امضا اخذ کرده اند. پدر زوج خوانده ردیف اول نیز در جلسه رسیدگی حاضر شده و در پاسخ به سئوال دادگاه مبنی بر این که نحوه ورود شما به دفتر خانه و امضای شما چگونه بوده، اظهار داشته که من به اتفاق آقای م. وارد دفتر خانه شدیم و هر دو امضاء کرده ایم و گفتند این طلاق هست که امضا می کنید. دادگاه در پایان جلسه رسیدگی مورخ 94/1/31 دستور تعیین وقت رسیدگی مجدد و دعوت طرفین و نیز آقایان خ. و د. -منشی های دفتر خانه طلاق- به منظور مواجهه حضوری با زوجین واخذ توضیح از انان ونیز تحقیق از شهود طلاق ومجری دیگر صیغه طلاق (آقای الف. ) را صادر نموده است. دستور دادگاه اجراء شده ودر جلسه بعدی رسیدگی که به تاریخ 94/3/2 برگزار گردیده، متداعیین و وکیل خوانده ردیف اول و آقایان د. و خ. و الف. در دادگاه حضور یافته اند.
خواهان، وکیل خود را با تقدیم لایحه مورخ 94/2/21 به دادگاه عزل نموده است. آقای ع. ع. ص. ، وکیل پایه یک دادگستری با ارائه وکالت نامه خود را به عنوان وکیل جدید خواهان معرفی و در دادگاه حاضر شده است. در این جلسه، آقای د. ، منشی دفتر خانه طلاق و یکی از مجریان طلاق مجدداً و به اختصار ماجرأی طلاق و تنظیم طلاق نامه را که در جلسات قبلی دادگاه مطرح نموده بوده، بازگو کرده است و شهود اجرأی صیغه طلاق به نام های آقایان پ. ش. و د. ش. ش. را به دادگاه معرفی نموده است. دادگاه گواهی شهود نامبرده را استماع و اظهارات آنان را در اوراق تحقیق درج و منعکس نموده است. آقای. پ. ش. 54 ساله - احد از گواهان- اظهار داشته است بنده در محضر قرآن. . . و خداوند متعال قسم یاد کرده ام و در محضر دادگاه شهادت می دهم که آقای د. در حضور این جانب و فرزند من که او نیز حضور پیدا کرده است صیغه طلاق زوجین آقای س. و خانم س. م. را جاری نموده وبنده اساساً این صیغه طلاق را شنیده ام که البته هر پنجشنبه در محضر ما صیغه طلاق را جاری می سازد.
وکیل خواهان از شاهد نامبرده پرسیده چطور در هر پنج شنبه در محضر شما صیغه طلاق را جاری می سازد و شما این دونفر زوجین را به یاد دارد که صیغه طلاق آنان را جاری ساخته است و گواه مزبور پاسخ داده است چون اسم خواهان س. بوده و من هم اسم عروسم و آن موقع یاد دارم از آن جهت قطع و یقین دارم که صیغه طلاق این دو نفر را جاری ساخته و دقیقاً به یاد دارم که اسم س. را به زبان آورد. گواه دیگر، آقای داور ش. نیز در شهادت خود بیان داشته است بنده به عنوان شاهد در محضر دادگاه شهادت می دهم که صیغه طلاق زوجین را نزد پدر و اینجانب جاری ساخته است و دقیقاً اسم خانم س. م. و م. س. را به یاد دارم که البته پنج شنبه ها نزد این جانب و پدرم صیغه طلاق زیادی جاری ساخته است ولیکن اسم این دو نفر زوجین را دقیقاً به یاد دارم که صیغه طلاق را جاری نمود.
وکیل خواهان تاریخ اجرأی صیغه طلاق را از شاهد پرسیده است و شاهد پاسخ داده است دقیقا به یاد ندارم در چه تاریخی بوده است ولیکن اجرأی صیغه طلاق زوجین را به یاد دارم. دادگاه در همین جلسه، اظهارات آقای ع. الف. ، سر دفتر طلاق شماره یک و سر دفتر ازدواج 12 اردبیل را که به عنوان مجری دیگر صیغه طلاق، از سوی آقای د. به دادگاه معرفی شده بوده به عنوان گواه استماع نموده و شهادت او را نیز در برگ تحقیق درج نموده است. گواه نامبرده اظهار داشته است بنده دقیقاً یادم هست در خصوص زوجین آقای د. به این جانب زنگ زد و اظهار داشت صیغه طلاق بین آقای س. ( م. ) و خانم م. را جاری نمایید بنده هم زنگ زدم و گفتم من این صیغه را جاری نکرده ام زیرا طرفین حضور نداشتند و در واقع، بنده در خصوص این دو نفر صیغه طلاق جاری نکرده ام.
وکیل خوانده ردیف اول در این جلسه پس از استماع اظهارات شهود اظهار داشته است با توجه به این که در جلسه اول آقای روحانی با اتیان سوگند و هم چنین اظهارات آقای د. و اظهارات شهود که من جمله، نفس عمل که همان جاری نمودن صیغه طلاق بوده است که در حضور آنان صیغه طلاق جاری شده است. و اما در خصوص آقای الف. همان طوری که در جلسه قبل هم آقای د. اشاره کرده اند آن هم از باب احتیاط با ایشان تماس تلفنی بر قرار شده است آن چه که مهم بوده بعداً آقای الف. به آقای د. اطلاع داده اند که صیغه طلاق را جاری ننموده اند و این هیچ اشکالی به نفس عمل که همان جاری نمودن صیغه طلاق بوده آن هم با تمام شرأیط و مندرجات قانونی و شرعی من حیث المجموع صیغه طلاق به نحو صحیح انجام گرفته که صلاحیت بررسی آن و تصمیم گیری آن با دادگاه محترم است.
وکیل خواهان اظهار داشته است مطالب خود را طی لایحه ای به دادگاه اعلام خواهم نمود. تصویر دادنامه شماره 218- 94 مورخ 94/2/9 شعبه دهم دادگاه عمومی اردبیل متضمن حکم بر بطلان دعوی زوجه خواهان به خواسته مطالبه مهریه به دادگاه ارائه گردیده است (برگ 69 پرونده ) متعاقباً خواهان و وکیل وی هر یک جداگانه لایحه ای به دادگاه تقدیم داشته و طی آن مشروحاً در مورد دعوی و چگونگی حضور در دفتر خانه طلاق و اخذ امضاء توسط کارمندان دفتر خانه و ادعای اجرأی صیغه طلاق توسط آقای د. منشی دفتر خانه و مواردی که به عنوان تناقض در اظهارات شهود طلاق و منشی دفتر خانه طلاق (آقای د. ) از آنها یاد کرده اند، توضیحاتی را به دادگاه ارائه نموده اند. (برگ های 76 الی 84 پرونده ). دادرس وقت دادگاه در تصمیم مورخ 94/3/2 خود با این استدلال که جلسه اول رسیدگی به تصدی ریاست دادگاه برگزار شده و اصل طلاق نامه، توسط وی (دادرس) ملاحظه نشده و کپی آن هم ناخوانا می باشد از دفتر خواسته است تا به خوانده ردیف اول اخطار نماید که کپی رنگی و مصدق طلاق نامه عادی را ارائه نماید و اصل طلاق نامه را نیز جهت رویت تقدیم دادگاه نماید.
زوج خوانده ردیف اول، طی لایحه مورخ 94/3/23 به دادگاه اعلام نموده که اصل طلاق نامه نزد آقای س. م. ، سر دفتر طلاق است و فقط فتوکپی سند مزبور در اختیار وی (زوج) می باشد. دادگاه از دفتر خواسته است تا به سر دفتر (آقای م. ) اخطار کند تا اصل طلاق نامه را به دادگاه ارائه نماید. متعاقباً اصل طلاق نامه به دادگاه ارائه شده که در برگ 95 پرونده مضبوط است. زوجه خواهان به ضمیمه لایحه ای که در تاریخ 94/4/18 به دادگاه ارائه شده، دو برگ حاوی متن پیامکهای ارسالی از طرف زوج (خوانده ردیف اول ) برأی وی را ارائه و در لایحه مزبور نیز توضیح داده که متن پیامکها نشان می دهد که هیچ توافقی میان او و زوج در مورد طلاق صورت نگرفته بوده و این خود زوج بوده که از او (زوجه ) کنار کشیده و حاضر به ادامه زندگی مشترک نبوده است. زوج خواهان مجدداً همان گونه که در لایحه شش برگی قبلی خود تصریح نموده، تاکید کرده که زوج با تبانی و همدستی با دفتر خانه طلاق و اغفال زوجه، از مشارالیها امضاء گرفته اند و بعداً طلاق نامه را تنظیم کرده اند، زوجه افزوده است که زوج در شعبه دوم دادگاه تجدیدنظر استان نیز به صراحت بیان کرده است که من نه با س.
م. در مورد بذل مهریه توافقی کرده و نه با پدرش و متصدی دفتر خانه این نوشته را تنظیم کرده است.
خواهان در نهایت از دادگاه تقاضا کرده است که اگر زوج حاضر به زندگی مشترک نمی باشد حق و حقوق وی را از زوج بگیرد.
وکیل خواهان با تقدیم لایحه مورخ 94/4/29 به دادگاه با اعلام این که حسب مطالب مندرج در پرونده و اظهارات طرفین و ادعای موکل مبنی بر این که برگه استنادی خواندگان مبنی بر توافق فیمابین موقع امضای ایشان و پدرش به صورت برگه ای سفید بوده که مطالب مندرج در آن بعد از امضای ایشان اضافه گردیده و در واقع، علاوه بر تقدم و تاخر، جعل مفادی نیز انجام گرفته است. زیرا قررا بوده در متن آن موضوع تحویل شناسنامه نوشته شود، تقاضای ارجاع امر به کارشناس دادگستری نموده است (برگ 99 پرونده). سر انجام دادگاه مرجوعالیه در تاریخ 1394/5/10 در وقت نظارت مقرر، محتویات پرونده را مورد ملاحظه قرار داده و آن گاه ختم رسیدگی را اعلام و به شرح دادنامه شماره 957- 94 مورخ 1394/5/28 پس از ذکر مقدمه ای مشتمل بر معرفی طرفین و وکلای آنان و مفاد حواسته خواهان و چگونگی اقامه دعوی این گونه انشای رأی نموده است: «. . .
دادگاه با توجه به دادخواست خواهان و فتوکپی مصدق صیغه نامه عادی مورخ 93/5/16 در احراز علقه زوجیت دائم طرفین (خواهان با خوانده ردیف اول) از تاریخ 93/5/16 و فتوکپی طلاق نامه عادی ذکر شده توسط خواهان که به گواهی وی و پدرش و خوانده ردیف اول و پدر وی رسیده است و در اصل توافق طلاق بوده نه طلاق نامه و اقرار ضمنی وکیل خواهان بر گواهی خود و پدرش طلاق نامه مذکور را و اقرار خواهان در گواهی آن منتهی با این توضیح از آن متن اطلاعی نداشته و اصلاً نوشته را ندیده در صورتی که نامبرده دانشجوی ترم پنج معماری شهرسازی بوده طبق اظهارات خود و شهادت مجری طلاق نامه و یک شاهد دیگر بر صحت آن و طبق شهادت احدی از شهود گویا خواهان بعد از ظهر در دفتر خانه حاضر شده و طلاق نامه را پس از قرائت گواهی کرده اند و طبق شهادت شاهد گویا زوجه به طور شفاهی نیز اظهار داشته است مهریه را بذل نموده ام و هیچ گونه مطالبه ای از همدیگر نداریم و شهادت دایی زوج این که شنیده زوجین از همدیگر طلاق گرفته اند و شهادت ناظر طلاق بر صحت اجرأی صیغه طلاق و نظر به اظهارات و مرقومات طرفین و وکلای آنها که حکایت از آن دارد صیغه طلاق بین زوجین جاری شده و توافق نامه طلاق به گواهی طرفین و پدران آنها رسیده است و نظر به این که خواهان دلیل و مدرک بر اثبات ادعای ابطال طلاق نامه عادی 1393/5/19 ارائه نکرده اند و نظر به دفاعیات مدلل و مستدل خوانده ردیف اول دعوی خواهان را غیر واقعی تشخیص داده و با استناد به مواد 223 و 1259 و 1260 و 1275 و 1215 و 1317 قانون مدنی و اصالت الصحه حکم بر بطلان دعوی خواهان صادر و اعلام می نماید.
. . »; دادنامه فوق الذکر به طرفین ابلاغ گردیده و وکیل زوجه خواهان ظرف مهلت مقرر قانونی و بادارابودن اختیار لازم، ضمن تقدیم دادخواست و لایحه ای به دفتر دادگاه نخستین، نسبت به دادنامه مزبور اعتراض و تجدید نظر خواهی نموده است. مندرجات لایحه اعتراضیه وکیل زوجه تجدیدنظر خواه، عمدتاً تکرار مطالبی است که از سوی خود وی و موکله اش و وکیل اولیه زوجه در جلسات رسیدگی دادگاه بدوی و طی لوایح تقدیمی به دادگاه مطرح گردیده است. زوج تجدیدنظر خوانده نیز با تقدیم لایحه ای به موارد اعتراض و تجدیدنظر خواهی زوجه پاسخ داده است. پس از انجام تشریفات قانونی و تبادل لوایح و ارسال پرونده به دفتر کل دادگاه های تجدیدنظر استان اردبیل، شعبه دوم دادگاه تجدیدنظر آن استان-حسب الارجاع مورخ 1394/7/15- عهده دار رسیدگی به موضوع شده است.
دادگاه تجدیدنظر مرجوعالیه، در تاریخ 94/7/27 در وقت فوق العاده، محتویات پرونده را مورد ملاحظه و بررسی قرار داده و به شرح دادنامه شماره 742- 94 مورخ 1394/7/27، با این استدلال که رأی معترض عنه پس از رسیدگی لازم با رعایت مقررات و اصول دادرسی اصدار یافته و اعتراض به کیفیتی نیست تا خدشه و ایراد اساسی بر ارکان رأی موصوف و استنباط و تشخیص محکمه بدوی فراهم و موجب بی اعتباری و نقض آن گردد و استنتاج حاصل از استدلال مرقوم در رأی محمول بر درستی و صحت تلقی می گردد لذا اعتراض تجدیدنظرخواه را وارد ندانسته و با استناد به قسمت اخیر ماده 358 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی، ضمن رد تجدیدنظرخواهی، دادنامه تجدیدنظرخواسته را عیناً تایید و استوارنموده است رأی اخیرالذکر در تاریخ 1394/7/29 به وکیل زوجه تجدیدنظرخواه ابلاغ گردیده و نامبرده با دارابودن اختیار