متن رأی
دادنامه تجدیدنظرخواسته به شماره 9409972160300245 مورخه 1394/4/14 صادره از شعبه 38 دادگاه عمومی حقوقی تهران که به موجب قسمتی از آن حکم بر بطلان دعوی تجدیدنظرخواه ع. الف. الف. با وکالت ن. ع. خ. و ی. الف. بخواسته الزام به تنظیم سندرسمی انتقال پلاک ثبتی. . .
فرعی از 3467 اصلی واقع در بخش 11 تهران و بموجب قسمت دیگر حکم بر تأیید انفساخ قرارداد عادی مورخه 1393/3/11 به شماره 1254 راجع به پلاک ثبتی فوق الذکر اصدار یافته است در هر دوقسمت مآلاً موافق قانون و مقررات موضوعه و مدارک ابرازی بوده و اعتراض به شرح لایحه اعتراضیه وارد نبوده و مستوجب نقض آن نمی باشد زیرا که اولاً یکی از طرق انحلال قراردادهای تنظیمی فی مابین اشخاص که برابر مقررات تنظیم شده اند انفساخ است که انفساخ در نتیجه محقق شرط فاسخ و تخطی یکی از متعاقدین قرارداد از شرط مذکور محقق می گردد که پس از وقوع این واقعه مراتب از طریق دادگاه تأیید و با تأیید این واقعه قرارداد واقع شده منحل و دیگر منشاء اثر و تعهد برأی متعاملین آن نخواهد بود که در دوسیه مطمح نظر مبنای روابط حقوقی و قراردادی فی مابین متداعین مبتنی بر قرارداد عادی مورخه 1393/3/11 می باشد که بموجب قرارداد مدرکیه تجدیدنظرخواه مبادرت به ابتیاع پلاک ثبتی مورد ترافع در قبال ثمن معین از تجدیدنظرخواندگان نموده است که متعاملین راجع به نحوه پرداخت ثمن به شرح ماده 3 توافقاتی بعمل آورده اند و برأی عدم کارسازی هریک از چک های تحویلی بابت ثمن شرط فاسخ در نظر گرفته اند با این عبارت که چنانچه هریک از چک های تحویلی به هر علت از جمله بلامحل بودن در موعد پرداخت نگردد قرارداد واقع شده منفسخ می گردد که یک فقره از چک های تحویلی به شماره 576845 به مبلغ شصت میلیاردریال در تاریخ معهود پرداخت نگردیده و بنابر توافق بعمل آمده فی مابین متداعین متمم قرارداد اولیه درتاریخ 1393/4/7 بین آنان تنظیم شده است که بموجب مفاد متمم تنظیمی مقرر گردیده بوده است که چک شماره 576845 به خریدار مسترد و دوفقره چک به شماره 0071226547 مورخه 1393/4/7 و 1528/5400420/50 مورخه 1393/5/12 جایگزین آن شده است که یکفقره از چک های مذکور به شماره 1528/5400420/50 در تاریخ سررسید منتهی به گواهینامه عدم پرداخت شده است و در نتیجه موجد واقعه انفساخ شده و فروشندگان با تمسک به شرط فاسخ و تحقق واقعه حقوقی انقساخ در مقام تأیید آن از دادگاه با تقدیم دادخواست برآمده اند ثانیاً تعویض چک موضوع قرارداد اصلی با چک های مندرج در متمم قرارداد از موارد تبدیل تعهد نمی باشد بلحاظ اینکه تبدیل تعهد ناظر به مواردی می باشد که تعهد جدیدی جایگزین تعهد اول گردد که در اینگونه موارد متعهد نسبت به تعهد اصلی بری می گردد حال آنکه در مانحن فیه به شرح متمم استنادی صرفاً یک فقره چک تحویلی بابت ثمن با دوفقره چک دیگر تعویض گردیده است که این اقدام خروج موضوعی از بحث تبدیل تعهد شد از این رو تضمینات سابق در قرارداد اولیه به چکهای مندرج در متمم نیز تسری داشته و با منتهی شده یک فقره از چک های مندرج در متمم قرارداد شرط فاسخ محقق شده است ثالثاً با تنظیم سندرسمی انتقال از آثار عقد بیع صحیحی می باشد که با رعایت اصول کلی حاکم بر قراردادها تنظیم و منتهی به انحلال نشده باشد این درحالیست که در مانحن فیه با انحلال قرارداد درنتیجه انفساخ دیگر رابطه قراردادی فی مابین متداعین منحل گردیده و موجبی برأی الزام متعهد قرارداد به ایفای تعهدات قراردادی نمی باشد از این رو دادنامه تجدیدنظرخواسته که بر همین اساس صادر گردیده خالی از هرگونه ایراد و اشکالی بوده و دادگاه ضمن رد درخواست تجدیدنظرخواهی مستنداً به قسمت اخیر ماده 358 از قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه معترض عنه را در هر دو قسمت تأیید و استوار می نماید.
رأی صادره حضوری و قطعی است. شعبه 18 دادگاه تجدیدنظر استان تهران - رئیس و مستشار عزت اله امانی شلمزاری - علی کرمی صادق آبادی