متن رأی
خانم م. ر. ک. فرزند ح. 20 ساله دانشجو با وکالت آقایان الف. الف. و م. م. دادخواستی به طرفیت همسرش آقای ن. ب. فرزند پ. 35 ساله شغل آزاد بخواسته صدور حکم بر فسخ نکاح به لحاظ تخلف از شرط صفت مقصود و با احتساب کلیه خسارات قانونی تقدیم داشته و توضیحاً اعلام نموده موکله در تاریخ 1392/7/16 به عقد رسمی و شرعی خوانده محترم درآمده است خوانده هنگام خواستگاری در حضور آشنایان و خانواده موکله خود را متولد 1365 و دارأی مدرک لیسانس معرفی که بر این اساس موکله راضی به ازدواج با خوانده گردیده و در صورتجلسه شرائط پیوند از دواج نیز تاریخ تولد 1365 قید و آشنایان طرفین آن را گواهی نموده اند و حتی در ثبت واقعه نکاح نیز خوانده تحصیلات خود را لیسانس بیان نموده که در سند ازدواج ثبت گردیده است حال موکله بعد از ازاله بکارت توسط زوج متوجه شده که همسرش متولد 1358/6/28 بوده و تحصیلات او لیسانس نمی باشد و لذا به لحاظ فقدان وصف مقصود استناداً به ماده 1128 ق. م تقاضای صدور حکم بر فسخ نکاح به جهت تخلف از شرط صفت مقصود با احتساب کلیه خسارات قانونی را تقاضا دارد ( صفحه 10 ) و آقای الف. ل. ر. به وکالت از خوانده ( ن. ب.
) با تقدیم لایحه ای ضمن تکذیب ادعای خواهان و اینکه ثبت نکاح در دفترخانه با ارائه شناسنامه انجام شده و خواهان از همان ابتدا در جریان تاریخ تولد موکل قرار داشته است و. . . ( صفحه 17 ) و اجمالاً پرونده در وقت مقرر با حضور خواهان و خوانده و وکلای آنان در جلسه دادگاه مطرح رسیدگی قرار گرفته و در پایان دادگاه با اعلام ختم رسیدگی به شرح دادنامه شماره 302826 مورخ 93/12/7 رأی صادر نموده و با استدلالی که معمول داشته دعوی خواهان را وارد ندانسته و در اجرأی مفهوم ماده 1257 ق.
م حکم به رد دعوی وی صادر کرده است ( صفحه 24 ) از رأی صادره وکلای خواهان تجدیدنظرخواهی کرده اند و از باب فریب و تدلیس انجام شده و قاعده لاضرر تقاضای نقض دادنامه صادره را نموده اند ( صفحه 30 ) و پس از تبادل لوایح از سوی وکیل خوانده ( صفحه 39 ) پرونده در وقت مقرر با حضور زوجین و وکلای زوجه در جلسه دادگاه تجدیدنظر مطرح رسیدگی قرار گرفته و از ناحیه زوج و وکیلش لایحه ای واصل و ثبت و پیوست شده است دادگاه پس از تحقیق از گواهان و ملاحظه لایحه وکیل فرجامخواه که ضمیمه می باشد ( صفحه 75 تا 70 ) و با اعلام ختم رسیدگی به شرح دادنامه صدرالاشعار رأی صادر گردیده و اجمالاً پس از منعکس نمودن خلاصه جریان پرونده و توضیحاتی که زوج ( خوانده ) داده نظر به اینکه سن و مدارک تحصیلی به شدت مورد توجه خانم ها هنگام ازدواج قرار دارد و قطعاً در صورت اطلاع از سن بالا و نداشتن مدرک تحصیلی لیسانس حاضر به ازدواج نمی شده و در مورد فوریت اعمال خیار فسخ با عنایت به اینکه زوجه مدعی است مدتی پس از مراسم عروسی ( 93/7/25 ) از سن و مدرک تحصیلی واقعی زوج مطلع شده و در تاریخ 93/9/1 اقدام به تقدیم دادخواست نموده است مطابق ماده 1131 ق.
م علم به فسخ و فوریت آن برأی ذینفع ضروری است بنابه مراتب فوق دادگاه تجدیدنظرخواهی زوجه را وارد دانسته مستنداً به مواد 1128 و 1130 ق. م و بند ه ماده 348 و ماده 358 ق. آ. د. م رأی تجدیدنظرخواسته را نقض نموده و حکم به فسخ عقد نکاح فیمابین زوجین یاد شده صادر و اعلام نموده است رأی صادره را ظرف 20 روز پس از ابلاغ قابل تجدیدنظرخواهی در دیوان عالی کشور دانسته است ( صفحه 77 ) خوانده برگ استشهادیه ای با سه امضاء تقدیم و پیوست نموده که حاکی است با همسرش ( خواهان ) قبل ازدواج حدود 7 ماه رفت و آمد داشته و از میزان تحصیلات و سن او مطلع بوده است ( صفحه 69 ) و در تاریخ 94/6/5 زوج یاد شده از دادنامه فوق الاشاره فرجامخواهی نموده ( صفحه 79 ) و پس از تبادل لوایح از سوی وکیل زوجه ( صفحه 86 ) پرونده یک بار به دیوانعالی کشور و این شعبه ارسال و ارجاع گردیده و شعبه با ایراد نقص تحقیقاتی پرونده را در اجرأی بند 2 از شق ب ماده 469 ق. ا. د.
ک به همان دادگاه صادرکننده رأی منقوض اعاده و ارجاع نموده ( صفحه 87 ) و دادگاه مرجوعالیه پس از رفع نواقص مبادرت به اصدار رأی کرده و به شرح دادنامه صدرالاشاره و استدلالی که معمول داشته و با اشاره به محتویات پرونده محاکماتی اولیه و اظهارات ضد و نقیض زوج و اینکه تجدیدنظرخواه علم و اطلاع به هویت فسخ نداشته تجدیدنظرخواهی زوجه خانم ر. ک. را موجه تشخیص و به استناد مواد 348 و 350 ق. آ. د. م و مواد 1128 و 1131 ق. م ضمن نقض رأی تجدیدنظرخواسته حکم به فسخ نکاح بین خانم ر. ک. و آقای ن. ب. صادر و اعلام نموده است. ( صفحه 100 ) از دادنامه اخیرالاشاره آقای ن. ب. با وکالت آقای الف. ل. ر. فرجامخواهی کرده که پس از تبادل لوایح از سوی وکلای خانم م. ر. ک. پرونده به دیوانعالی کشور ارسال و جهت بررسی و رسیدگی به این شعبه ارجاع گردیده است. هیئت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس از قرائت گزارش آقای م. رضا بروجردی عضو ممیز و اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رأی میدهد: