یک قاضی1GHAZI.PRO
@Yek_Ghazii
خانه / آرای قضایی
آرای قضایی

نمونه رای با موضوع: خود را به شرح دادخواست تکرار نموده خوانده علیرغم ابلاغ اخطاریه حضور نداشته است دادگاه قرار ارجاع امر به داوری صادر نموده است در برگ 37 پرونده داور زوجه که توسط وکیل او در تاریخ 139…

🗓 1393/03/20⚖️ یک قاضی
حوزه رأیخانواده
مرحله رسیدگیتجدیدنظر
تاریخ رأی1393/03/20
شماره دادنامه503/94
شماره پرونده930513
🗂

خلاصه جریان پرونده

در تاریخ 1393/3/20 خانم س. ع. با وکالت آقای م. ز.

وکیل پایه 1 دادگستری به طرفیت ر. الف. ع. دادخواستی به خواسته صدور حکم و اذن طلاق به لحاظ محکومیت قطعی زوج به جرائم منافی با حیثیت خانوادگی و نقض شرط ضمن نکاح ناظر بر ماده 1130 قانون مدنی در محاکم خانواده کرج مطرح نموده که به شعبه 28 خانواده ارجاع شده است وکیل خواهان با استناد به سند نکاحیه شماره. . . مورخ 1384/3/19 که دلالت بر رابطه زوجیت موکلش یا خوانده دارد گفته است حاصل زندگی مشترک یک فرزند دختر 8 ساله است خوانده متأسفانه برابر دادنامه 920823 مورخ 1392/8/27 صادره از شعبه 1153 جزائی به جرم توهین ایراد ضرب و جرح عمدی محکوم به حبس تعزیری دو سال حبس و پرداخت دیه های متعدد در حق شاکی گردیده است که حسب دادنامه تجدیدنظر صادره از شعبه 49 تجدیدنظر استان تهران محکومیت او به 6 ماه حبس تعزیری از لحاظ جنبه عمومی تقلیل پیدا کرده است.

( اوراق 4 و 5 پرونده و دادخواست) چون بند نهم عقد نکاح محقق شده است اذن استفاده از وکالت ضمن العقد را برأی مطلقه ساختن موکل به وکالت از خوانده مستنداً به مواد 1119 و 1103 و 1130 قانون مدنی و 198 قانون آئین دادرسی مدنی مورد استدعاست دادگاه وقت جهت رسیدگی تعیین نموده است آقای ع. ن. به وکالت از زوج لایحه ای که در اوراق 130 الی 132 پرونده پیوست شده است گفته است موکل پس از وقوع عقد زوجیت در طول این 9 سال زندگی مشترک نهایت تلاش و سعی خود را برأی فراهم ساختن نیازمندی های زندگی مشترک با همسر و فرزندش را بی وقفه ادامه داده است اکنون مدت یکسال است که بین آنان اختلافی به وجود آمده که آن ها جهت اقامه دعاوی متعدد به دادگاه های خانواده مراجعه نموده اند که این اختلافات بی شک برأی خانواده طرفین بیش از خود طرفین بیشتر مشکل ساز بوده است زوجه پس از اقامه دعوی مطالبه مهریه در شعبه 251 خانواده تهران و تقسیط مهریه اقدام نموده وکیل محترم به

📜

رأی دادگاه

1153 جزائی تهران و بند 9 از شروط ضمن عقد در سند نکاحیه استناد نموده است حال جای سوال وجود دارد که علت درگیری موکل با پسرعموی خواهان چه بوده است؟ آیا موکل تاکنون حتی یکبار درگیری لفظی با کسی داشته؟

آیا تاکنون عمل منافی شخصیت خانوادگی زوجه باشد مرتکب شده است و حتی با همسر خود بعد از این همه طرح دعاوی متعدد بر علیه وی سخن ناروائی گفته است در ماه محرم سال گذشته هنگامی که موکل همراه مادر و برادر و فرزندش از هیأت عزاداری امام حسین برمی گشتند با همسر خود که آن زمان به دلیل مشکلات منزل مشترک را ترک کرده بود و همراه برادر و پسرعمه های خود در خیابان در حال برگشتن به منزل پدری بودند با موکل و خانواده اش روبرو می شوند که همسر موکل از ایشان می خواهد که فرزند مشترک را به ایشان بدهد تا همراه خود به منزل پدرش ببرد ولی موکل از آن‌جائی که زوجه حق ملاقات نداشته و در آن زمان اقدام به تقدیم دادخواست ملاقات نکرده بود ممانعت به عمل آورده که متعاقب آن برادر و پسرعمه ها زوجه اقدام به درگیری با موکل می نمایند که در پی همین درگیری مشتی به چشم شاکی پسرعمه ها خواهان موکل زده و او را از ناحیه چشم به صورت غیرعمدی ناخودآگاه مصدوم می کند آیا عرف می پذیرد که این شخص که می خواهند فرزندش را از او به زور بگیرند مجرم دانست و این اقوام او از بین برنده حیثیت خانوادگی همسرش باشد موادی که همکار محترم به آن استناد نموده است شامل مواردی است که زوج یا اعتیاد داشته باشد یا مشروبات الکلی استعمال نماید یا نسبت به همسر خودش دست بزن داشته باشد یا مواردی دیگر نظیر آن موکل خوشبختانه هیچکدام از این خصوصیات منفی را نداشته و ح.

معاشرت و نیک بودن اخلاق و رفتار ایشان در بین اقدام و فامیل و همسایگان زبان زد خاص و عام بود و به موجب صورت جلسه ای که پیوست لایحه تقدیم می شود تأیید گردیده (عضو ممیز: برگ 28 پرونده) لازم به ذکر است که 6 ماه حبس تعزیری موکل به صورت تعلیق درآمده و ایشان تنها یک ماه آن را تحمل کرده اند درخواست رد ادعای خواهان و به منظور جلوگیری از فروپاشی زندگی مشترک و تربیت و رشد فرزند مشترک در سایه والدین با جلوگیری از طلاق و اجرأی عدالت صدور حکم شایسته مورد استدعاست در جلسه دادرسی مورخ 1393/6/30 خواهان خواسته خود را به شرح دادخواست تکرار نموده خوانده علیرغم ابلاغ اخطاریه حضور نداشته است دادگاه قرار ارجاع امر به داوری صادر نموده است در برگ 37 پرونده داور زوجه که توسط وکیل او در تاریخ 1393/7/2 معرفی شده نظریه کتبی خود را نیز ظاهراً تقدیم نموده است اخطاریه تعیین داور به زوج به وکیل او در تاریخ 9139 ابلاغ شده است ظاهراً وکیل زوجه در برگ 42 پرونده درخواست تعیین داور برأی زوج با هزینه موکلش را نموده است درحالیکه در تاریخ 1393/9/18 داور زوج آقای سید ح. م. معرفی شده در تاریخ 1393/10/7 آقای ح. ع.

به عنوان داور منتخب دادگاه نظر خود را در برگ 45 پرونده اعلام نموده و نظریه داور منتخب زوج نیز در برگ 47 پرونده اعلام شده است وکیل زوجه در لایحه ای که در تاریخ 1393/12/6 به دادگاه تقدیم نموده است (برگ 51 پرونده) درخواست صدور حکم ضمن اعلام آمادگی موکلش برأی بذل کل مهریه را نموده است در جلسه دادرسی مورخ 1393/12/6 وکیل زوج مخالفت موکلش را با طلاق با توجه به داشتن فرزند 9 ساله اعلام نموده است وکیل زوج با توجه به محکومیت قطعی زوج به اتهام ضرب و جرح عمدی و توهین و اینکه تمام حقوق مالی خود را مهریه و نفقه و اجرت المثل بذل می نماید دادگاه با توجه به عدم قبول بذل از ناحیه زوج قبول بذل می نماید زوجه باردار نمی باشد و جهیزیه خود را مسترد کرده زوجین فرزند 7 ساله ندارند و نظریه داوران واصل و پیوست می باشد ختم جلسه را اعلام و به شرح آتی مبادرت به اتخاذ تصمیم نموده است «رأی دادگاه» با عنایت به محتویات پرونده نظر به اینکه زوجیت دائم بین متداعین حسب مدارک موجود محرز است و با عنایت به اینکه مساعی دادگاه در اصلاح ذات البین مثمرثمر واقع نشده و توجهاً به مراتب صدور قرار ارجاع امر به داوری و تعیین داوران سازش حاصل نگردید و طی گزارش کتبی آنان عدم امکان سازش زوجین اعلام شده لذا با وصف مذکور و با توجه به نظر قاضی و مشاور محترم ادعای زوجه مبنی بر عسر و حرج در ادامه زندگی مشترک ناشی از محکومیت قطعی طبق دادنامه 921449 مورخ 1392/11/9 مقرون به صحت تشخیص داده مستنداً به مواد 26و27و29و31و33 قانون حمایت خانواده مصوب سال 91 و مواد 1119و1129و1130 قانون مدنی حکم به اجازه اجرأی صیغه طلاق برأی زوجه صادر و اعلام می گردد مهلت اعتبار این حکم از تاریخ ابلاغ رأی قطعی 6 ماه می باشد و زوجه حسب اظهارات خود باردار نمی باشد نامبرده می تواند به یکی از محاضر رسمی طلاق برأی ثبت مراجعه و با وکالت در توکیل به غیر از طرف زوج خود را به طلاق بائن به علت عسروحرج مطلقه نماید زوجه در قبال اجرأی صیغه طلاق کلیه حقوق مالی خود را اعم از نفقه و اجرت المثل و مهریه را بذل و به علت عدم قبول بذل از ناحیه زوج دادگاه قبول بذل نمود زوجه جهیزیه خود را مسترد نموده است و زوجین فرزند زیر 7 سال ندارند.

» از این رأی که مبنی بر تأیید نظر مشاور دادگاه نیز بوده است آقای ر. الف. ع. وی با تکرار مطالب و دفاعیات قبلی که به شرح فوق در گزارش درج گردیده ادعای تحقق شرط ضمن العقد با اتکاء به محکومیت به 6 ماه حبس تعزیری به لحاظ ایراد ضرب و جرح و یا توهین به پسرعموی تجدیدنظرخوانده را ثبت تحقق بند 9 موارد 12 گانه مندرج در سند نکاحیه و استحقاق زوجه در استفاده از وکالت ضمن العقد ندانسته و نقض رأی را خواستار شده است در لایحه ای که زوجه (تجدیدنظرخوانده) در پاسخ به تجدیدنظرخواهی تقدیم نموده است گفته است زوج با توجه به تأیید استشهادیه ام که ذیل آن را شهود گواهی نموده اند اقدام به ازدواج دوم نموده است با شخصی به نام م. ع. فرزند و. و ازدواج ایشان نیز در دفترخانه ازدواج استان زنجان به ثبت رسیده است و علت ازدواج نیز نداشتن ح. معاشرت و بداخلاقی با همسر اول (خانم س. ع. ) بوده است در برگ 68 پرونده تصویر دادنامه 1119/93 صادره از شعبه 241 دادگاه عمومی حقوقی تهران مشعر بر تجویز اجازه ازدواج مجدد به خواسته آقای ر. الف. ع. به طرفیت خانم س. ع.

که دادگاه در تاریخ 1393/6/17 مستنداً به عدم تمکین زوجه و اجرائیه مربوطه آن را صادر کرده است وکیل زوجه نیز در لایحه ای با تمسک به عسروحرج حادث بر موکلش در صورت تداوم زندگی مشترک و تخلف او از شرط ضمن عقد و اینکه موکل حاضر است برأی خلاصی از این وضعیت اسفناک روحی کل مهریه و سایر حقوق مالی خود را بذل نماید درخواست ابرام رأی بدوی را خواستار شده است پرونده جهت رسیدگی به تجدیدنظرخواهی زوج به شعبه 5 دادگاه تجدیدنظر استان البرز ارسال شده هیأت شعبه در وقت فوق العاده با بررسی اوراق و محتویات پرونده و ختم دادرسی به شرح دادنامه 503/94 در تاریخ 1394/4/7 بدین شرح انشاء رأی نموده اند (رأی دادگاه) در خصوص تجدیدنظرخواهی آقای ر. الف. ع.

نسبت به دادنامه 2443 مورخ 1393/12/6 صادره از شعبه 28 دادگاه خانواده کرج در پرونده کلاسه 930513 که به موجب آن حکم به اجازه اجرأی صیغه طلاق برأی تجدیدنظرخوانده صادر گردیده است من حیث المجموع وارد است زیرا: دلیل زوجه جهت طلاق موضوع محکومیت زوج به ایراد ضرب و جرح نسبت به یکی از بستگان زوجه بوده که دلیل بر مغایرت با حیثیت خانوادگی و شئون زوجه نمی باشد و موضوع مشمول هیچ یک از موارد موضوع مواد 1129 و 1130 قانون مدنی نمی باشد. و دلیلی بر عسروحرج زوجه ارائه نگردیده است بنابرأین دادنامه صادره برابر مقررات قانونی صادر نگردیده فلذا تجدیدنظرخواهی موجه تشخیص مستنداً به بندهای الف و «ج» و «د» و «ه» ماده 348 آئین دادرسی مدنی و صدر ماده 358 قانون مزبور ضمن پذیرش تجدیدنظرخواهی دادنامه معترض عنه را نقض و حکم بر رد دعوی اصلی صادر می گردد اکنون از این رأی وکیل خانم س. ز. فرجام‌خواهی کرده است که هنگام شور لایحه وی با گزارش پرونده قرائت می شود.

هیئت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس از قرائت گزارش آقای عبدالعلی ناصح عضو ممیز و اوراق پرونده و نظریه کتبی آقای محمد دیوسالار دادیار دیوان عالی کشور اجمالاٌ مبنی بر ابرام دادنامه شماره 503/94 تجدیدنظرخواسته مشاوره نموده چنین رأی می دهد.

📄 این مطلب گردآوری و در «یک قاضی» بازنشر شده است.مشاهدهٔ منبعِ اصلی ↗
این مطلب را در تلگرام دنبال کنید
کانال @Yek_Ghazii — انتشارِ لحظه‌ایِ مطالب حقوقی
عضویت
این مطلب را در توییتر (ایکس) دنبال کنید
ما را در ایکس دنبال کنید — انتشارِ لحظه‌ایِ مطالب حقوقی
دنبال کنید