خلاصه جریان پرونده
شماره پرونده: 8909982628300933 شماره دادنامه: 9509970270100113 تاریخ: 1395/02/07
رأی دادگاه
در این پرونده آقای ت. ب. و آقای و. الف. با وکالت آقای م. م. پ. بطرفیت یکدیگر از دادنامه شماره 00343 مورخ 94/4/31 شعبه محترم اول دادگاه عمومی حقوقی شهرستان بهارستان تجدیدنظر خواهی کرده اند. به موجب دادنامه موصوف حکم بر فسخ مبایعه نامه شماره 34 مورخ 85/6/24 تنظیمی فی مابین اصحاب پرونده و قرار عدم استماع نسبت به دعاوی مطروحه از ناحیه آقای ت. ب. بخواسته خلع ید - مطالبه اجرت المثل - قلع و قمع و خسارت دادرسی صادر گردیده است. اینک در این مرحله از رسیدگی دادگاه توجها به لوایح ابرازی و مندرجات پرونده به دلایل ذیل تجدیدنظر خواهی آقای و. الف. را ناظر به فسخ مبایعه نامه موصوف وارد و موجه دانسته و با رد تجدیدنظر خواهی ت. ب. ناظر به قرار عدم استماع دعاوی مطروحه از ناحیه نامبرده نتیجتا بخش دوم دادنامه معترض عنه را شایسته تایید می داند: 1- با تدقیق در متن مبایعه نامه مدرکیه و شرط مندرج در بند 1-3 و متن مندرج در حاشیه آن بوضوح مشخص می گردد. که اراده طرفین قرارداد ناظر به شرط فاسخ معلق و نتیجتا انفساخ یا منفسخ گردیدن عقد بوده و هیچ حق فسخی برأی طرفین پیشبینی نشده است.
حتی ازمتن مندرج در حاشیه قرارداد هم حق فسخ متبادر به ذهن نمی گردد زیرا در حاشیه نیز به بی اعتباری و بطلان اشاره شده که از حیث مبنا با فسخ متفاوت است زیرا در ستون مربوط دادخواست تقاضای فسخ را خواسته ولی در متن دادخواست و لوایح ابرازی با بیان موخر خواسته خود را فسخ و بطلان مطرح کرده که با این وصف جمع دو مورد از طرق انحلال عقد ممکن نخواهد بود. 3- صرف نظر از اینکه در بند 1-3 قرارداد بالصراحه عنوان منفسخ شدن درج و به تحریردر آمده مفهوما نیز ارائه طرفین منصرف از فسخ بوده و خواهان بدوی نمی تواند فسخ یا به عبارت صحیح تر تایید فسخ را از دادگاه بخواهد چون شرط موضوع بند1-3 شرط فاسخ معلق بوده و عدم پرداخت ثمن یا عدم پرداخت چکهای مندرج در قرارداد به عنوان معلق علیه محسوب بوده ودر صورت حصول شرط عقد خود نبوده و بدون اراده طرفین منحل می گردید. و نیازی به اراده ابقاع از ناحیه متعاقدین برأی تحقق شرط نمی باشد. لذا دعوی مطروحه با مفاد بند 1-3 قرارداد منطبق نبوده و خواهان می بایست دعوی خود را در قالب تایید انفساخ یا منفسخ گردیدن عقد مطرح می نمود. دادگاه توجها به مراتب فوق تجدیدنظر خواهی آقای و. الف.
را حمل بر صحت دانسته مستندابه ماده 358 از قانون آئین دادرسی دادگاههای عمومی وانقلاب در امورمدنی ضمن نقض دادنامه معترض عنه در این بخش قرار رد دعوی مطروحه را صادر و اعلام می نماید. مضافا در خصوص بخش دوم دادنامه تنظیمی از آنجائیکه حقوق احتمالی خواهان موضوع دعاوی مطروحه بالطبع پس از تایید انفساخ محقق خواهد شد. در وضعیت کنونی این دعاوی قابلیت استماع را نداشته مستندا به ماده 353 از قانون مارالذکر نتیجتا دادنامه تجدیدنظر خواسته را از این حیث تایید می نماید. رأی صادره قطعی است. شعبه 56 دادگاه تجدیدنظراستان تهران - مستشار و مستشار حسین آژیده - یوسف رمضانی