یک قاضی1GHAZI.PRO
@Yek_Ghazii
خانه / آرای قضایی
آرای قضایی

نمونه رای با موضوع: صدور حکم بر اعلام فسخ نکاح دائم به لحاظ خیار تدلیس و تخلف وصف به انضمام خسارات قانونی

🗓 1391/12/09⚖️ یک قاضی
حوزه رأیخانواده
مرحله رسیدگیفرجام‌خواهی
تاریخ رأی1391/12/09
شماره دادنامه01059
شماره پروندهثبت نشده
📄

متن رأی

خانم م. الف. ف. به وکالت از آقای م. د. دادخواستی به طرفیت خانم ر. ح. به خواسته صدور حکم بر اعلام فسخ نکاح دائم به لحاظ خیار تدلیس و تخلف وصف به انضمام خسارات قانونی تقدیم محاکم عمومی شهرستان یزد نموده که در تاریخ 1391/12/9 به شعبه دوم دادگاه عمومی حقوقی آن شهرستان ارجاع شده است وی در دادخواست که مستند آن سند نکاحیه است توضیح داده است خواهان در تاریخ 1391/8/25 عقد ازدواج با خوانده منعقد نموده است نظر به اینکه در جریان مذاکرات امر ازدواج خوانده خود را دارأی اوصافی معرفی کرده در حالی که فقدان وصف مذکور به اثبات رسیده است و مورد فریب واقع شده فلذا به استناد مواد 438 و 1128 قانون مدنی و ماده 519 قانون آیین دادرسی مدنی صدور حکم به فسخ عقد ازدواج مورد استدعاست.

وقت رسیدگی تعیین و طرفین دعوت شده اند در جلسه دادرسی مورخ 1392/2/7 خواهان و وکیل او حاضر شده و خوانده حاضر نگردید لیکن لایحه ای تقدیم و طی آن به لحاظ عدم رعایت فاصله قانونی ابلاغ درخواست تجدید وقت رسیدگی را نموده است وکیل خواهان در جلسه دادرسی مزبور توضیح داده است درخواست صدور حکم به اعلان فسخ نکاح به لحاظ بیماری اعصاب را دارم موکل یک هفته بعد از ازدواج پی به بیماری برده و خود زوجه گفته 13 سال است که تحت مراقبت دکتر د. هستم.

خواهان که در جلسه دادگاه حضور داشته نیز توضیح داده است یک روز قبل از محرم عقد کردیم همان شب عروسی که می خواست برقصد نتوانست یک هفته بعد رفتم دیدم همان طور است روی چیزی تمرکز می کرد خنده نابجا می کرد اشیاء را در جای خود نمی گذاشت دو هفته از ازدواج گذشت دیدم خوب نشد. . . علت اینکه دیر دادخواست دادم این بود که فکر می کردم خوب می شود استرس است نمی دانستم فوریت دارد از بیماری وی به من نگفته بودند. دادگاه استعلام از پزشک معالج آقای د. را ضروری دانسته است. و پزشک مزبور در پاسخ استعلام اظهار نموده است خانم ر. ح. دارأی تیک عصبی و علایم افسردگی بوده و از تاریخ 1391/11/2 لغایت1381/12/7 (؟ )به اینجانب مراجعه و تحت درمان بوده است. . . .

دادگاه وقت دیگری را جهت رسیدگی تعیین نموده و در جلسه رسیدگی مورخ 1392/3/29 که با حضور وکیل خواهان و شخص خوانده تشکیل شده بود، وکیل خواهان بر مفاد خواسته تأکید نموده و خوانده توضیح داده است قبل از ازدواج به خواهان گفتم که بیماری تیک عصبی دارم و قرص می خورم از بچگی داشتم من خودم متوجه نمی شوم فقط سرم تکان می خورد دکتر رفتم گفته که مشکلی نیست فقط نباید عصبی باشد قبل از ازدواج پیش دکتر ی. می رفتم یکسال است پیش دکتر د. می روم و دارو می خورم به دلال هم گفته بودیم همسایه ما از او پرسید دختر را دیدی گفت بلی کمی سرش را تکان می دهد ولی چیزی نیست فقط پیش شوهرم بیماری را گفتم دیپلم دارم.

وکیل خواهان هم اظهار نموده است موکل گفت که گفته اگر سرش تکان می خورد به خاطر استرس شب عقد است.

خوانده اظهار نمود درخواست استماع شهادت شهود خود را دارم.

وکیل خواهان اظهار نموده است ما نیز شاهد داریم که گفتند استرس دارد اگر می دانست موکل که او 13 سال تحت نظر دکتر است قبول نمی کرد. دادگاه در همان جلسه دادرسی اظهارات خانم ص. س. مادر خوانده را استماع نموده است مشارالیها اظهار نموده « همدیگر را نمی شناختیم از زمان دبستان یا راهنمایی دخترم تیک عصبی داشته سرش ناگهان تکان می خورد وقتی برأی خواستگاری آمده بود به او گفتم دخترم تیک عصبی دارد قرص می خورد یک کاری نکن من و تو غصه بخوریم گفت باشد بعد بیرون آمد در هال کنار همسایه ما که دلال بود نشست و پرسیدند گفته سرش را تکان می دهد ولی مسئله ای نیست شاهد داریم به خواهر و مادرش چیزی نگفتیم وقتی فکر و خیال می کند یا روی کاغذ نگاه می کند بدتر می شود. . . » دادگاه قرار استماع شهادت شهود را صادر نموده است و بدین منظور وقت دیگری تعیین گردیده است در جلسه دادرسی مورخ 1392/5/13 که با حضور طرفین و وکیل خواهان تشکیل شده بود اظهارات گواهان استماع گردید آقای م. س.

بعنوان گواه اظهار نموده است: « همسایه خوانده هستم در جلسه اول و دوم خواستگاری بودم در جلسه دوم از خواهان پرسیدم دختر را دیدی هیچ عیب و نقص دارد پسند می باشد یا خیر خواهان گفت جزء مریضی حساب نمی شود گفت مریض هست ولی مشکل حساب نمی شود نگفتت چه بیماری دارد من با دلال صحبت نکردم خواهان در جلسه خواستگاری خوانده را دیده بود. » آقای سید ا. م. نیز بعنوان گواه شهادت داده است: « من دلال ازدواج بودم شخص دیگری خوانده را معرفی کرد و شناخت قبلی نداشتم کسی به من گفت که خوانده مشکل دارد سه روز بعد از عقد خواهان به پسرم گفته بود که خانم مشکل دارد من دعوا کردم با او چند بار گفت من سعی در سازش داشتم روز سوم گفت زنم مریض است در مراحل گفت خواستگاری و تعیین مهریه بودم.

» پس از آن خواهان اظهار نموده است که روز اول برأی خواستگاری رفتم کسی چیزی در مورد بیماری نگفت در جلسه دوم خواستگاری مادرش گفت استرس دارد چیزی نیست 5 تا 10 روز خوب می شود من پرسیدم چرا این جوری هستی گفت خوب می شوم چیزی نیست دلال از بیماری تیک عصبی چیزی نگفت خوانده اظهار نموده است ما فقط به خود شوهرم گفتم تیک عصبی دارم نگفتم 5 تا 10 روز خوب می شوم خواهان مجدداً اظهار نموده است من سه روز بعد از عقد متوجه بیماری شدم به پدر و مادر و خواهرم گفتم مریضی دارد نمی توانم با او زندگی کنم پدر و مادر و خانواده ام مانع شدند اعلام فسخ نکاح نمایم. در مورد رابطه زناشویی به پزشکی قانونی برود و اگر باکره نبود گردن خودم.

خوانده اظهار نموده است رابطه زناشویی داشتم. دادگاه از پزشکی قانونی در خصوص وضعیت بیماری و زمان شروع آن و باکره بودن زوجه استعلام نموده است آن مرجع در تاریخ 1393/7/14 در پاسخ اعلام نموده است پرده بکارت از نوع حلقوی قابل اتساع و دارأی محو شدگی در ناحیه ساعت شش می باشد که از زمان آن بیش از سه هفته می گذرد و در خصوص وضعیت بیماری زوجه حضور زوجین را ضروری دانسته است دادگاه به لحاظ عدم پرداخت هزینه پزشکی قانونی از سوی خواهان با استناد به ماده 259 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی قرار ابطال دادخواست صادر نموده است که در پی تجدید نظر خواهی وکیل خواهان شعبه هشتم دادگاه تجدید نظر استان یزد طی دادنامه شماره 01059 – 1392/11/23 آنرا نقض و پرونده را جهت رسیدگی ماهوی به دادگاه بدوی اعاده نموده است. پس از معرفی زوجه به پزشکی قانونی آن مرجع در نظریه مورخ 1392/2/27 ( ا ص 88 ) اعلام نموده است. هر چند نامبرده دچار مشکل جسمانی ( به شکل تیک عصبی حرکتی ) می باشد ولیکن اختلال روانی عمده در وی احراز نگردید.

» همان مرجع مجدداً در پی استعلام دادگاه اعلام نموده است: « بیماری نامبرده ( حرکات غیر ارادی در گردن و پلک ها ) تأثیری در روابط جنسی زوجین نداشته و معمولاً اختلالی در روابط رفتاری ایشان با دیگران ایجاد نخواهد کرد. » متعاقب آن دادگاه ختم رسیدگی را اعلام و طی دادنامه شماره 001160 – 1393/7/26 با این استدلال که زوجه در زمان عقد فاقد وصف سلامت که عقد بر مبنای آن واقع می شود بوده، دعوی خواهان را محرز دانسته و با استناد به مواد 1128 و 1124 قانون مدنی حکم به اعلام فسخ نکاح فیمابین زوجین صادر و خوانده را به پرداخت خسارات دادرسی محکوم نموده است. پس از ابلاغ دادنامه خانم ر. ح.

با پیوست یک برگ استشهادیه مبنی بر اینکه زوج تا دو ماه پس از عقد به منزل زوجه رفت و آمد داشته با این ادعا که خواهان در زمان عقد و قبل از آن اطلاع از بیماری من داشته و خودم به او گفتم تیک عصبی دارم قرص می خورم و تیک عصبی من به گونه ای است که هر کس با صرف چند دقیقه وقت متوجه آن می شود و تاریخ عقد 1391/8/24 و تاریخ ازاله بکارت 1391/12/8 می باشد و او به مدت دو ماه از من بهره جنسی برده است و حال ادعای فسخ دارد نسبت به دادنامه مزبور تجدید نظر خواهی نمود.

و شعبه هشتم دادگاه تجدید نظر استان یزد پس از تعیین وقت دادرسی و استماع اظهارات تجدید نظر خواه و وکیل تجدید نظر خوانده طی دادنامه شماره 00054 – 1394/1/22با این استدلال که اولاً دو نفر شاهد مرد گواهی داده اند که زوج قبل از عقد از بیماری همسرش مطلع بوده ثانیاً زوجه نیز چنان است که شخص می تواند به بیماری تیک عصبی او پی ببرد و حتی زوج نیز در اظهارات خود بیان داشته وقتی از تیک عصبی او سؤال کردم گفتند استرس زمان عروسی است و ده پانزده روز بعد خوب می شود ثالثاً زوج به فوریت نیز اقدام ننموده و در اظهارات خود بیان داشته پدرم مانع اعلام فسخ شد و یا اینکه گفتند بعد از مدتی خوب می شود، تجدید نظر خواهی را موجه دانسته و ضمن نقض دادنامه تجدید نظر خواسته، حکم بر بطلان دعوی خواهان را صادر نموده است این دادنامه در تاریخ 1394/2/9 به وکیل زوج ابلاغ و وی طی دادخواست فرجام‌خواهی که به شماره و تاریخ 00004 – 1394/2/29 ثبت دفتر دادگاه شده به پیوست سه برگ لایحه و خلاصتاً با این ادعا که زوجه به دلالت گواهی پزشکی قانونی دچار مشکل جسمانی است و زوج اطلاعی از شدت و نوع بیماری وی نداشته و دو نفر شاهد مورد اشاره در دادنامه فرجام خواسته سابقه ای در پرونده ندارد نسبت به دادنامه مزبور فرجام‌خواهی نموده است.

محتویات پرونده دلالتی بر پاسخ فرجام خوانده در تبادل لوایح ندارد. پرونده پس از ارسال به دبیرخانه دیوان عالی کشور و ثبت به کلاسه فوق به این شعبه ارجاع گردیده است. مفاد لایحه وکیل فرجام خواه حین المشاوره قرائت می شود. هیئت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس از قرائت گزارش آقای سید صالح سجادی عضو ممیز و اوراق پرونده در خصوص دادنامه شماره 00054 – 1394/1/22 فرجام خواسته مشاوره نموده چنین رأی میدهد.

📄 این مطلب گردآوری و در «یک قاضی» بازنشر شده است.مشاهدهٔ منبعِ اصلی ↗
این مطلب را در تلگرام دنبال کنید
کانال @Yek_Ghazii — انتشارِ لحظه‌ایِ مطالب حقوقی
عضویت
این مطلب را در توییتر (ایکس) دنبال کنید
ما را در ایکس دنبال کنید — انتشارِ لحظه‌ایِ مطالب حقوقی
دنبال کنید