خلاصه جریان پرونده
به حکایت محتویات پرونده آقای ق. م. فرزند ر. در تاریخ 1391/4/6 دادخواستی را به خواسته اخذ به شفعه دو دانگ مشاع از ششدانگ یک اصلی. . . فرعی واقع در بخش. . . ثبت اصفهان به طرفیت 1 ـ ن. الف. م. فرزند ح. و س. ، کاظم و ط. ک. تقدیم دادگستری اصفهان نموده است و به شعبه دهم دادگاه عمومی حقوقی آن دادگستری ارجاع شد خواهان در توضیح خواسته اعلام نموده است: « اینجانب مالک 4 دانگ مشاع از پلاک ثبتی فوق الذکر هستم و خوانده ردیف اول نیز مالک دو دانگ دیگر آن بوده که به موجب اطلاع حاصله آن را به خوانده ردیف دوم فروخته و خوانده ردیف دوم نیز آن را به خوانده ردیف سوم که همسرش می باشد واگذار کرده و خوانده ردیف اول طبق وکالتنامه رسمی شماره. . . ـ 90/9/23 دفتر. . . به خوانده ردیف سوم جهت انتقال رسمی مورد معامله وکالت داده و مشارالیها نیز ذیل سند رسمی شماره. . . ـ 91/2/25 دفتر. . . مورد معامله را به خود انتقال داده است نظر به اینکه مورد مشمول اخذ به شفعه می باشد لذا با تقدیم این دادخواست به آن دادگاه محترم مبادرت نموده و مورد معامله را اخذ به شفعه می نمایم تقاضای صدور حکم بر تأیید آن می نمایم.
»; دادگاه مرجوعالیه دستور ثبت و تعیین وقت رسیدگی و دعوت از طرفین برابر مقررات و ارسال نسخه ثانی دادخواست را صادر نموده است. ضمناً خواهان درخواست صدور دستور موقت مبنی بر عدم افراز را از دادگاه نموده است که بر حسب محتویات پرونده این درخواست خواهان منجر به ردّ گردیده است. ص 17 و دادگاه پس از رسیدگی به شرح دادنامه 91/01211 ـ 1391/9/26 با استدلال به اینکه به موجب ماده 821 ق. م. اخذ به شفعه فوری است و خواهان به فوریت اقدام نکرده است و در این خصوص دلیل موجه و دفاع مناسب ننموده حکم به بطلان دعوای خواهان صادر نموده است. پس از ابلاغ دادنامه آقای م. م. خ. الف. به وکالت از آقای ق. م. از دادنامه صادره تجدیدنظرخواهی می نماید و پرونده به دادگاه تجدیدنظر استان اصفهان ارسال و به شعبه 22 دادگاه تجدیدنظر اصفهان ارجاع می گردد و شعبه مرقوم ابتدا به شرح دادنامه 93/01323 رأی بدوی را عیناً تأیید می نماید. لیکن مجدداً به شرح دادنامه شماره 93/1402 ـ 93/11/25 رسیدگی و
رأی دادگاه
بدوی را غیرقانونی دانسته پرونده پس از نقض رأی بدوی جهت رسیدگی به شعبه بدوی شعبه دهم دادگاه عمومی حقوقی اصفهان اعاده نموده است. شعبه مرقوم اخیر به شرح صفحه مندرج در ص 77 پرونده با استدلال به اینکه دادگاه تجدیدنظر شعبه 22 اصفهان یک بار به موجب رأی شماره 93/01323 رأی بدوی این شعبه را تأیید و یک بار نیز به موجب رأی 93/01402 ـ 93/11/25 رأی بدوی را نقض کرده است لذا با توجه به دو رأی متناقض امکان رسیدگی نیست پرونده را به شعبه 22 دادگاه تجدیدنظر استان اصفهان ارسال نموده است و شعبه 22 دادگاه تجدیدنظر اصفهان پس از وصول مجدد پرونده به شرح برگ ردیف 78 پرونده دادنامه 93/01323 را چون نظر یک نفر از اعضاء بوده فاقد اعتبار دانسته و دادنامه دیگر که منجر به نقض دادنامه بدوی بوده را معتبر دانسته و جهت رسیدگی به دادگاه بدوی اعاده نموده است. شعبه دهم دادگاه به شرح برگ ردیف 79 پرونده نسبت به رسیدگی تمکین ننموده است. مجدداً آقای م. مدح خوان به وکالت از آقای ق.
به شرح اوراق ردیف 87 و 88 اقدام به اعاده دادرسی نموده است که پرونده به دیوان عالی کشور ارسال و در تاریخ 95/2/25 در دبیرخانه دیوان عالی کشور ثبت جهت رسیدگی به این شعبه ( شعبه هیجدهم ) ارجاع گردید پرونده حکایت دیگری ندارد. بتاریخ بالا هیأت شعبه تشکیل پس از قرائت گزارش عضوممیز و اوراق پرونده مشاوره انجام چنین رأی می دهد: