متن رأی
تجدیدنظرخواهی س. ص. باوکالت ع. س. نسبت به دادنامه 9309970227300868 مورخه 1393/8/28 صادره از شعبه 13 دادگاه عمومی حقوقی تهران که پیرو واخواهی نسبت به دادنامه شماره 9209970227301171 مورخه 1392/11/20 اصدار یافته و بر محکومیت خانم و. ش. ب. به خلع ید از پلاک ثبتی. . . . واقع در بخش. . . تهران اشعار دارد وارد نمی باشد زیرا که اولاً مقنن به شرح ماده 335 از قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی اشخاصی که حق درخواست تجدیدنظرخواهی از آراء صادره از محاکم نخستین را دارند را بطور دقیق احصاء نموده است که این اشخاص شامل طرفین دعوی یا وکلاء یا نمایندگان قانونی آنها می باشد که در مانحن فیه آنچه موضوع حکم دادنامه غیابی شماره 1171 مورخه 1392/11/20 قرار گرفته است اصدار حکم بر محکومیت و. ش. ب.
به خلع ید از پلاک مختلف فیه بوده است و نسبت به تجدیدنظرخواه موصوف اساساً بموجب دادنامه غیابی مارالذکر اتخاذ تصمیمی نشده است که مشارالیه با تمسک به آن در مقام واخواهی و سپس در مقام تجدیدنظرخواهی از دادنامه های صاره برآید ثانیاً مفاد دادنامه معترض عنه نیز موجبات تضرر وی را از اجرأی حکم نیز فراهم ننموده تا نامبرده با توسل به آن و از باب متضرر از حکم در راستای ماده 26 قانون تشکیل دادگاههای عمومی و انقلاب مبادرت به تقدیم دادخواست تجدیدنظرخواهی نمایند ثالثاً حسب صورتجلسه تنظیمی مورخه 1394/6/25 مرجع نخستین که توسط قاضی محترم صادر کننده دادنامه تنظیم شده است مفاد دادنامه های صادره از آن مرجع تسری نسبت به تجدیدنظرخواه س. ص. ندارد از این رو دادگاه درخواست تجدیدنظرخواهی مشارالیه را قابل استماع ندانسته و مستنداً به ماده 2 قانون آیین دادرسی مدنی قرار عدم استماع تجدیدنظرخواهی را صادر و اعلام می نماید. لیکن آن قسمت از دادنامه تجدیدنظرخواسته به شماره 93099702273868 مورخه 1393/8/28 صادره از شعبه 13 دادگاههای حقوقی تهران که بر بطلان دعوی تجدیدنظرخواهان سیدع. الف. و سید م. ح. الف. باوکالت ع. الف. پ. و ف.
م.
بخواسته ورود ثالث در پرونده کلاسه شماره 910495 مرجع نخستین اشعار دارد قطع نظر از صحت و سقم قضیه مخالف قانون و مقررات موضوعه و مدارک ابرازی بوده و مستوجب نقض آن می باشد زیرا که اولاً دعوی ورود ثالث یک دعوی طاری است که همزمان با دعوی اصلی با طرح دعوی از ناحیه شخص ثالث مورد رسیدگی قرار می گیرد در اینگونه دعاوی شخص ثالث یا برأی خود مستقلاً حقی قایل می باشد که با تمسک به حق ایجاد شده مبادرت به طرح دعوی می نماید و یا اینکه خود را در محق شدن یکی از طرفین دعوی اصلی ذینفع می داند و بر آن اساس بعنوان شخص ثالث وارد دعوی می گردد که لزوماً می بایست شخص یا اشخاص وارد ثالث علت ورود خود را صراحتاً و بصورت منجز اعلام نمایند که در دوسیه مطمح نظر واردین ثالث بطور منجز علت ورود خود را بیان ننموده اند دادگاه نخستین بدون توجه به این مسأله مهم وارد رسیدگی شده و بصورت ماهیتی اقدام به اصدار حکم نموده است که این اقدام فاقد محمل قانونی می باشد ثانیاً به حکم مقرر در بند 9 ماده 84 قانون آیین دادرسی مدنی یکی از ایرادات و موانع دادرسی آنست که دعوا مطروحه جزمی نبوده باشد که در دوسیه مطمح نظر اساساً خواسته دعوی ورود ثالث مشخص و معین نبوده است از این رو دعوی به کیفیت معنونه قابلیت اجابت را نداشته است و دادگاه با استناد به قسمت اول از ماده 358 از قانون مرقوم ضمن نقض دادنامه معترض عنه قرار رد دعوی واردین ثالث را صادر واعلام می نماید.
رأی صادره حضوری و قطعی است. شعبه 18 دادگاه تجدیدنظر استان تهران - رئیس و مستشار عزت اله امانی شلمزاری - علی کرمی صادق آبادی