متن رأی
گرچه به مستفاد از ماده 2 قانون صدور چک و ماده 312 قانون تجارت دارنده چک کسی است که چک در وجه او صادر و یا به نام وی پشت نویسی شده باشد و به صرف امضاء در ظهر آن به دیگری منتقل می گردد و نظر به اینکه ظهرنویسی وسیله انتقال یک عمل حقوقی می باشد که دارنده با امضاء ظهر آن به دیگری منتقل می نماید وقتی این عمل حقوقی فاسد و غیر مشروع باشد دارنده آن مالک شناخته نمی شود چون انتقال با توسل به یکی از اسباب قانونی حاصل نشده مصداق قانونی دارنده و تعریف شده در قانون ایجاد نگردیده به عبارتی وسیله نامشروع هدف را توجیه نمی نماید و مشروعیت نمی دهد لذا در مانحن فیه وسیله انتقال که همان ظهرنویسی است از سوی دارنده واقعی آقای الف.
با وصف جعلیت امضاء وی طبق نظریه کارشناس رسمی و اقرار وکیل فرجام خواه صورت نگرفته تا خواهان بتواند علیه دارنده واقعی طرح دعوی نماید اما حسب مدلول مواد 245 و 246 و 247 و 249 قانون تجارت چون دارنده برات (چک) حق مراجعه به هر یک از ظهرنویس ها و برات دهنده را دارد و در مانحن فیه حسب قانون صادرکننده چک با ظهرنویس ها مکلف به پرداخت وجه چک می باشند و مراجعه دارنده (متعهدٌله) به صادرکننده نیز با توجه به وصف تجریدی بودن اسناد تجاری محفوظ می باشد در قضیه مورد بحث هم ادعای پرداخت وجه چک ها از سوی صادرکننده به دارنده واقعی آن که چک به نام وی صادر گردیده رافع مسئولیت وی بدون اخذ چک ها از دارنده واقعی موجب زوال حق دارنده چک ولو اینکه مالک چک شناخته نشود که به واقع طلبکار از دارنده واقعی باشد نمی شود فی المثل چکی که صادرکننده به نام شخص معین و به حواله کرد صادر می نماید و این شخص بدهکار شخص دیگری باشد و چک را امضاء شده بابت دین خود به ثالث تحویل دهد از قضا بعداً معلوم شود امضاء ظهر چک منتسب به انتقال دهنده نبوده گرچه حسب قانون مربوط به اسناد تجاری با جعلیت امضاء حق مراجعه انتقال گیرنده به انتقال دهنده منتفی می شود اما با توجه به تجریدی بودن اسناد تجاری مسئولیت صادرکننده نسبت انتقال بگیرنده به قوت خود باقی می باشد زیرا وی که مدیون شخص انتقال گیرنده اول بوده و شخص اخیر هم مدیون شخص ثالث بوده با پرداخت وجه به انتقال گیرنده ثالث نامبرده در قبال ید بعدی خود بری الذمه می شود بنا به مراتب صرف اعلام مفقودی چک و جعلیت امضاء ظهر آن به مستفاد از ماده 363 قانون تجارت و ماده 314 همان قانون دارنده چک مفقودی نه تنها در قبال دعوی خواهان مبنی بر اینکه از انتقال دهنده (آقای الف.
) طلبکار می باشد دعوایی علیه وی صادر کننده اقامه نکرده بلکه ادعای وی در حد مفقود شدن چک ها اکتفا گردیده حتی ادعای مدیون نبودن به خواهان را هم مطرح نکرده با کیفیت فوق اولاً در مورد فرجامخواهی آقای ف. الف. با وکالت آقای غ. س. و خانم س. ف. م. با توجه به اینکه قرار فرجام خواسته از قرارهای قابل فرجام در ماده 367 قانون آئین دادرسی مدنی از جمله قرارهای قابل فرجام خارج می باشد غیرقابل طرح بودن فرجامخواهی این شعبه مواجه با تکلیفی نیست در مورد فرجامخواهی نامبردگان از دادنامه صادره علیه موکلشان صادرکننده چک نظر به اینکه اعتراض موجّه و مستدلّی که نقض رأی فرجام خواسته را ایجاب نماید به عمل نیاورده صرفنظر از مبانی استدلال دادگاه رأی فرجام خواسته نتیجتاً فاقد ایراد قانونی است با رد فرجامخواهی وکلای فرجام خواه مستنداً به ماده 396 و 370 از قانون آئین دادرسی مدنی رأی فرجام خواسته را ابرام می نماید. /ل شعبه دهم دیوان عالی کشور رئیس: محمدهادی عبداله پور مستشار: سیدحجت اله میرمجیدی عضو معاون: دکتر غلامعلی صدقی