خلاصه جریان پرونده
پیرامون تجدیدنظرخواهی ه. م. احد از وراث و جانشینان قانونی خوانده متوفی در مرحله بدوی مرحوم فیروز م. با وکالت م. ط. و ه. ف. ن. به طرفیت ش. الف.
نسبت به دادنامه شماره 1093 مورخ 1393/11/14 صادره از شعبه محترم 38 دادگاه عمومی حقوقی تهران که بر اساس آن واخواهی مشارالیه نسبت به رأی غیابی شماره 839 مورخ 1391/9/26 بدون پرداختن به ایرادات شکلی و ماهوی معترض رد گردید و بر اساس رأی غیابی مشارالیه به عنوان یکی از وراث و به نسبت سهم به پرداخت مبلغ 683/266/420 ریال بابت اجرت المثل انجام کار در راستای وکالت نامه رسمی شماره 61965 مورخ 1372/4/21 بر محور تقسیم و تفکیک اراضی اشتراکی موکل با بنیاد مشتضعفان و جانبازان و تحصیل مجوز حفر چاه و نیز خسارات دادرسی در حق تجدیدنظرخوانده محکوم گردید با دقت در محتویات پرونده و مداقه در لوایح و مدافعات طرفین و وکلای ایشان نظر به اینکه تجدیدنظرخوانده چند سال پیش از طرح همین دعوا، ادعای مذکور را در قالب عنوان مطالبه و تحویل حدد 20 هکتار از اراضی و اعیان مربوطه بر اساس وکالتنامه مذکور در شعبه اول دادگاه عمومی بسطام مطرح می نماید که آن شعبه با ورود در ماهیت دعوا به موجب دادنامه شماره 1214 مورخ 1376/6/30 حکم به رد دعوی صادر می نماید و رأی مزبور به موجب دادنامه شماره 421 مورخ 1377/6/11 شعبه سوم دادگاه تجدیدنظر استان سمنان عیناً تایید گردیده است و سپس دعوای مزبور را با خواسته ای دیگر تحت عنوان پرداخت 8 درصد موضوع توافق نامه مورخ 1373/9/6 علیه مورث تجدیدنظرخواه مطرح می سازد که شعبه اول دادگاه عمومی بسطام بر اساس دادنامه شماره 727 مورخ 82/5/29 به اعتبار امر مختوم بهاء و رسیدگی سابق قرار عدم استماع دعوای تجدیدنظرخوانده را صادر می نماید و دادنامه اخیر به موجب دادنامه شماره 139 مورخ 1383/2/19 شعبه سوم دادگاه تجدیدنظر استان سمنان تایید می گردد بنا به مراتب و قطع نظر از آنکه تعهدات وکیل (تجدیدنظرخوانده) در راستای عقد وکالت از نوع تعهد به نتیجه بوده و مطالبه اجرت پیش از حصول نتیجه و غرض مطلوب متعهد له به ویژه بنا به تفسیر صریح از عبارت «تا قبل از انجام موضوع تعهد، متعهد حق دریافت هیچ حق الزحمه ای را ندارد»; امکان پذیر نمی باشد و همانطور که در رأی استنادی تجدیدنظرخواه آمده اجرت وکیل موکول به اخذ رسید کتبی از موکل برأی انجام کل امور وکالتی بوده که چنین نتیجه ای نیز حاصل نشده است، با توجه به اینکه دعوای مبنای رأی تجدیدنظرخواسته تکرار دعاوی پیشین منتهی به رسیدگی ماهوی و صدور رأی قطعی بوده و بر خلاف آنچه مرجع محترم بدوی استدلال نموده اینکه عنوان دعوا غیر از عناوین دعاوی سابق باشد سبب تجویز رسیدگی ماهوی و حصول مدعی به نتیجه مورد نظر نمی شود و تغییر وصف و تکرار دعوا با خواسته ای دیگر تحت شمول همان قواعد صحیحی قرار می گیرد که باب استماع دعوای دوباره را مسدود می سازد و اعتبار امر قضاوت شد و ترتب آثار قانونی بر رسیدگی انجام یافته و اعاده قانونی صحت احکام و النهایه انصاف و عدالت مقتضی احترام به
رأی دادگاه
و حاکمیت آثار قانونی آن است و مدعی در صورت نقض رأی قطعی بنا به سازو کار پیشبینی شده در مقررات موضوعه امکان احیای ادعا و رسیدگی به آنرا دارد. لهذا دادگاه رأی تجدیدنظرخواسته را به سبب عدم انطباق با موازین قانونی و اصول حقوقی در خور تایید ندانسته و تجدیدنظرخواهی را وارد و موجه دانسته و بر این اساس به نسبت سهم و حق تجدیدنظرخواه مستنداً به بند هـ ماده 348 و ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی ضمن نقض رأی تجدیدنظرخواسته قرار رد دعوای اولیه تجدیدنظرخوانده را صادر می نماید رأی صادره قطعی است. شعبه 59 دادگاه تجدیدنظر استان تهران -رئیس و مستشار سیدعباس موسوی - مجتبی نوروزی