متن رأی
آقایان و خانم ها 1- م. 2- غ. 3- ح. 4- الف. 5- ک. شهرت همگی ق. وراث مرحوم ع. ق. دادخواستی به طرفیت آقای ر. ق. به خواسته مطالبه اجرت المثل ایام تصرف 19 ساله از سال 1374 نسبت به 5 هکتار زمین کشاورزی واقع در ازنا. . . تقدیم محاکم عمومی ازنا نموده اند که پرونده به شعبه دوم عمومی ارجاع شده است. آقای م. ع.
وکیل دادگستری هم متعاقباً با تقدیم وکالت نامه خود را به عنوان وکیل 4 نفر از خواهان ها به جز خانم ک. معرفی کرده است. در جلسه مورخ 94/10/16 دادگاه که با حضور طرفین پرونده تشکیل شده است خواهانها خواسته دعوی را بشرح ستون دادخواست اعلام کرده اند و افزوده ام اجرت المثل 19 ساله زمین موروثی را که ازپدرمان مرحوم ع. ق. به ارث رسیده را داریم خوانده پس از فوت پدرمان متصرف این زمینها بوده و بعلاوه مطالبه بهای 5 هکتار زمین موروثی پدرمان را هم که خوانده به شرکت الف. فروخته می نمائیم.
خوانده در پاسخ اظهارداشته من سهم الارث خواهانها را تصرف نکرده ام و 5 هکتار زمین را که فروخته ام متعلق به خودم بوده است و من سند دارم و پدرم هم سند دارد و دارأی نسق زرعی بوده است.
وکیل خواهان ها اظهار داشته برابر دادنامه 200333-93/4/17 حکم به تقسیم اراضی کشاورزی مرحوم ع. ق. صادر شده و در نظریه کارشناس دقیقاً به میزان اراضی مرحوم ع. ق. اشاره شده و قید شده این اراضی در تصرف آقای ر. ق. می باشد. و همان طور که خواهان ها اظهار داشته اند مشارالیه یکبار هم 5 هکتار اراضی موضوع مالکیت آقای ع. ق. را به شرکت الف. فروخته است. که این میزان فروش رفته از مالکیت آقای ر. ق. کسر شده است. لذا تقاضای ارجاع امر به کارشناسی و صدور حکم مقتضی را دارم. با ارجاع موضوع به کارشناسی، آقای م. الف. کارشناس رسمی دادگستری طی نظریه تقدیمی به دادگاه پس از توضیحاتی در خصوص اراضی متنازع فیه و اشاره به تعداد 2 جفت نسق زراعی از هفده و سه چهارم جفت به عنوان سهم آقای ع. ق.
(مورث طرفین ) و در خصوص تصرف خوانده در اراضی مذکور تنها 17 هکتار از اراضی متصرفی خوانده را برابر اسناد واگذاری که می تواند جزء مالکیت وی می باشد تأیید نموده درحالی که وی 25/5 هکتار زمین در تصرف دارد که مازاد تصرف وی 6/6 هکتار است و بالاخره در ارتباط با اجرت المثل ایام تصرف آن را به مبلغ 75/610/524 ریال برآورد و اعلام کرده است و راجع به بهای 5 هکتار زمین فروخته شده به شرکت الف. کل بهای آنرا مبلغ 650/000/000 برآورد کرده است.
وکیل خواهان ها به نظریه مذکور اعتراض و تقاضای ارجاع امر به هیئت کارشناسان را نموده است، وکیل خواندگان هم همچنین با تقدیم چند فقره تصاویر دادنامه های صادره چنین توضیح داده است که به علت بی اعتباری سند تنظیمی به نام مرحوم ع. ق. حسب دادنامه 1022/77 که حکم به بطلان ;دعوی خواهانها صادر شده است و در اصل مورث خواهانها اصولاً مالکیتی ندارد و اگر خواهان ها مدعی خلاف بودن دادنامه هستند باید از طرق قانونی در این خصوص اقدام نمایند و لذا تقاضای صدور حکم بر بطلان دعوی خواهان ها را درخواست کرده است. توضیحاً اینکه حسب دادنامه 1022/77-77/5/12 در خصوص دعوی آقایان م. ، الف. و غ. و ک. همگی ق. بطرفیت آقای ر. ق. به خواسته اثبات مالکیت و خلع ید خواندگان از دو جفت اراضی کشاورزی در روستای. . .
ازنا با توجه به دفاعیات خوانده که اظهار داشته براساس سند واگذاری که در اختیار اینجانب می باشد اراضی مورد ادعا در راستای قانون اصلاحات ارضی به اینجانب واگذار شده و پدرم در این اراضی هیچ گونه مالکیتی ندارد و با توجه به نامه های اداره کشاورزی در تأیید این اظهارات نتیجتاً حکم مورد دعوی خواهانها صادر و آنان را ارشاد نموده درصورتی که ادعایی نسبت به سند اصلاحات ارضی دارند و مدعی اشتباه در صدور آن هستند می توانند به شورأی اصلاحات ارضی مراجعه نمایند. این رأی حسب دادنامه 74/78-78/2/28 شعبه دوم دادگاه تجدیدنظر استان کردستان با رد تجدیدنظرخواهی تأیید و رأی قطعی شده است پس از اعتراض خواهان ها به نظریه کارشناسی آقای ع. ح.
کارآموز وکالت هم که با تقدیم وکالت نامه ای خود را وکیل خوانده معرفی کرده است طی لایحه مبسوط و مشروحی با تأکید بر عدم مالکیت خواهان ها و اینکه نامبردگان اصولاً مالکیتی در زمین های موضوع دعوی ندارد و اگر مدعی اشتباه اصلاحات ارضی در صدور سند بنام موکل وی می باشد و با تائید بر این که برابر حکم قطعی صادره در ارتباط با رد دعوی خواهان ها به همین دلیل، بطلان دعوی خواهان ها را درخواست کرده است. دادگاه در ادامه رسیدگی موضوع را به هیئت سه نفره کارشناسان ارجاع نموده است. و سرانجام دادگاه پس از عدول از ادامه رسیدگی در ارتباط با ارجاع امر به هیئت کارشناسان و با اعلام ختم دادرسی به شرح دادنامه شماره 201015-94/11/18 خلاصتاً این گونه رأی داده است توجهاً به دادنامه صادره از شعبه اول دادگاه عمومی ازنا بشماره 1022-77/5/13 که برابر ماده 356 آیین دادرسی مدنی و ماده 3 قانون راجع به اشتباهات ثبتی حکم به رد دعوی خواهان ها صادر می نماید در خصوص خلع ید از اراضی مورد ادعای صادر شده توجهاً به نامه های اداره کشاورزی که بر عدم مالکیت مورث آنان دلالت دارد و در مرحله دوم اصلاحات ارضی اشتباهاً نام ع. ق.
در همان دو جفت واگذاری به خوانده قید می گردد که می بایست جهت ابطال سند تنظیمی ع. ق. به شورأی اصلاحات ارضی مراجعه شود) و نیز تأیید رأی بدوی در دادگاه تجدید نظر، نهایتاً حکم به رد دعوی خواهان ها صادر شده است. لذا، صرف نظر از اینکه به شرح دادنامه های فوق الذکر در خصوص مالکیت ملک متنازع فیه رأی قطعی صادر شده است و این رأی نیز به قوت خود باقی است و هیچ مرجع قانونی آن را نقض نکرده است لذا نهایتاً حکم به بطلان دعوی خواهان ها صادر نموده است. که این رأی در این مرحله از سوی خواهان ها مورد فرجامخواهی قرار گرفته و پرونده پس از ارسال به دیوان عالی کشور و ارجاع آن به این شعبه و ثبت و تکمیل توسط دفتر اینک تکمیلاً تحت نظر است. اهم مندرجات لایحه اعتراضیه وکیل فرجام خواهان هنگام شور قرائت خواهد شد. پرونده بیش از این حکایتی ندارد. بتاریخ فوق شعبه پنجم دیوان عالی کشور بتصدی امضاءکنندگان زیر تشکیل است. پرونده کلاسه فوق تحت نظر است. پس از بررسی محتویات پرونده و قرائت گزارش عضو ممیز و انجام مشاوره بشرح آتی انشاء رأی می نماید: