متن رأی
تجدیدنظر خواهی خانم الف. ن. با وکالت آقای ح. ک. ن. به طرفیت آقای م. ع.
از دادنامه شماره 95 مورخ 1394/1/31صادر شده از شعبه اول دادگاه عمومی بخش پردیس وارد و موجه است رأی مزبور که به موجب آن حکم بر بی حقی تجدیدنظر خواه در مورد مطالبه مهریه مافی القباله صادر شده است مغایربا قانون بوده و استدلال دادگاه مخدوش و خلاف موازین شرعی و قانونی است زیرا طرفین زن و شوهر بوده اند و در تاریخ 1393/7/2 بابذل حقوق مالی از جمله مهریه از سوی زوجه به طلاق خلع متارکه نموده اند زوجه مدعی است در ایام عده به ما بذل رجوع کرده است لذا با توجه به اینکه در طلاق خلع زوجه حق دارد در عده به ما بذل رجوع نماید و در این صورت مراتب به زوج ابلاغ می شود و او نیز حق دارد به زوجیت رجوع کند ( چون رجوع به ما بذل طلاق خلع را به طلاق رجعی مبدل می سازد و زوج حق دارد در عده طلاق رجعی به ازدواج رجوع کند ) بنابرأین در صورتی که واقعه رجوع به ما بذل ثابت شود مهریه در ذمه زوج مستقر می گردد بر خلاف استنباط دادگاه بدوی بذل مال در قبال طلاق بخشش بلا عوض نیست که مشمول ماده 806 قانون مدنی باشد النهایه چون زوج در این مرحله از دادرسی اعلام کرده رجوع زوجه را به مابذل قبول ندارد و از طرفی معلوم نیست تشریفات قانونی در مورد ابلاغ به زوج رعایت شده یا نه و اساساً واقعه رجوع به نحو صحت در ایام عده صورت گرفته است یا خیر؟
لازم است بدواً با اقامه دعوا در دادگاه صالحه به خواسته اثبات رجوع، به موضوع رسیدگی و حکم قطعی صادر گرددآنوقت در صورت صدور حکم قطعی به اثبات رجوع در مورد مطالبه مهریه اقامه دعوا شود به همین سبب دعوی مطروحه در وضعیت فعلی قابلیت استماع نداشته و مطابق قانون مطرح نشده است لذا با استناد به ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه تجدیدنظر خواسته نقض می شود و با استناد به ماده 2 قانون مزبور قرار رد دعوا صادر می گردد. این رأی قطعی است. شعبه 30 دادگاه تجدید نظر استان تهران - مستشاران محرمعلی بیگدلی - علیرضا زاهدیان