متن رأی
فرجامخواهی آقای ن. ح. ح. الف. با وکالت آقای م. ک.
نسبت به دادنامه شماره 1109- 93 مورخ 1393/11/15 شعبه چهارم دادگاه تجدیدنظر استان یزد که در جهت تأیید دادنامه بدوی متضمن حکم به بطلان دعوی فرجامخواه بخواسته صدور حکم به فسخ نکاح بعلت جنون زوجه فرجامخوانده انشاء گردیده مآلاً وارد و دادنامه فرجامخواسته واجد ایراد قانونی بوده و درخور نقض می باشد زیرا مطابق مواد 1121 و 1126 قانون مدنی جنون هر یک از زوجین به شرط استقرار آن در زمان عقد نکاح اعم از اینکه مستمر یا ادواری باشد برأی طرف مقابل بشرط اینکه قبل از عقد عالم به آن نبوده باشد موجب حق فسخ خواهد بود و طبق ماده 1131 همان قانون طرفی که حق فسخ دارد بشرط اینکه علم به حق فسخ و فوریت آن داشته باشد در صورتیکه بعد از اطلاع بعلت فسخ نسبت به فسخ نکاح اقدام نکند خیار او ساقط میشود از آنجائکیه جنون در زمره بیماری هایی است که تشخیص قطعی آن بعهده پزشک متخصص روانپزشکی بوده و افراد عادی قادر به تشخیص قطعی آن نمی باشند لذا مادامیکه جنون هر یک از زوجین در مرجع صالح قضایی به اثبات نرسیده و حکم حجر محجور صادر نشده باشد برأی طرف مقابل خیار فسخ وجود نداشته و اعمال این خیار از طرف ایشان ممکن نخواهد بود و به این ترتیب از تاریخ اثبات قطعی جنون هر یک از زوجین و صدور حکم حجر وی برأی طرف مقابل حق فسخ وجود داشته و می تواند با اعمال فوری این حق خود نسبت به فسخ نکاح اقدام نماید در ما نحن فیه محتویات پرونده دلالت بر این دارد که زوجین در تاریخ 1389/2/3 با هم ازدواج نموده اند و بموجب دادنامه شماره 822 مورخ 1392/7/18 شعبه چهارم دادگاه عمومی یزد که در مقام اصلاح دادنامه شماره 275-91 صادره از همان دادگاه اصدار یافته حکم به حجر زوجه فرجامخوانده خانم م.
د. الف.
بلحاظ جنون صادر و زمان شروع حجر هم متصل به زمان صغر اعلام شده است و باین ترتیب ثابت و مدلل است که زوجه فرجامخوانده در زمان عقد نکاح مبتلا به جنون مستمر بوده که چون این عیب زوجه فرجامخوانده بعد از عقد نکاح با صدور دادنامه فوق الاشعار به اثبات رسیده لذا خروج فرجامخواه بطور قطع در زمان عقد نکاح از وجود این عیب مستقر در زوجه فرجامخوانده بی اطلاع بوده و حتی اظهارات ولی زوجه بشرح صورتجلسه دادرسی مورخ 1393/4/3 مبین آنستکه مشارالیه و سایر اعضاء خانواده اش از بیماری جنون دخترش بی اطلاع بوده اند بنابرأین از آنجائیکه با صدور دادنامه شماره 822 مورخ 1392/7/18 حجر زوجه فرجامخوانده بعلت جنون که در زمان عقد نکاح هم در ایشان مستقر بوده باثبات رسیده است و از تاریخ قطعیت دادنامه مذکور حق فسخ نکاح برأی زوج فرجامخواه ثابت بوده و می تواند با اعمال این حق در مدت عرفی نسبت به فسخ نکاح اقدام نماید و نامبرده هم در تاریخ 1392/11/29 با تقدیم دادخواست و تغییر خواسته خود در جلسه اول دادرسی صدور حکم بر اعلام فسخ نکاح را خواستار گردیده که تقدیم این دادخواست ظهور بر اعمال حق فسخ نکاح از طرف ایشان دارد و درخواست سابق ایشان مبنی بر صدور گواهی عدم امکان سازش جهت اجرأی صیغه طلاق قبل از صدور حکم حجر زوجه فرجامخوانده حق فسخ او را که بعد از آن با صدور حکم حجر زوجه برأی مشارالیه ایجاد گردیده ساقط نمیسازد بنابرأین در صورتیکه دادخواست زوج فرجامخواه در پرونده حاضر بعد از صدور حکم حجر زوجه و قطعیت آن و ابلاغ دادنامه قطعی در مدت عرفی تقدیم شده باد محرز خواهد بود که زوج فرجامخواه نسبت به اعمال خیار فسخ خود بفوریت اقدام نموده و قانوناً موجبات صدور حکم بر اعلام فسخ نکاح فراهم خواهد بود و چون دادنامه متضمن حکم حجر زوجه فرجامخوانده در تاریخ 1392/7/18 صادر شده و دادخواست اعلام فسخ نکاح هم در پرونده حاضر در تاریخ 1392/11/29 تقدیم گردیده و با وجود اینکه خلاصه پرونده مربوط به حکم حجر فوق الذکر در صورتمجلس مورخ 1393/5/28 منعکس و تصریح گردیده که دادنامه به طرفین ابلاغ شده معهذا معلوم نگردیده که دادنامه مذکور در چه تاریخی به طرفین دعوی (زوج و ولی زوجه) ابلاغ گردیده است که معلومیت این امر در تشخیص این که آیا زوج فرجامخواه بفوریت و درمدت عرفی با تقدیم دادخواست در پرونده حاضر نسبت به اعمال خیار فسخ خود اقدام نموده است یا خیر و از این رو اقتضا داشته که دادگاه محترم تجدیدنظر با مطالبه و ملاحظه پرونده قضایی مربوط به دادنامه فوق الذکر بکلاسه بایگانی 920358 شعبه چهارم دادگاه عمومی یزد بررسی و معلوم دارد که حکم حجر زوجه فرجامخوانده بعلت جنون وی در چه تاریخی به زوج فرجامخواه و ولی زوجه فرجامخوانده ابلاغ و آیا در مهلت قانونی از ناحیه طرفین خصوصاً ولی زوجه نسبت به آن اعتراض و تجدیدنظرخواهی بعمل آمده است یا خیر و در صورت اعتراض، سرانجام و نتیجه نهایی آن چه بوده است و پس از انعکاس مراتب در صورتمجلس و احراز اینکه آیا اعمال خیار فسخ از طرف زوج فرجامخواه با تقدیم دادخواست در پرونده حاضر در مدت عرفی و بفوریت انجام شده است یا خیر بر اساس نتیجه حاصله نسبت به صدور رأی مقتضی اقدام نماید بنا بمراتب اشعاری دادنامه فرجامخواسته در وضعیت موجود بعلت نقص تحقیق و رسیدگی قابلیت ابرام را نداشته مستنداً به بند 5 ماده 371 و بند الف ماده 401 قانون آئین دادرسی مدنی ضمن نقض آن رسیدگی مجدد به همان دادگاه محترم صادر کننده رأی منقوض ارجاع میگردد تا پس از تکمیل تحقیق و رسیدگی بشرح مرقوم در فوق بر اساس نتیجه حاصله نسبت به صدور رأی شایسته اقدام نماید.
شعبه 8 دیوانعالی کشور - رئیس و مستشار و عضو معاون حسن عباسیان - مسعود کریم پور نطنزی - جعفر پور بدخشان