خلاصه جریان پرونده
پیرو گزارش مورخ 95/02/12 که جریان پرونده در آن منعکس و تکرار آن ضرورتی ندارد. در تاریخ 93/09/10 خانم م. ص. فرزند م. دادخواستی به طرفیت آقای ب. ح. فرزند ف. به خواسته فسخ نکاح (به علت تغییر دین از اسلام به مسیحیت) تقدیم دادگاه خانواده تهران نموده و شعبه 201 دادگاه خانواده حسب الارجاع اقدام به رسیدگی نموده و با اعلام ختم رسیدگی طی دادنامه شماره 1653 مورخ 93/10/16 رأی به ثبوت ارتداد فطری خوانده و خروج او از دین اسلام و دخول در دین مسیحیت از تاریخ 91/02/01 صادر و اعلام می نماید که یکی از آثار آن انحلال نکاح خواهان و خوانده است متعاقب ابلاغ و تجدیدنظرخواهی زوج شعبه 60 دادگاه تجدیدنظر استان تهران برابر دادنامه شماره 2025 مورخ 94/11/21 با استدلالی که می نماید دادنامه تجدیدنظرخواسته را با ردّ اعتراض معترض تأیید می نماید آقای م. س.
به وکالت از زوج از رأی اخیرالذکر فرجامخواهی نموده و شعبه حاضر (23 دیوان عالی) کشور به موجب دادنامه شماره 00056 مورخ 95/02/12 پس از تنظیم خلاصه جریان پرونده دادنامه فرجام خواسته را به دلائل قید شده در رأی مخدوش دانسته و پس از نقض رسیدگی مجدد را به شعبه هم عرض محول نموده است که رسیدگی به شعبه 24 دادگاه تجدیدنظر ارجاع می گردد و شعبه مزبور به شرح دادنامه شماره 00371 مورخ 95/03/09 تجدیدنظرخواهی آقای ب. ح. با وکالت آقای ح. ب. به طرفیت خانم م. ص.
از دادنامه شماره 1653 مورخ 93/10/16 صادره از شعبه 201 دادگاه عمومی تهران که متضمن صدور حکم به انفساخ نکاح به دلیل ارتداد فطری را وارد تشخیص داده است و عمده استدلال دادگاه بر این است که برأی ورود به حصن اسلام صرف اقرار لسانی در شهادت به وحدانیت خداوند متعال و خاتم الانبیاء بودن حضرت محمد(ص) کافی است و با فرض مذکور کلیه احکام فرعی دین مبین اسلام بر او مترتب خواهد بود و نظر به اینکه تجدیدنظرخواه در مراحل مختلف دادرسی صراحتاً اقرار به وحدانیت خداوند متعال و خاتمیّت رسول مکرّم اسلام و ائمه اطهار نموده و مؤکداً آنرا تکرار کرده است لذا از نظر فقها دلیل موجهی که ثابت کند اقدامات گذشته تجدیدنظرخواه خروج واقعی و باطنی از دین مبین اسلام بوده ابراز نگردیده و همین اندازه که مجدداً تأکید بر باقی بودن در حصن دین اسلام است کفایت می کند لذا دادگاه با توجه به مراتب
رأی دادگاه
بدوی را نقض و حکم به ردّ دعوی خواهان فسخ نکاح صادر می نماید خانم ن. ن. به وکالت از خانم م. ص. از دادنامه اخیر به شماره 00371 که اشتباهاً در دادخواست فرجامی شماره پرونده قید شده است (1331) فرجامخواهی کرده که لایحه فرجامی به هنگام شور مجدداً قرائت و مورد توجه قرار خواهد گرفت پرونده پس از طی مراحل قانونی به دیوان عالی کشور ارسال و رسیدگی به این شعبه ارجاع گردیده است. هیئت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس از قرائت گزارش آقای جعفری مستشار شعبه و ملاحظه اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رأی میدهد: