خلاصه جریان پرونده
شماره پرونده: 9209980241501292 شماره دادنامه: 9509972130700402 تاریخ: 1395/03/25
رأی دادگاه
در خصوص تجدیدنظرخواهی آقای م. ز. س. بطرفیت آقای م. م. ز. س.
نسبت به دادنامه شماره872 مورخ94/7/11صادره ازشعبه محترم 118دادگاه عمومی حقوقی تهران که بموجب آن حکم به بطلان دعوی واردثالث ایشان دردستورفروش ملک مشاع غیرقابل افراز دارأی پلاک ثبتی 47/3463بخش 11 تهران موضوع دستورشماره 342مورخ94/3/25صادره ازاین شعبه بین تجدیدنظرخوانده وسایرمالکین مشاعی اصداریافته به این شرح که بدواٌ تجدیدنظرخوانده درخواست دستورفروش ملک مشاعی را بلحاظ غیرقابل افرازبودن بطرفیت سایرمالکین مشاعی تقدیم دادگاه نموده وشعبه محترم 118پس ازارجاع پرونده وبررسی واحرازشرأیط دستورفوق راصادرودرخلال رونددادرسی تجدیدنظرخواه دعوی واردثالث رابه طرفیت تجدیدنظرخوانده اقامه وادعا مینماید که مورث آنان یک سوم ملک موصوف که ازطریق سندعادی به ایشان صلح نموده وبرأی خود مستقلاٌ ادعای حق نموده ولی دادگاه صادرکننده رأی تجدیدنظرخواسته با این استدلال که چنانچه متصالح مدعی حقی برملک محلی نزاع میباشدمیبایست ازطریق مجاری قانونی قضائی اجرأی حقوق خودوتعهدات متعهدراخواستارگردد دادگاه نظربه اینکه اولاٌ: دردعوی واردثالث نیازی برأین نمیباشد که کلیه اصحاب دعوی اصلی مخاطب آن قرارگیرندبلکه دادخواست واوراق میبایست به تعدادآنان باشدثانیاٌ: دعوی واردثالث به دونوع اصلی وطاری تقسیم میگردد دعوی واردثالث طاری درجایی است که واردثالث خودرادردعوی اصلی ذینفع داشته ولی خواستارحقی مستقل نبوده بلکه جهت تقویت یکی ازاصحاب دعوی به دادرسی واردمیگرددودعوی وارد ثالث اصلی درموضعی است که واردثالث مستقلاً برأی خودحقی قائل بوده وبه این جهت وارد دادرسی میگرددوتفاوت این دونوع درتبعیت دعوی واردثالث ازدعوی اصلی ازحیث طرق اعتراض به رأی بوده به کیفیتی که اگررأی دعوی اصلی غیرقابل تجدیدنظر ویا اصحاب دعوی اصلی ازآن تجدیدنظرخواهی بعمل نیاورند دعوی واردثالث غیرقابل تجدیدنظر بوده ولی دردعوی ثالث اصلی وارد ثالث میتواند بدون تبعیت ازرأی اصلی ویااصحاب آن ازرأی تجدیدنظرخواهی بعمل آوردودرپرونده مطروحه هرچند دستورفروش قطعی وغیرقابل تجدیدنظرخواهی است ولی چون تجدیدنظرخواه دردعوی واردثالث مستقلاً برأی خودحقی قائل بوده شاید به این جهت دادگاه محترم بدوی رأی خودرادردعوی واردثالث قابل تجدیدنظراعلام داشته اما باتوجه به تمامی مراتب فوق ازآنجا که: 1- به حکم ماده 130قانون آئین دادرسی دادگاههای عمومی وانقلاب درامورمدنی هرگاه شخص ثالثی درموضوع دادرسی اصحاب دعوی اصلی برأی خودمستقلاٌ حقی قایل باشد ویا خودرادرمحل محق نشدن یکی ازطرفین ذینفع بداند میتواند تاوقتی که ختم دادرسی اعلام نشده است وارد دعوا گردد وبرابر ماده 131دادخواست ورودشخص ثالث ورونوشت ضمائم آن به تعداداصحاب دعوای اصلی به علاوه یک نسخه باید باشد وباوصول دادخواست شخص ثالث وقت رسیدگی به دعوای اصلی به وی نیز اعلام میگردد (ماده 132)وهمچنین سایرمواردمربوط به ورودشخص ثالث) و2- نظربه اینکه مطابق ماده 17این قانون هردعوایی که درراستای رسیدگی به دعوای دیگر ازطرف خواهان باخوانده باشخص ثالث یاازطرف متداعیین اصلی به ثالث اقامه شود دعوای طاری نامیده میشودلذاهمچنان که ملاحظه میشودمقنن درتمامی مواردفوق ازعنوان دعوی اصلی ویاواژه دعوا استفاده نموده وشرط طرح دعوی طاری آن است که به منازعه اصلی عنوان دعوی صدق کند وهرگاه به روند دادرسی بین خواهان وخوانده اصلی عنوان دعوی صدق نکند امکان طرح دعوی طاری متصورنیست و3-بالحاظ اینکه ماده چهارقانون افرازوفروش املاک مشاع که مقرر داشته ملکی که بموجب تصمیم قطعی غیرقابل افرازتشخیص شود باتقاضای هریک ازشرکاءبه دستور دادگاه شهرستان فروخته میشود وازاین تقاضا به عنوان دعوی یادننموده ورویه قضایی نیز رسیدگی به تقاضای فروش ملک مشاع رادعوی نداشته بلکه به عنوان دستورفروش را برأی آن مقررداشته 4- نظربه اینکه یکی ازمعانی دعوی فصل خصوت درنزاع حاصله بین متداعیین است وبرأین اساس نتیجه دعوی مطابق مواد2و4و3و299 قانون آئین دادرسی مدنی انشاء رأی درقالب حکم یاقرارمیباشد وبرأین اساس دستورفروش عنوان رأی راندارد لذا دادگاه طرح دعوی وارد ثالث درتقاضای فروش ملک مشاع رامخالف قواعد ومقررات فوق داشته که ازاین حیث موردتوجه دادگاه محترم بدوی انشاء کننده رأی تجدیدنظرخواسته قرارنگرفته وبه استناد مواد فوق و2و348و358 ازقانون ضمن نقض رأی تجدیدنظرخواسته قرارعدم استماع دعوی واردثالث راصادرواعلام میداردقرارقطعی است.
شعبه 62 دادگاه تجدیدنظر استان تهران - مستشار و مستشار یوسف یعقوبی محمودآبادی - محمدعلی اسفنانی