متن رأی
در پرونده کلاسه 94100188 شعبه 11 دادگاه عمومی حقوقی زنجان آقای ک. الف. با وکالت آقایان الف. س. و ح. الف. دادخواستی به طرفیت آقایان س. ب. و ف. الف. به خواسته مطالبه وجه چک صدور حکم مبنی بر محکومیت تضامنی خواندگان به پرداخت مبلغ دویست و هشتاد میلیون ریال وجه بابت چهار فقره چک به شماره های. . . و. . . و. . . و. . . عهده بانک تجارت با احتساب خسارت تأخیر تأدیه و خسارات دادرسی تقدیم دادگاه نموده ضمن دادخواست توضیح داده خوانده ردیف اول چهار فقره چک را صادر نموده به خوانده ردیف دوم تحویل داده و آقای الف.
خوانده دوم با امضاء ظهر چک ها بابت بدهی خود به موکل تحویل داده پس از مراجعه به بانک در سررسید چک ها فاقد محل بوده و برگشت خورده لذا به شرح خواسته تقاضای رسیدگی دارد در جلسه 94/8/5 وکیل خواهان اظهار داشت با توضیح خواسته و دلایل آن به مضمون متن دادخواست تقاضای صدور حکم به شرح خواسته نموده است خوانده ردیف اول اظهار داشت من مبلغ هر چهار فقره چک را نیز به آقای الف. دادم و این چک ها از بابت کرأیه کارگاه اجاره ای بوده است و به خاطر اینکه خانم آقای الف. اظهار داشتند که چک ها سرقت شده است من وجه آن را داده ام به همین علت چک ها را پس نگرفتم دینی در قبال چک ها ندارم خوانده ردیف دوم اظهار داشت من چک های استنادی را به هیچ کس ندادم و خرج نکرده ام و در منزل بوده نمی دانم مسروقه یا مفقود شده است به چه نحوی دست اشخاص دیگر افتاده نمیدانم این چهار فقره چک را آقای ب. به من داده بود و مبلغ همه چکها را بعداً به من دادند و چون چکها مفقود شده بود نتوانستم چک ها را بدهم و خودم هم به خاطر تصادف در زندان بودم اصلاً پشت هیچیک از چک ها را امضاء نکردم ادعای جعل دارم زمانی که من زندان بودم آقای ب.
چک ها را به همسرم داده بوده وکیل خواهان اظهار داشت در مورد جعل تقاضای ارجاع به کارشناس دارم دادگاه پس از استماع اظهارات طرفین و ملاحظه لایحه تقدیمی وکیل خواهان قرار ارجاع به کارشناس رسمی خط و امضاء را صادر نموده کارشناسی منتخب آقای م. الف. پس از استکتاب از آقای ف. الف. نتیجه کارشناسی را چنین اعلام نموده هشت فقره امضاء مورد ادعا منتسب به آقای ف. الف. ترسیم یافته در ظهر چهار فقره چک مورد ادعای جعل در مقایسه با نمونه امضائات استکتابی اخذ شده و متعارضی و مسلم الصدور ایشان از جمله در تصاویر اسناد پیوستی از نظر شکل کلی امضاء، شروع، ادامه، خاتمه، سرعت و صراحت، نحوه نگارش الف. در بطن امضاء دارأی اختلافات اساسی بوده و مطابقت ندارد وکلای خواهان به شرح لایحه ثبت شده به شماره 407-94/9/9 اعلام داشتند نظر کارشناس به موکل ابلاغ شده است و مشارالیه اعلام کردند نسبت به نظریه مذکور اعتراض ندارد و چون آقای الف. در حضور من آن ها را امضاء نکرده و چک ها توسط آقای ح. پ. که مباشر کارهای آقای الف. بود به من تحویل داده شد و اما در اصل موضوع دعوی چنانچه آقای الف.
به لحاظ عدم امضاء چک ها از پرداخت وجه چک ها و خسارات وارده بری الذمه محسوب شود براساس مقررات قانونی صادرکننده چک بایستی از عهده پرداخت مبلغ مذکور درآید زیرا پرداخت وجه چک ها توسط موکل محرز و مسلم می باشد تقاضای رسیدگی به شرح خواسته دارم دادگاه با کیفیت فوق ختم رسیدگی را اعلام طی دادنامه شماره 94100579-94/10/28 ضمن انعکاس خلاصه جریان پرونده با این استدلال با بررسی مجموع اوراق پرونده و اظهارات طرفین در جلسه دادرسی و مشاهده نظریه کارشناسی مبنی بر اینکه امضاء درج شده مرتبط به آقای الف.
انطباق با امضائات نامبرده ندارد و مصون ماندن نظریه کارشناس از اعتراض بر این اساس خواسته خواهان را نسبت به خوانده ردیف اول مطابق با واقع داشته مستنداً به مواد 249، 310 و 313 از قانون تجارت و مواد 194، 198، 502، 515، 519، 522 قانون آئین دادرسی مدنی و تبصره ماده 2 قانون صدور چکم حکم بر محکومیت خوانده ردیف اول به پرداخت مبلغ 280000000 ریال از بابت اصل خواسته و پرداخت 8705000 ریال از بابت هزینه دادرسی و نیز خسارت تأخیر تأدیه وجه هر یک از چک ها از تاریخ سررسید 70000000 ریال از تاریخ 92/12/5 و مبلغ 70000000 ریال از تاریخ 92/10/5 و مبلغ 70000000 ریال از تاریخ 92/11/15 و مبلغ 70000000 ریال از تاریخ 93/1/5 تا روز پرداخت و وصول بر مبنای نرخ تورم اعلامی از سوی بانک مرکزی و حق الوکاله وکیل بر طبق تعرفه قانونی درحق خواهان صادر و اعلام می دارد در خصوص خوانده ردیف دوم بنا به نظریه کارشناسی و محتویات پرونده و مراتب معنونه به لحاظ عدم توجه دعوی مستنداً به بند 4 ماده 84 و ماده 89 قانون آئین دادرسی مدنی قرار رد عوی صادر می نماید این رأی در تاریخ 94/11/12 به خوانده ردیف اول آقای س. ب.
ابلاغ شده در تاریخ 94/11/11 نیز به آقای ف. الف. ابلاغ شده است در تاریخ 94/12/24 هر دو نفر خواندگان از دادنامه مذکور با وکالت آقای غ. س. و خانم س. ف. م. وکلای دادگستری فرجامخواهی نمودند وکلای فرجام خواهان ها به شرح لایحه تقدیمی پیوست دادخواست اشعار می دارند که چک مورد بحث در وجه آقای ف. الف. صادر گردیده دارنده چک آقای الف.
است ایشان طلبکار تلقی می شود وی انتقال چک از سوی ایشان به ثالث بایستی طبق مقررات قانونی صورت پذیرد در مانحن فیه انتقالی صورت نگرفته یعنی از طریق مقررات قانونی و ظهرنویسی صورت نگرفته است ثانیاً چک در حدود قسمت اخیر ماده 2 از قانون صدور چک مصوب 1355 و اصلاحات مصوب 82/6/2 قابل استناد برأی فرجام خوانده نمی باشد زیرا چک نه به نام فرجام خوانده صادر شده و نه کسی است که چک ها به نام او پشت نویسی شده است و نه اینکه چک ها در وجه حامل صادر شده مضافاً اینکه در مانحن فیه قبلاً به صراحت از طرف دارنده قانونی چک ها مراتب مفقودی چک ها نه تنها کتباً وفق مقررات به بانک اعلام شده بلکه در فرجه قانونی مربوط مراتب مفقودی آن ها به اطلاع مرجع قضائی ذیصلاح نیز رسیده در تقویت دلایل استنادی به نظریه مشورتی شماره 7/8522 مورخ 81/9/26 نیز استناد نموده است ثالثاً آقای الف.
به عنوان دارنده قانونی چک ها و شخصی است که چک های استنادی خواهان صراحتاً در وجه وی صادر گردیده فرجام خوانده نیز تقاضای ارجاع به کارشناسی نموده و کارشناس هم مغایرت بین امضاء استکتابی و امضاء ظهر چک را صریحاً اعلام نموده است ایضاً فرجام خوانده که مدعی است چک ها را از آقای ف. الف. گرفته ایشان به جهت محکومیت مربوط به تصادف قتل غیرعمدی در زندان استان البرز بوده است برگ اعلام وضعیت زندانی به شماره آمار 92201060 گویای این واقعیت است لذا دارنده چک از دارندگان با حسن نیت تلقی نمی شود تقاضای نقض رأی فرجام خواسته را دارم پرونده پس از وصول پاسخ از سوی وکیل خواهان (فرجام خوانده به دیوان عالی کشور ارسال به این شعبه ارجاع به کلاسه فوق ثبت شده است لوایح طرفین به هنگام شور قرائت می شود.
هیأت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس از قرائت گزارش عضو ممیز و اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رأی می دهد: